صفحه 160 از 448
ارسال شده: جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۴۵ ق.ظ
توسط machkol
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
ارسال شده: جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۸ ب.ظ
توسط SadafG
آن کيست کز روي کرم با ما وفاداري کند
بر جاي بدکاري چو من يکدم نکوکاري کند

ارسال شده: جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۰ ب.ظ
توسط M.Schumacher
در اين دنيا كه مردانش عصا از كور مي دزدند
من از خوش باوري آنجا محبت جستجو كردم
ارسال شده: شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۷ ق.ظ
توسط SadafG
من که در آتش سوداي تو آهي نزنم
کي توان گفت که بر داغ دلم صابر نيست

ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۱:۰۵ ق.ظ
توسط jupiter_2xl
تو کز محنت ديگران بي غمي
نشايد که نامت نهند آدمي
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۰۰ ب.ظ
توسط machkol
یا باده ده حجت مجو یا خود تو برخیز و برو
یا بنده را با لطف تو شد صوفیانه ماجرا
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۰۳ ب.ظ
توسط machkol
ای طایران قدس راعشقت فزوده بالها
در حلقه سودای تو روحانیان را حالها
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۵۱ ب.ظ
توسط soltan30as
الا اي آهوي وحشي كجايي
مرا با توست چندي آشنايي
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۲۱ ب.ظ
توسط ae
يک گل سرخ درشت از دل دريا برخواست
چون گل افشاني لبخند تو
در لحظه شيرين شکفتن ، خورشيد .
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۴۴ ب.ظ
توسط SadafG
دلم اميد فراوان ز وصل روي تو داشت
ولي اجل بره عمر رهزن املست

ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۱۱ ب.ظ
توسط ae
تا عشق ترانه خوان چشمان غم است
راه من و تو هميشه پر پيچ و خم است
اي حسرت روزهاي بي برگشتم
صد بار که عاشقت شوم باز کم است

ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۲۳ ب.ظ
توسط SadafG
تا بدامن ننشيند ز نسيمش گردي
سيل خون از مژه ام برگذري نيست که نيست
