سلام دوستان
امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
خیلی وقت بود از این تاپیک دور بودم . شاید یکی از دلایلش مشغله زیاد باشه ......
اما به هرحال , امروز که قصد نوشتن اصطلاح جدید رو داشتم برای اولین بار احساس کردم اصطلاح دیگه ای یادم نمیاد شاید مغزم نم کشیده یا شاید علتش کمبود دایره اصطلاحات فارسی در ذهنم باشه , از اینکه میگم اصطلاحات فارسی تعجب نکنید , برای هر اصطلاح انگلیسی من باید معنای مناسب فارسی رو هم پیدا کنم که متاسفانه برای بسیاری از اصطلاحات قادر نیستم
و اما اصطلاحات : ( بخشی از این اصطلاحات رو با کمک گرفتن از کتاب نوشتم )
Pissed off
ticked off
عصبی , ناراحت , قاطی , اب رو غن قاطی کرده
you seem really ticked off
عصبی به نظر میرسی ! ( به نظر میرسه قاطی کردی )
What's new ?
What's up ?
چی شده ؟ چه خبره ؟
Get out of someone face
Get lost
تنهام بزار ! راحتم بزار ! از جلوی چشمم دور شو ! بزن به چاک ! گور....... !
Blow some thing
( گذشته= blew )
Goof up something
خراب کردن چیزی , گند زدن چیزی , ( به معنای سوتی دادن هم گاهی کاربرد داره )
Freak out
Flip out
دیوانه شدن , قاطی کردن , از دست دادن کنترل
Ace a test
Pass a test with flying colors
بهترین شدن در امتحان , عالی پاس کردن امتحان ( متاسفانه معادل مناسب تری سراغ ندارم شاید = آس شدن یا تکخال شدن در امتحان مناسبتر باشه اما بازهم معنای مناسبی نداره )
What's-her or his-face
اسمش چی بود! همونکه اسمشو یادم نمیاد ( زمانی که میخاید درمورد کسی حرف بزنید ولی اسمشو یادتون نمیاد )
Kiss up to someone
flatter someone
Butter someone
چاپلوسی کردن کسی
Give me a break
شوخی میکنی !, جدی نمیگی ! , داری سر به سرم میزاری ! ( یه اصطلاح رایج بین جوونها )
I can't stand him or her
نمیتونم ....... تحمل کنم . از ....... متنفرم .
To be someone's pet
محبوب کسی بودن , عزیز دوردانه کسی بودن

( البته به عنوان لفظ غیر نورمال هم کاربرد داره )
فعلا همینها بود
ENJOY IT
موفق و سربلند باشید
