پیش از هر چیز، شرح بدم بنده زیادی داغ شدم، چرا که غیر از این صندلی داغ، در یک مباحثه بسیار داغ با یکی از مامورین وزارت امور خارجه آمریکا که در پروژه گروه فرارسی دیجیتال فعالیت داره حسابی گره خوردیم تو هم، خلاصه از این جهت خیلی داغ شدمه الان!
- - - - - - - - - - - -
از طرف دیگه فردا هم چون محمودجان شیراز هستند به هر حال باید برم ببینم چه خبر تازه ای دار، اگر بتونم چند تا عکس هم ازش شکار کنم، اگر شد سنترال هم بی نصیب نمیزارم.
در کل واسه این دیر به سوالات جواب میدم.
- - - - - - - - - - - -
90.عبدالمالک ریگی رو ملاقات میکنی وازت میخواد در گروهش استخدام بشی...! سر حقوق مزایا با هم کنار نمی یاین ولی یه پول تپل از وهابی های آل سعود میرسه و ...! خوب من ترجیح میدم بین این دو با ریگی کار کنم، به هر حال از قدیم بیابون گردی را دوست داشتم، اما بیابان های ایران نه سعودی را...
91.بنیامین نتانیاهو رو از نزدیک ملاقات میکنی و برای افتتاح شرکتت و وارد کردن مواد اولیه از تل آویو مذاکره میکنی!از اونجا که این طرف معماری خونده، فکر کنم مثل برادر وسطی خانواده ما که معماری میخونه آبم باش تو یه جوب نره!
92.اوباما ازت میخواد در قبال لو دادن اطلاعات حساس نظامی شیراز به جای کلینتون وزیر خارجه بشی!
اگر بگه میزاره چهار سال رئیس جمهور آمریکا بشم، بازم قبول نمیکنم، حالا باز میگفت شهردار شیراز یه چیزی!
93.وضعت توپ میشه و میلیاردر شدی...سوار پورشه مورد علاقه ات در مسیر شیراز بندرعباس چند راهزن به سراغت میان تو 10 ثانیه فرصت فکر کردن داری که تمام داشته هایی که در طول عمرت جمع کردی رو تقدیمشون کنی...و یا به لقا الله بپیوندی...!
بیشترین داشته های خودم را همیشه چیزایی به جساب آوردم که قابل سرقت کردن نیست، تجربه، اطلاعات + یه کوچولو پاکی.
94.از ماهیگیری دل میکنی و میفتی تو کار شکار نهنگ...! خوب از اسب افتادم از اصل که نیافتدام. سربندر تا آبادان راهی نیست، میام اونجا نهنگ گیری!
95.خواننده شدی و میخوای در بین 10 هزار نفر کنسرت بدی...یهو وسط آهنگ آرامبخش و لایت س__ک____سکه ات میگره و یک عطسه شدید الحن...! به تنظیم گر در میان میزارم، میگم تیوتر را تا میتونه ببره بالا که کسی نفهمه سـ.ـکـ.ـسه دارم، عطسه هم که خدا نگه داره پدر و مادر جاز زنم را
96.سفری به چین کردی و در یک شهری هستی که فقط غذای موجود مار و جانوران و حشرات است...! متاسفم، بنده در همین ایران بهترین گوشت ها را به هزار درد سر به خوردم میدن! اولین گیاه در دسترس را مصرف میکنم. نبود چوب می خورم.
97.تو مجلس خواستگاری هستی و یهو زلزله میاد کل 38 تا استکان چایی عروس خانوم مانند دوش حمام بر سر روی رویت میریزد...! فکرش را کردم. دختری که میرم خواستگاری اونقدرها بلند قد نیست دیگه که بریزه رو سر و رویم. تازه با این تذکر تو میگم تو لیوان درب دار چای بریزه بیاره
98.عروس خانوم بعد از 3 بار بله نمی گوید و تعداد قرائت خطبه به 83 بار میرسد و همه مهمانا به چرت عمیقی فرو رفته اند...! خوب خودم بله را میگم

همه خوابن کسی نمیفهمه.
99.داری میری ماه عسل و اختلاف شدید بر سر کجا رفتن پیش میاد...! و خطر طلاق نزدیکه! خوب ماه عسل؟ میگیرم میخوابیم تو خونه بابا. میگیم رفتیم آرژانتین به همه
100.سر خانوم فریاد میکشی قهر میکنه میره خونه مامانش اینا...!زبونت را گاز بگیر. این جسارت ها ! این قضیه از هلوکاست هم ممنوع تره
101.سرکار داری مسائل نرم افزاری شرکت رو بررسی میکنی احضاریه دادگاه برات میاد! میگم باز این یاسوجی ها دوربینش خراب شده، میخوان غافلگیرمون کنن، خانوم ...ی یه زنگ بزن به آقای حسنی (رئیس دادگاه نظام یاسوج) - طبق معمولی منشی اول میگه، هان ، بعد میگه، الان بزنم؟ بعد میگه شمارش را اینجاها داشتم ها! این روال طبیعی منشی ما هست
البته دادگاه های زیادی کار کردیم اما خدا وکیلی اینها فقط احضاریه میفرستن همش تحدید میکنن!
102.تو احضاریه علاوه بر دادخواست طلاق اتهام شرکت در چندین نزاع دسته جمعی و حمله به تجمعات مردمی و آشوب خیابانی دیده میشه...! داش میلاد، درسته گفتم مرخصی گرفتم اما هر چی باشه رشته حقوق میخونم، اولا من مجردم و باقی جرایم هم باید شاکی خصوصی باشه که ما شاهد میخریم و موضوع به خیر و خوشی تمام میشه
103.جذب گروههای تروریستی میشی و اقدام به بمب گذاری میکنی...! با زدن remot یک ماشین در نزدیک ساختمانی که قرار بمب را بزارم توش میره هوا، ای وای ماله سازمان خودمون بودن قرار بود از انفجار فیلم بگیرن! ای وای دیدی یادم رفت بمب را از ماشین در بیارم
104.به اتهام محاربه و افساد فی الارض و اقدادم علیه امنیت ملی به اعدام محکوم میشی...! از قدیم گفتن بیگناه پای دار میره اما بالای چوبه دار نیمره. البته این باقی هم داره که میگی گناه کار حتی تا پای چوبه اعدام هم نمیره. من هم که گناه کار
105.در اقدامی متحیر القول اقدام به ساخت مواد منفجره در زندان میکنی...! انرژی هسته ای حق مسلم ماست! میتوانیم
106.با منهدم کردن دیوار زندان و کشتن 18 نگهبان از زندان فرار میکنی...! خودم را به اولین کلانتری مرفی میکنم. تا به همان زندان منتقل شوم، آن 7 نگهبان باقی مانده را نیز میکشم و با دوستان دیگر فرار میکنیم.
107.عکست تو تمام تلویزیون های بین المللی به نام یک تروریست فراری و تحت تعقیب منتشر میشه و برای یابنده ات 100 میلیون دلار جایزه تعیین میکنن...!
یه حساب به نام یکی دیگه باز میکنم (اینترنتی) با ایلیل تقاضای پول می کنم و خودم را لو میدم!

بعد فرار میکنم.
108.برای در امان ماندن از هرگونه خطری بار سفر میبندی و به قطب جنوب مهاجرت میکنی! ولبک هوا خودش یخ!
109.بی خیال میشی و میگی جهنم ضرر اعدام میشیم راحت میشیم میای خودتو معرفی میکنی...! کلاً اگر بخوام تسلیم بشم هم کلی خطرناک خواهم بود و یه نقشه ای در موردش دارم!
110.شریک زندگیت و مونس مادام العمرت رویاییت چطور آدمیه؟ ترجیحاً شبیه من نباشه زیاد.
111.چقدر آدم شناسی و میتونی با نگاه اول به کسی اعتماد کنی؟ متوسط، تا حالا هروقت در مورد کسی اینطور تصمیم گیری کردم اشتباه نبوده، اما بیشتر اوقات کلی بررسی می کنم برای تصمیم گیری.
112.تا حالا پیش اومده از دوستی اینترنتی مبدل به دوستی واقعی شده پشیمون بشی؟ دوستی با من اونقدر ها کار ساده ای نیست، خیلی دردسر داره. تا به حال هیچ دوستی اینترنتی به واقعی تبدیل نشده. البته ارتباط غیر مجازی داشتم با دوستان اینترنتی اما هرگز در زمره دوستانم قرار نگرفتن.
113.روانشناسی خانومها رو چقدر مسلط هستی؟ راستش به علت نیاز مبرم به مشاهیرم، ترجیحاً این علم را زیاد پیگیری نکردم.
114.به نظرت چرا ما آقایون کمتر از خانومها به جزییات ریز یک شی توجه داریم مثالی میزنم که در بسیاری از خانومها دیده ام...مثلا من یه شلوار میخرم و شاید به رنگ نخ بکار رفته در دوخت آن توجهی نکنم ولی یک خانوم به همین هم حساس است؟ گفتم زیاد بررسی نکردم.
115.صریح و شفاف بگو...دوستی داشته ای که حق رفاقت را آنطور که تو حقش ادا کردی ادا نکرده باشد؟ بله. همه دوستانم.
116.به یک نفر اعتماد کرده ای و همه چیزت را دربست به او بدهی و به تو خیانت کرده باشد؟ و آیا پیش بینی میکنی در میان دوستان فعلی ات همچین آدمی هم وجود داشته باشد؟ بنده در عین حال که به دیگران خیلی اعتماد دارم، هیچ وقت از شنیدن خیانت و ... تعجب زده نمیشم. برام قابل درک هست این موضوع. باز هم بله، همه دوستانم حتی تو، هرچند اگر دوستانم الان از من شماره رمز عابر بانک و کارتم را بخواهند برای برداشت 10.000 تومان و در حسابم 100.000.0000 تومان پول باشه با خیال راحت میدم، یعنی به عبارت خودمونی پی این که همه پول را برداره و فرار کنه را به تن خودم مالیدم.
117.من همین الان به 1 میلیون تومان پول احتیاج دارم..فوری و فوری..چک برگشتی دارم و بازار خرابه و نقد نشده...حاضری دستمو بگیری؟ حتماً، فقط بزار بیام اونجا، آخه دستم نمیرسه. البته گفته باشم فقط میتونم دستت را بگیرم ! نیام اونجا بگی پول میخوام
118.از کم محلی و اذیت کردن روحی جنس مخالف لذت میبری؟ نه والله، اما یک بنده خدایی دوران دانشجویی سر همین موضوع کلی ناراحت شد. البته من کم محلی نکردم اما وقتی فکرم مشغول چیزی باشه، اولویت در همه چیز با اون هست.
119.در خانه کعبه هستی و دل به آسمانها داری...به نظرت تو اون لحظه چقدر آدم باید پررو باشه که به دنیا فکر کنه و مادیات از خدا طلب کنه؟ نیازی نیست پررو باشه. کافی یه طوری به نصف جهان (

) ارتباط داشته باشه!
120.در مجموع به نظرت طراح سوالات از نظر مزاجی در چه شرایطی قرار داره؟ خودخواه و البته الان در وضعیت اوج غرور.
[HR]
عذر میخوام. بنده زخم خورده این میلاد هستم، خودم مجریش میشم !
