صفحه 3 از 4

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۵۶ ق.ظ
توسط کنداليني
محسن عزيز
بيدار کردن کنداليني و کار با اون چيزي نيست که در شاخه علوم عقلي طبقه بندي بشه و مربوط به گروه يا تمدن خاصيش کرد...
انسان ها از دير باز با اين انرژي آشنا بودند و به نحوي سعي در استفاده از آن به نفع خودشون داشتند...
مصريان باستان، هندوها حتي مسلمانان و مسيحيان به شکل ها مختلف با اين انرژي آشنا بودند.
اين انرژي ، مادر تمام انرژي هاي موجود در خلقت مي باشد و از آن به جريان قابل سماع هستي، شبدا، اک، جريان حق و خيلي اسامي ديگه نام برده شده است.
راه هاي بسياري براي رسيدن به حقيقت و وصل با ذات احديت وجود دارد يکي از اين راه ها ، بيدارشدن کنداليني ست که با نتيجه هاي قابل لمس همراه است.
همونطور که سندباد عزيز ذکر کردند، اين حالت به اذن الهي و به فرمان خدا رخ ميده و هيچ نيروي طبيعي و مافوق طبيعي بدون فرمان الهي حق مداخله در اين مسير رو نداره و فرشتگان و اولياء الهي در بيدار کردن و هدايت اون نقش دارند.
همانطور که قبلا گفتم مداخله بدون اجازه در اين مسير ممکن است باعث ناراحتي هاي رواني ، ديوانگي و حتي مرگ فرد بشود...

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ب.ظ
توسط sandbad
براي رسيدن به حقيقت اولين قدم تزکيه است ..
برگشت از ضد ارزشها .
خود داري.
قناعت.
صبر.
وکيل.
رضا.
تسليم.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۵۳ ب.ظ
توسط Mohsen1001
کنداليني,
توضيحات شما قانع کننده نيست چون شما هر چيزي رو که ميگي فقط به استناد خودت ميگي و بدون ارائه سند ومدرک و اين نحوه بحث تو جوامع امروزي منسوخ شده است.
مثلا اينکه اين کنداليني در مسيحيان و مسلمانان هم بوده رو از کجا ميگي شما مدرکي و چيزي نداري که رو کني حتي براي همين کنداليني شما هنوز از ارائه مدرک و سند و پيدايش و ارائه ان توسط شخص خاصي طفره ميري.. :x
لطفا مستدل بحث فرماييد (براي بار چندم)

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۳۲ ب.ظ
توسط Leila
احتمالا خيلي شخصيه
يه فردي تو وجود خودش حس كرده و مي گه چنين نيرويي وجود داره
امكانش هست كه باشه :-(

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط کنداليني
محسن عزيز
من نيازي به باور کردن يا نکردن شما ندارم...
سند و مدرکي هم ندارم...
من اين موضوع رو براي اطلاع رساني پيش کشيدم...
مي تونيد باور کنيد و مي تونيد باور نکنيد
احتمالا خيلي شخصيه
يه فردي تو وجود خودش حس كرده و مي گه چنين نيرويي وجود داره
امكانش هست كه باشه

ليلاي عزيز
در شخصي بودنش شک نکنيد...
اما محدود به يک نفر نيست...
خيلي ها اين تجربه رو داشتند..

ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۰۵ ق.ظ
توسط Mohsen1001
کنداليني, پس لطفا مباحث بدون دليل و مدرک رو مطرح نکنيد چون هر کي ميتونه بياد يه داستان براي خودش اينجا بگه و ازش علت بخوان بگه اين فقط شخصيه و بايد حسش کنيد و...

ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ق.ظ
توسط Fareed3230
حتما دلايلي داره mohsen1001, جان . من هم در موردش زياد شنيدم

ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۴۷ ق.ظ
توسط کنداليني
محسن عزيز
اين هم يه فايل Pdf در مورد کنداليني...
اگه به عنوان مدرک قبولش داري...

[External Link Removed for Guests]
خيلي فايل هاي ديگه هم هست که به راحتي مي توني روي اينترنت سرچ کني...
اگه نه بگو تا برات Upload کنم...
البته همشون انگليسي هستند..

ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۴۷ ب.ظ
توسط gust night
امروزه توي دنيا خيلي ها هستند كه دارند از همين سيستم انرژي دروني و چاكراها استفاده هاي مختلفي مي كنند
- يوگي ها در مورد مديتيشن و آرامش درون و كارهاي ديگه استفاده مي كنند تقريا" تاجايي كه من اطلاع دارم تقريبا" بعد از چهار سال تمرين به مرحله شناخت چاكراها و فعال كردن اونها مي رسند.
- سرخپوستها كه تو اين زمينه يد طولايي دارند براي نمونه اقوام مايا.
- درمانگرها از اين انرژي به صورت يك تكنيك استفاده مي كنند و بيماران رو شفا مي مي دن (البته فقط به صورت يك تكنيك و نه معجزه !)در ايران سيستم TCL،در ژاپن سيستم ريكي ، در چين سيستم CHI لبته اينها صرفا" مثال بود و خيلي سيستم هاي ديگه هم هست كه در اين فروم بخش پزكي هم مطالبي داره.
-بعضي ها در زمينه هاي MAJIC و شو از اون استفاده مي كنند و كارهاي خارق العاده كه فقط به به نظر ما خرق عادت هستند انجام ميدن .
و ما هنوز براي اون دنبال دليل و برهان مي گرديدم :?
البته اين اصلا" بد نيست و طبيعيه چون موضوع براي شما از آخر به اول توضيح داده شده قبولش يك مقدار مشكله چون بايد در اين زمينه پله پله پيش رفت ، براي كسي كه چاكراها و مريدين هارو نمي شناسه درك انرژي كونداليني مشكله حتي من كه تو اين زمينه چهار سال فعاليت دارم هنوز نمي تونم باورش كنم .
بايد بگم كه عزيزان ما ايراني ها از قدماي اين علم كهن هستيم و براي اون هم دليل و مدرك داريم:
همه مي دونيد كه تخت جمشيد كاخ بزرگ ايراني هاست كه در زمان خودش يك موزه بزرگ و كامل از همه علوم موجود در دنيا بوده كساني كه در مورد اين كاخ اطلاعاتي دارند مي دونند كه هيچ نقشي و سنگي در اون بي دليل به كار نرفته و نيز كساني كه اطلاعاتي در مورد مباحث انرژي دروني دارند مي دونند كه نيلوفر 12 پر يكي از نمادهاي اين علمه (اگه توضيح مي خواهيد بگيد انشاا... بعدا")و جالبه بدونيم كه در خرابه هاي تخت جمشيد تالاري وجود داره كه خمگي با نماد نيلوفر 12 پر تزئين شده و هر كه به اون شك داره مي تونه بره و خودش از نزديك ببينه.

ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۳۸ ب.ظ
توسط کنداليني
gust night عزيز
ازت ممنونم...
در مورد چاکراها بايد اضافه کنم که هنگام حرکت رو به بالاي کنداليني، اين امکان وجود داره که مسير حرکت به دلايل مختلف بسته باشد.
در کنار هر مسير بسته يا سد انرژي يک چاکرا وجود داره که حرکت انرژي رو تسهيل مي کنه و از مسدود ماندن اون جلوگيري مي کنه...
موضوع براي شما از آخر به اول توضيح داده شده

gust night چاکراها فقط زماني موجوديت پيدا مي کنند که جريان انرژي کنداليني وجود داشته باشه، در غير اينصورت چاکرايي هم وجود نداره...
در ضمن ريکي، انرژي درماني و ... مقوله اي جدا از کنداليني و هر فردي با استفاده از جريان الکترومغناطيس خودش قادر به انجام اونه ...

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۴۹ ق.ظ
توسط Fareed3230
gust night, کنداليني,

من خيلي علاقه مند شدم در اين زمينه بيشتر بدونم ميشه خواهش كنم كه موضوع رو همون طور كه gust night,

گفته بود پله پله توضيح بدين تا من و ديگر دوستان هم متوجه اصل موضوع بشيم.

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط کنداليني
حتما؛
در کالبد دوم يا بدن انرژيايي منافذي براي تبادل انرژي با کيهان وجود دارد که از آنها به نام چاکرا ياد مي کنند.
اولين چاکرا ، چاکراي ريشه يا چاکراي قاعده اي مي باشد که محل کنداليني است و به عنوان صندلي کنداليني نيز از آن ياد مي کنند.
چاکرا ها را به صورت نمادين به شکل نيلوفر آبي نمايش مي دهند که هر چه به سمت بالا تر حرکت مي کنيم تعداد گلبرگ هاي آن افزايش پيدا مي کند.
انرژي به حرکت رو به بالا خالص شده و پاک تر مي گردد و در چاکراي تاج به خالص ترين صورت خود مي رسد و با انرژي کيهاني يکي مي گردد.
مفاهيم چاکرا ها مفاهيمي نمادين مي باشد و در بعضي از مسلک ها و مرام ها به آن اصلا اشاره اي نشده است.
چاکراها زماني موجوديت پيدا مي کنند که مسير حرکت رو بالاي انرژي يا صعود کنداليني مطرح باشد.
تعداد چاکراها 7 ، 5 يا حتي 3 عدد گزارش شده است و اين تناقض به دليل اين امر است که يک چاکرا تا زماني که مسدود نباشد و دچار گرفتگي نباشد ، احساس نمي گردد و به حس در نمي آيد.
چاکراهاي فوقاني در اکثر افراد مسدود مي باشد و تنها چاکراهاي جنسي و خورشيدي و حداکثر چاکراي قلب در بعضي از افراد از خود فعاليت نرمال و طبيعي نشان مي دهد و ساير چاکراها به دلايل مختلف صدمه ديده يا مسدود مي باشند...