ارسال شده: دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۶, ۴:۱۳ ب.ظ
تقديم به مادر عزيزم
مترجم: شهريار جدّي
24/11/1381
RESÍM ALTLARI
S.16 ادوين هابل در كنار تلسكوپ غول پيكرش
در اينجا، تفاوت در دور بودن كهكشانهاي گوناگون و ميزاني كه آنها S.17
به سمت رنگ قرمز متمايل مي شوند نشان داده شده است. خط عمودي
در بالا نقطه مشخصي را بر روي طيف نشان مي دهد. در طيفهاي ديگر، اين
نقطه به سمت راست، تا آنجايي كه فلشهاي افقي مي روند تمايل دارد. تمايل
به رنگ قرمز، كه نشان از دور بودن مي باشد، هنگامي كه كهكشانها از يكديگر
نسبت به زمين دورتر مي شوند افزايش پيدا مي كند.
تحقيقات نشان داده است كه ستاره ها و كهكشانها هم از يكديگر و هم از ما S.18
دور مي شوند؛ به اين معني كه جهان انبساط پيدا مي كند. اين موضوع مي گويد :
وقتي از لحاظ زماني به عقب برگرديم، ثابت خواهد شد كه جهان از نقطه مفردي
شكل گرفته است.
نظم موجود در ساختار اتم دركل جهان قانونمند است. با نظم معيني كه اتم و ذرات آن S.28
حركت ميكنند، كوهها از هم پاشيده نمي شوند، زمينها از يكديگر جدا نمي شوند، آسمان
از يكديگر شكاف نخورده و دو نيم نمي شود. بطور خلاصه، ماده يكديگر را در بر مي گيرد
و پايدار است.
چشم، كه ساختمان بي نهايت پيچيده اي دارد در غياب حتي يكي از اجزاي ساده اش، به عنوان S.33
مثال: غدد اشك زا، قادر به ديدن در هنگامي كه عمل ديدن اتفاق مي افتد نيست.
- سلول AB همانطور كه جدا مي شود ديده مي شود. سلولهاي ايمني نظم زنجيره اي شكل S.35
فوق العاده منظمي دارند. هيچ يك از آنها از اين نظم سر پيچي نمي كنند.
- سلول AB با باكتري پوشانده شده است.
سلولهاي ايمني (زرد) در حال مبارزه با سلولهاي سرطاني ديده مي شوند. S.36
حفره دهان S.38
غدد بزاغي
غدد بزاغي
مري
شكم
لوزالمعده
روده بزرگ
روده كوچك
ريه
كيسه صفرا
كرم پروانه پيله اي را به دور خود مي پيچيد و سپس آن را پاره كرده و S.40
از آن به شكل پروانه اي با طرح و رنگ بي نظير بيرون مي آيد.
آيا آن خدائي كه اين همه نعمت را خلق كرده مانند آنكس است كه هيچ
چيز در عالم خلق نكرده. آيا متذكر نمي شويد؟ (سوره النحل، آيه: 17)
كرم حشره ابريشم در پيله اش؛ كه با ريسمان ابريشمي به دور خود تنيده است. S.41
طرحهاي جدا، آشكار و زيبا بر روي پروانه ها نشان مي دهند كه اين موجودات S.43
زنده محصول اتفاق ناآگاهانه نيستند بلكه حاصل يك آفرينش بي نظير و بي همتا
ميباشند.
خدا، آفريننده، شكل دهنده از هيچ و اعطا كننده اشكال (يا رنگها) مي باشد. S.44
زيباترين اسمها به او تعلق دارد؛ و آن چه در آسمانها و زمين است به تسبيح و
ستايش جمال و جلالش مشغولند و اوست خداي مقتدر حكيم (سوره الحشر، آيه: 24)
درست مانند همه موجودات زنده ، زرافه ها نيز با طرح كامل آفريده شدهاند. S.45
و در خلقت خود شما و انواع بي شمار حيوان كه پراكنده است آيات و حق براي اهل S.46
يقين آشكار است. (سوره الجائيه، آيه: 45 )
(در بالا) لاك پشت جوان دريايي قصد ورود به دريا را قبل از طلوع خورشيد دارد.
هيدرو كينون S.48
پيروكسيد هيدروژن
محل تخليه ماده شيميايي در 1000 درجه سانتيگراد.
محفظه انفجار
موريانه ها كه اندازه شان به بيش از چند سانتيمتر نمي رسد، قادرند آسمان خراشهايي S.50
را با چندين برابر طول، بدون استفاده از هيچ ابزاري بنا كنند. اين آشيانه تحسين برانگيز
كاملاً از ساكنين حيطه موريانه ها كه به بيش از يك ميليون موريانه ميرسند، در برابر
دشمنان و شرايط نامطلوب زندگي در بيرون، محافظت مي كند.
مار، خودش را از ديد دشمن مخفي و در درون شن استتار كرده است. آيا امكان دارد كه S.53
اين مار رنگ پوست و طرحش را كاملاً با بوم خود همگون كرده باشد؟
- در عكس سمت چپ، ماري خودش را در ميان بوته ها مخفي كرده است. S.54
- هنگامي كه با دقت نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه آن را شاخه درخت تصور كرديد
در حالي كه در واقع حشره مي باشد.
- تخمهاي يك پرنده كه يلوه غربي ناميده مي شود به مانند رنگهاي اطراف مي باشند
تا از سوي دشمنان محافظت بشود.
- برخي حشره ها خودشان را به شكل برگهاي خشكيده مبدل مي كنند. تشخيص
دادن شب پره هاي پانامايي از برگهاي پژمرده، كاملاً مشكل است.
- اين آفتاب پرست، كه به گكو شناخته شده است، رنگ محيط را ظرف 20 دقيقه
به خود ميگيرد.
- يك مورچه خوار در ميان برگها قايم شده است! مي توانيد ببينيد ؟
- كرم پروانهاي كه در جنگلهاي باراني پاناما زندگي مي كند خالهايي مانند چشمان
مار دارد كه مي تواند حيوانات شكارچي را بترساند.
كرم پروانه از جلب توجه كردن در برابر دشمنان اجتناب مي كند زيرا بدنش را درست S.56-57
در وسط برگ قرار داده است.
آفتاب پرستهاي زره دار رنگشان را مطابق محيطشان عوض نمي كنند زيرا رنگ آنها پيشتر
با بومشان همگون شده است.
اين حشره از دشمنانشان خود با ظاهر برگ گونه اش محافظت مي شود.
آخوندك در حال دعا، بر روي اين اركيد در فريب دادن ملخ به خاطر بالهايي كه به شكل
گلبرگ گل دارد موفق شده است.
حشراتي كه شبيه به برگها هستند فراوان هستند . ما مي توانيم همه جزئيات برگها را در بدنشان
پيدا كنيم.
مار با معلق نگه داشتن خود در هوا به مانند برگهاي ديگر، به استتار مي پردازد.
شپشهاي درخت سمت چپ قادرند دشمنانشان را با شكل ظاهريشان متقاعد كنند كه آنها خارهاي
درخت هستند.
چشمان كاذب سردرگم كننده! S.58
هنگامي كه برخي پروانه ها بالهايشان را باز مي كنند، ما با يك جفت چشم مواجه
مي شويم. چشمها دشمنان را متقاعد مي كند كه آنها پروانه نيستند. به خصوص،
چهره هاي كاذب برخي از انواع پروانه ها مثل: پروانه شونلينگ (Shonling )
كه در بالا ديده مي شود، چنان با چشمان براق، ويژگيهاي صورت، ابروهاي برآمده،
و دماغ و دهان كامل هستند كه اين تصوير روي هم رفته كاملاً از دشمنانشان جلو
گيري مي كند.
- شخص مصرّ در انكار خدا ممكن است سعي كند به نظر غير عادي خود S=?
با توصيف تكامل گرايان از “ يك تصادف جالب“پشتگرمي دهد. يا اين كه مي تواند
ادعا و فكر كند كه “ به اين خاطر پروانه اين طرح را بر روي بدنش دارد زيرا برايش مفيد
است.“
- اگر شخصي ادعا و فرض كند كه اين طرحها كه در زيبايي سبقت مي گيرند و يا حتي
نقاشاييهاي هنرمندان از روي تصادف به وجود آمده باشند، آن گاه هيچ چيزي براي
گفتن ” انسان داراي فهم“ وجود ندارد. چرا كه يك چنين ادعايي كاملاً با منطق و حس
مشترك ناسازگار است.
در سمت چپ، چشمان و سر واقعي ماهي خار پشتي برق دار ديده مي شود. در سمت S.59
راست ماهي به آشيانه اش شنا مي كند و دمش را كه مثل يك جفت ”چشم“ مي باشد به
بيرون مي اندازد. ماهيهاي ديگر اطراف جرأت نزديك شدن به آن را ندارند از آنجايي كه
چشمان كاذب بر روي دم باعث مي شود آنها فكر كنند كه ماهي بيدار است.
سوسنهاي آبي فقط در حالتي مي توانند از روشنايي روز استفاده كنند S.60
كه مسيرشان را از اعماق باتلاق به سطح آب، با رشدكردن به سمت بالا
به ارتفاع 2 متر ادامه دهند. با اين وجود، ريشه هاي اين گلها نيز احتياج به
اكسيژن دارند. در عكس سمت چپ ساقه هاي ريشه اين گياه به بيرون از سطح
آب آمده است و اكسيژن لازمه را به ريشه هايش مي رساند.
فيزيك دان آلماني، ماكس پلانك S.67
سر اسحاق نيوتون
او آفريننده آسمانها و زمين است و چون اراده آفريدن چيزي كند به محض آن كه S.73
بگويد ” موجود باش“، موجود خواهد شد. (سوره البقره، آيه: 117)
قسم به آسمان كه در آن راههاي بسيار است. (سوره الذاريات، آيه: 7) S.76
اگر ” حفاظ به خوبي محافظت شده“ وجود نداشت، خطراتي كه در انتظارزمين S.79
بود، بدون ترديد كمتر از آنهايي كه در عكس ديده مي شوند نبود.
او خدائيست كه زمين را براي شما نرم و هموار گردانيد پس در پست و بلندي هاي S.82
آن حركت كنيد و روزي او خوريد كه بازگشت خلايق به سوي اوست و پس از
مرگ به سوي او باز مي گرديد. (سوره الملك، آيه: 15)
و هم اوست خدائي كه از آسمان باران فرود بارد تا هر نبات بدان برويانيم و S.87
سبزه ها را از زمين برون آوريم و در آن سبزه ها و دانه هايي كه بر روي هم
چيده شده پديد آوريم. (سوه الانعام، آيه: 99)
اوست خدائي كه آب را از آسمان فرو فرستاد كه از آن بياشامد و درختان پرورش دهيد S.88
(تا به ميوه آن شما و به برگش حيوانات شما برخوردار شود) و هم زراعتهاي شما را از آن
آب باران بروياند و درختان زيتون و خرما و از هر گونه ميوه بپرورد. در اين كار آيت و نشانه
رحمت و قدرت الهي براي اهل فكرت پديدار است. (سوره النحل، آيه: 10-11)
آثار انگشت هر شخصي كه تاكنون زندگي كرده است با بقيه فرق داشته است. S.91
نطفه هايي كه تخمك را احاطه كرده است. S.92
آيه خود خويشتن را خلق كردند يا آن كه آسمانها و زمين را آفريدند، S. 94
بلكه به يقين خدا را نشاختند. (سوره الطور، آيه: 35-36 )
اي انسان! چه باعث شد كه به خداي كريم بزرگوار خود مغرور گشتي؟ آن S.95
خدايي كه تو را به وجود آورد و به صورتي كامل بياراست و به اعتدال برگزيد
و به هر صورتي كه خواستي خلق توانستي كرد. (سوره الانفطار، آيه: 6-8 )
تخم باروري كه به رحم به شكل تكه اي گوشت چسبيده است. S.96
چارلز داروين S. 102
فرضيه تكامل ادعا مي كند كه موجودات به طور مداوم از موجودات ديگر S.106
تكامل يافته اند. با اين وجود، هنگامي كه ما به مقايسه فسيلهاي اين موجودات
زنده مي پردازيم متوجه مي شويم كه آنها طي ميليونها سال تغيير نكردند. فسيل
يك كاكروچ (Cockroach) 320 ميليون ساله (چپ). فسيل تريلوبيت (Trilobite )
360 ميليون ساله(پايين).
- بيشترين مدارك زنده نگاه داشته شده تكامل نامعتبر اثبات شده است. S.107
- فسيل يكصد و سي و پنج ميليون ساله يك آركيا اوپتريكس ((Archaeoptreyx ،
كه به نياكان پرندگان نسبت داده شده است، گفته مي شود كه از دايناسورها تكامل يافته است
(چپ). تحقيقات بر روي فسيل نشان داد كه ، بالعكس، اين موجود پرنده نابود شده اي بوده
كه زماني پرواز مي كرده است ولي بعدها تواناييش را از دست داد.
- فسيل چهارصد و ده ميليون ساله ماهي كولاكانت (Coelacanth ) (پايين). تكامل گرايان
ادعا مي كردند كه شكل انتقالي باعث حركت اين ماهي از آب به خشكي بوده است. اين مطلب
كه بيش از چهل گونه از ماهيهاي زنده اي كه در پنجاه سال گذشته گرفته شدند نشان مي دهد كه
اين ماهي كاملاً از نوع معمولي بوده و هنوز به حيات خود ادامه مي دهد.
با مطرح كردن دائم نقاشيهاي موجودات نيمه انسان و نيمه ميمون در كتابها و نشريات، عموم متقاعد S.109
شد كه انسان از بوزينه و يا موجود شبيه به آن تكامل يافته است. با اين وجود، اين نقاشيها چيزهاي جعلي
مسلّم مي باشند.
فسيل تقلبي: انسان پيلت دان S.110
شكل بالا كه با توجه به دنداني ترسيم شده است، در روزنامه لندن مورخه 24 ژوئيه S.112
1922 چاپ و به تصوير كشانيده شد. با اين وجود تكامل گرايان هنگامي كه معلوم شد
كه اين دندان متعلق به نه انسان و نه موجود ميمون نما مي باشد بلكه يك نوع خوك نابود
شده است كاملاً مايوس شدند.
احتمال مولكول متوسط پروتئيني كه از پانصد اسيد آمينه كه در توالي و تناسب صحيحي S.122
تنظيم و تشكيل شده است و علاوه بر احتمال تمام اسيد آمينه هايي كه فقط دست راستي
مي باشند و با زنجيره هاي پپتيد تركيب مي شوند به نسبت ”1“ تقسيم بر 10950 مي باشد.
مي توان اين رقم را كه با گذاشتن 950 صفر جلوي (ا) مي باشد نوشت:
=10950
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/100
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
مولكول دي.ان.اي.) (DNA شامل طرح كامل ساختار بدن انسان ميباشد. S.127
تحريكات از شيئي به شكل علائم الكتريكي تبديل مي شود و باعث اثراتي در S.162
مغز مي شود. وقتي ما ”مي بينيم“، در واقع آثار اين علائم الكتريكي را در ذهنمان
مشاهده مي كنيم.
- حتي هنگامي كه گرما و آتش را حس مي كنيم، درون مغز ما تاريك تاريك است و S.164
دماي آن هرگز تغيير نمي كند.
- دسته هاي نور از شيء به صورت وارونه به شبكيه مي رسند. در اينجا تصوير به
علائم الكتريكي تبديل شده و به مركز بينايي در پشت مغز انتقال داده مي شود.
- از آنجايي كه مغز از نور تهي مي باشد، براي نور غير ممكن است كه به مركز بينايي
برسد. اين به اين معني مي باشد كه ما دنياي پهناور نور را در نقطه اي كوچك كه از
نور تهي مي باشد مي بينيم.
تمام آن چه را كه ما در زندگيمان مي بينيم، در قسمتي كه ” مركز بينايي“ مي نامند و S.165
در پشت مغزمان قرار دارد و تنها چند سانتيمتر مربع را احاطه مي كند شكل مي گيرد. هم
كتابي را كه حالا مي خوانيد و هم چشم انداز نامحدودي را كه در هنگام خيره شدن به افق
مي بينيد، در فضاي كوچكي جاگرفته است. بنابراين ما اشياء را در اندازه واقعيشان كه در بيرون
مي باشند نمي بينيم بلكه به اندازه اي مي بينيم كه در ذهنمان تصور مي كنيم.
به خاطر محرك مصنوعي، دنياي فيزيكي كه به صحت و واقع بينانه بودن دنياي واقعي S.168
مي باشد ، مي تواند در مغزمان بدون وجود واقعيت فيزيكي هم تراز بوجود بيايد. به علت
محركه مصنوعي، شخص قادر است تصور كند كه در درون ماشينش در حال رانندگي
است؛ در حالي كه در واقع در خانه اش نشسته است.
يافته هاي فيزيك مدرن نشان مي دهند كه جهان مجموعه اي از ادراك مي باشد . S.170
سؤال ذيل در روي جلد مجله معروف علمي، آمريكايي “ دانشمند جديد” كه درباره
اين موضوع در 30 ژانويه 1999 مطالبي را گفته است ، مي گويد: ” بالاتر از
حقيقت؛ آيا جهان واقعاً بازيچه اي از اطلاعات اوليه و ماده نيز سرابي مي باشد؟“
مغز مجموعه اي از سلولها مي باشد كه از پروتئين و مولكولهاي چرب تشكيل شده S.173
است. مغز از سلولهاي عصبي كه نئورون ناميده مي شوند تشكيل شده است. هيچ
قدرتي در اين تكه گوشت براي مشاهده تصاوير و ايجاد خود آگاهي يا ايجاد بودني
كه ما آن را ” خود “ مي ناميم وجود ندارد.
پس چگونه خواهد بود هنگامي كه جانشان به گلو رسد و شما وقت مرگ بر بالين S.172
آن مرده حاضريد و او را مي نگريد و ما به او از شما نزديكتريم ليكن شما معرفت
و بصيرت نداريد (سوره الواقعه، آيه: 83-85)
اگر انسان درباره همه چيزهايي كه در اينجا گفته شد عميق فكر كند، خيلي زود S.178
حالت فوق العاده و شگفت انگيز خودش را متوجه خواهد شد؛ به اين معني كه
تمام حوادث دنيا فقط خيال مي باشند.......
دنياي رؤياها S.183
- حقيقت براي شما آن چيزي است كه مي تواند لمس شود و با چشم ديده شود.
شما در رؤيايتان نيز مي توانيد ” دستتان را لمس كرده و با چشمتان ببينيد “، ولي
در حقيقت، شما نه دست داريد و نه چشم و يا اين كه چيزي وجود داشته باشد كه
بتوانيد آن را لمس كنيد . هيچ گونه واقعيت مادي، به جز ذهن، وجود ندارد كه باعث
شود اين چيزها اتفاق بيافتد. شما به سادگي فريب خورده ايد .
- چه چيزي دنياي واقعي و خيال را از يكديگر جدا مي كند ؟ نهايتاً هر دو شكل زندگي
توسط ذهن به عرصه وارد مي شود . اگر ما قادر به زندگي راحت، در طول رؤيايمان،
در نياي غير واقعي نباشيم همان حالت مي تواند به شكل مساوي براي دنيايي كه ما در
آن هوشيارانه زندگي مي كنيم صحت داشته باشد. وقتي از رؤيايمان بيدار مي شويم
هيچ دليل منطقي وجود ندارد كه فكر كنيم وارد رؤياي بزرگتري كه ” دنياي واقعي“ ناميده
مي شود شده ايم. دليل آن كه رؤيا را تصور و دنيا را ” واقعي“ مي دانيم تنها به خاطر وجود
عادتها و پيش داوريها است. اين مسئله به نظر ما مي رساند كه ممكن است از زندگي كه
بر روي زمين داريم، كه فكر كنيم درست حالا داريم در آن زندگي مي كنيم، بيد ار شويم؛
درست مانند آن كه از رؤيا بيدار مي شويم.
نويسنده ماده گراي تركيه، رنان پكونلو ( Rennan Pekunlu)مي گويد كه: S.187
” فرضيه تكامل چنان مهم نيست، تهديد اين موضوع مي باشد “، زيرا او مطلع است كه اين
موضوع ماده را، كه تنها مفهومي كه او به آن اعتقاد دارد، خنثي مي كند.
پانويس ها
قسمت اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
قسمت دوم (2)
خطاي انكار واقعيت خلقت
(آنهائي كه قادر به درك واقعيت خلقت نيستند)
مترجم: شهريار جدّي
24/11/1381
RESÍM ALTLARI
S.16 ادوين هابل در كنار تلسكوپ غول پيكرش
در اينجا، تفاوت در دور بودن كهكشانهاي گوناگون و ميزاني كه آنها S.17
به سمت رنگ قرمز متمايل مي شوند نشان داده شده است. خط عمودي
در بالا نقطه مشخصي را بر روي طيف نشان مي دهد. در طيفهاي ديگر، اين
نقطه به سمت راست، تا آنجايي كه فلشهاي افقي مي روند تمايل دارد. تمايل
به رنگ قرمز، كه نشان از دور بودن مي باشد، هنگامي كه كهكشانها از يكديگر
نسبت به زمين دورتر مي شوند افزايش پيدا مي كند.
تحقيقات نشان داده است كه ستاره ها و كهكشانها هم از يكديگر و هم از ما S.18
دور مي شوند؛ به اين معني كه جهان انبساط پيدا مي كند. اين موضوع مي گويد :
وقتي از لحاظ زماني به عقب برگرديم، ثابت خواهد شد كه جهان از نقطه مفردي
شكل گرفته است.
نظم موجود در ساختار اتم دركل جهان قانونمند است. با نظم معيني كه اتم و ذرات آن S.28
حركت ميكنند، كوهها از هم پاشيده نمي شوند، زمينها از يكديگر جدا نمي شوند، آسمان
از يكديگر شكاف نخورده و دو نيم نمي شود. بطور خلاصه، ماده يكديگر را در بر مي گيرد
و پايدار است.
چشم، كه ساختمان بي نهايت پيچيده اي دارد در غياب حتي يكي از اجزاي ساده اش، به عنوان S.33
مثال: غدد اشك زا، قادر به ديدن در هنگامي كه عمل ديدن اتفاق مي افتد نيست.
- سلول AB همانطور كه جدا مي شود ديده مي شود. سلولهاي ايمني نظم زنجيره اي شكل S.35
فوق العاده منظمي دارند. هيچ يك از آنها از اين نظم سر پيچي نمي كنند.
- سلول AB با باكتري پوشانده شده است.
سلولهاي ايمني (زرد) در حال مبارزه با سلولهاي سرطاني ديده مي شوند. S.36
حفره دهان S.38
غدد بزاغي
غدد بزاغي
مري
شكم
لوزالمعده
روده بزرگ
روده كوچك
ريه
كيسه صفرا
كرم پروانه پيله اي را به دور خود مي پيچيد و سپس آن را پاره كرده و S.40
از آن به شكل پروانه اي با طرح و رنگ بي نظير بيرون مي آيد.
آيا آن خدائي كه اين همه نعمت را خلق كرده مانند آنكس است كه هيچ
چيز در عالم خلق نكرده. آيا متذكر نمي شويد؟ (سوره النحل، آيه: 17)
كرم حشره ابريشم در پيله اش؛ كه با ريسمان ابريشمي به دور خود تنيده است. S.41
طرحهاي جدا، آشكار و زيبا بر روي پروانه ها نشان مي دهند كه اين موجودات S.43
زنده محصول اتفاق ناآگاهانه نيستند بلكه حاصل يك آفرينش بي نظير و بي همتا
ميباشند.
خدا، آفريننده، شكل دهنده از هيچ و اعطا كننده اشكال (يا رنگها) مي باشد. S.44
زيباترين اسمها به او تعلق دارد؛ و آن چه در آسمانها و زمين است به تسبيح و
ستايش جمال و جلالش مشغولند و اوست خداي مقتدر حكيم (سوره الحشر، آيه: 24)
درست مانند همه موجودات زنده ، زرافه ها نيز با طرح كامل آفريده شدهاند. S.45
و در خلقت خود شما و انواع بي شمار حيوان كه پراكنده است آيات و حق براي اهل S.46
يقين آشكار است. (سوره الجائيه، آيه: 45 )
(در بالا) لاك پشت جوان دريايي قصد ورود به دريا را قبل از طلوع خورشيد دارد.
هيدرو كينون S.48
پيروكسيد هيدروژن
محل تخليه ماده شيميايي در 1000 درجه سانتيگراد.
محفظه انفجار
موريانه ها كه اندازه شان به بيش از چند سانتيمتر نمي رسد، قادرند آسمان خراشهايي S.50
را با چندين برابر طول، بدون استفاده از هيچ ابزاري بنا كنند. اين آشيانه تحسين برانگيز
كاملاً از ساكنين حيطه موريانه ها كه به بيش از يك ميليون موريانه ميرسند، در برابر
دشمنان و شرايط نامطلوب زندگي در بيرون، محافظت مي كند.
مار، خودش را از ديد دشمن مخفي و در درون شن استتار كرده است. آيا امكان دارد كه S.53
اين مار رنگ پوست و طرحش را كاملاً با بوم خود همگون كرده باشد؟
- در عكس سمت چپ، ماري خودش را در ميان بوته ها مخفي كرده است. S.54
- هنگامي كه با دقت نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه آن را شاخه درخت تصور كرديد
در حالي كه در واقع حشره مي باشد.
- تخمهاي يك پرنده كه يلوه غربي ناميده مي شود به مانند رنگهاي اطراف مي باشند
تا از سوي دشمنان محافظت بشود.
- برخي حشره ها خودشان را به شكل برگهاي خشكيده مبدل مي كنند. تشخيص
دادن شب پره هاي پانامايي از برگهاي پژمرده، كاملاً مشكل است.
- اين آفتاب پرست، كه به گكو شناخته شده است، رنگ محيط را ظرف 20 دقيقه
به خود ميگيرد.
- يك مورچه خوار در ميان برگها قايم شده است! مي توانيد ببينيد ؟
- كرم پروانهاي كه در جنگلهاي باراني پاناما زندگي مي كند خالهايي مانند چشمان
مار دارد كه مي تواند حيوانات شكارچي را بترساند.
كرم پروانه از جلب توجه كردن در برابر دشمنان اجتناب مي كند زيرا بدنش را درست S.56-57
در وسط برگ قرار داده است.
آفتاب پرستهاي زره دار رنگشان را مطابق محيطشان عوض نمي كنند زيرا رنگ آنها پيشتر
با بومشان همگون شده است.
اين حشره از دشمنانشان خود با ظاهر برگ گونه اش محافظت مي شود.
آخوندك در حال دعا، بر روي اين اركيد در فريب دادن ملخ به خاطر بالهايي كه به شكل
گلبرگ گل دارد موفق شده است.
حشراتي كه شبيه به برگها هستند فراوان هستند . ما مي توانيم همه جزئيات برگها را در بدنشان
پيدا كنيم.
مار با معلق نگه داشتن خود در هوا به مانند برگهاي ديگر، به استتار مي پردازد.
شپشهاي درخت سمت چپ قادرند دشمنانشان را با شكل ظاهريشان متقاعد كنند كه آنها خارهاي
درخت هستند.
چشمان كاذب سردرگم كننده! S.58
هنگامي كه برخي پروانه ها بالهايشان را باز مي كنند، ما با يك جفت چشم مواجه
مي شويم. چشمها دشمنان را متقاعد مي كند كه آنها پروانه نيستند. به خصوص،
چهره هاي كاذب برخي از انواع پروانه ها مثل: پروانه شونلينگ (Shonling )
كه در بالا ديده مي شود، چنان با چشمان براق، ويژگيهاي صورت، ابروهاي برآمده،
و دماغ و دهان كامل هستند كه اين تصوير روي هم رفته كاملاً از دشمنانشان جلو
گيري مي كند.
- شخص مصرّ در انكار خدا ممكن است سعي كند به نظر غير عادي خود S=?
با توصيف تكامل گرايان از “ يك تصادف جالب“پشتگرمي دهد. يا اين كه مي تواند
ادعا و فكر كند كه “ به اين خاطر پروانه اين طرح را بر روي بدنش دارد زيرا برايش مفيد
است.“
- اگر شخصي ادعا و فرض كند كه اين طرحها كه در زيبايي سبقت مي گيرند و يا حتي
نقاشاييهاي هنرمندان از روي تصادف به وجود آمده باشند، آن گاه هيچ چيزي براي
گفتن ” انسان داراي فهم“ وجود ندارد. چرا كه يك چنين ادعايي كاملاً با منطق و حس
مشترك ناسازگار است.
در سمت چپ، چشمان و سر واقعي ماهي خار پشتي برق دار ديده مي شود. در سمت S.59
راست ماهي به آشيانه اش شنا مي كند و دمش را كه مثل يك جفت ”چشم“ مي باشد به
بيرون مي اندازد. ماهيهاي ديگر اطراف جرأت نزديك شدن به آن را ندارند از آنجايي كه
چشمان كاذب بر روي دم باعث مي شود آنها فكر كنند كه ماهي بيدار است.
سوسنهاي آبي فقط در حالتي مي توانند از روشنايي روز استفاده كنند S.60
كه مسيرشان را از اعماق باتلاق به سطح آب، با رشدكردن به سمت بالا
به ارتفاع 2 متر ادامه دهند. با اين وجود، ريشه هاي اين گلها نيز احتياج به
اكسيژن دارند. در عكس سمت چپ ساقه هاي ريشه اين گياه به بيرون از سطح
آب آمده است و اكسيژن لازمه را به ريشه هايش مي رساند.
فيزيك دان آلماني، ماكس پلانك S.67
سر اسحاق نيوتون
او آفريننده آسمانها و زمين است و چون اراده آفريدن چيزي كند به محض آن كه S.73
بگويد ” موجود باش“، موجود خواهد شد. (سوره البقره، آيه: 117)
قسم به آسمان كه در آن راههاي بسيار است. (سوره الذاريات، آيه: 7) S.76
اگر ” حفاظ به خوبي محافظت شده“ وجود نداشت، خطراتي كه در انتظارزمين S.79
بود، بدون ترديد كمتر از آنهايي كه در عكس ديده مي شوند نبود.
او خدائيست كه زمين را براي شما نرم و هموار گردانيد پس در پست و بلندي هاي S.82
آن حركت كنيد و روزي او خوريد كه بازگشت خلايق به سوي اوست و پس از
مرگ به سوي او باز مي گرديد. (سوره الملك، آيه: 15)
و هم اوست خدائي كه از آسمان باران فرود بارد تا هر نبات بدان برويانيم و S.87
سبزه ها را از زمين برون آوريم و در آن سبزه ها و دانه هايي كه بر روي هم
چيده شده پديد آوريم. (سوه الانعام، آيه: 99)
اوست خدائي كه آب را از آسمان فرو فرستاد كه از آن بياشامد و درختان پرورش دهيد S.88
(تا به ميوه آن شما و به برگش حيوانات شما برخوردار شود) و هم زراعتهاي شما را از آن
آب باران بروياند و درختان زيتون و خرما و از هر گونه ميوه بپرورد. در اين كار آيت و نشانه
رحمت و قدرت الهي براي اهل فكرت پديدار است. (سوره النحل، آيه: 10-11)
آثار انگشت هر شخصي كه تاكنون زندگي كرده است با بقيه فرق داشته است. S.91
نطفه هايي كه تخمك را احاطه كرده است. S.92
آيه خود خويشتن را خلق كردند يا آن كه آسمانها و زمين را آفريدند، S. 94
بلكه به يقين خدا را نشاختند. (سوره الطور، آيه: 35-36 )
اي انسان! چه باعث شد كه به خداي كريم بزرگوار خود مغرور گشتي؟ آن S.95
خدايي كه تو را به وجود آورد و به صورتي كامل بياراست و به اعتدال برگزيد
و به هر صورتي كه خواستي خلق توانستي كرد. (سوره الانفطار، آيه: 6-8 )
تخم باروري كه به رحم به شكل تكه اي گوشت چسبيده است. S.96
چارلز داروين S. 102
فرضيه تكامل ادعا مي كند كه موجودات به طور مداوم از موجودات ديگر S.106
تكامل يافته اند. با اين وجود، هنگامي كه ما به مقايسه فسيلهاي اين موجودات
زنده مي پردازيم متوجه مي شويم كه آنها طي ميليونها سال تغيير نكردند. فسيل
يك كاكروچ (Cockroach) 320 ميليون ساله (چپ). فسيل تريلوبيت (Trilobite )
360 ميليون ساله(پايين).
- بيشترين مدارك زنده نگاه داشته شده تكامل نامعتبر اثبات شده است. S.107
- فسيل يكصد و سي و پنج ميليون ساله يك آركيا اوپتريكس ((Archaeoptreyx ،
كه به نياكان پرندگان نسبت داده شده است، گفته مي شود كه از دايناسورها تكامل يافته است
(چپ). تحقيقات بر روي فسيل نشان داد كه ، بالعكس، اين موجود پرنده نابود شده اي بوده
كه زماني پرواز مي كرده است ولي بعدها تواناييش را از دست داد.
- فسيل چهارصد و ده ميليون ساله ماهي كولاكانت (Coelacanth ) (پايين). تكامل گرايان
ادعا مي كردند كه شكل انتقالي باعث حركت اين ماهي از آب به خشكي بوده است. اين مطلب
كه بيش از چهل گونه از ماهيهاي زنده اي كه در پنجاه سال گذشته گرفته شدند نشان مي دهد كه
اين ماهي كاملاً از نوع معمولي بوده و هنوز به حيات خود ادامه مي دهد.
با مطرح كردن دائم نقاشيهاي موجودات نيمه انسان و نيمه ميمون در كتابها و نشريات، عموم متقاعد S.109
شد كه انسان از بوزينه و يا موجود شبيه به آن تكامل يافته است. با اين وجود، اين نقاشيها چيزهاي جعلي
مسلّم مي باشند.
فسيل تقلبي: انسان پيلت دان S.110
شكل بالا كه با توجه به دنداني ترسيم شده است، در روزنامه لندن مورخه 24 ژوئيه S.112
1922 چاپ و به تصوير كشانيده شد. با اين وجود تكامل گرايان هنگامي كه معلوم شد
كه اين دندان متعلق به نه انسان و نه موجود ميمون نما مي باشد بلكه يك نوع خوك نابود
شده است كاملاً مايوس شدند.
احتمال مولكول متوسط پروتئيني كه از پانصد اسيد آمينه كه در توالي و تناسب صحيحي S.122
تنظيم و تشكيل شده است و علاوه بر احتمال تمام اسيد آمينه هايي كه فقط دست راستي
مي باشند و با زنجيره هاي پپتيد تركيب مي شوند به نسبت ”1“ تقسيم بر 10950 مي باشد.
مي توان اين رقم را كه با گذاشتن 950 صفر جلوي (ا) مي باشد نوشت:
=10950
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/100
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/
مولكول دي.ان.اي.) (DNA شامل طرح كامل ساختار بدن انسان ميباشد. S.127
تحريكات از شيئي به شكل علائم الكتريكي تبديل مي شود و باعث اثراتي در S.162
مغز مي شود. وقتي ما ”مي بينيم“، در واقع آثار اين علائم الكتريكي را در ذهنمان
مشاهده مي كنيم.
- حتي هنگامي كه گرما و آتش را حس مي كنيم، درون مغز ما تاريك تاريك است و S.164
دماي آن هرگز تغيير نمي كند.
- دسته هاي نور از شيء به صورت وارونه به شبكيه مي رسند. در اينجا تصوير به
علائم الكتريكي تبديل شده و به مركز بينايي در پشت مغز انتقال داده مي شود.
- از آنجايي كه مغز از نور تهي مي باشد، براي نور غير ممكن است كه به مركز بينايي
برسد. اين به اين معني مي باشد كه ما دنياي پهناور نور را در نقطه اي كوچك كه از
نور تهي مي باشد مي بينيم.
تمام آن چه را كه ما در زندگيمان مي بينيم، در قسمتي كه ” مركز بينايي“ مي نامند و S.165
در پشت مغزمان قرار دارد و تنها چند سانتيمتر مربع را احاطه مي كند شكل مي گيرد. هم
كتابي را كه حالا مي خوانيد و هم چشم انداز نامحدودي را كه در هنگام خيره شدن به افق
مي بينيد، در فضاي كوچكي جاگرفته است. بنابراين ما اشياء را در اندازه واقعيشان كه در بيرون
مي باشند نمي بينيم بلكه به اندازه اي مي بينيم كه در ذهنمان تصور مي كنيم.
به خاطر محرك مصنوعي، دنياي فيزيكي كه به صحت و واقع بينانه بودن دنياي واقعي S.168
مي باشد ، مي تواند در مغزمان بدون وجود واقعيت فيزيكي هم تراز بوجود بيايد. به علت
محركه مصنوعي، شخص قادر است تصور كند كه در درون ماشينش در حال رانندگي
است؛ در حالي كه در واقع در خانه اش نشسته است.
يافته هاي فيزيك مدرن نشان مي دهند كه جهان مجموعه اي از ادراك مي باشد . S.170
سؤال ذيل در روي جلد مجله معروف علمي، آمريكايي “ دانشمند جديد” كه درباره
اين موضوع در 30 ژانويه 1999 مطالبي را گفته است ، مي گويد: ” بالاتر از
حقيقت؛ آيا جهان واقعاً بازيچه اي از اطلاعات اوليه و ماده نيز سرابي مي باشد؟“
مغز مجموعه اي از سلولها مي باشد كه از پروتئين و مولكولهاي چرب تشكيل شده S.173
است. مغز از سلولهاي عصبي كه نئورون ناميده مي شوند تشكيل شده است. هيچ
قدرتي در اين تكه گوشت براي مشاهده تصاوير و ايجاد خود آگاهي يا ايجاد بودني
كه ما آن را ” خود “ مي ناميم وجود ندارد.
پس چگونه خواهد بود هنگامي كه جانشان به گلو رسد و شما وقت مرگ بر بالين S.172
آن مرده حاضريد و او را مي نگريد و ما به او از شما نزديكتريم ليكن شما معرفت
و بصيرت نداريد (سوره الواقعه، آيه: 83-85)
اگر انسان درباره همه چيزهايي كه در اينجا گفته شد عميق فكر كند، خيلي زود S.178
حالت فوق العاده و شگفت انگيز خودش را متوجه خواهد شد؛ به اين معني كه
تمام حوادث دنيا فقط خيال مي باشند.......
دنياي رؤياها S.183
- حقيقت براي شما آن چيزي است كه مي تواند لمس شود و با چشم ديده شود.
شما در رؤيايتان نيز مي توانيد ” دستتان را لمس كرده و با چشمتان ببينيد “، ولي
در حقيقت، شما نه دست داريد و نه چشم و يا اين كه چيزي وجود داشته باشد كه
بتوانيد آن را لمس كنيد . هيچ گونه واقعيت مادي، به جز ذهن، وجود ندارد كه باعث
شود اين چيزها اتفاق بيافتد. شما به سادگي فريب خورده ايد .
- چه چيزي دنياي واقعي و خيال را از يكديگر جدا مي كند ؟ نهايتاً هر دو شكل زندگي
توسط ذهن به عرصه وارد مي شود . اگر ما قادر به زندگي راحت، در طول رؤيايمان،
در نياي غير واقعي نباشيم همان حالت مي تواند به شكل مساوي براي دنيايي كه ما در
آن هوشيارانه زندگي مي كنيم صحت داشته باشد. وقتي از رؤيايمان بيدار مي شويم
هيچ دليل منطقي وجود ندارد كه فكر كنيم وارد رؤياي بزرگتري كه ” دنياي واقعي“ ناميده
مي شود شده ايم. دليل آن كه رؤيا را تصور و دنيا را ” واقعي“ مي دانيم تنها به خاطر وجود
عادتها و پيش داوريها است. اين مسئله به نظر ما مي رساند كه ممكن است از زندگي كه
بر روي زمين داريم، كه فكر كنيم درست حالا داريم در آن زندگي مي كنيم، بيد ار شويم؛
درست مانند آن كه از رؤيا بيدار مي شويم.
نويسنده ماده گراي تركيه، رنان پكونلو ( Rennan Pekunlu)مي گويد كه: S.187
” فرضيه تكامل چنان مهم نيست، تهديد اين موضوع مي باشد “، زيرا او مطلع است كه اين
موضوع ماده را، كه تنها مفهومي كه او به آن اعتقاد دارد، خنثي مي كند.
پانويس ها
قسمت اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
قسمت دوم (2)
خطاي انكار واقعيت خلقت
(آنهائي كه قادر به درك واقعيت خلقت نيستند)