صفحه 193 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۸:۴۶ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي * * * * * خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۴۲ ق.ظ
توسط fereshteh blue
يارب اين شمع دلفروز کاشانه ي کيست
جان ما سوخت بپرسيد که جانانه ي کيست
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۰۶ ب.ظ
توسط amvaj
ترا ناديدن ما غم نباشد
كه در خيلت به از ما كم نباشد
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۳۵ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
دامني گر چاک شد در عالم رندي چه باک ********** جامه اي در نيکنامي نيز مي بايد دريد
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۱:۰۹ ب.ظ
توسط milad1378
دامن ما هست در رندي سراسر چاك چاك***********چون كنم با نيكنامي و غم بي جامگي
موخره:في البداهه!
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۱ ب.ظ
توسط fereshteh blue
يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور
کلبه ي احزان شود روزي گلستان غم مخور
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۱:۳۲ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
روزها فکر من اين است و همه شب سخنم * * * * * که چرا غافل از احوال دل خويشتنم
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۱:۴۶ ق.ظ
توسط fereshteh blue
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اين ها به زکاتم دادند
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
در آستين مرقع پياله پنهان کن * * * * * * که همچو چشم صراحي زمانه خونريز است
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۶:۵۵ ب.ظ
توسط fereshteh blue
تا زميخانه و مي نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پير مغان خواهد بود
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۹:۵۲ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند * * * * تا ابد سر نکشد از سر پيمان نرود
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۳۲ ب.ظ
توسط Saeed.Sh
داني کف دست از چه بي موست********زيرا کف دست مو ندارد
