صفحه 162 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۱۸ ب.ظ
توسط SadafG
اگر باور نمي داري رو از صورتگر چين پرس
که ماني نسخه مي خواهد ز نوک کلک مشگينم :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۴۲ ب.ظ
توسط mohayer
منم اين وان تويي اندر برابر
نمي‌آيد مرا اين حال باور

تويي اين يا پري آيا کدام است
بگو با من ترا آخر چه نام است

وحشي بافقي...

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۳:۰۸ ب.ظ
توسط SadafG
تحصيل عشق و رندي آسان نمود اول ....... آخر بسوخت جانم در کسب اين فضائل
حلاج بر سر دار اين نکته خوش سرايد ....... از شافعي نپرسند امثال اين مسائل :razz:

ارسال شده: شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۲۷ ب.ظ
توسط mohayer
لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد

حافظ

ارسال شده: شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۲۸ ب.ظ
توسط SadafG
دل صنوبريم همچو بيد لرزانست
ز حسرت قد و بالاي چون صنوبر دوست :razz:

ارسال شده: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۰۲ ق.ظ
توسط ae
تا عشق تو داغ بر جبین می ریزد
چشمم همه اشک آتشین می ریزد
هجران تو را اگر شبی آه کشم
خاکستر ماه بر زمین می ریزد :razz:

ارسال شده: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۲۲ ب.ظ
توسط SadafG
در خرابات مغان نور خدا مي بينم
اين عجب بين که چه نوري ز کجا مي بينم :razz:

ارسال شده: شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۰۷ ق.ظ
توسط jupiter_2xl
منم که گوشه ي ميخانه خانقاه من است*** دعاي پير مغان ورد صبحگاه من است
غرض ز مسجد و ميخانه وصال شماست***جز اين خيال ندارم خدا گواه من است

ارسال شده: شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۵۸ ب.ظ
توسط saeede
تجربت کردم و دانا شدم از کار تو من
تا مجرب نشود مردم ، دانا نشود

ارسال شده: شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۰۴ ب.ظ
توسط SadafG
دارم از زلف سياهش گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بي سرو سامان که مپرس :razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۴:۲۷ ق.ظ
توسط essi10
سكوتم از رضايت نيست...........دلم اهل شكايت نيست
هزارشاكي خودش داره............خودش گيره،گرفتاره

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۵۴ ق.ظ
توسط noora
همه هستي من آيه تاريکي است که تو را در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد


فروغ فرخزاد