کسی نگفته اسکندر ذوالقرنینه. ولی کوروش هم نیست. ذوالقرنین پیامبر نبوده مانند خضر. ولی از پیامبری مانند موسی بالامقام تر بوده.
لطفا به بحث های حاشیه ای نپردازید...لپ کلام رو بفرمایید....
شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قرآن
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 129
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹, ۱۱:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 130 بار
- سپاسهای دریافتی: 204 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
razates نوشته شده:اما ۲۵۰۰ سال پیش ایرانی ها و یک ایرانی میاند حرف از حقوق بشر می زنند در زمانی که خیلی از قوم های حالا اصلا به تمدن درست حسابی نرسیده بودند .
در ضمن دوست عزیز خط میخی که اون دوستمون گفتند تا زمان داریوش هخامنشی وجود نداشت و به سفارش این شخص درست شده اند و با دیگر خط ها فرق می کند پس زبان اصیل پارسی محسوب می شود حتی از لحاظ فنی هم با دیگر خط ها فرق می کند توی کتاب های معتبر تاریخ چنین جملاتی هست که می گند: ایرانی ها بزرگترین امپراطوری را تشکیل دادند و دنیا را فتح کردند اما هنوز یک زبان رسمی برای خودشان نداشتند
دوست عزیز،ازحرف تاعمل بسیارتفاوت وجوددارد.ودیگراین که سایرتمدن هااگرپیشرفته ترازتمدن سلسله هخامنشیان نبودندبیشک کمترهم نبودند.
و اگرتابه حال منشوری قدیمی ترازمنشورکوروش کشف نشده است ،دلیل براولین بودن منشورکوروش نیست.!
درثانی اگربخواهیم تاریخ رااین گونه که اکثردوستان مینگرند،دید.
بایدگفت که چه بساکوروش طرح وایده ی منشورخودراازقانون حمورابی الهام نگرفته بوده است،وبه تقلیدازاو چنین منشوری راخلق نموده است.زیراقانون حمورابی پیشترازکوروش بوده است.
ابداع شکل منحصربه فردمیخ گونه وثبت آن برروی گل وسپس پختن آن درآتش اولین بارتوسطبابلیان بوده وسلسله ی هخامنشی ازاین خط الگوگیری نموده است ومنصوب کردن این افتخاربه سلسله هخامنشی اشتباه است.
مقصودکلی کلام من این است که تمدن مثل چاه نفت نیست که هرکشوری آن رابیشترداشته باشدبرتراست... .وبکوشیم برای خودتمدن های جعلی درست کنیم.
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
milatave نوشته شده:کسی نگفته اسکندر ذوالقرنینه. ولی کوروش هم نیست. ذوالقرنین پیامبر نبوده مانند خضر. ولی از پیامبری مانند موسی بالامقام تر بوده.
لطفا به بحث های حاشیه ای نپردازید...لپ کلام رو بفرمایید....
خیلی مهم نیست که پیامبر بوده یا نه ، مهم اینه که در عین قدرت ،اعتقاداتش رو به زور شمشیر به خورد کسی نداد

- پست: 585
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
- محل اقامت: iran
- سپاسهای ارسالی: 3296 بار
- سپاسهای دریافتی: 2088 بار
- تماس:
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
ببین جناب من ۱۸ منبع قرار دادم گفتم ذوالقرنین کوروشه. حالا اگه می گی نیست یک منبع معتبر بذار یا منابع من را تکذیب کن در ضمن خیلی از منابع من تفصیر ایه قران است من مطمئنم که شما حتی درباره معنی کلمه ذوالقرنین هم تحقیق نکرده اید چه برسد تفصیر فلان دانشمند در ۱۰۰۰ سال پیش. بعدش کوروش نیست کیه؟ در ضمن جناب جان رایدر فعلا قدیمی تر از منشور کوروش نیست ! پس قدیمی ترین محسوب می شد در ضمن شما به اون دوستمون گفتی خط میخی خیلی قدیمی تر از...... که درست گفتیید. ولی منظور دوستمون خط میخی ایرانی ها بود که در زمان داریوش به فرمان همان شخص درست شد چیز بدی نگفتم لپ کلام را می گم ، من منبع معتبر گذاشتم گفتم فلانی کیه ، اگر کسی می گد نیست به من ثابت کند یا نقایصی بر منابع من بیارد
و آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران

-
- پست: 41
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 32 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین
razates نوشته شده:ببین جناب من ۱۸ منبع قرار دادم گفتم ذوالقرنین کوروشه. حالا اگه می گی نیست یک منبع معتبر بذار یا منابع من را تکذیب کن در ضمن خیلی از منابع من تفصیر ایه قران است من مطمئنم که شما حتی درباره معنی کلمه ذوالقرنین هم تحقیق نکرده اید چه برسد تفصیر فلان دانشمند در ۱۰۰۰ سال پیش. بعدش کوروش نیست کیه؟ در ضمن جناب جان رایدر فعلا قدیمی تر از منشور کوروش نیست ! پس قدیمی ترین محسوب می شد در ضمن شما به اون دوستمون گفتی خط میخی خیلی قدیمی تر از...... که درست گفتیید. ولی منظور دوستمون خط میخی ایرانی ها بود که در زمان داریوش به فرمان همان شخص درست شد چیز بدی نگفتم لپ کلام را می گم ، من منبع معتبر گذاشتم گفتم فلانی کیه ، اگر کسی می گد نیست به من ثابت کند یا نقایصی بر منابع من بیارد
هجده تا منبع؟ نکنه جزو اون هجده تا منبع, تفسیر علامه طباطبائی و آیت الله مکارم شیرازی هم هستند؟
شما اول ثابت کن اصلا فردی به اسم کوروش یا داریوش در کتب تاریخی ایران وجود دارند بعدش من برای شما اثبات میکنم ذوالقرنین کوروش هست یا نه.
من چه میدونم ذوالقرنین کیه؟ مگه تاریخ دانها میدونن خضر کیه که بدونن ذوالقرنین کیه؟ چندین شخص برای مرشد حضرت موسی معرفی شده آیا کسی میدونه کیه که تا بدونن ذوالقرنین کیه؟با اون توصیفی که از ذوالقرنین در قرآن شده کوروش نمیتونه باشه.... چون طبق منابع اولیه تاریخ هخامنشیان رفتار کوروش به حدی نبوده که بگیم الهام میگرفته از خدا و هزاران معجزات دیگه. مگه ذوالقرنین برای کشور گشایی آدم کشته؟ مگه ذالقرنین مردم رو مجبور کرده که به 2 تا مجسمه از خدایان احترام بگزارن؟(اسناد این مطالب همون منابع اولیه تاریخ هخامنشیان)
بعضی علاقه مندان به تاریخ نوین دچار یه نادانی ناخودآگاه هستند... برای مثال با یکی بحث میکردم که داریوش جنایتکار و خونریز و مردمکش بوده گوش بریده بینی بریده چشم دراورده, ایشون به حدی که یقین داشته باشه منکر این موضوع بود.....ایشون با اینکه ادعای هخامنشیان دانی داشت حتی یه بار هم کتیبه بیستون رو نخونده بود.... دلیلش اینه اطلاعاتی که این دوستان از هخامنشیان دارن فقط از رسانه ست و حتی با خود منابع اولیه و رسمی هخامنشیان هم در تناقضه.....وقتی خودتون از کتیبه داریوش در بیستون ستون دوم هیچ اطلاعی ندارین, بنده چرا باید واسه شما بدیهیات رو اثبات کنم؟ وقتی میگیم عهد عتیق فلان مطلب رو نوشته میگید اونا اسرائیلیاته و حقیقت نداره وقتی میگیم گزنفون و هرودوت گفتن میگید اون زمان یونانیا با هخامنشیان دشمن بودن و اون چیز ها رو نوشتن. آخه دوستان گرامی جز این چند منبع اولیه که منبع دیگری از هخامنشیان وجود نداره.... نکنه میخاید بگین کتیبه ی داریوش هم اسرائیلیاته و حقیقت نداره؟ از قراره معلوم ما از هر کتابی یا منبعی علیه کوروش مطلب بیاریم شما قبول نمیکنید حتی اگه اون منابع تنها منبع مستند دال بر وجود هخامنشیان باشه..... منبع ایرانی هم از هخامنشیان وجود نداره که حرف دوستان رو باور کنیم..حتی فقط اسم این سلسله و پادشاهان اون در منابع ایرانی وجود نداره که ما اونا رو باور کنیم.....مگه میشه تخت جمشید رو کوروش و داریوش ساخته باشن؟ پس این جمشید کیه؟ مگه میشه از اول تا 120 سال پیش اون قبر رو قبر مادر جمشید ( مادرسلیمان) بدونن ولی ییهو استعمارگران انگلیسی بگت میدونید این چیه؟ قبر مادر سلیمان نیست که... قبر کوروشه.... بعد مردم بگن سیروس کیه؟ کوروش کیه؟ نمیدونید؟ کوروش پادشاه ایران بوده دیگه منتها اسم خودش و پسرش و دختران این سلسله یونانی بوده......خیله خب..چرا تو تاریخ ایران اثری از هخامنشیان نداشتیم؟ بعدش بگن آخه عربا حمله کردن تمام کتابای تاریخ هخامنشیان رو سوزوندن...باشه میگیم چرا از هند گرفته تا عراق و سوریه و ترکیه و یمن تاریخی از هخامنشیان وجود نداشته؟ حتما اونا نمیدونستن نوشتن چیه....

- پست: 585
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
- محل اقامت: iran
- سپاسهای ارسالی: 3296 بار
- سپاسهای دریافتی: 2088 بار
- تماس:
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
اول اینکه تاریخ دان ها به این عقیده هستند که به احتمال زیاد تخت جمشید به اسم تخت پارسه بوده یا یک چیزی تو این مایه ها در ضمن جناب عالی اگر تحقیق می کردی می فهمیدی که یک کلمه یونانی تو زبان ایرانیان در هیچ دوره تاریخی نیومده بعد اسم های داریوش و.... یونانی هستند در ضمن می تونی بری موزه پاریس اونجا داریوش و.... تا تونستند خودشون را معرفی کردند پول نداشتی بور گنج نا مه همدان را ببین یا بیستون کرمانشاه یا تخت جمشید ..... در ضمن تخت جمشید را بعد از اینکه عربی وارد زبان ما شد تخت جمشید گفتند برو تحقیق کن در ضمن من از طباطبایی منبع نگذاشتم ولی از ابوریحان بیرونی و غزالی و ابو بکر سور ابادی ، ابن بلخی و دایرة المعارف اسلام من منبع گذاشتم که می گند این بابا کوروشه ولی شما چیز هایی را می گی که گواه بر بی اطلاعی و بی تحقیقی هست در حد تیم ملی مثلا نام پادشاهان ایرانی یونانی است یا مثلا چرا تخت جمشید می گیم در صورتی که حتی درباره سئولات خودت تحقیق هم نکرده ای مثلا می گی مگه داریوش هست ؟پس اگر نیست ! اون کی بوده که خودش را در شیراز، همدان ،مصر ،اندی جای دیگر معرفی کرده که من کی هستم پسر کی هستم و چه کاره بودم در ضمن وقتی داریوش پادشاه شد نوزده تا قیام تو کشور شد اونم تمام عامل ها را شکست داد بعد هم مجازات . اون وقت شما می گی داریوش،هخامنشیان وجود ندارد چون کوروش به دو تا بت احترام گذاشته یا داریوش گوش یکی را بریده؟؟؟؟!!!!!!! در هر صورت شما هیچ منبعی نداری یا حداقل نگذاشتی و به قول مدیر برو تو یک محفل علمی این حرفت را بگو نه اینجا و بدون منبع نتیجه:حرف های شما بی اساس و بی منبع هستند و شما حتی درباره حرف های خودتان هم تحقیق نکرده اید چه برسد منابع ما پس حرفت باطله (همون جوابی که با این وضعیت جلوی چهارتا تاریخ دان خواهی شنفت)
و آنهایی که بر بلندای آسمان
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران
پرواز تا بینهایت را
بر قلب آسمان
تا ابد در اوج گرفتن
بر بلندای آسمان نامت ایران

- پست: 426
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱, ۲:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1374 بار
- سپاسهای دریافتی: 2546 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
بدبخت ملتی که تاریخ وفرهنگ خود را فراموش کرده اند وبدبخت تر ازآنها ملتی که برای احیای تاریخ وفرهنگ خود کاری انجام نمیدهند وبدبخت ترین ملتها ملتی هستند که تاریخ وفرهنگ خود را به سخره میگیرند (احمد کسروی)
امید به رهایی نیست وقتی همه دیوارند

- پست: 233
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 303 بار
- سپاسهای دریافتی: 575 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
بارها در این انجمن گفته ام که نام کورش از 150 سال پیش در ایران و هند ترویج شد.همه دوستان را محکوم به ندانستن فرهنگ کردند اما چه باک من از حقیقت نمی ترسم.چه باک از اینکه عده بنای یونانی که ایرانیان قدیم آن را گور مادر سلیمان می دانستند اینک قبر کورش می دانند.بگذریم که سخن در این باره زیاد است و تعصب گوشها را کر کرده است
اما در مورد شخصیت ذوالقرنین امیر المومنین شخصیت ذوالقرنین را این گونه معرفی کرده است:
"در کتاب کمال الدین به سند خود از اصبغ بن نباته روایت کرده که گفت: ابن الکواء در محضر على (ع) هنگامى که آن جناب بر فراز منبر بود برخاست و گفت: یا امیر المؤمنین ما را از داستان ذو القرنین خبر بده، آیا پیغمبر بوده و یا ملک؟ و مرا از دو قرن او خبر بده آیا از طلا بوده یا از نقره؟ حضرت فرمود: نه پیغمبر بود، و نه ملک. و دو قرنش نه از طلا بود و نه از نقره. او مردى بود که خداى را دوست مى داشت و خدا هم او را دوست داشت، او خیرخواه خدا بود، خدا هم برایش خیر مى خواست، و بدین جهت او را ذو القرنین خواندند که قومش را به سوى خدا دعوت مى کرد و آنها او را زدند و یک طرف سرش را شکستند، پس مدتى از مردم غایب شد، و بار دیگر به سوى آنان برگشت، این بار هم زدند و طرف دیگر سرش را شکستند، و اینک در میان شما نیز کسى مانند او هست"
حال آیا اسکندر و یا کورش این گونه بوده اند؟قضاوت با شما و منشور کورررررررررررش.
افتخار ذوالقرنین بر اساس قرآن و روایت در خداپرستی او بوده است
از علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نقل شده است:
"خواننده عزیز باید بداند که روایات مرویه از طریق شیعه و اهل سنت از رسول خدا (ص) و از طریق خصوص شیعه از ائمه هدی (ع)و همچنین اقوال نقل شده از صحابه و تابعین که اهل سنت با آنها معامله حدیث کردهاند (و احادیث موقوفهاش میخوانند) درباره داستان ذیالقرنین بسیار اختلاف دارد. آن هم اختلافهایی عجیب و آن هم نه در یک گوشه داستان، بلکه در تمام خصوصیات آن و این اخبار در عین حال مشتمل بر مطالب شگفت آوری است که هر ذوق سلیمی از آن وحشت کرده بلکه عقل سالم آن را محال می داند و عالم وجود منکر آن است و اگر خردمند اهل بحث آنها را باهم مقایسه کرده مورد دقت قرار دهد هیچ شک نمیکند در اینکه خالی از دسیسه و دستبرد و جعل و مبالغه نیست از همه مطالب غریبتر، روایتی است که علمای یهود که به اسلام گرویدند از قبیل وهب بن منبه و کعب الاحبار نقل کرده یا اشخاص دیگری - که از قراین به دست می اید از همان یهودیان گرفته اند. نقل کرده اند. بنابراین دیگر چه فایده دارد که به نقل آنها و استقصا و احصا آنها با آن کثرت و طول و تفصیلی که دارند بپردازیم."
اما در مورد شخصیت ذوالقرنین امیر المومنین شخصیت ذوالقرنین را این گونه معرفی کرده است:
"در کتاب کمال الدین به سند خود از اصبغ بن نباته روایت کرده که گفت: ابن الکواء در محضر على (ع) هنگامى که آن جناب بر فراز منبر بود برخاست و گفت: یا امیر المؤمنین ما را از داستان ذو القرنین خبر بده، آیا پیغمبر بوده و یا ملک؟ و مرا از دو قرن او خبر بده آیا از طلا بوده یا از نقره؟ حضرت فرمود: نه پیغمبر بود، و نه ملک. و دو قرنش نه از طلا بود و نه از نقره. او مردى بود که خداى را دوست مى داشت و خدا هم او را دوست داشت، او خیرخواه خدا بود، خدا هم برایش خیر مى خواست، و بدین جهت او را ذو القرنین خواندند که قومش را به سوى خدا دعوت مى کرد و آنها او را زدند و یک طرف سرش را شکستند، پس مدتى از مردم غایب شد، و بار دیگر به سوى آنان برگشت، این بار هم زدند و طرف دیگر سرش را شکستند، و اینک در میان شما نیز کسى مانند او هست"
حال آیا اسکندر و یا کورش این گونه بوده اند؟قضاوت با شما و منشور کورررررررررررش.
افتخار ذوالقرنین بر اساس قرآن و روایت در خداپرستی او بوده است
از علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نقل شده است:
"خواننده عزیز باید بداند که روایات مرویه از طریق شیعه و اهل سنت از رسول خدا (ص) و از طریق خصوص شیعه از ائمه هدی (ع)و همچنین اقوال نقل شده از صحابه و تابعین که اهل سنت با آنها معامله حدیث کردهاند (و احادیث موقوفهاش میخوانند) درباره داستان ذیالقرنین بسیار اختلاف دارد. آن هم اختلافهایی عجیب و آن هم نه در یک گوشه داستان، بلکه در تمام خصوصیات آن و این اخبار در عین حال مشتمل بر مطالب شگفت آوری است که هر ذوق سلیمی از آن وحشت کرده بلکه عقل سالم آن را محال می داند و عالم وجود منکر آن است و اگر خردمند اهل بحث آنها را باهم مقایسه کرده مورد دقت قرار دهد هیچ شک نمیکند در اینکه خالی از دسیسه و دستبرد و جعل و مبالغه نیست از همه مطالب غریبتر، روایتی است که علمای یهود که به اسلام گرویدند از قبیل وهب بن منبه و کعب الاحبار نقل کرده یا اشخاص دیگری - که از قراین به دست می اید از همان یهودیان گرفته اند. نقل کرده اند. بنابراین دیگر چه فایده دارد که به نقل آنها و استقصا و احصا آنها با آن کثرت و طول و تفصیلی که دارند بپردازیم."
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

- پست: 233
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 303 بار
- سپاسهای دریافتی: 575 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
John rider نوشته شده:razates نوشته شده:اما ۲۵۰۰ سال پیش ایرانی ها و یک ایرانی میاند حرف از حقوق بشر می زنند در زمانی که خیلی از قوم های حالا اصلا به تمدن درست حسابی نرسیده بودند .
در ضمن دوست عزیز خط میخی که اون دوستمون گفتند تا زمان داریوش هخامنشی وجود نداشت و به سفارش این شخص درست شده اند و با دیگر خط ها فرق می کند پس زبان اصیل پارسی محسوب می شود حتی از لحاظ فنی هم با دیگر خط ها فرق می کند توی کتاب های معتبر تاریخ چنین جملاتی هست که می گند: ایرانی ها بزرگترین امپراطوری را تشکیل دادند و دنیا را فتح کردند اما هنوز یک زبان رسمی برای خودشان نداشتند
دوست عزیز،ازحرف تاعمل بسیارتفاوت وجوددارد.ودیگراین که سایرتمدن هااگرپیشرفته ترازتمدن سلسله هخامنشیان نبودندبیشک کمترهم نبودند.
و اگرتابه حال منشوری قدیمی ترازمنشورکوروش کشف نشده است ،دلیل براولین بودن منشورکوروش نیست.!
درثانی اگربخواهیم تاریخ رااین گونه که اکثردوستان مینگرند،دید.
بایدگفت که چه بساکوروش طرح وایده ی منشورخودراازقانون حمورابی الهام نگرفته بوده است،وبه تقلیدازاو چنین منشوری راخلق نموده است.زیراقانون حمورابی پیشترازکوروش بوده است.
ابداع شکل منحصربه فردمیخ گونه وثبت آن برروی گل وسپس پختن آن درآتش اولین بارتوسطبابلیان بوده وسلسله ی هخامنشی ازاین خط الگوگیری نموده است ومنصوب کردن این افتخاربه سلسله هخامنشی اشتباه است.
مقصودکلی کلام من این است که تمدن مثل چاه نفت نیست که هرکشوری آن رابیشترداشته باشدبرتراست... .وبکوشیم برای خودتمدن های جعلی درست کنیم.
منشور کورش فتح نامه بابل است که کورش بعد از فتح بابل فرمان نگاشتن آن را کرده و حاوی برخی مفاهیم اخلاقی است او آزاد آزادی بردگان یهودی سخن می کند و از این که به مردم بابل آزار نرسانده است!نباید فراموش کنیم که این منشور توسط فاتحی نوشته شده است که قبل از او هم سابقه داشته استبرای مثال حمورابی و نبوکد نصر ثبل از کورش در کتیبه های خود ادعای صلح دوتس کرده اند که نمونه های آن را خدمت علاقه مندان تاریخ واقعی ذکر می کنم:
منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.
منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام میگذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.
منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.
منم حمورابی، شاه بزرگ، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمینهای آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من دشمن را ریشهکن کردم، من جنگ را کنار نهادم، من به همه سرزمینها آسایش ارمغان کردم، من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند، من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند، سایه مهربان من بر فراز شهر گسترده شده است.
من همه مردمان سومر و بابل را در آغوش خود گرفتم، آنان را به سوی خوشبختی رهنمون شدم، من همیشه و همواره در صلح و آشتی بدانان فرمان راندم، من همه مردم را در پناه دانایی خود قرار دادم، من اجازه ندادم تا قوی بر ضعیف ظلم کند و زور گوید، من اجازه ندادم تا کسی به کودک یتیم یا زن بیوه ظلم کند.
من حمورابی هستم، شاه دادگری، بنیانگذار قوانین، مجری عدالت، من شاهی هستم که به مظلوم عدالت میبخشد، بگذارید هر ستمکشیدهای که ادعایی دارد به نزد من بیاید، من قلب مردوک را شاد کردم، من قلب مردوک را از خود خوشنود کردم، برای همه روزهایی که خواهند آمد، برای همیشه!
بخشی از [External Link Removed for Guests]، شاه بابل.
من صلح را در میان تمامی اقوام و همگی مردمان زیردست خود برقرار کردم. من برای همه مردم سرای شادی و خوشبختی فراهم کردم.
بخشی از کتیبه آجری نبوکدنصر- شاه بابل- بر دروازه ایشتار بابل و از جمله در: ایسرائل، ژرار، کوروش بزرگ، ترجمه مرتضی ثاقبفر، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۰، ص ۶۵٫
این ظلم به تاریخ است که شاهان قبل از کورش را کسانی بدانیم که صلح دوست نبوده اند اگر قرار است کسی را مبدع حقوووووووووووق بشر بدانیم حمورابی مقدم تر است به متن کتیبه او نگاه کنید.آیا شبیه به متن منشور کذایی کورررش نیست؟
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

- پست: 233
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 303 بار
- سپاسهای دریافتی: 575 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
razates نوشته شده:اول اینکه تاریخ دان ها به این عقیده هستند که به احتمال زیاد تخت جمشید به اسم تخت پارسه بوده یا یک چیزی تو این مایه ها در ضمن جناب عالی اگر تحقیق می کردی می فهمیدی که یک کلمه یونانی تو زبان ایرانیان در هیچ دوره تاریخی نیومده بعد اسم های داریوش و.... یونانی هستند در ضمن می تونی بری موزه پاریس اونجا داریوش و.... تا تونستند خودشون را معرفی کردند پول نداشتی بور گنج نا مه همدان را ببین یا بیستون کرمانشاه یا تخت جمشید ..... در ضمن تخت جمشید را بعد از اینکه عربی وارد زبان ما شد تخت جمشید گفتند برو تحقیق کن در ضمن من از طباطبایی منبع نگذاشتم ولی از ابوریحان بیرونی و غزالی و ابو بکر سور ابادی ، ابن بلخی و دایرة المعارف اسلام من منبع گذاشتم که می گند این بابا کوروشه ولی شما چیز هایی را می گی که گواه بر بی اطلاعی و بی تحقیقی هست در حد تیم ملی مثلا نام پادشاهان ایرانی یونانی است یا مثلا چرا تخت جمشید می گیم در صورتی که حتی درباره سئولات خودت تحقیق هم نکرده ای مثلا می گی مگه داریوش هست ؟پس اگر نیست ! اون کی بوده که خودش را در شیراز، همدان ،مصر ،اندی جای دیگر معرفی کرده که من کی هستم پسر کی هستم و چه کاره بودم در ضمن وقتی داریوش پادشاه شد نوزده تا قیام تو کشور شد اونم تمام عامل ها را شکست داد بعد هم مجازات . اون وقت شما می گی داریوش،هخامنشیان وجود ندارد چون کوروش به دو تا بت احترام گذاشته یا داریوش گوش یکی را بریده؟؟؟؟!!!!!!! در هر صورت شما هیچ منبعی نداری یا حداقل نگذاشتی و به قول مدیر برو تو یک محفل علمی این حرفت را بگو نه اینجا و بدون منبع نتیجه:حرف های شما بی اساس و بی منبع هستند و شما حتی درباره حرف های خودتان هم تحقیق نکرده اید چه برسد منابع ما پس حرفت باطله (همون جوابی که با این وضعیت جلوی چهارتا تاریخ دان خواهی شنفت)
ببخشید من یه سوال از شما دارم دلم می خواد جواب بدید نه از روی تعصب که از روی کنجکاوی از شما سوال می کنم چه طور می شود ملتی نام اسطوره ها و پهلوانان قدیم خود از فریدون و ایرج و رستم و سهراب و نام شاهان قدیم خود از مهرداد و دار و اشک و اردشیر پاپکان و خسرو و ......را به یاد داشته باشد اما نام کورش را تا 150 سال پیش نمی دانسته است!!
چطور ممکن است ملتی نام بزرگترین غارتگر کشور خود و نام شاه ایرانی که با او جنگید را به خاطر دارد اما نام کورش را به خاطر ندارد!!!!!!!مگر اسکندر متجاوز نبود پس چرا انها نام کورش نیک نام را فراموش کردند و نام اسکندر بدنام را حفظ کردن؟؟؟دوست عزیز هیچ مورخ ایرانی تا 150 سال پیش هخامنشیان نمی شناخت چرا؟
آز بیرونی و دیگر مورخان مطالبی را نقل کردید عجیب!من این کتب را خوانده ام آنها از سرداری به اسم کیرش نام برده اند که او را فاتح بابل و آزاد کننده بابل می دانند!
حتما خوشحال شدید که حرفی در تایید شما آوردم اما این حرف بیرونی و دیگران به کار شما نمی آید انها کیرش را نماینده بهمن کیانی در فارس می دانند انها حتی بخت النصر را نیز نمایند بهمن کیانی می دانند.چرا این مطالب را تقل نکردید؟چرا با تاریخ گزینشی بر خورد می کنید.نکته دیگر این که بیرونی و دیگران از شخصی به اسم داریوش ماذی یاد می کنند . که خود نشان می دهد این مورخان با کورش و داریوش آشنا بوده اند.اما چگونه با او آشنا شده اند؟؟؟؟؟آیا در خدای نمه ها دیده اند آیا در کتاب شهرستانهای ایران خوانده اند آیا در سایر کتب عهد ساسانی خوانده اند آنها این مطالب را در کتب مورخان یهودی و احیانا یونانی خوانده اند در حالی که مردم عادی ایران سینه سینه نام شاهان و پهلوانان قدیم خود را حفظ کرده اند. آنها می دانند که پهلوانی به اسم رستم داشه اند.از شما می خواهم به دهاتی دور افتاده در ایران بروید و از پیری سال خورده از رستم و کورش سوال کنید ببینید کدام یک را می شناسد.
درود خدا بر کسانی که از طریق هدایت تبعیت کنند
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

- پست: 233
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 303 بار
- سپاسهای دریافتی: 575 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
فالکون نوشته شده:milatave نوشته شده:کسی نگفته اسکندر ذوالقرنینه. ولی کوروش هم نیست. ذوالقرنین پیامبر نبوده مانند خضر. ولی از پیامبری مانند موسی بالامقام تر بوده.
لطفا به بحث های حاشیه ای نپردازید...لپ کلام رو بفرمایید....
خیلی مهم نیست که پیامبر بوده یا نه ، مهم اینه که در عین قدرت ،اعتقاداتش رو به زور شمشیر به خورد کسی نداد
در تکمیل حرف شما هر چند اعتقاداتش رو به مردم بابل تحمیل نکرد اما بر اساس همان منابعی که می گویند کورش اعتقاداتش رو به زور تحمیل نکرد،کورش مردم برخی از نواحی را با عرض پوزش و عذر خواهی شدید و معذرت و تاسف و تالم و رنج و اجازه حضرات مورد قتل و کشتار قرارداد.
در تایید این جسارت بنده به ساحت مقدس کورش متون زیر را در مورد لیدی و بابل بخوانید امیدوارم مورد ناسزا قرار نگیریم:
یکی ز تمدنهایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشنترین شکل ممکن سرکوب شد.
کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیامکنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیاییها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.
سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیاییها میزند و رهبر آنان را به اسارت میگیرد. شهرهای پریین و مگنزی غارت میشوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانههای خود را رها کرده و راه فرار در پیش میگیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده میشوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار میزنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح میدهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر میشوند و پس از اینکه تاراج میگردند، پادگانهای نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر میشوند.
[BLOCKQUOTE]
برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پییر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا
۱۱۷٫
[/BLOCKQUOTE]در مورد شهر نینوا:
، یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد میشود، کورشنامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخشهای دلپسند آن اکتفا میشود و بقیه متن را نادیده میانگارند.
گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود میگوید که خانههای مردم قابل احتراق است و ما میتوانیم با پشتیبانی خدا و با مشعلهای فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعلههای آتش بسوزند.
آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که میدیدند به ضرب تیغ از پای در میآوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچهها یافتند، بکشند».
پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.
کورش همچنین فرمان داد تا خانههای بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.
کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین میکند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.
[BLOCKQUOTE]
برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورشنامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶٫
دوستان عزیز من از این دو کتاب نقل کرده ام همان کتابهایی که در مدح کورش نوشته اند پس مرا مذمت نکنید به ندانستن تاریخ و جهل
[/BLOCKQUOTE]
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.

- پست: 233
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۹:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 303 بار
- سپاسهای دریافتی: 575 بار
Re: شخصیتشناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر
FARSHAD.ADL نوشته شده:جناب تاریخ دان!!!
بهتر نیست بجای طرح این فرضیات در فضای مجازی و اینهمه تلاش برای قبولاندن آنها,همانطور که جناب رونین اشاره کردند این نظریات را برای کارشناسان و متخصصان این زمینه به اثبات برسانید و آنها را نسبت به اشتباهات شان آگاه کنید؟
ادعاهای شما هیچ اهمیتی ندارد و تاریخ و تمدن ایران بر جهانیان اثبات شده است.حالا شما هرچقدر که علاقه مندید نظریه پردازی(!)کنید.
مطمینا" کار به جایی نخواهید برد همانطور که قبل از شما نیز کسی کار به جایی نبرده است!
قصد کش دادن بحث رو ندارم زیرا بحث با شما بی فایدست و نظری خلاف نظر خودتون رو قبول نمیکنید.خوش باشید![]()
و توصیه ای به دوستان:
با احمق ها بحث نکنید! آنها ابتدا شما را تا سطح خودشان پایین می کشند؛ و بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند! "مارک تواین"
دوست عزیز این بنده خدا که این حرف رو زد اولین کسی نبوده که این حرفها را زده است و اولین کسی نبوده که به خاطر پرسشهایش مورد توهین قرار گرفته است
اتفاقا برخی از مورخین غربی دروغهای مورخین اروپایی و جعل تاریخ را اعتراف کرده اند.شما نمی توانید دیگری رابه خاطر عقیده اش دشنام دهید.شاید شما اطلاعاتتان کم باشدشاید ایشان درست گفته باشند.شما حق ندارید او را احمق بدانید.
متاسفانه همفکران شما در جواب سوال های منتقدید در فضای مجازی فقط توهین می کنند.این در شان ما نیست.
جانم فدای پیامبر مهربانی.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.
پیامبری که برای رهایی آدمیان از گمراهی هیچ اجرتی نخواست در حالی که گمراه کنندگان برای گمراه کردن مردم اجرت مطالبه می کنند.