مطلب، مطلب جالبی است به خصوص برای تشخیص حق و باطل. مواردی هست که انشا الله به عرض می رسانم:
اول لازم است که در جواب جناب Reza6662 که گفته بودند امریکا زمانی وارد عرصه ی کمک به عراق شد که ایران چیزی فراتر از دفع حمله و منافع خودش دنبال می کرد.(به مضمون) باید مواردی را عرض کنم:
1- در درجه اول باید بدانید که سرکوب یک تجاوز و برقراری صلح دو مرحله دارد اول دفع تجاوز و دوم سرکوب متجاوز تا نه خیال حمله ی دوباره و نه توان آن را داشته باشد.
2- تا سال 1982 که شما فرمودید نه تنها هنوز مرحله ی اول یعنی دفع تجاوز به طورکامل صورت نگرفته بود بلکه هنوز قسمت هایی از خاک کشورمان نظیر شلمچه و طلاییه در دست متجاوز بود که در سال 65 (1987) آزادشد بنابراین هیچ بهانه ای در این زمینه باقی نمی ماند که ما در حال دفع وسرکوب متجاوز بودیم نه منافع مدعایی شما وآمریکا.
اما در پاسخ به موضوع بحث مواردی هست که در ذیل می آید:
1-در درجه ی اول باید بدانیم که شکست ونابودی کدام طرف به نفع سایرین بود که خوب مسلما عقل سلیم در این رابطه حکمی شایسته می کند. به دلیل اهمییت پیروزی عراق برای اعراب و بسیاری ازکشورهای دیگر عموما غربی (که علتش جای بحث مفصل دیگری دارد) کمک کردن آنها به عراق واضح وطبیعی است ودر این زمینه نمونه های بسیاری وجود دارد از هواپیماهای فرانسوی تا تاسیسات ساخت سلاح های شیمیایی از آلمان و حتی بمبهای خوشه ای شیلیایی (رجوع به شماره ی 63 ماهنامه ی جنگ افزار) اما چرا به این معاملات اسم کمک می دهیم پاسخ آنجاست که طی معاهدات و قوانین بین المللی برای برقراری صلح جهانی هیچ کشوری حق فروش سلاح به طرفین درگیری را ندارد و این در حالی است که پس از وقفه ای کوتاه در ارسال سلاح به عراق وبا توجه به ناتوانی عراق در فتح سریع تهران این معاملات به طور جدی و علنی برخلاف قوانین بین المللی دوباره از سر گرفته شد واین در حالی بود که ما با شرایط تحریم امکان خرید مستقیم تجهیزات مورد نیازمان را از سازندگان نداشتیم واگر خرید مستقیمی هم صورت گرفته یا به علت منافع اقنصادی طرف مقابل بوده (مثل چین) و یا مسایل سیاسی(نظیر قضیه ی مک فارلین).
2-باید بدانیم که کمک به یکی از طرفین مخاصمه (دراین جا عراق) صرفا نباید کمک های نظامی تجهیزاتی باشد بلکه می تواند شامل کمک های مالی (اعراب منطقه) کمک های تجهیزاتی درحوزه های غیر نظامی و زیر ساختی ، همراهی وپشتیبانی های سیاسی و ... را شامل شود.
3-باعلم به موارد فوق ما حق داریم که بگوییم با بیشتر کشورهای دنیا (منظور کشورهای مهم وتاثیر گذار) جنگیدیم و البته این به معنای جنگ مستقیم نیست بلکه هنگامی که آنها دشمن ما را تجهیز یا حمایت می کنند در واقع مستقیم یا غیر مستقیم با ما وارد جنگ شده اند. البته این را هم باید بدانیم که ما در طول جنگ تحمیلی از چندین کشور دیگر هم اسیر گرفتیم. ودرپایان این بند باز هم شما را به مطلب فوق ارجا می دهم که ما اکثر تجهیزاتی را که خریدیم در آن دوران از بازار سیاه بود در حالی که عراق مستقیم خرید می کرد حال سوال من از جناب Motimann و دوستان هم فکرشان این است که می شود خرید از بازار سیاه را به حساب مرحمت کشور سازنده و حمایت آن گذاشت؟
4-اما در مورد قضیه ی مک فارلین و مقایسه ی جناب Motimannبا دیدار رامسفلد از عراق باید گفت که رامسفلد به صورت کاملا علنی به بغداد رفت و با صدام ملاقات کرد در حالی که مک فارلین با گذرنامه و هویت جعلی به ایران سفر کرد همچنین محض اطلاع دوستان باید گفت معاملات مدعایی دوستان که می گویند به طور مستقیم انجام شده به اختلاف میان کنگره ودولت امریکا در تامین بودجه ی جاسوسی تحت شرکتهای حمل و نقل در امریکای لاتین بر می گردد که دولت امریکا برای تامین بوجه ی این جاسوسی مجبور شد به سیا اجازه دهد تا از محل داراریی های مازاد ارتش امریکا معامله ای با ایران (البته نه به طور کاملا مستقیم) برای تامین هزینه ها انجام دهد. (شرح موضوع درشماره ی 59 ماهنامه ی جنگ افزار اگر اشتباه نکنم موجود است )
5-اما بحث شیرین کمک های امریکا به عراق که بنده تنها به مواردی که در خاطر دارم بسنده می کنم. اول حمایت های سیاسی امریکا که در آن هشت سال نه تنها مانع محکومیت عراق به عنوان مهاجم نشد بلکه زمینه برای تصویب بیش از 8 قطعنامه علیه ما را ایجاد کرد.دوم نشان دادن چراغ سبز و ترغیب متحدین منطقه ای و بین المللی به حمایت همه جانبه از عراق. سوم لغو تحریم های عراق وتشدید تحریم های ایران که مسلما موجب وارد آمدن خسارات متعدد به صنعت واقتصاد جنگ زده ی ما شده است که خود این اقدام از کمک های میلیاردی به عراق چیزی کم نداشت.چهارم کمک های اطلاعاتی به رژیم بعث علیه کشور ما پنجم دادن چراغ سبز به بانک ها و موسسات مالی امریکایی برای دادن اعتبار برای خرید مایحتاج بخصوص نظامی عراف و ... واینها در حالی است که امریکا در این جنگ ادعای بی طرفی داشته است.
6-اما جناب Motimann متاسفانه مطلبی را در رابطه با ضعف مسئولین و فرماندهان جنگ بیان کردند و فرمودند این که می گویند ما با اکثر کشورهای دنیا جنگیدیم صرفا پوششی بر ضعف ها و عدم کفایت مسئولین و فرماندهان بوده (نقل به مضمون) که در این زمینه نیز باید گفت مسلما در هر اقدام و عملی ممکن است ضعفهایی وجود داشته باشد به خصوص آنکه در شرایط حساس وبحرانی مانند جنگ باشد اما بر خلاف نظر شما که من با هیچ منطقی قادر به درک آن نیستم اکثر قریب به اتفاق کارشناسان بین المللی بر این عقیده اند که ایران ونیروهای مسلحش بسیار بیش از توان خود در جنگ عمل کردند.(توجه داشته باشید صدام وعده فتح7 روزه ی تهران را داده بود) اگر هم فرض را بر درستی عقیده ی شما بگذاریم باید بگویم که باز هم ما به هدف خود که همانا حفظ استقلال و تمامیت عرضیمان بود رسیدیم (هرچند به بهای گزاف) پس من ترجیه می دهم نیمه ی پر لیوان را نگاه کنم اگر چه همان طور که ذکر کردم ما بسیار خوب و قابل قبول درجنگ عمل کردیم و اگرهم چند میلی متر لیوان خالی باشد من آن را به حساب جلوگیری از سرریز شدن لیوان می گذارم.






و ما فقط برامان تعجب باقی ماند از آمارگیری سازمان ملل 
