صفحه 15 از 16

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط Tomcattter
ياد باد آنکه نهانت نظري با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پيدا بود

''حافظ"

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۵۱ ب.ظ
توسط کنداليني
دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را................. دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

ARMIN : دوست عزيز طبق قوانين اين تاپيک هر کاربر در هر روز مي تواند تنها يک شعر بنويسد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
توسط Leila
انكه تاج سر من خاك كف پايش بود
پادشاهي بكنم گر بسرم باز ايد

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۷ ب.ظ
توسط sandbad
دست از طلب ندارم تا کام من برايد...يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برايد

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ب.ظ
توسط Farhad3614
در اين دنياي بي حاصل چرا مغرور مي گردي
سليمان گر شوي اخر نصيب گور مي گردي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۰۵ ق.ظ
توسط chamran
يکي درد و يکي درمان پسندد............. يکي وصل و يکي هجران پسندد

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۲۹ ق.ظ
توسط njmh
ديدي که مرا هيچ کسي ياد نکرد
جز غم که هزار آفرين بر غم باد
مولانا

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۵۴ ق.ظ
توسط Leila
دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
باشد كه از خزانه ي غيبم دوا كنند

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۲۹ ب.ظ
توسط sandbad
درهمه در مغان نيست چو من شيدايي
خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۳۴ ب.ظ
توسط Tomcattter
ياد باد آنکه نهانت نظري با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پيدا بود

''حافظ"

ارسال شده: جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۵:۲۳ ق.ظ
توسط chamran
دست از طلب نيارم تا کام من بر آيد ................. يا جان رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد

ارسال شده: جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۶ ب.ظ
توسط Tomcattter
دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود