صفحه 3 از 3
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۴۷ ب.ظ
توسط ganjineh
ممانعت از حضور در
جماعت خداوند
شخصي كه كوبيده بيضه و آلت بريده باشد، داخل جماعت خداوند نشود.
2 حرامزادهاي داخل جماعت خداوند نشود، حتي تا پشت دهم احدي از او داخل جماعت خداوند نشود. 3 عمّوني و موآبي داخل جماعت خداوند نشوند. حتي تا پشت دهم، احدي از ايشان هرگز داخل جماعت خداوند نشود. 4 زيرا وقتي كه شما از مصر بيرون آمديد، شما را در راه به نان و آب استقبال نكردند، و از اين جهت كه بَلْعام بن بعور را از فتورِ ارام نهرين اجير كردند تاتو را لعنت كند. 5 ليكن يَهُوَه خدايت نخواست بلعام را بشنود، پس يَهُوَه خدايت لعنت را به جهت تو، به بركت تبديل نمود، چونكه يَهُوَه خدايت تو را دوست ميداشت. 6 ابداً در تمامي عمرت جوياي خيريت و سعادت ايشان مباش.
7 ادومي را دشمن مدار چونكه برادر توست، و مصري را دشمن مدار چونكه در زمين وي غريب بودي. 8 اولادي كه از ايشان زاييده شوند، در پشت سوم داخل جماعت خداوند شوند.
تقديس اردو
9 چون در اردو به مقابله دشمنانت بيرون روي، خويشتن را از هر چيز بد نگاه دار.
10 اگر در ميان شما كسي باشد كه از احتلام شب نجس شود، از اردو بيرون رود و داخل اردو نشود. 11 چون شب نزديك شود، با آب غسل كند، و چون آفتاب غروب كند، داخل اردو شود.
12 و تو را مكاني بيرون از اردو باشد تا به آنجا بيرون روي. 13 و در ميان اسباب تو ميخي باشد، و چون بيرون مينشيني با آن بكَن و برگشته، فضلة خود را از آن بپوشان. 14 زيرا كه يَهُوَه خدايت در ميان اردوي تو ميخرامد تا تو را رهايي داده، دشمنانت را به تو تسليم نمايد؛ پس اردوي تو مقدس باشد، مبادا چيز پليد را در ميان تو ديده، از تو روگرداند.
احكام مختلف
15 غلامي را كه از آقاي خود نزد تو بگريزد، به آقايش مسپار. 16 با تو در ميان تو در مكاني كهبرگزينـد در يكــي از شهرهـاي تـو كـه بـه نظـرش پسنـد آيـد، ساكـن شـود، و بر او جفا منما.
17 از دختران اسرائيل فاحشهاي نباشد و از پسران اسرائيل لواطي نباشد. 18 اجرت فاحشه و قيمت سگ را براي هيچ نذري به خانة يَهُوَه خدايت مياور، زيرا كه اين هر دو نزد يَهُوَه خدايت مكروه است.
19 برادر خود را به سود قرض مده نه به سود نقره و نه به سود آذوقه و نه به سود هر چيزي كه به سود داده ميشود. 20 غريب را ميتواني به سود قرض بدهي، اما برادر خود را به سود قرض مده تا يَهُوَه خدايت در زميني كه براي تصرفش داخل آن ميشوي، تو را به هر چه دستت را بر آن دراز ميكني، بركت دهد.
21 چون نذري براي يَهُوَه خدايت ميكني در وفاي آن تأخير منما، زيرا كه يَهُوَه خدايت البته آن را از تو مطالبه خواهد نمود، و براي تو گناه خواهد بود. 22 اما اگر از نذر كردن ابا نمايي، تو را گناه نخواهد بود. 23 آنچه را كه از دهانت بيرون آيد، هوشيار باش كه بجا آوري، موافق آنچه براي يَهُوَه خدايت از ارادة خود نذر كردهاي و به زبان خود گفتهاي.
24 چون به تاكستان همساية خود درآيي، از انگور، هر چه ميخواهي به سيري بخور، اما در ظرف خود هيچ مگذار.
25 چون به كشتزار همساية خود داخل شوي، خوشهها را به دست خود بچين، اما داس بر كشت همساية خود مگذار. ترجمه تفسیری اخراج از جماعت
مردي كه بيضههايش له شده و يا آلت تناسلياش بريده شده باشد، نبايد داخل جماعت خداوند شود. 2 شخص حرامزاده و فرزندان او تا ده نسل نبايد وارد جماعت خداوند شوند.
3 از قوم عموني يا موآبي هيچكس وارد جماعت خداوند نشود حتي بعد از نسل دهم. 4 اين دستور بدان سبب است كه وقتي از مصر بيرون آمديد اين قومها با نان و آب از شما استقبال نكردند و حتي بلعام، پسر بعور، اهل فتور را از بينالنهرين اجير كردند تا شما را لعنت كند. 5 ولي خداوند به بلعام گوش نكرد و در عوض چون شما را دوست داشت آن لعنت را به بركت تبديل نمود. 6 پس هرگز تا زماني كه زنده هستيد نبايد با عمونيهاو موآبيها صلح كنيد و با آنها رابطه دوستي برقرار نماييد. 7 ولي ادوميها را دشمن نشماريد، زيرا برادران شما هستند. مصريها را نيز دشمن نشماريد، زيرا زماني در ميان ايشان زندگي ميكرديد. 8 نسل سوم ادوميها و مصريها ميتوانند به جماعت خداوند داخل شوند.
ناپاكي در اردوگاه
9و10 در زمان جنگ، مرداني كه در اردوگاه هستند بايد از هر نوع ناپاكي دوري كنند. كسي كه بخاطر انزال شبانه، شرعاً نجس ميشود بايد از اردوگاه خارج گردد 11 و تا غروب بيرون بماند. سپس خود راشسته، هنگام غروب بازگردد. 12 مستراحها بايد بيرون اردوگاه باشند. 13 هركس بايد در بين ابزار خود وسيلهاي براي كندن زمين داشته باشد و بعد از هر بار قضاي حاجت، با آن گودالي حفر كند و مدفوعش را بپوشاند. 14 اردوگاه بايد پاك باشد، چون خداوند در ميان شما قدم ميزند تا شما را محافظت فرمايد و دشمنانتان را مغلوب شما سازد. اگر او چيز ناپسندي ببيند، ممكن است روي خود را از شما برگرداند.
قوانين گوناگون
15 اگر بردهاي از نزد اربابش فرار كند نبايد او را مجبور كنيد كه برگردد. 16 بگذاريد در هر شهري كه مايل است در ميان شما زندگي كند و بر او ظلم نكنيد.
17 از دختران اسرائيلي كسي نبايد فاحشه شود و از پسران اسرائيلي كسي نبايد لواط شود. 18 هيچگونه هديهاي را كه از درآمد يك فاحشه يا يك لواط تهيه شده باشد به خانه خداوند نياوريد، چون هر دو در نظر خداوند نفرتانگيز هستند.
19 وقتي به برادر اسرائيلي خود پول، غذا يا هر چيز ديگري قرض ميدهيد، ازاو بهره نگيريد. 20 از يك غريبه ميتوانيد بهره بگيريد، ولي نه از يك اسرائيلي. اگر اين قانون را رعايت كنيد خداوند، خدايتان زماني كه وارد سرزمين موعود شويد به شما بركت خواهد داد.
21 هنگامي كه براي خداوند نذر ميكنيد نبايد در وفاي آن تأخير كنيد، چون خداوند ميخواهد نذرهاي خود را بموقع ادا كنيد. ادا نكردن نذر، گناه محسوب ميشود. 22 (ولي اگر از نذر كردن خودداري كنيد، گناهي انجام ندادهايد.) 23 بعد از اينكه نذر كرديد بايد دقت كنيد هر چه را كه گفتهايد ادا كنيد، زيرا با ميل خود به خداوند، خدايتان نذر كردهايد.
24 از انگورهاي تاكستان ديگران، هر قدر كه بخواهيد ميتوانيد بخوريد، اما نبايد انگور در ظرف ريخته با خود ببريد. 25 همينطور وقتي داخل كشتزار همسايه خود ميشويد، ميتوانيد با دست خود خوشهها را بچينيد و بخوريد، ولي حق داس زدن
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۴۹ ب.ظ
توسط ganjineh
24 احکام مختلف
چون كسي زني گرفته، به نكاح خود درآورد، اگر در نظر او پسند نيايد از اين كه چيزي ناشايسته در او بيابد، آنگاه طلاقنامهاي نوشته، بدستش دهد، و او را از خانهاش رها كند. 2 و از خانه او روانه شده، برود و زن ديگري شود. 3 و اگر شوهر ديگر نيز او را مكروه دارد و طلاقنامهاي نوشته، به دستش بدهد و او را از خانهاش رها كند، يا اگر شوهري ديگر كه او را به زني گرفت، بميرد، 4 شوهر اول كه او را رها كرده بود، نميتواند دوباره او را به نكاح خود درآورد. بعد از آن كه ناپاك شده است، زيرا كه اين به نظر خداوند مكروه است. پس بر زميني كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، گناه مياور.
5 چون كسي زن تازهاي بگيرد، در لشكر بيرون نرود، و هيچ كار به او تكليف نشود، تا يك سال در خانة خود آزاد بماند، و زني را كه گرفته است، مسرور سازد.
6 هيچكس آسيا يا سنگ بالايي آن را به گرو نگيرد، زيرا كه جان را به گرو گرفته است.
7 اگر كسي يافت شود كه يكي از برادران خود از بنياسرائيل را دزديده، بر او ظلم كند يا بفروشد، آن دزد كشته شود، پس بدي را از ميان خود دور كردهاي.
8 دربارة بلاي برص هوشيار باش كه به هر آنچه لاويان كهنه شما را تعليم دهند، به دقت توجه نموده، عمل نماييد و موافق آنچه به ايشان امر فرمودم، هوشيار باشيد كه عمل نماييد. 9 بياد آور كه يَهُوَه خدايت در راه با مريم چه كرد، وقتي كه شما از مصر بيرون آمديد.
10 چون به همساية خود هر قسم قرض دهي، براي گرفتن گرو به خانهاش داخل مشو. 11 بلكه بيرون بايست تا شخصي كه به او قرض ميدهي گرو را نزد تو بيرون آورد. 12 و اگر مرد فقير باشد در گرو او مخواب. 13 البته به وقت غروب آفتاب، گرو را به او پس بده، تا در رخت خود بخوابد و تو را بركت دهد و به حضور يَهُوَه خدايت، عدالت شمرده خواهد شد.
14 بر مزدوري كه فقير و مسكين باشد، خواه از برادرانت و خواه از غريباني كه در زمينت در اندرون دروازههاي تو باشند ظلم منما. 15 در همان روز مزدش را بده، و آفتاب بر آن غروب نكند، چونكه او فقير است و دل خود را به آن بسته است، مبادا بر تو نزد خداوند فرياد برآورد و براي تو گناه باشد.
16 پدران به عوض پسران كشته نشوند، و نه پسران به عوض پدران كشته شوند. هر كس براي گناه خود كشته شود.
17 داوري غريب و يتيم را منحرف مساز، و جامة بيوه را به گرو مگير. 18 و بياد آور كه در مصر غلام بودي و يَهُوَه، خدايت، تو را از آنجا فديه داد. بنابراين من تو را امر ميفرمايم كه اين كار را معمول داري.
19 چون محصول خود را در مزرعة خويش درو كني، و در مزرعه، بافهاي فراموش كني، براي برداشتن آن برمگرد؛ براي غريب و يتيم و بيوهزن باشد تا يَهُوَه خدايت تو را در همة كارهاي دستت بركت دهد. 20 چون زيتون خود را بتكاني، بار ديگر شاخهها را متكان؛ براي غريب و يتيم و بيوهباشد.
21 چون انگور تاكستان خود را بچيني بار ديگر آن را مچين ، براي غريب و يتيم و بيوه باشد. 22 و بياد آور كه در زمين مصر غلام بودي. بنابراين تو را امر ميفرمايم كه اين كار را معمول داري. ترجمه تفسیری اگر مردي پس از ازدواج با زني، به عللي از او راضي نباشد، و طلاقنامهاي نوشته، به دستش دهد و او را رها سازد 2 و آن زن دوباره ازدواج كند 3 و شوهر دومي نيز از او راضي نباشد و او را طلاق دهد يا بميرد، 4 آنگاه شوهر اولش نميتواند دوباره با او ازدواج كند، زيرا آن زن نجس شده است. خداوند از چنين ازدواجي متنفر است و اين عمل باعث ميشود زميني كه خداوند، خدايتان به شما داده است به گناه آلوده شود.
5 مردي را كه تازه ازدواج كرده است نبايد به سربازي احضار نمود و يا مسئوليتهاي بخصوص ديگري به وي محول كرد، بلكه مدت يك سال در خانه خود آزاد بماند و با زنش خوش باشد.
6 گرو گرفتن سنگ آسياب خلاف قانون است، چون وسيله امرار معاش صاحبش ميباشد. 7 اگر كسي يكي از برادران اسرائيلي خود را بدزدد و با او مثل برده رفتار كند و يا او را بفروشد، اين آدم دزد بايد كشته شود تا شرارت از ميان شما پاك گردد.
8 هرگاه كسي به مرض جذام مبتلا شود، بايد بدقت آنچه را كه كاهنان به او ميگويند انجام دهد؛ او بايد از دستوراتي كه من به كاهنان دادهام پيروي كند. 9 به خاطر بياوريد آنچه را كه خداوند، هنگامي كه از مصر بيرون ميآمديد با مريم كرد.
10 اگر به كسي چيزي قرض ميدهيد نبايد براي گرفتن گرو به خانهاش وارد شويد. 11 بيرون خانه بايستيد تا صاحب خانه آن را برايتان بياورد. 12و13 اگر آن مرد، فقير بوده، ردايش را كه در آن ميخوابد بعنوان گرو به شما بدهد نبايد تا روز بعد، پيش خود نگه داريد بلكه هنگام غروب آفتاب آن را به او بازگردانيد تا بتواند شب در آن بخوابد. آنگاه او براي شما دعاي خير خواهد كرد و خداوند، خدايتان از شما راضي خواهد بود.
14و15 هرگز به يك كارگر روزمزد فقير و محتاج ظلم نكنيد، چه اسرائيلي باشد و چه غريبي كه در شهر شما زندگي ميكند. مزدش را هر روز قبل از غروب آفتاب به وي پرداخت كنيد، چون او فقير است و چشم اميدش به آن مزد است. اگر چنين نكنيد،ممكن است نزد خداوند از دست شما ناله كند و اين براي شما گناه محسوب شود.
16 پدران نبايد بسبب گناهان پسرانشان كشته شوند، و نه پسران بسبب گناهان پدرانشان. هر كس بايد بسبب گناه خودش كشته شود.
17 با غريبان و يتيمان به عدالت رفتار كنيد و هرگز لباس بيوهزني را در مقابل قرضي كه به او دادهايد گرو نگيريد. 18 هميشه به ياد داشته باشيد كه در مصر برده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه من اين دستور را به شما ميدهم.
19 اگر هنگام درو كردن محصول فراموش كرديد يكي از بافهها را از مزرعه بياوريد، براي برداشتن آن به مزرعه باز نگرديد. آن را براي غريبان، يتيمان و بيوه زنان بگذاريد تا خداوند، خدايتان دسترنج شما را بركت دهد. 20 وقتي كه محصول زيتون خود را از درخت ميتكانيد شاخهها را براي بار دوم تكان ندهيد، بلكه باقيمانده را براي غريبان، يتيمان و بيوه زنان بگذاريد. 21 درمورد انگور تاكستانتان نيز چنين عمل كنيد. دوباره سراغ تاكي كه انگورهايش را چيدهايد نرويد، بلكه آنچه را كه از انگورها باقي مانده است براي نيازمندان بگذاريد. 22 يادتان باشد كه در سرزمين مصر برده بوديد. به همين سبب است كه من اين دستور را به شما ميدهم.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۵۰ ب.ظ
توسط ganjineh
25 احکام مختلف
اگر در ميان مردم مرافعهاي باشد و به محاكمه آيند و در ميان ايشان داوري نمايند، آنگاه عادل را عادل شمارند، و شرير را ملزم سازند. 2 و اگر شرير مستوجب تازيانه باشد، آنگاه داورْ او را بخواباند و حكم دهد تا او را موافق شرارتش به حضور خود به شماره بزنند. 3 چهل تازيانه او را بزند و زياد نكند، مبادا اگر از اين زياده كرده، تازيانة بسيار زند، برادرت در نظر تو خوار شود.
4 دهن گاو را هنگامي كه خرمن را خرد ميكند، مبند.
5 اگر برادران با هم ساكن باشند و يكي از آنها بياولاد بميرد، پس زنِ آن متوفي'، خارج به شخص بيگانه داده نشود، بلكه برادر شوهرش به او درآمده، او را براي خود به زني بگيرد، و حق برادر شوهري را با او بجا آورد. 6 و نخستزادهاي كه بزايد به اسم برادر متوفاي او وارث گردد، تا اسمش از اسرائيل محو نشود. 7 و اگر آن مرد به گرفتن زن برادرش راضي نشود، آنگاه زن برادرش به دروازه نزد مشايخ برود و گويد: «برادر شوهر من از برپا داشتن اسم برادر خود در اسرائيل انكار ميكند، و از بجا آوردن حق برادر شوهري با من ابا مينمايد.» 8 پس مشايخ شهرش او را طلبيده، با وي گفتگو كنند، واگر اصرار كرده، بگويد نميخواهم او را بگيرم، 9 آنگاه زن برادرش نزد وي آمده، به حضور مشايخ كفش او را از پايش بكند، و به رويش آب دهن اندازد، و در جواب گويد: «با كسي كه خانة برادر خـود را بنا نكنـد، چنين كـرده شود.» 10 و نام او در اسرائيل، خانة كفش كنـده خوانـده شـود.
11 و اگر دو شخص با يكديگر منازعه نمايند، و زن يكي پيش آيد تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها كند و دست خود را دراز كرده، عورت او را بگيرد، 12 پس دست او را قطع كن و چشم تو بر او ترحم نكند.
13 در كيسة تو وزنههاي مختلف، بزرگ و كوچك نباشد. 14 در خانة تو كيلهاي مختلفْ، بزرگ و كوچك، نباشد. 15 تو را وزن صحيح و راست باشد و تو را كيل صحيح و راست باشد، تا عمـرت در زمينـي كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد دراز شود. 16 زيرا هر كه اين كار كند يعني هر كه بيانصافي نمايد، نزد يَهُوَه خدايت مكروه است.
17 بياد آور آنچه عماليق وقت بيرون آمدنت از مصـر در راه به تـو نمودند. 18 كه چگونه تو را در راه، مقابله كـرده، همة واماندگان را در عقب تـو از مؤخرت قطع نمودنـد، در حالـي كه تو ضعيف و وامانده بودي و از خـدا نترسيدنـد. 19 پس چـون يَهُـوَه خدايت تـو را در زميني كه يَهُـوَه، خدايت، تو را براي تصرفش نصيب ميدهد، از جميع دشمنانت آرامي بخشد، آنگاه ذكر عماليـق را از زير آسمان محو ساز و فراموش مكن. ترجمه تفسیری
هرگاه بين دو نفر نزاعي درگيرد و آنها به دادگاه بروند، دادگاه بايد مجرم را محكوم نمايـد و بيگناه را تبرئه كند. اگر مجـرم مستحـق شـلاق خوردن باشد بايد قاضي به او دستور دهد كه دراز بكشد و به نسبت جرمي كه انجام داده تا چهل ضربه شلاق بخورد؛ ولي نبايد بيش از چهل ضربه شلاق بزنيـد مبـادا برادرتان در نظـر شما خـوار گـردد.
4 دهان گاو را هنگامي كه خرمن خرد ميكند نبنديد.
5 هرگاه دو برادر با هم در يك جا ساكن باشند و يكي ازآنها بدون داشتن پسري بميرد، بيوهاش نبايد بافردي خارج از خانواده ازدواج كند، بلكه برادر شوهرش بايد او را به زني بگيرد و حق برادر شوهري را بجا آورد. 6 نخستين پسري كه از اين ازدواج بدنيا بيايد بايد بعنوان پسر برادر فوت شده محسوب گردد تا اسم آن متوفي از اسرائيل فراموش نشود، 7 ولي اگر برادر متوفي راضي به اين ازدواج نباشد، آنگاه آن زن بايد نزد ريش سفيدان شهر برود و به آنها بگويد: «برادر شوهرم وظيفهاش را نسبت به من انجام نميدهد و نميگذارد نام برادرش در اسرائيل باقي بماند.» 8 سپس ريـش سفيدان شهر آن مرد را احضـار كـرده، با او صحبت كننـد. اگر او بـاز راضـي به ازدواج نشد، 9 زن بيوه بايد در حضـور ريـش سفيـدان بطرف آن مرد رفته، كفش او را از پايش درآورد و آب دهان بر صورتش بيانـدازد و بگويد: «بر مردي كه اجاق خانه برادرش را روشن نگه نميدارد اينچنين شود.» 10 و از آن پس، خاندان آن مرد در اسرائيل به «خاندان كفش كنده» معروف خواهد شد.
11 اگر دو مرد با هم نزاع كنند و همـسر يكي از آنها براي كمك به شوهرش مداخله نموده، عورت مرد ديگر را بگيرد، 12 دست آن زن را بايد بدون ترحم قطع كرد.
13و14و15 در كليه معاملات خود بايد از ترازوهاي دقيق و اندازههاي درست استفـاده كنيد تا در سرزميني كه خداوند، خدايتان به شما ميدهد زندگي طولانـي داشتـه باشيد. 16 تمام كسانـي كه در معاملات كلاهبـرداري ميكننـد مـورد نفـرت خداونـد ميباشند.
17 هرگز نبايد كاري را كه مردم عماليق هنگام بيرون آمدن از مصر با شما كردند فراموش كنيد. 18 به ياد داشته باشيد كه ايشان بدون ترس از خدا با شما جنگيده، كساني را كه در اثر ضعف و خستگي عقب مانده بودند به هلاكت رسانيدند. 19 بنابراين وقتي كه خداوند، خدايتان در سرزمين موعود شما را از شر تمامي دشمنانتان خلاصي بخشيد، بايد نام عماليق را از روي زمين محو و نابود كنيد. هرگز اين را فراموش نكن
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
توسط ganjineh
26 نوبر محصولات و عشریه؛ قوم خاص خدا
نوبر و ده يك
و چون به زميني كه يَهُوَه خدايت تو را نصيب ميدهد داخل شدي، و در آن تصرف نموده، ساكن گرديدي، 2 آنگاه نوبر تمامي حاصل زمين را كه از زميني كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، جمع كرده باشي بگير، و آن را در سبد گذاشته، به مكاني كه يَهُوَه خدايت برگزيند تا نام خود را در آن ساكن گرداند، برو. 3 و نزد كاهني كه در آن روزها باشد رفته، وي را بگو: «امروز براي يَهُوَه خدايت اقرار ميكنم كه به زميني كه خداوند براي پدران ما قسم خورد كه به ما بدهد، داخل شدهام.» 4 و كاهن سبد را از دستت گرفته، پيش مذبح يَهُوَه خدايت بگذارد. 5 پس تو به حضور يَهُوَه خداي خود اقرار كرده، بگو: «پدر من اَراميِ آواره بود، و با عددي قليل به مصر فرود شده، در آنجا غربت پذيرفت، و در آنجا امتي بزرگ و عظيم و كثير شد. 6 و مصريان با ما بدرفتاري نموده، ما را ذليل ساختند، و بندگي سخت بر ما نهادند. 7 و چون نزد يَهُوَه، خداي پدران خود، فرياد برآورديم، خداوند آواز ما را شنيد و مشقت و محنت و تنگي ما را ديد. 8 و خداوند ما را از مصر به دست قوي و بازوي افراشته و خوف عظيم، و با آيات و معجزات بيرون آورد. 9 و ما را به اين مكان درآورده، اين زمين را زميني كه به شير و شهد جاري است به ما بخشيد. 10 و الا´ن اينك نوبر حاصل زميني را كه تو اي خداوند به من دادي، آوردهام.» پس آن را به حضور يَهُوَه خداي خود بگذار، و به حضور يَهُوَه، خدايت، عبادت نما. 11 و تو با لاوي و غريبي كه در ميان تو باشد از تمامي نيكويي كه يَهُوَه، خدايت، به تو و بهخاندانت بخشيده است، شادي خواهي نمود.
12 و در سال سوم كه سال عشر است، چون از گرفتن تمامي عشر محصول خود فارغ شدي، آن را به لاوي و غريب و يتيم و بيوهزن بده، تا در اندرون دروازههاي تو بخورند و سير شوند. 13 و به حضور يَهُوَه خدايت بگو: «موقوفات را از خانة خود بيرون كردم، و آنها را نيز به لاوي و غريب و يتيم و بيوهزن، موافق تماميِ اوامري كه به من امر فرمودي، دادم، و از اوامر تو تجاوز ننموده، فراموش نكردم. 14 در ماتم خود از آنها نخوردم و در نجاستي از آنها صرف ننمودم، و براي اموات از آنها ندادم، بلكه به قول يَهُوَه، خدايم، گوش داده، موافق هر آنچه به من امر فرمودي، رفتار نمودم. 15 از مسكن مقدس خود از آسمان بنگر، و قوم خود اسرائيل و زميني را كه به ما دادي چنانكه براي پدران ما قسم خوردي، زميني كه به شير و شهد جاري است، بركت بده،.»
نگهداري اوامر خدا
16 امروز يَهُوَه، خدايت، تو را امر ميفرمايد كه اين فرايض و احكام را بجا آوري، پس آنها را به تمامي دل و تمامي جان خود نگاه داشته، بجا آور. 17 امروز به يَهُوَه اقرار نمودي كه خداي توست، و اينكه به طريقهاي او سلوك خواهي نمود، و فرايض و اوامر و احكام او را نگاه داشته، آواز او را خواهي شنيد. 18 و خداوند امروز به تو اقرار كرده است كه تو قوم خاص او هستي، چنانكه به تو وعده داده است، و تا تمامي اوامر او را نگاه داري. 19 و تا تو را در ستايش و نام و اكراماز جميع امتهايي كه ساخته است، بلند گرداند، و تا براي يَهُوَه، خدايت، قوم مقدس باشي، چنانكه وعده داده است. ترجمه تفسیری نوبر محصولات و عشريه
پس از اينكه وارد سرزمين موعود شده، آن را تصرف كرديد و در آن سكونت گزيديد، 2و3 بايد نوبر محصول برداشتي زمين خود را به مكاني كه خداوند بعنوان عبادتگاه خود بر ميگزيند بياوريد و به خداوند تقديم كنيد. آن را در سبد گذارده، به كاهني كه سر خدمت است بدهيد و بگوييد: «من اقرار ميكنم كه خداوند، خدايم مرا به سرزميني كه به پدران ما وعده نمود، آورده است.» 4 سپس كاهن سبد را از دست شما گرفته، آن را جلو قربانگاه خداوند، خدايتان بگذارد. 5 بعد شما در حضور خداوند، خدايتان اقرار كرده، بگوييد: «اجداد من اراميهاي سرگرداني بودند كه به مصر پناه بردند. هر چند عده آنها كم بود، ولي در مصر قوم بزرگي شدند. 6 مصريها با ما بدرفتاري كردند و ما را برده خود ساختند. 7 ما نزد خداوند، خداي پدرانمان فرياد برآورديم و خداوند صداي مارا شنيده، زحمت و مشقت و مشكلاتمان را ديد 8 و ما را باقدرت عظيم خود از مصر بيرون آورد. او در حضور مصريان معجزاتي بزرگ انجام داده، آنها را به وحشت انداخت 9 و ما را به سرزمين حاصلخيزي كه در آن شير و عسل جاري است آورد. 10 اكنون اي خداوند، نگاه كن، من نمونهاي از نوبر اولين محصولات زميني را كه به من عطا كردهاي برايت آوردهام.» سپس نمونه را در حضور خداوند، خداي خود گذارده، او را پرستش كنيد. 11 آنگاه برويد و بسبب تمام نعمتهايي كه خدا به شما عطا كرده است او را شكر كنيد و با خانواده خود و با لاويان و غريباني كه در ميان شما زندگي ميكنند، شادي نماييد.
12 هر سه سال يك بار، سال مخصوص عشريه است. در آن سال بايد تمام عشريههاي محصول خود را به لاويان، غريبان، يتيمان و بيوهزنان شهرتان بدهيد تا بخورند و سير شوند. 13 سپس در حضور خداوند، خدايتان اعلام كنيد: «اي خداوند، همانگونه كه امر فرمودي تمام عشريههايم را به لاويان، غريبان، يتيمان و بيوه زنان دادهام و از هيچكدام از قوانين تو سرپيچي ننموده آنها را فراموش نكردهام. 14و15 زماني كه شرعاًنجس بودم و وقتي كه عزادار بودم، دست به عشريه نزدهام و چيزي از آن را براي مردگان هديه نكردهام. از تو اطاعت كردهام و تمام احكام تو را بجا آوردهام. اي خداوند، از آسمان كه جايگاه مقدس توست نظر انداخته، قوم خود اسرائيل را بركت بده. اين سرزمين حاصلخيز را نيز كه طبق وعدهات به ما دادهاي، بركت عطا فرما.»
قوم خاص خدا
16 امروز خداوند، خدايتان امر ميفرمايد كه تمام قوانين او را اطاعت كنيد؛ پس شما با تمامي دل و جان آنها را بجا آوريد. 17 امروز اقرار كردهايد كه او خداي شماست و قول دادهايد از او پيروي نموده، احكامش را بجا آوريد. 18 خداوند امروز طبق وعدهاش اعلام فرموده است كه شما قوم خاص او هستيد و بايد تمامي قوانين او را اطاعت كنيد. 19 اگر احكامش را بجا آوريد او شما را از همه قومهاي ديگر بزرگتر ساخته، اجازه خواهد داد عزت، احترام و شهرت بيابيد؛ اما براي كسب اين عزت و احترام بايد قوم مقدسي براي او باشيد.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۵۳ ب.ظ
توسط ganjineh
27 بنای یادبود بر کوه عیبال؛ لعنتها
مذبح در كوه عيبال
و موسي و مشايخ اسرائيل، قوم را امر فرموده، گفتند: «تمامي اوامري را كه من امروز به شما امر ميفرمايم، نگاه داريد. 2 و در روزي كه از اردن به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد عبور كنيد، براي خود سنگهاي بزرگ برپا كرده، آنها را با گچ بمال. 3 و بر آنها تمامي كلمات اين شريعت را بنويس، هنگامي كه عبور نمايي تا به زميني كه يَهُوَه، خدايت، به تو ميدهد، داخل شوي، زميني كه به شير و شهد جاري است، چنانكه يَهُوَه خداي پدرانت به تو وعده داده است. 4 و چون از اردن عبور نمودي اين سنگها را كه امروز به شما امر ميفرمايم در كوه عيبال برپا كرده، آنها را با گچ بمال. 5 و در آنجا مذبحي براي يَهُوَه خدايت بنا كن، و مذبح از سنگها باشد و آلت آهنين بر آنها بكار مبر. 6 مذبح يَهُوَه خداي خود را از سنگهاي ناتراشيده بنا كن، و قربانيهاي سوختني براي يَهُوَه خدايت، بر آن بگذران. 7 و ذبايح سلامتي ذبح كرده، در آنجا بخور و به حضور يَهُوَه خدايت شادي نما. 8 و تمامي كلمات اين شريعت را بر آن به خط روشن بنويس.»
لعنتها
9 پس موسي و لاويان كهنه تمامي اسرائيل راخطاب كرده، گفتند: 10 «اي اسرائيل خاموش باش و بشنو. امروز قوم يَهُوَه خدايت شدي. 11 پس آواز يَهُوَه خدايت را بشنو و اوامر و فرايض او را كه من امروز به تو امر ميفرمايم، بجا آر.»
و در آن روز موسي قوم را امر فرموده، گفت: 12 «چون از اردن عبور كرديد، اينان يعني شمعون و لاوي و يهودا و يسّاكار و يوسف و بنيامين بر كوه جَرِزّيم بايستند تا قوم را بركت دهند. 13 و اينان يعني رؤبين و جاد و اشير و زبولون و دان و نفتالي بر كوه عيبال بايستند تا نفرين كنند. 14 و لاويان جميع مردان اسرائيل را به آواز بلند خطاب كرده، گويند:
15 «ملعون باد كسي كه صورت تراشيده يا ريخته شده از صنعت دست كارگر كه نزد خداوند مكروه است، بسازد، و مخفي نگاه دارد.» و تمامي قوم در جواب بگويند: «آمين!»
16 «ملعون باد كسي كه با پدر و مادر خود به خِفَّت رفتار نمايد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
17 «ملعون باد كسي كه حد همساية خود را تغيير دهد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
18 «ملعون باد كسي كه نابينا را از راه منحرف سازد.» و تمامي قوم بگويند : «آمين!»
19 «ملعون باد كسي كه داوري غريب و يتيم و بيوه را منحرف سازد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
20 «ملعون باد كسي كه با زن پدر خود همبستر شود، چونكه دامن پدر خود را كشف نمودهاست.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
21 «ملعون باد كسي كه با هر قسم بهايمي بخوابد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
22 «ملعون باد كسي كه با خواهر خويش چه دختر پدر و چه دختر مادر خويش بخوابد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
23 «ملعون باد كسي كه با مادر زن خود بخوابد.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
24 «ملعون باد كسي كه همساية خود را در پنهاني بزند.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
25 «ملعون باد كسي كه رشوه گيرد تا خون بيگناهي ريخته شود.» و تمامي قوم بگويند: «آمين!»
26 «ملعون باد كسي كه كلمات اين شريعت را اثبات ننمايد تا آنها را بجا نياورد.» وتمامي قوم بگويند: «آمين!» ترجمه تفسیری بناي يادبود بر كوه عيبال
آنگاه موسي و ريش سفيدان اسرائيل، اين دستورات را نيز به قوم دادند و از آنها خواستند تا آنها را بجا آورند:
2و3و4 «وقتي كه از رود اردن عبور كرديد و به سرزمين موعود يعني به سرزميني كه شير و عسل در آن جاري است رسيديد، سنگهاي بزرگي از كف رودخانه بيرون آوريد و آنها را بصورت بناي يادبودي در آنطرف رودخانه بر كوه عيبال بر روي يكديگر قرار دهيد. روي سنگها را با گچ بپوشانيد و سپس قوانين خداوند را بر آن بنويسيد. 5و6 در آنجا يك قربانگاه با سنگهاي نتراشيده كه ابزار آهني بر آنها نخورده باشد براي خداوند، خدايتان بسازيد و قربانيهاي سوختني براي خداوند، خدايتان بر آن تقديم كنيد. 7 قربانيهاي سلامتي را نيز بر روي آن ذبح كرده، بخوريد و در همانجا در حضور خداوند،خدايتان شادي كنيد. 8 كليه اين قوانين را با خط خوانا روي بناي يادبود بنويسيد.»
9 آنگاه موسي به همراهي كاهنان لاوي خطاب به تمام بنياسرائيل گفت: «اي اسرائيل بشنو! امروز تو قوم خداوند، خدايت شدهاي. 10 بنابراين بايد از خداوند، خداي خود پيروي نمايي و قوانين او را كه امروز به تو مي دهم اطاعت كني.»
لعنتها
11 درهمان روز موسي اين دستور را به قوم اسرائيل داد:
12 پس از عبور از رود اردن، قبايل شمعون، لاوي، يهودا، يساكار، يوسف و بنيامين بايد بر روي كوه جَرِزيم بايستند و بركات را اعلام كنند 13 و قبايل رئوبين، جاد، اشير، زبولون، دان و نفتالي بايد بر كوه عيبال بايستند و لعنتها را اعلام كنند. 14 آنگاه لاويها كه در بين آنها ايستادهاند با صداي بلند به تمام بنياسرائيل بگويند:
15 «لعنت خدا بر كسي كه بتي از سنگ، چوب يا فلز بسازد و مخفيانه آن را پرستش كند، زيرا خداوند از بتپرستي متنفر است.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
16 «لعنت خدا بر كسي كه نسبت به پدر و مادرش بياحترامي كند.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
17 «لعنت خدا بر كسي كه مرز بين زمين خودش و همسايهاش را تغيير دهد.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
18 «لعنت خدا بر كسي كه شخص نابينا را از راه، منحرف كند.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
19 «لعنت خدا بر كسي كه نسبت به غريبان، يتيمان و بيوه زنان بيعدالتي نمايد.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
20 «لعنت خدا بر كسي كه با زن پدرش همبستر شود، چون آن زن به پدرش تعلق دارد.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
21 «لعنت خدا بر كسي كه با حيواني رابطه جنسي برقرار كند.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
22 «لعنت خدا بر كسي كه با خواهر خود، چه تني و چه ناتني، همبستر شود.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
23 «لعنت خدا بر كسي كه با مادر زن خود همبستر شود.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
24 «لعنت خدا بر كسي كه مخفيانه مرتكب قتل شود.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
25 «لعنت خدا بر كسي كه رشوه بگيرد تا فرد بيگناهي را به قتل برساند.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
26 «لعنت خدا بر كسي كه قوانين و دستورات خدا را اطاعت نكند.»
و تمامي قوم بگويند: «آمين.»
راهنما
باب 27 . لزوم ثبت شريعت بر كوه عيبال
يوشع، اين كار را انجام داد (يوشع 8 : 30 - 32). در آن دوران كه كتاب ناياب بود، رسم بر اين بود كه قوانين را بر الواح سنگي ثبت كنند و در شهرهاي مختلف بپا كنند تا مردم از آنها آگاه شوند. اين كار در مصر و بابل انجام ميشد، براي مثال ميشود به قانون حمورابي اشاره كرد. موسي به اسرائيل فرمان داد كه اين كار را به محض ورود به كنعان انجام دهند. اين الواح سنگي ميبايست گچ مالي ميشدند، سپس قوانين «به خط روشن» بر آن نوشته ميشد.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۶:۵۵ ب.ظ
توسط ganjineh
28 برکات؛ عواقب نااطاعتی
بركت
«و اگر آواز يَهُوَه خداي خود را به دقت بشنوي تا هوشيار شده، تمامي اوامر او را كه من امروز به تو امر ميفرمايم بجا آوري، آنگاه يَهُوَه خدايت تو را بر جميع امتهاي جهان بلند خواهد گردانيد. 2 و تمامي اين بركتها به تو خواهد رسيد و تو را خواهد دريافت، اگر آواز يَهُوَه خداي خود را بشنوي. 3 در شهر، مبارك و در صحرا، مبارك خواهي بود. 4 ميوة بطن تو و ميوة زمين تو و ميوة بهايمت و بچههاي گاو و برههاي گلة تو مبارك خواهند بود. 5 سبد و ظرفخمير تو مبارك خواهد بود. 6 وقت درآمدنت مبارك، و وقت بيـرون رفتنت مبـارك خواهـي بود.
7 «و خداوند دشمنانت را كه با تو مقاومت نمايند، از حضور تو منهزم خواهد ساخت؛ از يك راه بر تو خواهند آمد، و از هفت راه پيش تو خواهند گريخت. 8 خداوند در انبارهاي تو و به هر چه دست خود را به آن دراز ميكني بر تو بركت خواهد فرمود، و تو را در زميني كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، مبارك خواهد ساخت. 9 و اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را نگاهداري، و در طريقهاي او سلوك نمايي، خداوند تو را براي خود قوم مقدس خواهد گردانيد، چنانكه براي تـو قَسَم خورده است. 10 و جميع امتهاي زميـن خواهنـد ديـد كه نـام خداوند بر تـو خوانـده شـده است، و از تو خواهند ترسيد. 11 و خداوند تـو را در ميـوة بطنت و ثمـرة بهايمـت و محصـول زمينت، در زميني كه خداوند براي پدرانت قسم خورد كه به تو بدهد، به نيكويي خواهد افزود. 12 و خداوند خزينة نيكوي خود، يعني آسمان را براي تو خواهد گشود، تا بارانِ زميـن تـو را در موسمش ببارانـد، و تـو را در جميع اعمال دستت مبارك سازد؛ و به امتهاي بسيار قرض خواهي داد، و تو قرض نخواهي گرفت. 13 و خداوند تو را سر خواهد ساخت نه دم، و بلند خواهي بود فقط نه پست، اگر اوامر يَهُوَه خداي خود را كه من امروز به تو امر ميفرمايم بشنوي، و آنها را نگاه داشته، بجا آوري. 14 و از همة سخناني كه من امروز به تو امر ميكنم به طرف راست يا چپ ميل نكني، تا خدايان غير را پيروي نموده، آنهـا را عبادت كنـي.
لعنت
15 «و اما اگر آواز يَهُوَه خداي خود را نشنوي تا هوشيار شده، همة اوامر و فرايض او را كه من امروز به تو امر ميفرمايم بجا آوري، آنگاه جميع اين لعنتها به تو خواهد رسيد، و تو را خواهد دريافت. 16 در شهر ملعون، و در صحرا ملعون خواهي بود. 17 سبد و ظرف خمير تو ملعون خواهد بود. 18 ميوة بطن تو و ميوة زمين تو و بچههاي گاو و برههاي گلة تو ملعون خواهد بود. 19 وقت درآمدنت ملعون، و وقت بيرون رفتنت ملعون خواهي بود. 20 و به هر چه دست خود را براي عمل نمودن دراز ميكني، خداوند بر تو لعنت و اضطراب و سرزنش خواهد فرستاد تا به زودي هلاك و نابود شوي، به سبب بدي كارهايت كه به آنها مرا ترك كردهاي. 21 خداوند وبا را بر تو مُلْصَق خواهد ساخت، تا تو را از زميني كه براي تصرفش به آن داخل ميشوي، هلاك سازد. 22 و خداوند تو را با سل و تب و التهاب و حرارت و شمشير و باد سموم و يرقان خواهد زد، و تو را تعاقب خواهند نمود تا هلاك شوي. 23 و فلك تو كه بالاي سر تو است مس خواهد شد، و زميني كه زير تو است آهن. 24 و خداوند باران زمينت را گرد و غبار خواهد ساخت، كه از آسمان بر تو نازل شود تا هلاك شوي.
25 «و خداوند تو را پيش روي دشمنانت منهزم خواهد ساخت. از يك راه بر ايشان بيرون خواهي رفت، و از هفت راه از حضور ايشان خواهي گريخت، و در تمامي ممالك جهان به تلاطم خواهي افتاد. 26 و بدن شما براي همة پرندگان هوا و بهايم زمين خوراك خواهد بود، و هيچكس آنها را دور نخواهد كرد. 27 خداوند تورا به دُنبل مصر و خُراج و جَرَب و خارشي كه تو از آن شفا نتواني يافت، مبتلا خواهد ساخت. 28 خداوند تو را به ديوانگي و نابينايي و پريشاني دل مبتلا خواهد ساخت. 29 و در وقت ظهر مثل كوري كه در تاريكي لمس نمايد كورانه راه خواهي رفت، و در راههاي خود كامياب نخواهي شد، بلكه در تمامي روزهايت مظلوم و غارتشده خواهي بود، و نجاتدهندهاي نخواهد بود. 30 زني را نامزد خواهي كرد و ديگري با او خواهد خوابيد. خانهاي بنا خواهي كرد و در آن ساكن نخواهي شد. تاكستاني غرس خواهي نمود و ميوهاش را نخواهي خورد. 31 گاوت در نظرت كشته شود و از آن نخواهي خورد. الاغت پيش روي تو به غارت برده شود و باز به دست تو نخواهد آمد. گوسفند تو به دشمنت داده ميشود و براي تو رهانندهاي نخواهد بود. 32 پسران و دخترانت به امت ديگر داده ميشوند، و چشمانت نگريسته از آرزوي ايشان تمامي روز كاهيده خواهد شد، و در دست تو هيچ قوهاي نخواهد بود. 33 ميوة زمينت و مشقت تو را امتي كه نشناختهاي، خواهند خورد، و هميشه فقط مظلوم و كوفتهشده خواهي بود. 34 به حدي كه از چيزهايي كه چشمت ميبيند، ديوانه خواهي شد. 35 خداوند زانوها و ساقها و از كف پا تا فرق سر تو را به دنبل بد كه از آن شفا نتواني يافت، مبتلا خواهد ساخت. 36 خداوند تو را و پادشاهي را كه بر خود نصب مينمايي، بسوي امتي كه تو و پدرانت نشناختهايد، خواهد برد، و در آنجا خدايان غير را از چوب و سنگ عبادت خواهي كرد. 37 و در ميان تمامي امتهايي كه خداوند شما را به آنجا خواهد برد، عبرت و مثل و سُخريه خواهي شد.
38 «تخم بسيار به مزرعه خواهي برد، و اندكي جمع خواهي كرد چونكه ملخ آن را خواهد خورد. 39 تاكستانها غرس نموده، خدمت آنها را خواهي كرد، اما شراب را نخواهي نوشيد و انگور را نخواهي چيد، زيرا كرم آن را خواهد خورد. 40 تو را در تمامي حدودت درختان زيتون خواهد بود، لكن خويشتن را به زيت تدهين نخواهي كرد، زيرا زيتون تو نارس ريخته خواهد شد. 41 پسران و دختران خواهي آورد، ليكن از آنِ تو نخواهند بود، چونكه به اسيري خواهند رفت. 42 تمامي درختانت و محصول زمينت را ملخ به تصرف خواهد آورد. 43 غريبي كه در ميان تو است بر تو به نهايت رفيع و برافراشته خواهد شد، و تو به نهايت پست و متنزّل خواهي گرديد. 44 او به تو قرض خواهد داد و تو به او قرض نخواهي داد؛ او سر خواهد بود و تو دم خواهي بود.
45 «و جميع اين لعنتها به تو خواهد رسيد، و تو را تعاقب نموده، خواهد دريافت تا هلاك شوي، از اين جهت كه قول يَهُوَه خدايت را گوش ندادي تا اوامر و فرايضي را كه به تو امر فرموده بود، نگاه داري. 46 و تو را و ذريت تو را تا به ابد آيت و شگفت خواهد بود.
47 «از اين جهت كه يَهُوَه خداي خود را به شادماني و خوشي دل براي فراواني همه چيز عبادت ننمودي. 48 پس دشمنانت را كه خداوند بر تو خواهد فرستاد در گرسنگي و تشنگي و برهنگي و احتياج همه چيز خدمت خواهي نمود، و يوغ آهنين بر گردنت خواهد گذاشت تا تو را هلاك سازد. 49 و خداوند از دور، يعني از اقصاي زمين، امتي را كه مثل عقاب ميپرد بر تو خواهد آورد، امتي كه زبانش را نخواهي فهميد.
50 امتي مهيب صورت كه طرف پيران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحم ننمايد. 51 و نتايج بهايم و محصول زمينت را بخورد تا هلاك شوي. و براي تو نيز غله و شيره و روغن و بچههاي گاو و برههاي گوسفند را باقي نگذارد تا تو را هلاك سازد. 52 و تو را در تمامي دروازههايت محاصره كند تا ديوارههاي بلند و حصين كه بر آنها توكل داري، در تمامي زمينت منهدم شود؛ و تو را در تمامي دروازههايت، در تمامي زميني كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد، محاصره خواهد نمود. 53 و ميوة بطن خود، يعني گوشت پسران و دخترانت را كه يَهُوَه خدايت به تو ميدهد در محاصره و تنگي كه دشمنانت تو را به آن زبون خواهند ساخت، خواهي خورد. 54 مردي كه در ميان شما نرم و بسيار متنعم است، چشمش بر برادر خود و زن همآغوش خويش و بقية فرزندانش كه باقي ميمانند بد خواهد بود. 55 به حدي كه به احدي از ايشان از گوشت پسران خود كه ميخورد نخواهد داد زيرا كه در محاصره و تنگي كه دشمنانت تو را در تمامي دروازههايت به آن زبون سازند، چيزي براي او باقي نخواهد ماند. 56 و زني كه در ميان شما نازك و متنعم است كه به سبب تنعم و نازكي خود جرأت نميكرد كه كف پاي خود را به زمين بگذارد، چشم او بر شوهر همآغوش خود و پسر و دخترخويش بد خواهد بود. 57 و بر مَشيمِهاي كه از ميان پايهاي او درآيد و بر اولادي كه بزايد زيرا كه آنها را به سبب احتياج همه چيز در محاصره و تنگي كه دشمنانت در دروازههايت به آن تو را زبون سازند، به پنهاني خواهد خورد.»
58 اگر به عمل نمودن تمامي كلمات اين شريعت كه در اين كتاب مكتوب است، هوشيار نشوي و از اين نام مجيد و مهيب، يعني يَهُوَه، خدايت، نترسي، 59 آنگاه خداوند بلاياي تو و بلاياي اولاد تو را عجيب خواهد ساخت، يعني بلاياي عظيم و مزمن و مرضهاي سخت و مزمن. 60 و تمامي بيماريهاي مصر را كه از آنها ميترسيدي بر تو باز خواهد آورد و به تو خواهد چسبيد. 61 و نيز همة مرضها و همة بلايايي كه در طومار اين شريعت مكتوب نيست، آنها را خداوند بر تو مستولي خواهد گردانيد تا هلاك شوي. 62 و گروه قليل خواهيد ماند، برعكس آن كه مثل ستارگان آسمان كثير بوديد، زيرا كه آواز يَهُوَه خداي خود را نشنيديد. 63 و واقع ميشود چنانكه خداوند بر شما شادي نمود تا به شما احسان كرده، شما را بيفزايد همچنين خداوند بر شما شادي خواهد نمود تا شما را هلاك و نابود گرداند، و ريشه شما از زميني كه براي تصرفش در آن داخل ميشويد كنده خواهد شد. 64 و خداوند تو را در ميان جميع امتها از كران زمين تا كران ديگرش پراكنده سازد و در آنجا خدايان غير را از چوب و سنگ كه تو و پدرانت نشناختهايد، عبادت خواهي كرد. 65 و در ميان اين امتها استراحت نخواهي يافت و براي كف پايت آرامي نخواهد بود، و در آنجا يَهُوَه تو را دل لرزان و كاهيدگي چشم و پژمردگي جان خواهد داد. 66 و جان تو پيش رويت معلق خواهد بود، و شب و روز ترسناك شده، به جان خود اطمينان نخواهي داشت. 67 بامدادان خواهي گفت: كاش كه شام ميبود، و شامگاهان خواهي گفت: كاشكه صبح ميبود، به سبب ترس دلت كه به آن خواهي ترسيد، و به سبب رؤيت چشمت كه خواهي ديد. 68 و خداوند تو را در كشتيها از راهي كه به تو گفتم آن را ديگر نخواهي ديد به مصر باز خواهد آورد، و خود را در آنجا به دشمنان خويش براي غلامي و كنيزي خواهيد فروخت و مشتري نخواهد بود.» ترجمه تفسیری بركات
(لاويان 26:3-13، تثنيه 7:12-24)
اگر تمام فرامين خداوند، خدايتان را كه امروز به شما ميدهم بدقت اطاعت كنيد، خداوند شما را قويترين قوم دنيا خواهد ساخت 2-6 و اين بركات را نصيب شما خواهد گردانيد:
شهر و مزرعهتان را بركت خواهد داد. فرزندان زياد، محصولات فراوان و گله و رمه بسيار به شما خواهد بخشيد، و ميوه و نانتان را بركت خواهد داد. خداونـد شما را در همـه كارهايتـان بركت خواهـد داد.
7 خداوند، دشمنانتان را در مقابل شما شكست خواهد داد. آنها از يك سو عليه شما بيرون خواهند آمد، ولي در برابر شما به هفت سو پراكنده خواهند شد. 8 خداوند حاصل دسترنج شما را بركت خواهد داد و انبارهايتان را از غله پر خواهد ساخت. او شما را در سرزميني كه به شما ميدهد بركت خواهد داد.
9 اگر اوامر خداوند، خداي خود را اطاعت كنيد ودر راه او گام برداريد، او نيز چنانكه وعده داده است شما را قوم مقدس خود خواهد ساخت. 10 آنگاه تمامي مردم جهان خواهند ديد كه شما قوم خاص خداوند هستيد و از شما خواهند ترسيد.
11 خداوند در سرزمين موعود نعمتهاي فراوان به شما خواهد بخشيد يعني فرزندان بسيار، گلههاي زياد و محصول فراوان. 12 او روزنههاي آسمان را گشوده، باران را به موقع خواهد فرستاد و شما را در همه كارهايتان بركت خواهد داد. به قومهاي زيادي قرض خواهيد داد، ولي از آنان قرض نخواهيد گرفت. 13 چنانچه فقط گوش فراداده، دستورات خداوند، خدايتان را كه امروز به شما ميدهم اطاعت كنيد، او شما را برتر از ديگران خواهد ساخت. 14 پس مواظب باشيد كه از قوانيني كه به شما دادهام به هيچ وجه سرپيچي نكنيد و هرگز خدايان ديگر را عبادت و پيروي ننماييد.
عواقب نااطاعتي
(لاويان 26:14-46)
15-19 اگر به خداوند، خدايتان گوش ندهيد و قوانيني را كه امروز به شما ميدهم اطاعت نكنيد آنوقت تمام اين لعنتها بر سر شما خواهد آمد:
خداوند شهر و مزرعهتان را لعنت خواهد كرد. او ميوه و نانتان را لعنت خواهد كرد و به شما، فرزندان و محصولات و گله و رمه كم خواهد داد. خداوند، شما را در هر كاري كه بكنيد لعنت خواهد كرد.
20 اگر شرارت ورزيده، خدا را ترك كنيد، خداوند نيز در همـه كارهايتان شمـا را به مصيبت و اضطـراب و ناكامـي دچار خواهـد كرد تا بكلـي از ميان برويد. 21 آنقدر بيماري در بين شما خواهد فرستاد تا از روي زميني كه بزودي آن را تصرف ميكنيد محو و نابود شويد. 22 او شما را گرفتار بيماريهاي مهلك و تب و التهاب خواهد كرد و خشكسالي و باد سوزان خواهد فرستاد تا محصولتان را از بين ببرند. تمامي اين بلاها آنقدر شما را دنبال خواهند كرد تا نابود شويد. 23 باران از آسمان نخواهد باريد و زمينِ زير پايتان چون آهن، خشك خواهد بود. 24 عوض باران، خداوند طوفانخاك و شن خواهد فرستاد و شما را هلاك خواهد كرد.
25 خداوند، شما را در مقابل دشمنانتان شكست خواهد داد. از يك سو عليه آنها بيرون خواهيد آمد، ولي در برابر ايشان به هفت سو پراكنده خواهيد شد و همه قومهاي روي زمين با ديدن وضع اسفناك شما هراسان خواهند گرديد. 26 اجسادتان خوراك پرندگان و حيوانات وحشي خواهد شد و كسي نخواهد بود كه آنها را براند. 27 خداوند همان دملي را كه بر مصريان آورد بر شما خواهد فرستاد. او بدنهاي شما را به زخمهاي گوناگون مبتلا خواهد كرد تا خود را بخارانيد و علاجي نداشته باشيد. 28 خداوند، ديوانگي، كوري و پريشاني بر شما مستولي خواهد كرد. 29 در روشنايي آفتاب مثل نابينايي كه در تاريكي به سختي راه خود را پيدا ميكند، كوركورانه راه خواهيد رفت. در هيچ كاري موفق نخواهيد بود. دايم مورد ظلم ديگران واقع شده، اموالتان چپاول خواهد گرديد. هيچكس به دادتان نخواهد رسيد.
30 شخص ديگري با نامزدتان ازدواج خواهد كرد و در خانهاي كه بنا ميكنيد كس ديگري زندگي خواهد كرد. ميوه تاكستاني را كه غرس كردهايد ديگران خواهند خورد 31 و گاوهايتان را دربرابر چشمانتان سر خواهند بريد، ولي حتي يك تكه از گوشت آنها را نخواهيد خورد. الاغهايتان را پيش روي شما به غارت خواهند برد. گوسفندانتان به دشمنانتان داده خواهند شد و كسي نخواهد بود كه به داد شما برسد. 32 پسران و دخترانتان را دربرابر چشمانتان به بردگي خواهند برد و دلهايتان در اشتياق ديدن آنها خون خواهد شد، ولي كاري از دستتان برنخواهد آمد. 33 قومي بيگانه كه حتي اسمش را هم نشنيدهايد محصولاتي را كه با هزار زحمت كاشتهايد، خواهند خورد. هميشه زير ظلم و ستم خواهيد بود. 34 با ديدن وضع ناگوار اطراف خود ديوانه خواهيد شد. 35 خداوند، شما را از سر تا پا به دملهاي التيامناپذير مبتلا خواهد كرد.
36 خداوند، شما و پادشاهي را كه بر ميگزينيد نزد قـومي كه نه شما و نه اجدادتان ميشناختيد تبعيدخواهد كرد. در آنجا خدايان چوبي و سنگي را پرستش خواهيد نمود. 37 خداوند، شما را در ميان قومها پراكنده خواهد ساخت و مردم با ديدن وضعتان هراسان خواهند شد و شما در ميان قومها رسوا و انگشتنما خواهيد بود.
38 بسيار خواهيد كاشت، ولي اندك خواهيد درويد، چون ملخها محصولاتتان را خواهند خورد. 39 تاكستانها غرس كرده، از آنها مراقبت خواهيد نمود، ولي از انگور آنها نخواهيد خورد و از شراب آنها نخواهيد نوشيد، زيرا كرم، درختان را از بين خواهد برد. 40 در همه جا درختان زيتون خواهند روييد، ولي از آنها روغني بدست نخواهيد آورد، چون ميوهشان قبل از رسيدن خواهد ريخت. 41 پسران و دختران خواهيد داشت، اما آنها را از دست شما خواهند ربود و به اسارت خواهند برد. 42 ملخها، درختها و محصولات شما را نابود خواهند كرد. 43 غريباني كه در ميان شما زندگي ميكنند روزبروز ثروتمندتر خواهند شد و شما روزبروز فقيرتر. 44 آنها به شما قرض خواهند داد، نه شما به آنها. ايشان ارباب خواهند شد و شما نوكر.
45 تمامي اين لعنتها بر سرتان خواهد آمد تا نابود شويد، زيرا نخواستيد از خداوند، خدايتان اطاعت كنيد و از دستوراتش پيروي نماييد. 46 همه اين بلايا كه دامنگير شما و فرزندانتان ميشود، درس عبرتي براي ديگران خواهد بود. 47 چون در زمان فراواني، خداوند را با شادي و خوشي خدمت نكرديد، 48 پس او دشمنانتان را بر شما مسلط خواهد كرد تا در گرسنگي و تشنگي، برهنگي و بيچارگي، آنها را بندگي نماييد. يوغي آهنين برگردن شما خواهد بود تا وقتي كه نابود شويد.
49 خداوند قومي را از دور دستها به سراغتان خواهد فرستاد، قومي كه زبانشان را نميفهميد. ايشان مثل عقاب بر شما فرود خواهند آمد. 50 اين قوم درندهخو، نه به پيران شما رحم خواهند كرد و نه به جوانانتان. 51 آنها گـله و محصولتان را خواهند خورد و شما از گرسنگي خواهيد مرد. نه غلهاي براي شما باقي خواهـد مانـد، نه شـراب تـازهاي و نه روغـنزيتوني، نه گوسالهاي و نه برهاي. 52 تمام شهرهايتان را محاصره خواهند كرد و ديوارهاي محكم و بلند آنها را فروخواهند ريخت، همان ديوارهايي كه فكر ميكرديد از شما حفاظت خواهند كرد. 53 در آن روزهاي سخت محاصره، حتي گوشت پسران و دخترانتان را هم خواهيد خورد. 54 نجيبترين و دلسوزترين مرد، حتي به برادر خود و زن محبوب خويش و بچههايش كه هنوز زنده هستند ترحم نخواهد كرد، 55 و از دادن قطعهاي از گوشتي كه ميخورد يعني گوشت فرزندانش به آنها امتناع خواهد كرد، چون بخاطر محاصره شهر چيزي براي خوردن ندارد. 56 و57 ظريفترين و لطيفترين زن كه رغبت نميكرد حتي نوك پايش را به زمين بگذارد، حاضر نخواهد بود از آنچه ميخورد به شوهر و فرزندان محبوبش بدهد. جفت نوزاد و كودكي را كه تازه بدنيا آورده، از ايشان مخفي خواهد ساخت تا خودش به تنهايي آنها را بخورد. چنين خواهد بود وحشت گرسنگي و پريشاني در زماني كه دشمنان، شما را محاصره كنند.
58و59 اگر از اطاعت كليه قوانيني كه در اين كتاب نوشته شده سرپيچي كنيد و از احترام گذاشتن به نام مجيد و مهيب خداوند، خدايتان امتناع ورزيد، آنگاه خداوند بر شما و فرزندانتان بلاهاي سخت و امراض غيرقابل علاج خواهد فرستاد. 60 خداوند، شما را به تمام امراضي كه در مصر از آنها ميترسيديد دچار خواهد كرد و علاجي نخواهد بود. 61 خداوند هر گونه بيماري و بلايي را كه وجود دارد، حتي آنهايي را كه در اين كتاب اسمي از آنها برده نشده به سراغ شما خواهد فرستاد تا نابود شويد. 62 اگر چه قبلاً به اندازه ستارگان آسمان، بيشمار بوديد، تعداد كمي از شما باقي خواهند ماند، زيرا از خداوند، خدايتان اطاعت نكرديد.
63 همانطور كه خداوند از احسان كردن و افزودن شما شادي كرده است، همانگونه نيز در آنوقت از نابود كردن شما خوشحال خواهد شد و شما از سرزميني كه تصرف ميكنيد ريشه كن خواهيد گشت. 64 خداوند، شما را در ميان تمامي ملتها از يك گوشهعالم تا گوشه ديگر پراكنده خواهد ساخت. در آنجا خدايان ديگر را كه نه خود ميشناختيد و نه پدرانتان، پرستش خواهيد كرد، خداياني كه از چوب و سنگ ساخته شدهاند. 65 در ميان آن قومها روي آرامش را نخواهيد ديد، بلكه خداوند به شما دلهايي لرزان و چشماني گريان و افكاري پريشان خواهد داد. 66 زندگي شما دائم در خطر خواهد بود، شب و روزتان با ترس سپري خواهد شد و اميدي براي ديدن روشنايي صبح نخواهيد داشت. 67 بخاطر آنچه كه ميبينيد، ترس و وحشت وجود شما را فرا خواهد گرفت. صبحگاهان خواهيد گفت: «اي كاش شب ميشد!» و شامگاهان: «اي كاش صبح ميشد!» 68 خداوند، شما را با كشتي به مصر خواهد فرستاد هر چند قبلاً گفته بودم كه هرگز ديگر مصر را نخواهيد ديد. در آنجا حاضر خواهيد شد حتي خود را به بردگي دشمنانتان بفروشيد، اما خريداري نخواهيد داشت.
راهنما
باب 28 . نبوت مهم دربارة يهوديان
يك باب شگفت انگيز. طرح كلي همة تاريخ آيندة قوم يهود داده شده است. اسارت بابل و نابودي بدست روميان، بوضوح به تصوير كشيده شده است. «عقاب» (49) نشان ارتش روم بود. در هر دو مرتبة محاصرة اورشليم بدست بابليان و روميان، مردم فرزندان خود را ميخوردند (53 - 57). پراكندگي، سرگردانيها، جفاهاي بلاانقطاع يهوديان، دل شكستگي و عذاب روحي آنها حتي تا عصر حاضر نيز، در اين باب پيشگويي شده است. باب بيست و هشتم كتاب تثنيه در كنار تاريخ قوم يهود، يكي از حيرت انگيزترين و مسلّمترين شواهدي است كه به الهام الهي كتابمقدس گواهي ميدهد. وگرنه، چه توضيحي براي آن ميتوان يافت.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۱ ب.ظ
توسط ganjineh
29 عهد خداوند با اسرائیل در دشت موآب
نگه داشتن احكام خداوند
اين است كلمات عهدي كه خداوند در زمين موآب به موسي امر فرمود كه با بنياسرائيل ببندد، سواي آن عهد كه با ايشان در حوريب بسته بود.
2 و موسي تمامي اسرائيل را خطاب كرده، به ايشان گفت: «هر آنچه خداوند در زمين مصر با فرعون و جميع بندگانش و تمامي زمينش عمل نمود، شما ديدهايد. 3 تجربههاي عظيم كه چشمان تو ديد و آيات و آن معجزات عظيم. 4 اما خداوند دلي را كه بدانيد و چشماني را كه ببينيد و گوشهايي را كه بشنويد تا امروز به شما نداده است. 5 و شما را چهل سال در بيابان رهبري نمودم كه لباس شما مندرس نگرديد، و كفشها در پاي شما پاره نشد. 6 نان نخورده و شراب و مسكرت ننوشيدهايد، تا بدانيد كه من يَهُوَه خداي شما هستم. 7 و چون به اينجا رسيديد، سيحون، ملك حشبون، و عوج، ملك باشان، به مقابلة شما براي جنگ بيرون آمدند و آنها را مغلوب ساختيم. 8 و زمين ايشان را گرفته، به رؤبينيان و جاديان و نصف سبط منسي به ملكيت داديم. 9 پس كلمات اين عهد را نگاه داشته، بجا آوريد تادر هر چه كنيد كامياب شويد.
10 «امروز جميع شما به حضور يَهُوَه، خداي خود حاضريد، يعني رؤساي شما و اسباط شما و مشايخ شما و سروران شما و جميع مردان اسرائيل، 11 و اطفال و زنان شما و غريبي كه در ميان اردوي شماست از هيزمشكنان تا آبكشان شما، 12 تا در عهد يَهُوَه خدايت و سوگند او كه يَهُوَه خدايت امروز با تو استوار ميسازد، داخل شوي. 13 تا تو را امروز براي خود قومي برقرار دارد، و او خداي تو باشد چنانكه به تو گفته است، و چنانكه براي پدرانت، ابراهيم و اسحاق و يعقوب، قسم خورده است. 14 و من اين عهد و اين قسم را با شما تنها استوار نمينمايم، 15 بلكه با آناني كه امروز با ما به حضور يَهُوَه خداي ما در اينجا حاضرند، و هم با آناني كه امروز در اينجا با ما حاضر نيستند. 16 زيرا شما ميدانيد كه چگونه در زمين مصر سكونت داشتيم، و چگونه از ميان امتهايي كه عبور نموديد، گذشتيم. 17 و رجاسات و بتهاي ايشان را از چوب و سنگ و نقره و طلا كه در ميان ايشان بود، ديديد. 18 تا در ميان شما مرد يا زن يا قبيله يا سبطي نباشد كه دلش امروز از يَهُوَه خداي ما منحرف گشته، برود و خدايان اين طوايف را عبادت نمايد، مبادا در ميان شما ريشهاي باشد كه حنظل و افسنتين بار آورد.
19 «و مبادا چون سخنان اين لعنت را بشنود در دلش خويشتن را بركت داده، گويد: هر چند در سختي دل خود سلوك مينمايم تا سيراب و تشنه را با هم هلاك سازم، مرا سلامتي خواهد بود. 20 خداوند او را نخواهد آمرزيد، بلكه در آنوقت خشم و غيرت خداوند بر آن شخص دودافشان خواهد شد، و تمامي لعنتي كه در اين كتاب مكتوب است، بر آن كس نازل خواهد شد، و خداوند نام او را از زير آسمان محو خواهد ساخت. 21 و خداوند او را از جميع اسباط اسرائيل براي بدي جدا خواهد ساخت، موافق جميع لعنتهاي عهدي كه در اين طومار شريعت مكتوب است. 22 و طبقة آينده يعني فرزندان شما كه بعد از شما خواهند برخاست، و غريباني كه از زمين دور ميآيند، خواهند گفت، هنگامي كه بلاياي اين زمين و بيماريهايي را كه خداوند به آن ميرساند ببينند، 23 و تمامي زمين آن را كه كبريت و شوره و آتش شده، نه كاشته ميشود و نه حاصل ميرويد و هيچ علف در آن نمو نميكند و مثل انقلاب سدوم و عموره و اَدمَه و صبوئيم كه خداوند در غضب و خشم خود آنها را واژگون ساخت، گشته است؛ 24 پس جميع امتها خواهند گفت: چرا خداوند با اين زمين چنين كرده است و شدت اين خشم عظيم از چه سبب است؟ 25 آنگاه خواهند گفت: از اين جهت كه عهد يَهُوَه خداي پدران خود را كه به وقت بيرون آوردن ايشان از زمين مصر با ايشان بسته بود، ترك كردند، 26 و رفته، خدايان غير را عبادت نموده، به آنها سجده كردند، خداياني را كه نشناخته بودند و قسمت ايشان نساخته بود. 27 پس خشم خداوند بر اين زمين افروخته شده، تمامي لعنت را كه در اين كتاب مكتوب است، بر آن آورد. 28 و خداوند ريشة ايشان را به غضب و خشم و غيض عظيم، از زمين ايشان كند و به زمين ديگر انداخت، چنانكه امروز شده است. 29 چيزهاي مخفي از آن يَهُوَهخداي ماست و اما چيزهاي مكشوف تا به ابد از آن ما و فرزندان ما است، تا جميع كلمات اين شريعت را به عمل آوريم. ترجمه تفسیری عهد خداوند با اسرائيل در دشت موآب
اين است شرايط عهدي كه خداوند در سـرزمين موآب توسط موسي با قوم اسرائيل بست. اين عهد غير از عهدي بود كه قبلاً در كوه حوريب بسته شده بود. 2و3 موسي تمام بنياسرائيل را احضار كرد و سخنان زير را به ايشان گفت:
شما با چشمان خود بلاهايي را كه خداوند بر سر فرعون و درباريانش آورد، ديديد و شاهد معجزات عظيم خداوند در سراسر مصر بوديد. 4 ولي تا امروز خداوند دلهايي كه بفهمند و چشماني كه ببينند و گوشهايي كه بشنوند به شما نداده است. 5 خداوند چهل سال شما را در بيابان هدايت كرد. در اين مدت نه لباسهايتان كهنه شد و نه كفشهايتان پاره گشت. 6 هر چند ناني براي خوردن و شرابي براي نوشيدن نداشتيد، اما خداوند روزي شما را ميرساند تا به شما بفهماند كه او خداي شماست.
7 زماني كه به اينجا رسيديم سيحون (پادشاه سرزمين حشبون) و عوج (پادشاه سرزمين باشان) با ما
به جنگ برخاستنـد، ولـي ما ايشان را شكست داديم 8 و سرزمينشان را گرفتيم و به قبيلههاي رئوبين، جاد و نصف قبيله منسي داديم.
9 شرايط اين عهد را اطاعت كنيد تا در تمام كارهايتان موفق باشيد. 10 همگي شما يعني رهبران، ريش سفيدان، مردان قوم 11 همراه با كودكان و همسرانتان و غريباني كه در بين شما زندگي ميكنند يعني كساني كه هيزم ميشكنند و برايتان آب ميآورند امروز در حضور خداوند، خدايتان ايستادهايد. 12 اينجا ايستادهايد تا به عهدي كه خداوند، خدايتـان امروز با شما ميبندد وارد شويد. 13 امروز خداوند ميخواهد شما را بعنوان قوم خود تأييد كند و خداي شما باشد، همانطور كه به شما و به پدرانتان، ابراهيم و اسحـاق و يعقوب وعده داد. 14و15 اين پيمان تنها با شما كه امروز در حضورش ايستادهايد بسته نميشود بلكه با تمام نسلهاي آينده اسرائيل نيز بسته ميشود.
16 يقيناً به ياد ميآوريد كه چگونه در سرزمين مصر زندگي ميكرديم و پس از خروج از آنجا چطور از ميان قومهاي ديگر گذشتيم. 17 شما بتهاي قبيح آن سرزمينها را ديديد كه از چوب و سنگ و نقره و طلا ساخته شده بودند. 18 امروز در ميان شما مرد يا زن، خاندان يا قبيلهاي نباشد كه از خداوند، خدايمان برگردد و بخواهد اين خدايان را بپرستد و با اين كار، بتدريج قوم را مسموم كند.
19 كسي در ميان شما نباشد كه پس از شنيدن اين هشدارها، آنها را سرسري بگيرد و فكر كند اگر به راههاي گستاخانه خود ادامه دهد صدمهاي نخواهد ديد. اين كار او همگي شما را نابود خواهد كرد؛ 20 چون خداوند از سر تقصيرات او نميگذرد بلكه خشم و غيرتش برضد آن شخص شعلهور خواهد شد و تمام لعنتهايي كه در اين كتاب نوشته شده بر سر او فرود خواهد آمد و خداوند اسم او را از روي زمين محو خواهد كرد. 21 خداوند او را از تمامي قبيلههاي اسرائيل جدا خواهد نمود و كليه لعنتهايي را كه در ايـن كتاب ذكـر شده، بـر سر او نـازل خواهـد كـرد. 22 آنگاه فرزندان شما و نسلهاي آينده و غريباني كه ازكشورهاي دور دست از سرزمين شما عبور كنند، بلاها و بيماريهايي را كه خداوند بر اين سرزمين نازل كرده است خواهند ديد. 23 آنها خواهند ديد كه تمام زمين، شورهزاري است خشك و سوزان كه در آن نه چيزي كاشته ميشود و نه چيزي ميرويد. سرزمينتان درست مثل سدوم و عموره و ادمه و صبوئيم خواهد بـود كه خداونـد در خشـم خـود آنها را ويران كرد. 24 قومها خواهند پرسيد: «چرا خداوند با اين سرزمين چنين كرده است؟ دليل اين خشم بيامان او چه بوده است؟» 25 در جواب ايشان گفته خواهد شد: «چون مردم اين سرزمين عهدي را كه هنگام خروج از مصر خداوند، خداي پدرانشان با ايشان بسته بود، شكستند. 26 ايشان به پرستش خداياني پرداختند كه آنها را قبلاً نميشناختند و خداوند، پرستش آنها را منع كرده بود. 27 پس خشم خداوند عليه اين سرزمين افروخته شد و كليه لعنتهاي او كه در اين كتاب نوشته شده، بر سرشان فرو ريخت. 28 خداوند با خشم و غضب شديد خود، ايشان را از سرزمينشان ريشه كن ساخت و آنها را به سرزمين ديگري راند كه تا امروز در آنجا زندگي ميكنند.»
29 اسراري هست كه خداوند، خدايمـان بر ما كشف نفرموده است، اما او قوانين خود را بر ما و فرزندانمان آشكار نموده است تا آنها را اطـاعت كنيم.
راهنما
باب 29 و 30 . عهد و اخطارهاي نهايي
آخرين كلام موسي، در حالي كه پيامدهاي هولناك ارتداد را پيش بيني ميكرد، اين است: پيروي خدا، طريق حيات است؛ و پيروي بتها، مرگ مسلّم.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۳ ب.ظ
توسط ganjineh
30 شرط دریافت برکت
براي بازگشت بسوي خدا
و چون جميع اين چيزها، يعني بركت و لعنتي كه پيش روي تو گذاشتم بر تو عارض شود، و آنها را در ميان جميع امتهايي كه يَهُوَه، خدايت، تو را به آنجا خواهد راند، بياد آوري، 2 و تو با فرزندانت با تمامي دل و تمامي جان خود به سوي يَهُوَه خدايت بازگشت نموده، قول او را موافق هر آنچه كه من امروز به تو امر ميفرمايم، اطاعت نمايي، 3 آنگاه يَهُوَه خدايت اسيري تو را برگردانيده، بر تو ترحم خواهد كرد، و رجوع كرده، تو را از ميان جميع امتهايي كه يَهُوَه، خدايت، تو را به آنجا پراكنده كرده است، جمع خواهد نمود. 4 اگر آوارگي تو تا كران آسمان بشود، يَهُوَه، خدايت، تو را از آنجا جمع خواهد كرد و تو را از آنجا خواهد آورد. 5 و يَهُوَه، خدايت، تو را به زميني كه پدرانت مالك آن بودند خواهد آورد، و مالك آن خواهي شد، و بر تو احسان نموده، تو را بيشتر از پدرانت خواهد افزود.
6 «و يَهُوَه خدايت دل تو و دل ذريت تو را مختون خواهد ساخت تا يَهُوَه خدايت را به تمامي دل و تمامي جان خود دوست داشته، زنده بماني. 7 و يَهُوَه خدايت جميع اين لعنتها را بر دشمنان و بر خصمانت كه تو را آزردند، نازل خواهد گردانيد. 8 و تو بازگشت نموده، قول خداوند را اطاعت خواهي كرد، و جميع اوامر اورا كه من امروز به تو امر ميفرمايم، بجا خواهي آورد. 9 و يَهُوَه، خدايت، تو را در تمامي اعمال دستت و در ميوة بطنت و نتايج بهايمت و محصول زمينت به نيكويي خواهد افزود، زيرا خداوند بار ديگر بر تو براي نيكويي شادي خواهد كرد، چنانكه بر پدران تو شادي نمود، 10 اگر آواز يَهُوَه خداي خود را اطاعت نموده، اوامر و فرايض او را كه در طومار اين شريعت مكتوب است، نگاه داري، و به سوي يَهُوَه، خداي خود، با تمامي دل و تمامي جان بازگشت نمايي.
حيات و موت
11 «زيرا اين حكمي كه من امروز به تو امر ميفرمايم، براي تو مشكل نيست و از تو دور نيست. 12 نه در آسمان است تا بگويي كيست كه به آسمان براي ما صعود كرده، آن را نزد ما بياورد و آن را به ما بشنواند تا به عمل آوريم؛ 13 و نه آن طرف دريا كه بگويي كيست كه براي ما به آنطرف دريا عبور كرده، آن را نزد ما بياورد و به ما بشنواند تا به عمل آوريم. 14 بلكه اين كلام، بسيار نزديك توست و در دهان و دل توست تا آن را بجا آوري.
15 «ببين امروز حيات و نيكويي و موت و بدي را پيش روي تو گذاشتم. 16 چونكه من امروز تو را امر ميفرمايم كه يَهُوَه خداي خود را دوست بداري و در طريقهاي او رفتار نمايي، و اوامر و فرايض و احكام او را نگاه داري تا زنده مانده، افزوده شوي، و تا يَهُوَه، خدايت، تو را در زميني كه براي تصرفش به آن داخل ميشوي، بركت دهد. 17 ليكن اگر دل تو برگردد و اطاعت ننمايي و فريفته شده، خدايان غير را سجده و عبادتنمايي، 18 پس امروز به شما اطلاع ميدهم كه البته هلاك خواهيد شد، و در زميني كه از اردن عبور ميكنيد تا در آن داخل شده، تصرف نماييد، عمر طويل نخواهيد داشت. 19 امروز آسمان و زمين را بر شما شاهد ميآورم كه حيات و موت و بركت و لعنت را پيش روي تو گذاشتم؛ پس حيات را برگزين تا تو با ذريتت زنده بماني. 20 و تا يَهُوَه خداي خود را دوست بداري و آواز او را بشنوي و به او ملصق شوي، زيرا كه او حيات تو و درازي عمر توست تا در زميني كه خداوند براي پدرانت، ابراهيم و اسحاق و يعقوب، قسم خورد كه آن را به ايشان بدهد، ساكن شوي.» ترجمه تفسیری شرط دريافت بركت
هنگامي كه تمام اين بركتها و لعنتها اتفاق بيافتد و شما در ميان قومهاي بيگانهاي كه خداوند، خدايتان شما را به آنجا رانده است سخنان مرا به ياد بياوريد 2 و بسوي خداوند، خدايتان بازگشت نماييد و شما و فرزندانتان با تمامي دل فراميني را كه امروز به شما دادم اطاعت كنيد، 3 آنگاه خداوند، خدايتان شما را از اسارت نجات خواهد داد. او بر شما ترحم خواهد كرد و شما را از بين تمام قومهايي كه شما را در آنها پراكنده كرده است جمع خواهد نمود. 4 اگر در دورترين نقاط دنيا هم باشيد او شما را جمع مـيكند 5 و به سـرزمين نياكانتـان بـازميگرداند تا دوباره مالك آن شويد. او به شما بركت داده، بيش از پيش شما را خواهد افزود. 6 او دلهاي شما و فرزندانتان را پاك خواهد كرد تا خداوند، خدايتان را با تمامي دل و جان دوست بداريد و در آن سرزمين زنده بمانيد.
7و8 اگر بسوي خداوند بازگشت نماييد و همه فراميني را كه من امروز به شما ميدهم اطاعت كنيد خداوند، خدايتان نيز همه اين لعنتها را متوجه دشمنانتان و كساني كه به شما آزار ميرسانند خواهد كرد. 9 خداوند، خدايتان شما را در تمام كارهايتان بركت خواهد داد و به شما فرزندان بسيار و گله و محصول فراوان عطا خواهد كرد، چون خداوند بار ديگر از شما راضي خواهد شد، همچنانكه از پدران شما راضي بود. 10 پس فراميني را كه در اين كتاب قانون نوشته شده، اطاعت كنيد و با تمامي دل و جان بسوي خداوند، خدايتان بازگشت نماييد. 11 اطاعت از اين فرامين، خارج از توانايي و دسترس شما نيست. 12و13 چون اين قوانين در آسمان نيست كه كسي نتواند آنها را پايين بياورد تا آنها را بشنويد و اطاعت كنيد و در ماوراي درياها هم نيست كه بگوييد: «چه كسي ميتواند به آنجا رفته، آنها را براي ما بياورد تا آنها را بشنويم و اطاعت كنيم؟» 14 اين قوانين به شما بسيار نزديكند. آنها در دلها و بر لبهايتان هستند تا بتوانيد آنها را اطاعت كنيد.
15 من امروز مرگ و زندگي، بدي و خوبي را در برابر شما قرار دادهام تا يكي را برگزينيد. 16 من امروز به شما دستور دادهام كه خداوند، خدايتان را دوست داشته در راه او گام برداريد و قوانين او را نگاه داريد تا زنده مانده، قومي بزرگ بشويد و خداوند، خدايتان به شما در سرزميني كه تصرف خواهيد كرد، بركت بدهد. 17 ولي اگر گوش ندهيد و اطاعت نكنيد و بدنبال خدايان ديگر برويد و آنها را بپرستيد، 18 در اينصورت همين امروز به شما اعلام ميكنم كه يقيناً نابود خواهيد شد و در سرزميني كه تصرف ميكنيد، عمري طولاني نخواهيد داشت.
19 زمين و آسمان را شاهد ميگيرم كه امروز زندگي و مرگ، بركت و لعنت را در برابر شما قراردادهام. زندگي را انتخاب كنيد تا شما و فرزندانتان زنده بمانيد. 20 خداوند، خدايتان را دوست داشته، از او اطاعت كنيد و به او بچسبيد، زيرا او زندگي شماست و به شما و فرزندانتان در سرزميني كه به پدرانتان ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده داده است، عمري طولاني عطا خواهد فرمود.
راهنما
باب 29 و 30 . عهد و اخطارهاي نهايي
آخرين كلام موسي، در حالي كه پيامدهاي هولناك ارتداد را پيش بيني ميكرد، اين است: پيروي خدا، طريق حيات است؛ و پيروي بتها، مرگ مسلّم.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۵ ب.ظ
توسط ganjineh
31 یوشع جانشین موسی می شود؛ آخرین دستورات خدا به موسی
يوشع، جانشين موسي
و موسي رفته، اين سخنان را به تمامي اسرائيل بيان كرد، 2 و به ايشان گفت: «من امروز صد و بيست ساله هستم و ديگر طاقت خروج و دخول ندارم، و خداوند به من گفته است كه از اين اردن عبور نخواهي كرد. 3 يَهُوَه خداي تو، خود به حضور تو عبور خواهد كرد، و او اين امتها را از حضور تو هلاك خواهد ساخت، تا آنها را به تصرف آوري، و يوشع نيز پيش روي تو عبور خواهد نمود چنانكه خداوند گفته است. 4 و خداوند چنانكه به سيحون و عوج، دو پادشاه اموريان، كه هلاك ساخت و به زمين ايشان عمل نمود، به اينها نيز رفتار خواهد كرد. 5 پس چون خداوند ايشان را به دست شما تسليم كند، شما با ايشان موافق تمامي حكمي كه به شما امر فرمودم، رفتار نماييد. 6 قوي و دلير باشيد و از ايشان ترسان و هراسان مباشيد، زيرا يَهُوَه،خدايت، خود با تو ميرود و تو را وا نخواهد گذاشت و ترك نخواهد نمود.»
7 و موسي يوشع را خوانده، در نظـر تمامي اسرائيل به او گفت: «قوي و دلير بـاش زيرا كه تو با اين قوم به زمينـي كه خداوند براي پـدران ايشـان قسم خورد كه به ايشان بدهد داخل خواهي شد، و تو آن را براي ايشـان تقسيم خواهي نمود. 8 و خداوند خود پيش روي تو ميرود. او با تو خواهد بود و تو را وانخواهد گذاشت و ترك نخواهد نمود. پس ترسان و هراسان مباش.»
قرائت تورات
9 و موسي اين تورات را نوشته، آن را به بنيلاوي كَهَنه كه تابوت عهد خداوند را برميداشتند و به جميع مشايخ اسرائيل سپرد. 10 و موسي ايشان را امر فرموده، گفت: «كه در آخر هر هفت سال، در وقتِ معينِ سالِ انفكاك در عيد خيمهها، 11 چون جميع اسرائيل بيايند تا به حضور يَهُوَه خداي تو در مكاني كه او برگزيند حاضر شوند، آنگاه اين تورات را پيش جميع اسرائيل در سمع ايشان بخوان. 12 قوم را از مردان و زنان و اطفال و غريباني كه در دروازههاي تو باشند جمع كن تا بشنوند، و تعليم يافته، از يَهُوَه خداي شما بترسند و به عمل نمودن جميع سخنان اين تورات هوشيار باشند. 13 و تا پسران ايشان كه ندانستهاند، بشنوند، و تعليم يابند، تا مادامي كه شما بر زميني كه براي تصرفش از اردن عبور ميكنيد زنده باشيد، از يَهُوَه خداي شما بترسند.»
پيشگويي سركشي اسرائيل
14 و خداوند به موسي گفت: «اينك ايام مردن تو نزديك است؛ يوشع را طلب نما و در خيمة اجتماع حاضر شويد تا او را وصيت نمايم.» پس موسي و يوشع رفته، در خيمة اجتماع حاضر شدند. 15 و خداوند در ستون ابر در خيمه ظاهر شد و ستون ابر، بر در خيمه ايستاد.
16 و خداوند به موسي گفت: «اينك با پدران خود ميخوابي؛ و اين قوم برخاسته، در پي خدايان بيگانة زميني كه ايشان به آنجا در ميان آنها ميروند، زنا خواهند كرد و مرا ترك كرده، عهدي را كه با ايشان بستم، خواهند شكست. 17 و در آن روز، خشم من بر ايشان مشتعل شده، ايشان را ترك خواهم نمود، و روي خود را از ايشان پنهان كرده، تلف خواهند شد، و بديها و تنگيهاي بسيار به ايشان خواهد رسيد، به حدي كه در آن روز خواهند گفت: آيا اين بديها به ما نرسيد از اين جهت كه خداي ما در ميان ما نيست؟ 18 و به سبب تمامي بدي كه كردهاند كه به سوي خدايان غير برگشتهاند، من در آن روز البته روي خود را پنهان خواهم كرد. 19 پس الا´ن اين سرود را براي خود بنويسيد و تو آن را به بنياسرائيل تعليم داده، آن را در دهان ايشان بگذار تا اين سرود براي من بر بنياسرائيل شاهد باشد. 20 زيرا چون ايشان را به زميني كه براي پدران ايشان قسم خورده بودم كه به شير و شهد جاري است، درآورده باشم، و چون ايشان خورده، و سير شده، و فربه گشته باشند، آنگاه ايشان به سوي خدايان غير برگشته، آنها را عبادت خواهند نمود، و مرا اهانت كرده، عهد مرا خواهند شكست. 21 و چونبديها و تنگيهاي بسيار بر ايشان عارض شده باشد، آنگاه اين سرود مثل شاهد پيش روي ايشان شهادت خواهد داد، زيرا كه از دهان ذريت ايشان فراموش نخواهد شد، زيرا خيالات ايشان را نيز كه امروز دارند ميدانم، قبل از آن كه ايشان را به زميني كه دربارة آن قسم خوردم، درآورم.» 22 پس موسي اين سرود را در همان روز نوشته، به بنياسرائيل تعليم داد.
23 و يوشع بننون را وصيت نموده، گفت: «قوي و دلير باش زيرا كه تو بنياسرائيل را به زميني كه براي ايشان قسم خوردم داخل خواهي ساخت، و من با تو خواهم بود.»
24 و واقع شد كه چون موسي نوشتن كلمات اين تورات را در كتاب، تماماً به انجام رسانيد، 25 موسي به لاوياني كه تابوت عهد خداوند را برميداشتند وصيت كرده، گفت: 26 «اين كتاب تورات را بگيريد و آن را در پهلوي تابوت عهد يَهُوَه، خداي خود، بگذاريد تا در آنجا براي شما شاهد باشد. 27 زيرا كه من تمرد و گردنكشي شما را ميدانم. اينك امروز كه من هنوز با شما زنده هستم بر خداوند فتنه انگيختهايد، پس چند مرتبه زياده بعد از وفات من. 28 جميع مشايخ اسباط و سروران خود را نزد من جمع كنيد تا اين سخنان را در گوش ايشان بگويم، و آسمان و زمين را بر ايشان شاهد بگيرم. 29 زيرا ميدانم كه بعد از وفات من، خويشتن را بالكلّ فاسد گردانيده، از طريقي كه به شما امر فرمودم خواهيد برگشت، و در روزهاي آخر بدي بر شما عارض خواهد شد، زيرا كه آنچه در نظر خداوند بد است خواهيد كرد، و از اعمال دست خود، خشم خداوند را بههيجان خواهيد آورد.»
30 پس موسي كلمات اين سرود را در گوش تمامي جماعت اسرائيل تماماً گفت: ترجمه تفسیری يوشع جانشين موسي ميشود
موسي در ادامه سخنان خود به قوم اسرائيل چنين گفت: «من اكنون صد و بيست سال دارم و ديگر قادر نيستم شما را رهبري كنم. خداوند به من گفته است از رود اردن عبور نخواهم كرد. 3 خود خداوند شما را رهبري خواهد نمود و قومهايي را كه در آنجا زندگي ميكنند نابود خواهد كرد و شما سرزمين ايشان را به تصرف خود درخواهيد آورد. طبق فرمان خداوند، يوشع رهبر شما خواهد بود. 4 خداوند همانطور كه سيحون و عوج، پادشاهان اموري را هلاك ساخته، سرزمينشان را ويران نمود، قومهايي را نيز كه در اين سرزمين زندگي ميكنند نابود خواهد كرد. 5 خداوند، ايشان را به دست شما تسليم خواهد كرد و شما بايد طبق دستوري كه دادهام با آنها رفتار كنيد. 6 قوي و دلير باشيد. از ايشان نترسيد. خداوند، خدايتان با شما خواهد بود. او شما را تنها نخواهد گذاشت و ترك نخواهد كرد.»
7 آنگاه موسي يوشع را احضار كرده، در حضور تمامي قوم اسرائيل به او گفت: «قوي و دلير باش، زيرا تو اين قوم را به سرزميني كه خداوند به اجدادشان وعده داده است رهبري خواهي كرد تا آنجا را تصرف كنند. 8 ترسان نباش، زيرا خداوند با تو خواهد بود و پيشاپيش تو حركت خواهد كرد. او تو را تنها نخواهد گذاشت و ترك نخواهد كرد.»
قرائت قوانين خداوند
9 آنگاه موسي قوانين خدا را نوشت و آن را به كاهنان لاوي كه صندوق عهد خداوند را حمل ميكردند و نيز به ريش سفيدان اسرائيل سپرد. 10و11 او به ايشان فرمود: «اين قوانين را در پايان هر هفت سال،يعني در سالي كه قرضها بخشيده ميشود، هنگام عيد خيمهها كه تمام قوم اسرائيل در حضور خداوند در مكاني كه او براي عبادت تعيين ميكند جمع ميشوند، براي آنها بخوانيد. 12 تمام مردان، زنان، بچهها و غريباني را كه در ميان شما زندگي ميكنند جمع كنيد تا قوانين خداوند را بشنوند و ياد بگيرند كه خداوند، خدايتان را احترام نمايند و دستوراتش را اطاعت كنند. 13 چنين كنيد تا بچههايتان كه با اين قوانين آشنايي ندارند آنها را بشنوند و بياموزند كه در سرزمين موعود تا هنگامي كه زندهاند، خداوند را احترام نمايند.»
آخرين دستورات خداوند به موسي
14 آنگاه خداوند به موسي فرمود: «پايان عمرت نزديك شده است. يوشع را بخوان و با خود به خيمه عبادت بياور تا دستورات لازم را به او بدهم.» پس موسي و يوشع به خيمه عبادت وارد شدند.
15 در خيمه عبادت، خداوند در ابر ظاهر شد و ابر، بالاي در خيمه ايستاد. 16 سپس خداوند به موسي گفت: «تو خواهي مرد و به پدرانت ملحق خواهي شد. بعد از تو، اين قوم در سرزمين موعود به من خيانت كرده، به پرستش خدايان بيگانه خواهند پرداخت و مرا از ياد برده، عهدي را كه با ايشان بستهام خواهند شكست. 17 آنگاه خشم من بر ايشان شعلهور شده، ايشان را ترك خواهم كرد و رويم را از ايشان برخواهم گرداند تا نابود شوند. سختيها و بلاهاي بسيار بر ايشان نازل خواهد شد بطوري كه خواهند گفت: خدا ديگر در ميان ما نيست. 18 من بسبب گناه بتپرستيشان رويم را از ايشان بر ميگردانم.
19 «اكنون كلمات اين سرود را كه به تو ميدهم بنويس و به مردم اسرائيل ياد بده تا هشداري به آنها باشد. 20 زماني كه ايشان را به سرزميني كه به پدرانشان وعده داده بودم آوردم، يعني به سرزميني كه شير و عسل در آن جاري، است و پس از اينكه سير و فربه شدند و به پرستش خدايان ديگر پرداختند و مرا رد نموده، عهد مرا شكستند 21 و به سختيها و بلاهاي بسيار دچار شدند، در آن هنگام، اين سرود دليل محنتهايشان را به ياد آنها خواهد آورد. اين سرود از نسلي به نسل ديگر، سينه به سينه نقل خواهد شد. من از همين حالا، حتي قبل از اينكه وارد سرزمين موعود شوند، افكار ايشان را ميدانم.»
22 پس در همان روز، موسي كلمات سرود را نوشت و آن را به قوم اسرائيل ياد داد. 23 سپس خداوند به يوشع فرمود: «قوي و دلير باش، زيرا تو بايد مردم اسرائيل را به سرزميني كه من به ايشان وعده دادهام هدايت كني، و من با تو خواهم بود.»
24 وقتي كه موسي كليه قوانيني را كه در اين كتاب ثبت شده است نوشت، 25 به لاوياني كه صندوق عهد خداوند را حمل ميكردند فرمود: 26 «اين كتاب قانون را بعنوان هشداري جدي به قوم اسرائيل، دركنار صندوق عهد خداوند، خدايتان قرار دهيد. 27 چون ميدانم كه اين قوم چقدر ياغي و سركشند. اگر امروز كه در ميان ايشان هستم نسبت به خداوند اينچنين ياغي شدهاند، پس، بعد از مرگ من چه خواهنـد كرد. 28 اكنون كليه رهبران و ريش سفيدان قبيلههايتان را احضار كنيد تا اين سخنان را به ايشان بگويم و زمين و آسمان را بر ايشان شاهد بگيرم. 29 ميدانم كه پس از مرگ من، خود را بكلي آلوده كرده، از دستوراتي كه به شما دادهام سرپيچي خواهيد كرد. در روزهاي آينده، مصيبت گريبانگير شما خواهد شد، زيرا آنچه را كه خداوند نميپسندد همان را انجام خواهيد داد و او را بسيار غضبناك خواهيد كرد.»
سرود موسي
30 سپس موسي اين سرود را براي تمام جماعت اسرائيل خواند:
راهنما
باب 31 . موسي شريعت را در كتاب نوشت
40 سال پيش از اين، موسي كلام خدا را در كتابي نگاشته بود (خروج 17 : 14 ؛ 24 : 4 و 7). او خاطرات سفرهاي خود را نوشته بود (اعداد 33 : 2). اكنون كه كتاب او پايان يافته بود، آن را به كاهنان و لاويان داد تا دايماً براي مردم بخوانند. تعليم مداوم كلام مكتوب خدا به مردم، مطمئنترين و مؤثرترين شيوة مقابله با فساد مذهبي آنان است. هنگامي كه اسرائيل به كلام خدا گوش فرا ميدادند، كامياب ميشدند. و هنگامي كه آن را ناديده ميگرفتند، گرفتار ناملايمات ميشدند.
خواندن كتاب خدا به اصلاحات بزرگ يوشيا منتهي شد (دوم پادشاهان 23). همين مطلب براي عزرا (نحميا 8) و لوتر تكرار شد. كتابهاي عهد جديد نوشته شدند تا در كليساها خوانده شوند (اول تسالونيكيان 5 : 27 ؛ كولسيان 4 : 16). كلام خدا قدرت خداست در قلب انسان.
نكتة باستان شناختي
شريعت، ريشههاي تاريخي فراوان داشت:
الف - بسياري از اشياء بتپرستان مورد استفادة عام بود. خيمه و صندوق عهد، در بسياري از جزئياتشان سابقهاي مصري دارند. الواح رأس شمراء نيز داراي جزئيات مشابهي هستند.
ب - بسياري از آيينها از قبل انجام ميشد، كه قرباني حيوانات از آن جمله است. قربانيهاي جرم، سلامتي، تشكر و جنبانيدني، نوبر محصولات، نان فطير و غيره، همگي در الواح رأس شمراء به چشم ميخورند كه نميتوان آنها را تقليدي از مراسم موسي به حساب آورد. بلكه بعكس، اين موارد دال بر يك منشأ مشترك هستند (با آفرينش و الواح طوفان مقايسه كنيد).
ج - بسياري از قوانين اجتماعي، همانند قوانين حمورابي و هيتيها هستند.
به اين ترتيب، بخش زيادي از شريعت به دورة پيش از موسي تعلق دارد، درست همچنان كه قسمت مهمي از دعاي رباني متعلق به دوران پيش از مسيحيت است. هيچكدام را نميتوان به معني دقيق كلمه اصيلتر بحساب آورد.
اما :
الف - قانون موسي ترتيبي است كه از جانب خدا براي يك حكومت الهي تأييد شده است.
ب - قانون موسي، در كيفرشناسي خود انسانيتر است.
ج - قانون موسي، فاقد هر گونه كفر و بيديني قوانين قبلي است (براي مثال، قوانين مربوط به «جوشاندن كودك در شير مادرش»).
د - قانون موسي ارزش والاتري براي زندگي انسان قايل است و همه را متوجه خدا، محبت او و محبت ديگران ميكند.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۷ ب.ظ
توسط ganjineh
32 سرود موسی؛ آخرین دستورات موسی
سرود موسي
اي آسمان گوش بگير تا بگويم.و زمين سخنان دهانم را بشنود.
2 تعليم من مثل باران خواهد باريد، و كلام من مثل شبنم خواهد ريخت. مثل قطرههاي باران بر سبزة تازه، و مثل بارشها بر نباتات.
3 زيرا كه نام يَهُوَه را ندا خواهم كرد. خداي ما را به عظمت وصف نماييد.
4 او صخره است و اعمال او كامل. زيرا همة طريقهاياو انصاف است. خداي امين و از ظلم مبرا. عادل و راست است او.
5 ايشان خود را فاسد نموده، فرزندان او نيستند بلكه عيب ايشانند. طبقة كج و متمردند.
6 آيا خداوند را چنين مكافات ميدهيد، اي قوم احمق و غير حكيم؟ آيا او پدر و مالك تو نيست؟ او تو را آفريد و استوار نمود.
7 ايام قديم را بياد آور؛ در سالهاي دهر به دهر تأمل نما. از پدر خود بپرس تا تو را آگاه سازد، و از مشايخ خويش تا تو را اطلاع دهند.
8 چون حضرت اعلي' به امتها نصيب ايشان را داد و بنيآدم را منتشر ساخت، آنگاه حدود امتها را قرار داد، برحسب شمارة بنياسرائيل.
9 زيرا كه نصيب يَهُوَه قوم وي است، و يعقوب قرعة ميراث اوست.
10 او را در زمين ويران يافت، و در بيابان خراب و هولناك. او را احاطه كرده، منظور داشت و او رامثل مردمك چشم خود محافظت نمود.
11 مثل عقابي كه آشيانة خود را حركت دهد و بچههاي خود را فرو گيرد و بالهاي خود را پهن كرده، آنها را بردارد و آنها را بر پرهاي خود ببرد.
12 همچنين خداوند تنها او را رهبري نمود و هيچ خداي بيگانه با وي نبود.
13 او را بر بلنديهاي زمين سوار كرد تا از محصولات زمين بخورد و شهد را از صخره به او داد تا مكيد و روغن را از سنگ خارا.
14 كرة گاوان و شير گوسفندان را با پيه برهها و قوچها را از جنس باشان و بزها و پيه گُردههاي گندم را؛ و شراب از عصير انگور نوشيدي.
15 ليكن يَشُّورون فربه شده، لگد زد. تو فربه و تنومند و چاقشدهاي. پس خدايي را كه او را آفريده بود، ترك كرد. و صخرة نجات خود را حقير شمرد.
16 او را به خدايان غريب به غيرت آوردند و خشم او را به رجاسات جنبش دادند.
17 براي ديوهايي كه خدايان نبودند، قرباني گذرانيدند، براي خداياني كه نشناخته بودند، براي خدايان جديد كه تازه به وجود آمده، و پدران ايشان از آنها نترسيده بودند.
18 و به صخرهاي كه تو را توليد نمود، اعتنا ننمودي، و خداي آفرينندة خود را فراموش كردي.
19 چون يَهُوَه اين را ديد ايشان را مكروه داشت. چونكه پسران و دخترانش خشم او را به هيجان آوردند.
20 پس گفت روي خود را از ايشان خواهم پوشيد تا ببينم كه عاقبت ايشان چه خواهد بود.زيرا طبقة بسيار گردنكشند و فرزنداني كه امانتي در ايشان نيست.
21 ايشان مرا به آنچه خدا نيست به غيرت آوردند و به اباطيل خود مرا خشمناك گردانيدند. و من ايشان را به آنچه قوم نيست به غيرت خواهم آورد و به امت باطل، ايشان را خشمناك خواهم ساخت.
22 زيرا آتشي در غضب من افروخته شده و تا هاوية پايينترين شعلهور شده است و زمين را با حاصلش ميسوزاند و اساس كوهها را آتش خواهد زد.
23 بر ايشان بلايا را جمع خواهم كرد و تيرهاي خود را تماماً بر ايشان صرف خواهم نمود.
24 از گرسنگي كاهيده، و از آتش تب، و از وباي تلخ تلف ميشوند و دندانهاي وحوش را به ايشان خواهم فرستاد، با زهر خزندگان زمين.
25 شمشير از بيرون و دهشت از اندرون، ايشان را بياولاد خواهد ساخت. هم جوان و هم دوشيزه را. شيرخواره را با ريشسفيد هلاك خواهد كرد.
26 ميگفتم ايشان را پراكنده كنم و ذكر ايشان را از ميان مردم، باطل سازم.
27 اگر از كينة دشمن نميترسيدم كه مبادا مخالفان ايشان برعكس آن فكر كنند، و بگويند دست ما بلند شده، و يَهُوَه همة اين را نكرده است.
28 زيرا كه ايشان قومِ گمْ كرده تدبير هستند، و در ايشان بصيرتي نيست.
29 كاش كه حكيم بوده، اين را ميفهميديد و در عاقبت خود تأمل مينمودند.
30 چگونه يك نفر هزار را تعاقب ميكرد و دو نفر دههزار را منهزم ميساختند. اگر صخرة ايشان،ايشان را نفروخته. و خداوند ، ايشان را تسليم ننموده بود.
31 زيرا كه صخرة ايشان مثل صخرة ما نيست. اگرچه هم دشمنان ما خود، حَكَم باشند.
32 زيرا كه مُوِ ايشان از موهاي سدوم است، و از تاكستانهاي عموره. انگورهاي ايشان انگورهاي حنظل است، و خوشههاي ايشان تلخ است.
33 شراب ايشان زهر اژدرهاست و سم قاتل افعي. 34 آيا اين نزد من مكنون نيست و در خزانههاي من مختوم ني؟
35 انتقام و جزا از آن من است، هنگامي كه پايهاي ايشان بلغزد، زيرا كه روز هلاكت ايشان نزديك است و قضاي ايشان ميشتابد.
36 زيرا خداوند ، قوم خود را داوري خواهد نمود و بر بندگان خويش شفقت خواهد كرد. چون ميبيند كه قوت ايشان نابود شده، و هيچكس چه غلام و چه آزاد باقي نيست.
37 و خواهد گفت: خدايان ايشان كجايند، و صخرهاي كه بر آن اعتماد ميداشتند؟ 38 كه پيه قربانيهاي ايشان را ميخوردند و شراب هداياي ريختني ايشان را مينوشيدند؟ آنها برخاسته، شما را امداد كنند و براي شما ملجأ باشند!
39 الا´ن ببينيد كه من خود، او هستم. و با من خداي ديگري نيست. من ميميرانم و زنده ميكنم. مجروح ميكنم و شفا ميدهم. و از دست من رهانندهاي نيست.
40 زيرا كه دست خود را به آسمان برميافرازم، و ميگويم كه من تا ابدالا´باد زنده هستم. 41 اگر شمشيرِ براق خود را تيز كنم و قصاص را به دست خود گيرم. آنگاه از دشمنان خود انتقام خواهم كشيد. و به خصمان خود مكافات خواهم رسانيد.
42 تيرهاي خود را از خون مست خواهم ساخت. و شمشير من گوشت را خواهد خورد. از خون كشتگان و اسيران، با رؤساي سروران دشمن.
43 اي امتها با قوم او آواز شادماني دهيد. زيرا انتقام خون بندگان خود را گرفته است و از دشمنان خود انتقام كشيده و براي زمين خود و قوم خويش كفاره نموده است.44 و موسي آمده، تمامي سخنان اين سرود را به سمع قوم رسانيد، او و يوشع بننون. 45 و چون موسي از گفتن همة اين سخنان به تمامي اسرائيل فارغ شد، 46 به ايشان گفت: «دل خود را به همة سخناني كه من امروز به شما شهادت ميدهم، مشغول سازيد، تا فرزندان خود را حكم دهيد كه متوجه شده، تمامي كلمات اين تورات را به عمل آورند. 47 زيرا كه اين براي شما امر باطل نيست، بلكه حيات شماست، و به واسطة اين امر، عمر خود را در زميني كه شما براي تصرفش از اردن به آنجا عبور ميكنيد، طويل خواهيد ساخت.»
اِخبار رحلت موسي
48 و خداوند در همان روز، موسي را خطاب كرده، گفت: 49 «به اين كوه عباريم يعني جبلنبو كه در زمين موآب در مقابل اريحاست برآي، و زمين كنعان را كه من آن را به بنياسرائيل به ملكيت ميدهم، ملاحظه كن. 50 و تو در كوهي كهبه آن برميآيي وفات كرده، به قوم خود ملحق شو، چنانكه برادرت هارون در كوه هور مرد و به قوم خود ملحق شد. 51 زيرا كه شما در ميان بنياسرائيل نزد آب مريبا قادش در بيابان سين به من تقصير نموديد، چون كه مرا در ميان بنياسرائيل تقديس نكرديد. 52 پس زمين را پيش روي خود خواهي ديد، ليكن به آنجا به زميني كه به بنياسرائيل ميدهم، داخل نخواهي شد.» ترجمه تفسیری اي آسمان گوش بگير تا بگويـم،
و اي زمين سخنان مرا بشنو!
2 تعليم من مثل باران خواهد باريد
و مانند شبنم بر زمين خواهد نشست.
كلام من مثل قطرههاي باران بر سبزه تازه،
و مانند نمنم باران بر گياهان فرو خواهد ريخت.
3 نام خداوند را ستايش خواهم كرد،
و قوم او عظمت وي را وصف خواهند نمود.
4 خداوند همچون صخرهاي است و اعمالش كامل و عادل،
اوست خداي امين و دادگر،
از گناه مبرا و با انصاف.
5 قوم او فاسد شده، باعث ننگ او گشتهاند،
آنها ديگر فرزندان او نيستند، بلكه قومي هستند كجرو و متمرد.
6 اي قوم احمق و نادان!
آيا اينچنين از خداي خود قدرداني ميكني؟
آيا او پدر و خالق تو نيست؟
آيا او نبود كه تو را بوجود آورد؟
7 روزهاي گذشته را به ياد آر،
از پدران خود بپرس تابه تو بگويند،
از ريش سفيدان سوال كن تا به تو جواب دهند.
8 خداي متعال، زمين را بين قومها تقسيم كرد
و مرزهاي آنهارا تعيين نمود،
9 ولي قوم اسرائيل را برگزيد تا ملك او باشد.
10 او اسرائيل را در بيابان خشك و سوزان يافت،
او را دربر گرفت و از او مراقبت كرد،
و مانند مردمك چشم خود از او محافظت نمود،
11 درست مانند عقابي كه جوجههايش را به پرواز در ميآورد،
و بالهاي خود را ميگشايد تا آنها را بگيرد و با خود ببرد.
12 او قوم خود را خودش رهبري نمود
و هيچ خداي ديگري با وي نبود.
13 خداوند به آنها كوهستانهاي حاصلخيز بخشيد
تا از محصول آنها سير شوند.
او به ايشان عسل از ميان صخره،
و روغن از ميان سنگ خارا داد.
14 بهترين گاوان و گوسفندان رابه آنان بخشيد
تا از آنها شير و كره فراوان بدست آورند.
قوچها و بزها و برههاي فربه،
عاليترين گندمها و مرغوبترين شرابها را به آنها عطا فرمود.
15 اما بنياسرائيل سير شده، ياغي گشتند،
فربه و تنومند و چاق شده،
خدايي را كه آنها را آفريده بود ترك نمودند،
و «صخره نجاتِ» خود را به فراموشي سپردند.
16 آنها با بتپرستي قبيح خود،
خشم و غيرت خداوند را برانگيختند.
17 به بتها كه خدا نبودند قرباني تقديم كردند
به خدايان جديدي كه پدرانشان هرگز آنها را نشناخته بودند،
خداياني كه بنياسرائيل آنها را پرستش نكرده بودند.
18 آنها خدايي را كه «صخره» شان بود
و ايشان را بوجود آورده بود،
فراموش كردند.
19 وقتي خداوند ديد كه پسران و دخترانش چه ميكنند،
خشمگين شده از آنان بيزار گشت.
20 او فرمود: «آنها را ترك ميكنم تا هر چه ميخواهد برسرشان بيايد،
زيرا آنها قومي ياغي و خيانتكار هستند.
21 آنها با پرستش خدايان بيگانه و باطل،
خشم و غيرت مرا برانگيختند،
من نيز با محبت نمودن قومهاي بيگانه و باطل
آنها را به خشم و غيرت ميآورم.
22 خشم من افروخته شده، زمين و محصولش را خواهد سوزانيد،
و تا اعماق زمين فرو رفته، بنياد كوهها رابه آتش خواهد كشيد.
23 «بلايا بر سر ايشان خواهم آورد
و تمام تيرهاي خود را بسوي ايشان پرتاب خواهم كرد.
24 آنها را با گرسنگي و تب سوزان و مرض كشنده از پاي در خواهم آورد.
حيوانات وحشي را به جان آنها خواهم انداخت
و مارهاي سمي را خواهم فرستاد تا ايشان را بگزند.
25 در بيرون، شمشيرِ دشمنان، كشتار خواهد كرد
و در درون خانهها وحشت حكمفرما خواهد بود.
پسران و دختران، كودكان و پيران، نابود خواهند شد.
26 ميخواستم آنها را بكلي هلاك كنم،
بطوري كه ياد آنها نيز از خاطرها محو گردد،
27 ولي فكر كردم كه شايد دشمنان بگويند:
قدرت ما بود كه آنها را نابود كرد نه قدرت خداوند.»
28 اسرائيل قومي است نادان و بيفهم.
29 اي كاش شعور داشت و ميفهميد كه چرا شكست خورده است.
30 چرا هزار نفرشان از يك نفر،
و ده هزار نفرشان از دو نفر شكست خوردند؟
زيرا «صخره» ايشان، ايشان را ترك كرده بود،
خداوند ايشان را به دست دشمن تسليم نموده بود.
31 حتي دشمنانشان نيز ميدانند كه
«صخره»شان مانند «صخره» اسرائيل نيست.
32 دشمنان اسرائيل مانند مردم سدوم و عموره فاسدند،
مثل درختاني ميباشند كه انگور تلخ و سمي به بار ميآورند،
33 مانند شرابي هستند كه از زهر مار گرفته شده باشد.
34 آنچه دشمنان كردهاند از نظـر خداوند مخفي نيست،
او به موقع آنها را مجازات خواهد كرد.
35 انتقام و جزا از آن خداوند است.
بزودي آنها خواهند افتاد،
زيرا روز هلاكت ايشان نزديك است.
36 خداوند به داد قومش خواهد رسيد
و بر بندگانش شفقت خواهد فرمود،
وقتي ببيند كه قوت ايشان از بين رفته
و براي برده و آزاد رمقي نمانده است.
37و38 خداوند به قومش خواهد گفت:
«كجا هستند خدايان شما،
«صخره هايي» كه به آنها پناه ميبرديد
و پيه قربانيها را به آنان ميخورانديد
و شراب براي نوشيدن به آنها تقديم ميكرديد؟
بگذاريد آنها برخيزند و به شما كمك كنند
و براي شما پناهگاه باشند.
39 «بدانيد كه تنها من خدا هستم
و خداي ديگري غير از من نيست.
ميميرانم و زنده ميسازم،
مجروح ميكنم و شفا ميبخشم،
و كسي نميتواند از دست من برهاند.
40 من كه تا ابد زنده هستم،
دست خود را به آسمان برافراشته، اعلام ميكنم
كه شمشير براق خود را تيز كرده،
بر دشمنانم داوري خواهم نمود.
41 از آنها انتقام خواهم گرفت
و كساني را كه از من نفرت دارند مجازات خواهم كرد.
42 تيرهايم غرق خون دشمنان خواهند شد،
شمشيرم گوشت كشته شدگان و اسيران را خواهد دريد
و به خون آنها آغشته خواهد گشت،
سرهاي رهبران آنها پوشيده از خون خواهند شد.»
43 اي قومها با قوم خداوند شادي كنيد،
زيرا او انتقام خون بندگانش را خواهد گرفت.
او از دشمنان خود انتقام خواهد گرفت
و قوم و سرزمين خود را از گناه پاك خواهد ساخت.
آخرين دستورات موسي
44و45 وقتي كه موسي و يوشع كلمات اين سرود را براي قوم اسرائيل خواندند، 46 موسي به قوم گفت: «به سخناني كه امروز به شما گفتم توجه كنيد و به فرزندان خود دستور دهيد تا بدقت از تمام قوانين خدا اطاعت كنند؛ 47 زيـرا اين قوانين كلماتي بيارزش نيستند، بلكه حيـات شمـا هستند. از آنها اطـاعت كنيـد تـادر سرزميني كه در آنطرف رود اردن تصرف خواهيد كرد عمر طولاني داشته باشيد.»
48 همان روز خداوند به موسي گفت: 49 «به كوهستان عباريم واقع در سرزمين موآب مقابل اريحا برو. در آنجا بر كوه نبو برآي و تمام سرزمين كنعان را كه به قوم اسرائيل ميدهم، ببين. 50 سپس تو در آن كوه خواهي مرد و به اجداد خود خواهي پيوست همانطور كه برادرت هارون نيز در كوه هور درگذشت و به اجداد خود پيوست، 51 زيرا هر دو شما دربرابر قوم اسرائيل، كنار چشمه مريبه قادش واقع در بيابان صين، حرمت قدوسيت مرا نگه نداشتيد. 52 سرزميني را كه به قوم اسرائيل ميدهم، در برابر خود، خواهي ديد ولي هرگز وارد آن نخواهي شد.»
راهنما
باب 32 . سرود موسي
موسي پس از به پايان رساندن «نوشتن كتاب»، سرودي ساخت تا مردم آن را بسرايند. او در سرودي از رهايي از مصر تجليل كرده بود (خروج 15). و سرود ديگري نوشته است كه به نام مزمور 90 شناخته ميشود. چنين سرودها تأثير فراموش نشدني بر قلوب مردم برجاي ميگذارند. كليسا، از بدو تولد تا كنون، همين وسيلة بيان آهنگين را براي تداوم بخشيدن و گسترش ملكوت خدا بكار برده است.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۱۰ ب.ظ
توسط ganjineh
33 موسی قبایل اسرائیل را برکت می دهد
دعاي بركت موسي
و اين است بركتي كه موسي، مرد خدا،قبل از وفاتش به بنياسرائيل بركت داده، 2 گفت: «يَهُوَه از سينا آمد، و از سعير بر ايشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گرديد و با كرورهاي مقدسين آمد، و از دست راست او براي ايشان شريعت آتشين پديد آمد. 3 به درستي كه قوم خود را دوست ميدارد و جميع مقدسانش در دست تو هستند و نزد پايهاي تو نشسته، هر يكي از كلام تو بهرهمند ميشوند. 4 موسي براي ما شريعتي امر فرمود كه ميراث جماعت يعقوب است. 5 و او در يشّورون پادشاه بود، هنگامي كه رؤساي قوم اسباط اسرائيل با هم جمع شدند. 6 رؤبين زنده بماند و نميرد و مردان او در شماره كم نباشند.»
7 و اين است دربارة يهودا كه گفت: «اي خداوند آواز يهودا را بشنو، و او را به قوم خودش برسان. به دستهاي خود براي خويشتن جنگ ميكند و تو از دشمنانش معاون ميباشي.»
8 و دربارة لاوي گفت: «تميم و اوريم تو نزد مرد مقدس توست كه او را در مسّا امتحاننمودي. و با او نزد آب مريبا منازعت كردي. 9 كه دربارة پدر و مادر خود گفت كه ايشان را نديدهام و برادران خود را نشناخت. و پسران خود را ندانست. زيرا كه كلام تو را نگاه ميداشتند و عهد تو را محافظت مينمودند. 10 احكام تو را به يعقوب تعليم خواهند داد و شريعت تو را به اسرائيل. بخور به حضور تو خواهند آورد و قربانيهاي سوختني بر مذبح تو. 11 اي خداوند اموال او را بركت بده، و اعمال دستهاي او را قبول فرما. كمرهاي مقاومتكنندگانش را بشكن. كمرهاي خصمان او را كه ديگر برنخيزند.»
12 و دربارة بنيامين گفت: «حبيب خداوند نزد وي ايمن ساكن ميشود. تمامي روز او را مستور ميسازد و در ميان كتفهايش ساكن ميشود.»
13 و دربارة يوسف گفت: «زمينش از خداوند مبارك باد، از نفايس آسمان و از شبنم، و از لجهها كه در زيرش مقيم است؛ 14 از نفايس محصولات آفتاب و از نفايس نباتات ماه؛ 15 از فخرهاي كوههاي قديم، و از نفايس تلهاي جاوداني. 16 از نفايس زمين و پري آن، و از رضامندي او كه در بوته ساكن بود. بركت بر سر يوسف برسد و بر فرق سر آنكه از برادران خود ممتاز گرديد. 17 جاه او مثل نخستزادة گاوش باشد و شاخهايش مثل شاخهاي گاو وحشي. با آنها امتها را جميعاً تا به اقصاي زمين خواهد زد. و اينانند دههزارهاي افرايم و هزارهاي مَنَسّي.»
18 و دربارة زبولون گفت: «اي زبولون در بيرون رفتنت شاد باش، و تو اي يسّاكار در خيمههاي خويش. 19 قومها را به كوه دعوت خواهند نمود. در آنجا قربانيهاي عدالت را خواهند گذرانيد.زيرا كه فراواني دريا را خواهند مكيد و خزانههاي مخفي ريگ را.»
20 و دربـارة جـاد گفت: «متبـارك باد آنكه جـاد را وسيع گرداند. مثل شيرماده ساكن باشد، و بازو و فرق را نيز ميدرد، 21 و حصّه بهترين را براي خـود نگاه دارد، زيرا كه در آنجا نصيب حاكم محفوظ است و با رؤساي قوم ميآيد و عدالت خداوند و احكامش را با اسرائيل بجا ميآورد.»
22 و دربارة دان گفت: «دان بچة شير است كه از باشان ميجهد.»
23 و دربارة نفتالي گفت: «اي نفتالي از رضامندي خداوند سير شو. و از بركت او مملو گرديده، مغرب و جنوب را به تصرف آور.»
24 و دربارة اشير گفت: «اشير از فرزندان مبارك شود، و نزد برادران خود مقبول شده، پاي خود را به روغن فرو برد. 25 نعلين تو از آهن و برنج است، و مثل روزهايت همچنان قوّت تو خواهد بود. 26 اي يشورون مثل خدا كسي نيست، كه براي مدد تو بر آسمانها سوار شود و در كبرياي خود برافلاك.
27 «خداي ازلي مسكن توست و در زير تو بازوهاي جاوداني است؛ و دشمن را از حضور تو اخراج كرده، ميگويد هلاك كن. 28 پس اسرائيل در امنيت ساكن خواهد شد، و چشمة يعقوب به تنهايي، در زميني كه پر از غله و شيره باشد و آسمان آن شبنم ميريزد. 29 خوشابه حال تو اي اسرائيـل! كيست ماننـد تو، اي قومي كه از خداوند نجات يافتهايد! كه او سپر نصرت تو و شمشير جاه توست؛ و دشمنانت مطيع توخواهند شد. و تو بلنديهاي ايشان را پايمال خواهي نمود.» ترجمه تفسیری موسي قبايل اسرائيل را بركت ميدهد
اين است بركتي كه موسي، مرد خدا، قبل از مرگش به قوم اسرائيل داد:
2 خداوند از كوه سينا آمد،
او از كوه سعير طلوع كرد
و از كوه فاران درخشيد.
دهها هزار فرشته همراه او بودند
و آتشي مشتعل در دست راست او.
3 او قوم خود را دوست ميدارد
و از آنها حمايت ميكند،
ايشان نزد پاهاي او مينشينند
و از سخنانش بهرهمند ميگردند.
4 قوانيني كه من براي قوم اسرائيل آوردم،
ميراث ايشان است.
5 وقتي قبايل و رهبران اسرائيل جمع شدند،
خداوند را به پادشاهي خود برگزيدند.
6 موسي درباره قبيله رئوبين چنين گفت:
«رئوبين زنده باشد و نميرد
و افراد قبيلهاش كم نشوند.»
7 و درباره قبيله يهودا گفت:
«اي خداوند، صداي يهودا را بشنو!
او را با قومش متحد گردان،
او را در مقابل دشمنان ياري ده
تا بتواند از خود دفاع كند.»
8 درباره قبيله لاوي گفت:
«اي خداوند، اوريم و تميم خود را
به خادمان امين خود سپردي.
تو ايشان را در مسا آزمودي
و دركنار چشمه مريبه امتحان نمودي.
9 ايشان تو را بيش از پدر و مادر، برادر و فرزند خود، دوست داشتند،
از كلام تو اطاعت كردند و نسبت به عهد تو وفادار ماندند.
10 آنها قوانين تو را به بنياسرائيل ميآموزند
و بر قربانگاه تو، بخور و قرباني به تو تقديم ميكنند.
11 اي خداوند، قبيله لاوي را بركت بده
و خدمت ايشان را قبول بفرما.
كمر دشمنانشان را بشكن تا ديگر برنخيزند.»
12 موسي درباره قبيله بنيامين چنين گفت:
«او محبوب خداوند است
و در پناه او زيست ميكند،
خداوند تمامي روز او را احاطه مينمايد
و از هر بلايي او را حفظ ميكند.»
13 درباره قبيله يوسف چنين گفت:
«خداوند سرزمينشان را بركت دهد،
با باران و با آبهاي زير زمين.
14 سرزمينشان در هر فصلي پر بار باشد
و از محصولاتي كه آفتاب ميروياند غني گردد.
15 كوههاي قديميشان پر از درخت ميوه شوند
و تپههاي جاودانيشان حاصلخيز گردند.
16 در زمينشان وفور نعمت باشد
و ايشان از رضايت خداوند برخوردار گردند،
خداوندي كه دربوته مشتعل ظاهر گشت.
تمامي اين بركات بر يوسف باد،
بر كسي كه ميان برادران خود شاهزاده بود.
17 يوسف در قوت مانند گاو جوان است،
و همچون گاو وحشي با شاخهاي خويش تمام قومها را ميزند.
اين بركات بر هزارههاي منسي * و ده هزارههاي افرايم باد.»
18 موسي درباره قبايل زبولون و يساكار چنين گفت:
«اي زبولون سفرهاي تو با شادي همراه باشد،
و تو اي يساكار در خيمههاي خود شادمان باش.
19 زبولون و يساكار قومها را به كوه خود دعوت خواهند كرد
و در آنجا قربانيهاي راستين تقديم خواهند نمود.
ثروت دريا از آن ايشان خواهد شد
و گنجينههاي نهفته در شن نصيب آنها خواهد گرديد.»
20 درباره قبيله جاد گفت:
«بركت بر كساني باد كه به جاد كمك ميكنند.
او مانند شيري است درنده و قوي.
21 بهترين قسمت سرزمين را براي خود برگزيد،
قسمتي را كه سهم حاكم بود به او دادند.
او مردم را هدايت كرد
و حكم و داوري خدا را در مورد اسرائيل اجرا نمود.»
22 موسي درباره قبيله دان چنين گفت:
«دان مانند بچه شيري است كه از باشان ميجهد.»
23 درباره قبيله نفتالي گفت:
«نفتالي از رحمتها و بركات خداوند لبريز است،
مرز جنوبي سرزمين او، تا درياچه جليل وسعت خواهد يافت.»
24 درباره قبيله اشير چنين گفت:
«اشير بيش از قبايل ديگر بركت يافته است.
در ميان برادرانش محبوب باشد
و سرزمينش از محصول زيتون غني گردد.
25 شهرهايش با دروازههاي آهنين محصور شود،
و تا وقتي زنده است از قدرتش كاسته نگردد.»
26 اي اسرائيل، خدايي مانند خداي تو نيست.
او با شكوه و جلال بر ابرهاي آسمان سوار ميشود
تا به كمك تو بيايد.
27 خداي ازلي پناهگاه توست
و بازوان ابدي او تو را محافظت خواهند كرد.
او دشمنانت را از مقابل تو خواهد راند
و به تو خواهد گفت كه آنها را هلاك كني.
28 پس اسرائيل در امنيت ساكن خواهد شد.
او در سرزميني زندگي خواهد كرد كه پر از غله و شراب است
و از آسمان آن شبنم بر زمين ميبارد.
29 خوشابحال تو، اي اسرائيل،
زيرا هيچ قومي مثل تو نيست،
قومي كه خداوند، آن را نجات داده باشد.
خداوند سپر و شمشير توست،
او تو را كمك ميكند و به تو پيروزي ميبخشد.
دشمنانت در مقابل تو به زانو درخواهند آمد
و تو ايشان را پايمال خواهي نمود.
راهنما
باب 33 . بركتهاي موسي
در اين بركتها، كه شبيه بركات يعقوب براي پسران خود است (پيدايش 49)، موسي اسباط را بنام ميخواند و در مورد هر يك پيشگويي ميكند.
ارسال شده: شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵, ۷:۱۱ ب.ظ
توسط ganjineh
34 مرگ موسی
رحلت موسي، مرد خدا
و موسي از عربات موآب، به كوه نبو، بر قلة فسجه كه در مقابل اريحاست برآمد، و خداوند تمامي زمين را، از جلعاد تا دان، به او نشان داد. 2 و تمامي نفتالي و زمين افرايم و منسي و تمامي زمين يهودا را تا درياي مغربي. 3 و جنوب را و ميدان درة اريحا را كه شهر نخلستان است تا صوغر. 4 و خداوند وي را گفت: «اين است زميني كه براي ابراهيم و اسحاق و يعقوب قسم خورده، گفتم كه اين را به ذريت تو خواهم داد، تو را اجازت دادم كه به چشم خود آن را ببيني ليكن به آنجا عبور نخواهي كرد.» 5 پس موسي بندة خداوند در آنجا به زمين موآب برحسب قول خداوند مرد. 6 و او را در زمين موآب در مقابل بيتفعور، در دره دفن كرد، و احدي قبر او را تا امروز ندانسته است.
7 و موسي چون وفات يافت، صد و بيست سال داشت، و نه چشمش تار، و نه قوتش كم شده بود. 8 و بنياسرائيل براي موسي در عربات موآب سي روز ماتم گرفتند. پس روزهاي ماتم و نوحهگري براي موسي سپري گشت.
9 و يوشع بننون از روح حكمت مملو بود، چونكه موسي دستهاي خود را بر او نهاده بود. و بنياسرائيل او را اطاعت نمودند، و برحسب آنچه خداوند به موسي امر فرموده بود، عمل كردند.
10 و نبـياي مثـل موسي تا بحـال در اسرائيلبرنخاسته است كه خداوند او را روبرو شناخته باشد، 11 در جميع آيات و معجزاتي كه خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمين مصر به فرعون وجميع بندگانش و تمامي زمينش بنمايد، 12 و در تمامي دست قوي، و جميع آن هيبت عظيم كه موسي در نظر همة اسرائيل نمود. ترجمه تفسیری مرگ موسي
آنگاه موسي از دشتهاي موآب به قله پيسگاه در كوه نبو، كه در مقابل اريحاست رفت و خداوند تمامي سرزمين موعود را به او نشان داد: از جلعاد تا دان، 2 تمام زمين قبيله نفتالي، زمينهاي قبايل افرايم و منسي، زمين قبيله يهودا تا درياي مديترانه، 3 صحراي نگب و تمام ناحيه دره اريحا (شهر نخلستان) تا صوغر.
4 خداوند به موسي فرمود: «اين است سرزميني كه من به ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده دادم كه به فرزندانشان بدهم. اكنون به تو اجازه دادم آن را ببيني، ولي پايت را در آنجا نخواهي گذاشت.»5 بنابراين موسي، خدمتگزار خداوند، چنانكهخداوند گفته بود در سرزمين موآب درگذشت. 6 خداوند او را در درهاي نزديك بيتفغور در سرزمين موآب دفن نمود، ولي تا به امروز هيچكس مكان دفن او را نميداند.
7 موسي هنگام مرگ صد و بيست سال داشت، با وجود اين هنوز نيرومند بود و چشمانش به خوبي ميديد. 8 قوم اسرائيل سي روز در دشتهاي موآب براي او عزاداري كردند.
9 يوشع (پسر نون) پر از روح حكمت بود، زيرا موسي دستهاي خـود را بر او نهاده بـود. بنابرايـنمردم اسرائيل از او اطاعـت ميكردنـد و دستوراتـي را كه خـداوند به موسـي داده بـود پيـروي مينمودنـد.
10 در اسرائيل پيامبري مانند موسي نبوده است كه خداوند با او رودررو صحبت كرده باشد. 11 موسي به فرمان خداوند، معجزات عظيمي در حضور فرعون مصر، درباريانش و تمام قوم او انجام داد. 12 هيچكس تا بحال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفتانگيزي را كه موسي در حضور قوم اسرائيل نشان داد، ظاهر سازد.
راهنما
باب 34 . مرگ موسي
موسي در سن 120 سالگي، در حالي كه نه چشمش تار گرديده بود و نه قوّتش كم شده بود، به قلة كوه فِسجَه برآمد و سرزمين موعود را مشاهده كرد، سرزميني كه آرزو داشت وارد آن شود. و خدا به آرامي او را به سرزمين بهتر فرا خواند. در لحظهاي، روح موسي از پرده گذشت و او در خانه با خدا بود. خدا جسم او را مدفون كرد. احدي قبر او را تا امروز ندانسته است. اين باعث شد كه كسي نتواند قبر او را زيارتگاه بسازد و همچون بُت او را بپرستد.
كوه نبو
اين كوه مرتفعترين قلة كوه فسجه، در 8 مايلي شرق دهانة رود اردن است. و اين نقطة پايان سفر زميني موسي است. از قلة آن ميشد بلنديهاي يهوديه و جليل، و كوه كرمل را ديد، كه 500 سال بعد در آن ايليا از آسمان آتش بارانيد، و از آن به كوه سينا رفت يعني جايي كه موسي شريعت را داده بود و سپس به كوه فسجه رفت، يعني جايي كه موسي مرده بود، گويي ميخواست به هنگام مرگ با موسي باشد. و سپس، از جايي كه موسي مرده بود، فرشتگان پايين آمدند و ايليا را بردند تا در جلال به موسي بپيوندد.
در تبديل هيئت عيسي
در روزهاي صاف ميتوان از قلة كوه فسجه، قلة از برف پوشيده شدة كوه حرمون را در سمت شمال ديد كه در آن عيسي تبديل هيئت يافت؛ همان جايي كه موسي و ايليا دو نمايندة شريعت و انبيا، در حال صحبت با عيسي مشاهده شدند. آنان دربارة كاري صحبت ميكردند كه شريعت و انبياء راه را براي آن هموار كرده بودند. و در آنجا موسي در اين اعلام آسماني شركت جست كه زمان آن فرا رسيده كه حاكميتي را كه او آغاز كرده بود، جاي خود را به اقتدار نبي بزرگتري بدهد كه از پيش دربارة او سخن گفته بود: تا از آن پس ديگر خبري از تندرهاي كوه سينا نباشد، بلكه «صداهاي آرام عيسي» ، كوه سينا، كوه فسجه، كوه حرمون، موسي، ايليا، عيسي.
موسي
در اينجا نخستين بخش از بخشهاي چهارگانة عهد عتيق (كه خود تقريباً به اندازة همة عهد جديد است)، كه تماماً بدست يك نفر يعني موسي نوشته شده، به پايان ميرسد. موسي چه شخصيتي داشته! چقدر به خدا نزديك بوده! چه كارهايي كرده! چه انسان نيكوكاري براي بشريت بوده! 40 سال در قصر فرعون زيست، 40 سال پناهندة مديان بود، و 40 سال رهبري اسرائيل را در بيابان بعهده داشت. قومي با جمعيت حدود 3 ميليون نفر را از بردگي آزاد كرد، آنها را از سرزميني به سرزمين ديگر برد، براي آنها نظامي از قوانين را سازمان داد كه خود سرمنشاء بخش بزرگي از تمدن جهان بوده است.
نظر وينستون چرچيل دربارة موسي
«ما با استهزاء همة آن داستانهاي ساخته و پرداخته را كه بر مبناي آنها موسي تنها شخصيتي افسانهاي بوده كه كاهنان و مردم احكام اساسي اجتماعي، اخلاقي و مذهبي خود را به او نسبت ميدهند، مردود ميشماريم. ما اعتقاد داريم كه عمليترين ديدگاه، و جديدترين و عقلانيترين عقايد، اگر حكايت كتابمقدس را دقيقاً نپذيرند، از آن ارضاء خواهند شد. ميتوانيم اطمينان داشته باشيم كه همة اين وقايع درست همچنان كه در كتابمقدس ثبت شدهاند، بوقوع پيوستهاند. ما معتقديم كه اين وقايع براي مردمي رخ دادند كه چندان از ما متفاوت نبودند و اينكه برداشتهاي آن مردم دقيقاً ثبت شدند و در طول قرنها با دقتي بسيار بيشتر از خيلي از گزارشهاي تلگراف شدة امروز ما، به دستمان رسيدند. طبق سخنان يكي از آثار فراموش شدة آقاي گلدستون، ما با اعتماد بر «صخرة شكست ناپذير كتابمقدس» آرامي مييابيم. بگذاريم مردان علم و دانش، بر معلومات خود بيفزايند و در تحقيقات خود همة جزئيات گزارشهايي را كه از آن دوران تاريك حفظ شده، بكاوند. كوششهاي آنان باعث تقويت سادگي فراوان و دقت اساسي اين واقعيات ثبت شده خواهد بود كه تا به امروز طريق انسان را روشن كردهاند.»