صفحه 152 از 448
ارسال شده: پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۰۳ ب.ظ
توسط ae
من بي مي ناب نيستن نتوانم ... بي باده كشيد بار تن نتوانم
من بنده آن دمم كه ساقي گويد ... يك جام دگر بگير و من نتوانم
ارسال شده: جمعه ۹ آذر ۱۳۸۶, ۶:۴۹ ق.ظ
توسط milad1378
ما ئيم و مي و مطرب و اين كنج خراب********جان و دل و جام و جامه در رهن شراب(خيام)

ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۹:۳۹ ق.ظ
توسط SadafG
بياور مي که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن
بلعب زهره چنگي و مريخ سلح شورش

ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۴۶ ق.ظ
توسط mohayer
شمشير هدي توئي که مريخ
شمشير تو را فسان ببينم
خورشيد ز برق نعل رخشت
ناري است که بيدخان ببينم
خاقاني
ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۱:۴۶ ب.ظ
توسط milad1378
مبتلا گشتم در اين بند و بلا********كوشش آن حق گزاران ياد باد(حافظ)

ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۲:۰۹ ب.ظ
توسط mohayer
در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا
کب حيات خضر را در ظلمات ميرسد
مولانا جلال الدين
ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۲:۱۷ ب.ظ
توسط milad1378
درد ما را نيست درمان الغياث*******هجر مارا نيست پايان الغياث(حافظ)

ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۲:۲۵ ب.ظ
توسط mohayer
ثرياست يا از شفق مهر گردون
چو آلوده لب از مي ارغواني
چنان سيليي زد بر او دست پهنت
که از ضرب آن ماند بر وي نشاني
وحشي
ارسال شده: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۶:۳۳ ب.ظ
توسط milad1378
يارب تو آن جوان دلاور نگاه دار*********كز تير آه گوشه نشينان حذر نكرد(حافظ)

ارسال شده: یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ق.ظ
توسط mohayer
دمي که تير ستم در کمان خشم نهاد
کشيد بر من و سوي دگر روانش کرد
محتشم کاشاني
ارسال شده: دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶, ۷:۲۰ ق.ظ
توسط milad1378
در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت********با جام مي به كام دل دوستان شدم(حافظ)

ارسال شده: دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۵۴ ق.ظ
توسط saeede
مي توان خنده شد و همره يک بوسه ناب
مثل گلبوسه به گلزار لب يار نشست