صفحه 18 از 19

ارسال شده: جمعه ۲ آذر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۸ ب.ظ
توسط M.Schumacher
عشق یعنی...

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

ارسال شده: جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۷ ب.ظ
توسط Montana2100
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است....

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۴:۱۶ ق.ظ
توسط essi10
زندگي عشق است
عشق افسانه نيست
آنكه عشق را آفريد ديوانه نيست
عشق آن نيست كه كنارش باشي
عشق آن است كه به يادش باشي
اما...
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني

ارسال شده: یک‌شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶, ۴:۳۲ ق.ظ
توسط essi10
عشق عشق می آفر‌‌یند عشق زندگی می آفریند
زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می بخشد
دلشوره جرأت می آفریند جرأت اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند عشق عشق می آفریند
واز عشق مردن
سفریست به سوی عش

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۵۵ ب.ظ
توسط Montana2100
عشق را باید از پروانه آموخت که جانش را فدا می کند و دم بر نمی آورد، نه از بلبل که گلی را می بیند و جهانی را از بی طاقتی های خود با خبر می سازد.

ارسال شده: جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۰۰ ق.ظ
توسط essi10
قصه ی دل بستگی ام را برای همه گفته ام جز تو...
همه این تک ستاره کم نور شب های پرستاره را می شناسند جز تو...
مشق سکوتم و تنهایی ام را همه حس کرده اند جز تو...
اسیر بودنم در تنگ را همه می دانند جز تو...
حدیث دیوانگی ام را همه می دانند جز تو...
دربه دری در کوچه های دل تنگی را همه دیده اند جز تو....
راز چشمانم را همه فهمیده اند جز تو...
اما... من هیچکس را نمی خواهم جز تو...
================================
کاش میفهمیدم راز نگاهت را بانو!!!
راز نگاهی که تپش قبلم را تند تر می کند و قلبم را به شماره می اندازد.
بانو!
نگاهت معنای عشق را برای من زنده می کند حیف که نگاهت از آن من نیست!
روزها را لحظه شماری کرده ام تا ان نگاه رمز الود را از آن خود کنم ولی نمی شود نمی دانم مشکل از من است یا نگاهت سهم دیگریست!!!
بانو!
کاش از عمق نگاه من پی به قلب عاشقم می بردی و می دانستی که جز با تو بودن آرزویی ندارم.
کاش میدانستی شب و روز بی قراری این دل رهایم نمی کند.دلی که هر کجا و هر لحظه تو را صدا می کند بانو.

ارسال شده: جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷, ۳:۱۲ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
ای عشق همه بهانه توست
من خامشم این ترانه از توست
کشتی مرا چه بیم دریا
توفان ز تو و کرانه از توست. ( ه.ا.سایه)
.
.
.
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کردیم
.
.
.
.
پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است

.
.
.

زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

ارسال شده: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۲:۱۰ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
 تو رو دوست ندارم … نه دوستت ندارم
اما...اما
نمی دونم چرا وقتی نیستی غصم می گیره
حسودیم می شه به اون آسمون آبی بالا سرت
هایی که واسه ی تو چشمک می زنن اون ستاره
حسود نیستم به خدا من
نمی دونم چرا کارات همشون واسم قشنگن
نمی دونم چرا اونایی که دوسشون دارم مث تو نیستن؟
دوستت ندارم اما
وقتی نیستی از همه چی متنفر می شم
باور کن دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا چشای نازت
میاره آسمونو یادم
به دل ساده ی من حتی یه نیگای کوچولو هم نکرد حیف که هیشکی
حتی تو... اصلا می دونی باهام چیکار کردی؟
تو . . مث همیشه بی خیال
من توقعام رو زندونی می کنم توی یه پستوی تاریک
دیگه حتی ازت توقع راس گفتنو هم ندارم
می دونم که دیگه دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا همه خندیدن بهم
منو دیده باشن؟!!! واااای نکنه
نکنه؟؟؟
آره دیدنم وقتی چشای خیسم رفتنتو با گریه تعقیب می کرد
نمی دونم چرا با اینکه اصلا دوستت نداشتم اما نگام به جاده خشکید؟
اما کی باورش می شه قصه ی دروغی نفرتمو؟
آره؛ بازم خودمو به خنگی زدم
ولی تو باور کن
که... که.......که
دوستت دارم...
 

 تصویر 

ارسال شده: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۳:۰۸ ب.ظ
توسط naghme
جناب ALIAGHAKHAN
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کردیم

اين جمله جداً زيبا و عبرت آموزه ( آه که محشره ) ولي امان از دست اين شيطان

سوالي هم داشتم
اين دو پست اخير سروده شده از چه کسيه ؟

تشکر :D

ارسال شده: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۳:۴۷ ب.ظ
توسط naghme
عشق مانند هوا در همه جا جاری است تو نفسهایت را قدر ی جانانه بکش

:razz: :razz: :razz:

[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۱۴ ق.ظ
توسط eternal silence
سلام به نظر من تو این دوره زمونه هصلان عشق وجود نداره گشتم نبود نگرد نیست :lol:

ارسال شده: یک‌شنبه ۹ تیر ۱۳۸۷, ۲:۴۸ ق.ظ
توسط pire moghan
گفتند جسته ايم يافت مينشود
گفتم آن که يافت مي نشود آنم ارزوست :AA: