صفحه 197 از 448

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۴:۲۵ ب.ظ
توسط milad1378
ثواب روزه و حج قبول آنكس برد**********كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد :razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۴:۳۱ ب.ظ
توسط PASARGAD
دیده را فایده آن است که دلبر بیند #*#*#*# ور نبیند چه بود فایده بینایی را :P

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۵:۴۰ ب.ظ
توسط milad1378
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند**************آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند :AA:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۵:۴۴ ب.ظ
توسط AHMN
داني که چيست دولت ديدار يار ديدن ***در کوي او گدايي بر خسروي گزيدن
از جان طمع بريدن آسان بود وليکن*** از دوستان جاني مشکل توان بريدن
فرصت شمار صحبت کز اين دو روزه منزل*** چون بگذريم،ديگر نتوان بهم رسيدن

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۶:۱۲ ب.ظ
توسط HARD
ناليدن بي حساب سعدي*******گويند خلاف راي داناست
:razz: :P :razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۷:۱۲ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
تيري که زدي بر دلم از غمزه خطا رفت * * * * تا باز چه انديشه کند راي صوابت :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱:۱۲ ق.ظ
توسط fereshteh blue
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه ي عشق
هر دم آمد غمي از نو به مبارک بادم

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱:۵۶ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم * * * * دام راهم شکن طرهء هندوي تو بود :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۲۶ ق.ظ
توسط AHMN
درويشم و گدا و برابر نميکنم *** پشمين کلاه خويش بصد تاج خسروي
چشمت بغمزه خانه مردم خراب کرد*** مخموريت مباد که خوش مست ميروي

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱۱:۴۱ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است * * * * ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱:۱۲ ب.ظ
توسط milad1378
يكي ديوانه اي را گفت بشمار*************براي من همه ديوانگان را

بگفت او را كه اين كاريست مشكل*********شمارم خواهي ار فرزانگان را :-( :-P

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط fereshteh blue
آتش آن نيست که در شعله ي او خندد شمع
آتش آن است که بر خرمن پروانه زدند