صفحه 158 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۰۰ ق.ظ
توسط SadafG
يار بيگانه نگيرد هر که دارد يار خويش
ايکه دستي چرب داري پيشتر ديوار خويش :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۴۰ ق.ظ
توسط mohayer
شراب لعل و جاي امن و يار مهربان ساقي
دلا کي به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

شمس الدين محمد

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۶, ۹:۰۸ ب.ظ
توسط stj
هرگز المي چو فرقت جانان نيست
دردي بتر از واقعه ي جانان نيست
گر ترک وداع کرده ام معذورم
تو جان مني وداع جان آسان نيست.

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶, ۱:۰۰ ق.ظ
توسط ae
تو نيستي که ببيني چگونه پيچيده است
طنين شعر نگاه تو در ترانه من

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
توسط SadafG
نسيم در سر گل بشکند کلاله ي سنبل
چو از ميان چمن بوي آن کلاله برآيد :razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶, ۹:۵۲ ب.ظ
توسط anti_israel
دلا یاران سه قسمند ار بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان ده و از در مرانش نوازش کن به یاران زبانی
و لیکن یار جانی را بدست آر بدستش جان بده تا میتوانی

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۰۶ ب.ظ
توسط stj
يك خنده تو به رايگان مي ببرد آن دل كه به صد هزار جان ندهم *

salam

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۶, ۳:۴۳ ب.ظ
توسط mehra
من آنم که در پای خوکان نریزم

مر این قیمتی در لفظ دری را

ارسال شده: دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۰۱ ق.ظ
توسط anti_israel
از در درامدی و من از خود به در شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶, ۹:۰۷ ق.ظ
توسط saeede
ملامتگويِ بي حاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض كه چون يوسف جمال از پرده بنمايي

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶, ۳:۱۴ ب.ظ
توسط ae
ياران موافق همه از دست شدند
در پاي اجل يکان يکان پست شدند
خورديم ز يک شراب در مجلش عمر
دوري دو سه پيشتر زما مست شدند :sad:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۳:۱۵ ق.ظ
توسط jupiter_2xl
داغ تو دارد اين دلم
جاي دگر نميرود :razz: