صفحه 18 از 23
ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۵۱ ب.ظ
توسط milad1378
on the trot= پي در پي،پشت سرهم
مثال:I would saw him three days on the trot=I saw him on three consecutive days
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۲۱ ق.ظ
توسط milad1378
Oops a daisy=اصطلاحي كه براي نشان دادن تعجب بكار مي رود 8)

ارسال شده: شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۱۵ ق.ظ
توسط milad1378
امروز 2 تا اصطلاح براي شما مي گذارم(يكي سهميه ديروزجمعه)
over the counter= داروهايي كه بدون نسخه قابل تهيه است(به صورت اختصارotc گفته مي شود.)
over your head= پيچيده و مشكل،غير قابل فهم

8)
مثال: This matter is over your head=This matter goes over your head
ارسال شده: یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۳۰ ق.ظ
توسط milad1378
pay through the nose= پول زيادي براي چيزي پرداختن
مثال:you pay through the nose for this old stamp
ارسال شده: دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۳۵ ق.ظ
توسط milad1378
pie in the sky= كاملا غير ممكن!!
مثال:Your idea is pie in the sky
موخره: ايده ها و تصوراتي كه ظاهري جالب دارند ولي در عمل غير ممكن هستند.
ارسال شده: سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۲۲ ق.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۲۴ ق.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۰۷ ب.ظ
توسط milad1378
Put the pedal to the metal=زودباش،تندتر!
مثال:You are walking very slowly,put the pedal to the metal
ارسال شده: شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۲۵ ب.ظ
توسط milad1378
سلام، چون ديروز جمعه بود با دو اصطلاح در خدمت شما هستم:
renaissance man= آدم چند مرده حلاج،كسي كه در چند زمينه(مخصوصا علوم و هنر ) صاحب نظر است
right up someone alley=كاملا مناسب براي كسي،راست كار كسي
موخره: بجايalley گاهي street هم استفاده مي شود.

ارسال شده: یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۴ ق.ظ
توسط milad1378
to rule the roost= همه كاره بودن،رئيس بودن
مثال:There is no doubt who rules the roost in this house
ارسال شده: دوشنبه ۲ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط milad1378
Under the wire= آخرين لحظه،دقيقه 90 !!
مثال:Wow! You ride the train under the wire

.
ارسال شده: سهشنبه ۳ مهر ۱۳۸۶, ۸:۰۰ ق.ظ
توسط milad1378
up sticks=ناگهاني و بي خبر جايي را براي هميشه ترك كردن !!
مثال:He upped stciks and went to work abroad