تاريکخانهء اشباح

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با متفرقه درباره نیروی هوایی ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

آقا رضا دستت درد نکند. :smile:

---

خدا سر لشگر احمد مقربي را رحمت کند. :grin:

هر کسي تيشه به ريشه دشمن زند موقتا خوب محسوب ميشود.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

KARIM, چرا دعوا مي ندازي 8-) 8-) 8-) :grin:
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Saeid12345 نوشته شده:آقا رضا دستت درد نکند. :smile:

---

خدا سر لشگر احمد مقربي را رحمت کند. :grin:

هر کسي تيشه به ريشه دشمن زند موقتا خوب محسوب ميشود.

سرلشگر احمد مقربی یک خائن به تمام معنا بود. :-?
به حقش هم رسید.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

دعوا نكنيد همه شون الان دارند جواب پس مي دن :x


Reza6662, ممنونم از مقاليه خوبتون :( :D
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
New Member
پست: 16
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۴ مهر ۱۳۸۵, ۹:۱۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

Re: تاريکخانهء اشباح

پست توسط allah »

کلیه متن ها و مطالب ارسالی دوست عزیزمان متن کتاب شنود اشباح نوشته آقای رضا گلپور چمرکوهی می باشد یعنی ایشان مطالب این تاپیک را از این مرجع نقل قول می فرمایند اگر بخواهید به متن کتاب دسترسی داشته باشید «کتاب در ایران چاپ شده است»
در این لینک می توانید خلاصه کاملی از این کتاب یعنی کتاب شنود اشباح را پیدا کنید


[External Link Removed for Guests]


اصل کتاب حدود هزار صفحه است که خیلی مفصل است و کاش نویسنده یعنی رضا گلپور چمرکوهی آنرا خلاصه می کرد
گفتنی است، رضا گلپور چمرکوهی، در پاییز 1381 کتابی به نام «شنود اشباح» منتشر کرد که واکنش‌های بسیاری را برانگیخت.
این کتاب به بررسی نقش اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در دهه 50 و 60 می‌پرداخت.
همچنین «رضا گلپور» چندی پیش از انتشار جلد دوم این کتاب در اردیبهشت ماه 84 خبر داده بود که تا کنون از انتشار آن خبری نشده و برخی شنیده‌ها حکایت از توقیف این کتاب دارد
خلاصه کامل کتاب را در این لینک مطالعه بفرمایید متنهای آقای رضا Reza6662 هم از همین کتاب برداشته شده است

[External Link Removed for Guests]
در لینک زیر، گزیده‌ای از كتاب «شنود اشباح؛ مروری بر كارنامه‌ی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، رضا گلپور چمركوهی، تهران: نشر كلیدر، چاپ اول، پائیز 1381، 994ص.» ارائه می‌گردد،

[External Link Removed for Guests]

تصویر
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

allah,
متشكرم از توضيح شما.
ولي عمدهء مطالب اين كتاب براي درج مناسب نيستند و شرح و توضيحات بسياري در اين كتاب شده است كه حوصلهء خواننده سر مي رود. از جمله وقايع مربوط به دوران انقلاب كه من علاقه اي به درج آنها ندارم.
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
پست: 201
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 117 بار
سپاس‌های دریافتی: 349 بار
تماس:

پست توسط black hawk »

اينم تو همشهري ديدم گفتم بد نيست بزارم

موساد و ساواک

بعد از جنگ سال 1956 شرايط بسيار سختي براي اسرائيل به وجود آمد و اكثر كشورها (جز آمريكاو چند كشور اروپايي) به خاطر حمله پيشدستانة اسرائيل به مصر و موضع به حق ناصر با اسرائيل قطع رابطه كرده بودند و يا اصلا آن را به رسميت نمي شناختند. براي همين سازمان موساد مأمور برقراري رابطة محرمانه و سياسي با كشورهاي مختلف شد. سازمان موساد نيز ابتدا به بررسي كشورهاي منطقه پرداخت. در آن زمان رژيم پهلوي، نزديك ترين متحد آمريكا در منطقه به حساب مي آمد.
رژيم صهيونيستي، بدترين روابط را با اعراب و هم پيمان اصلي آن ها بلوك شرق داشت. در كنار اين مسأله، سرنگوني حكومت نوري سعيد در عراق، در اثر كودتاي افسران ارتش، نگراني هزاران ايراني و اسرائيلي را برانگيخته بود. به اين ترتيب زمينه براي همكاري طرفين در تمام زمينه ها مهيا شد. قبل از آن روابط دو طرف به اسفند 1328 برمي گردد كه اسرائيل از سوي دولت هژير شناسايي شد. ايران، اولين كنسول گري خود را در بيت المقدس غربي داير كرد و عباس صيقلي به عنوان نماينده به آن جا اعزام شد. ولي در زمان نخست وزيري دكتر مصدق در اثر فشار افكار عمومي اين كنسول گري منحل شد. بعد از كودتاي 28مرداد در ايران و نزديك تر شدن روابط ايران و آمريكا به هم، اولين قرارداد نفتي كه شامل فروش نفت ايران به بهاي بشكه اي يك دلار و سي سنت مي شد بين دو كشور امضا شد. در همان زمان تيمور بختيار، رئيس ساواك، در پاريس با سفير رژيم صهيونيستي ديدار كرد و علاقه مندي خود را براي برقراري روابط با اسرائيل ابراز داشت. بعد از آن ساواك و موساد همكاري خود را با دادن كمك هاي تسليحاتي و مالي به كردهاي معارض عراقي كه عليه حكومت حسن البكر مي جنگيدند شروع كردند. اين كمك ها تا زمان انعقاد قرارداد الجزاير بين ايران و عراق ادامه داشت. در كنار اين مسأله موساد در داخل ايران پايگاهي را به خرج ايران و ساواك براي جمع آوري اطلاعات از كشورهاي عربي ايجاد كرد. طوري كه رؤساي ساواك از اين كه موساد اطلاعات كسب شده را در اختيار آنان قرار نمي داد به مقامات عالي شكايت مي كردند. روابط موساد و ساواك بسيار پيچيده بود. موساد، اصلي ترين تأمين كنندة تجهيزات شكنجه و استراق سمع براي ساواك بود. مسؤول اين كار اوري اوبراني بود كه روابط بسيار نزديك و صميمانه اي با محمدرضا پهلوي داشت. با اين حال در داخل ساواك، نسبت به دوستان زيتوني (لقب افراد موساد در ساواك) حسن نيت وجود نداشت و خيلي از مواقع ساواك درخواست هاي موساد را اجابت نمي كرد. بعد از انقلاب اسلامي روابط ايران و اسرائيل از تفاهم به تقابل كشيده شد و با ظهور حزب الله لبنان، ايران بزرگ ترين خطر براي اسرائيل شناخته شد. اصلي ترين موضوعي كه موساد همواره بر آن تأكيد كرده است، زير نظر داشتن برنامه هاي نظامي و هسته اي ايران بوده است. منابع غربي بارها از تلاش موساد براي مستقر شدن در اطراف مرزهاي ايران براي زيرنظر گرفتن فعاليت هاي هسته اي خبر داده اند. مراكزي كه مورد نظر موساد است در شمالِ كردستان عراق، مرزهاي تركيه با ايران، ازبكستان و داغستان است. برخي از گزارش ها همچنين از بازديد رئيس موساد از يك مركز جاسوسي در شمال عراق خبر داده اند. در كنار اين مسأله استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين نيز در برنامة كاري موساد قرار دارد. اما سقوط چندين فروند از اين هواپيماها و دستگيري يكي از هسته هاي اصلي جاسوسي در مرز با عراق، برنامه هاي موساد را با اخلال مواجه كرده است. با وجود اين موساد، ايران را به عنوان يكي از اولويت هاي عملياتي خود معرفي كرده است و اعلام كرده همچنان به جمع آوري اطلاعات از برنامه هاي ايران ادامه خواهد داد.
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

پست توسط Fareed3230 »

با تشكر از همه دوستان عزيز كه وقت صرف ميكنن و براي ارتقاء سطح علمي فروم تلاش ميكنن :( :smile: :(
black hawk, و Reza6662,

allah, ورود شما رو هم خير مقدم عرض ميكنم و اميد وارم بيشتر شما رو تو جمع خودمون ببينيم

همون طور كه رضا جان گفت سرلشگر مقربی یکي از خائن هاي به تمام معنا به ميهن و كشور بود و جناياتي كه انجام داده

بود و اخبارامنيتي كه واسه روس ها مخابره كرده بود ديگه از كسي پنهان نيست! خدا لعنتشون كنه اون و تمام خائنين به كشور رو ! :-P
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Fareed3230, از شما متشکرم.

با توجه به لينکي که جناب الله قرار دادن و همچنين معرفي کتاب «شنود اشباح» نوشته رضا گلپور، که مي توانيد چاپ سال 1381 آن را به قيمت شصت و پنج هزار ريال از خيابان انقلاب ابتياع فرمائيد، بنده ادامهء نوشته هام رو ضروري نمي دونم.
با تشکر از توجه و اظهار لطف همهء دوستان

پايان
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

آقا رضا از گفته من ناراحت نشو و لطفا ادامه مطلب را هم ذکر کن. :D
خواستم يک شوخي با شما بکنم! :grin:
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 529
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۱۲:۱۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 42 بار
سپاس‌های دریافتی: 99 بار
تماس:

پست توسط mach1 »

سلام
Reza6662 جان دستت درد نکنه :)
بابا ما دلمون به همین مطالبت خوشه بعدش ما رو می ذاری تو خماریش :sad: داشتیم با مرام :x
من خودم طالب ادامشم ولی هر چی صلاح میدونی انجام بده :)
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

ممنون از اظهار لطف دوستان خوبم :o

  جلد کتاب خاطرات «منصور رفیع زاده» 
 [External Link Removed for Guests] 


ادامهء ماجرا از کتاب خاطرات منصور رفيع زاده:

بعد از رسیدگی های بسیار دقیق توسط ساواک، کشف گردید که اتومبیلی که متعلق به سفارت شوروی، اما بدون پلاک سیاسی، به طور معمول مقابل منزل ویلایی سرلشگر مقربی در قلهک توقف می‏کند. سپس راننده پیاده شده، درب صندوق عقب را باز می‏کند و پس از چند دقیقه دوباره آن را بسته و از آنجا دور می‏شود. در این بین، هیچگونه تماس مستقیمی با مقربی انجام نمی شود.
در نهایت مشخص شد که تیمسار مقربی و روسها، نیازی به تماس شخصی و فیزیکی برای انتقال اطلاعات نداشته اند. مقربی، اطلاعات حساس ارتش ایران را به درون دستگاههای الکترونیکی پیشرفتهء درون منزلش منتقل می کرد و اتومبیل عامل روسها که در مقابل منزل مقربی توقف کرده بود، از دستگاههای گیرندهء درون صندوق عقب، برای تقویت آن اطلاعات و ارسال مستقیم آن به مسکو و دفتر اصلی سازمان KGB استفاده می کرده اند.

وقتی که ماموران KGB حوالی نیمه شب به مقابل خانهء مقربی رسیدند، یک اتومبیل پژوی 504 ساواک، از طرف مقابل ظاهر شده و شاخ به شاخ و به طور عمد به اتومبیل KGB کوبید. مقربی از خانه اش بیرون پرید که ببیند چه شده، اما با دیدن پژوی 504 که اتومبیل معمول ساواک در آن دوران بود، به سرعت به داخل منزلش برگشت.
راننده ها از اتومبیل ها پیاده شدند و دعوایی سر گرفت. هر دو طرف درگیر، به محوطه ای در آن حوالی برده شدند و پلیس (که در واقع پلیس تهران نبوده و ماموران زبدهء ساواک بودند) دخالت کرد. ابتدا روسها وانمود کردند که زبان فارسی نمی دانند و سعی داشتند مسئله را یک تصادف کوچک جلوه دهند و قبول کردند که خسارت اتومبیل مقابل را بپردازند. آنها گفتند که روسی بوده اما دیپلمات نیستند. ولی پس از بازپرسی دقیق تر توسط ساواک، معلوم شد که از از دیپلماتهای ارشد سفارت شوروی در تهران هستند. روسها، مصونیت سیاسی خود را ارائه کردند و اصرار کردند که اتومبیل سفارت به آنها بازگردانده شود. به آنها گفته شد که چون اتومبیلشان درگیر تصادف بوده، لذا پلیس (ساواک) موقتن از آن نگهداری خواهد کرد.

در همین حین، تیمسار مقربی توسط ساواک بازداشت شد و خانه اش مورد جستجوی دقیق قرار گرفت. اتومبیل او و همهء دستگاههایی الکترونیکی خانه اش که توسط KGB به وی داده شده بود، ضبط شد. همه چیز در اختیار ساواک قرار گرفت.
به محض آنکه این موضوع به سفارت شوروی اطلاع داده شد، روسها درخواست نمودند که دیپلماتهایشان به دلیل مصونیت سیاسی، فورن به سفارتخانه تحویل داده شوند، اما موضوع تجهیزات الکترونیکی بسیار پیشرفته یافته شده در صندوق عقب اتومبیل روسها، مطرح بود. بعد از آزادی دیپلماتها، اتومبیل سفارت شوروی نیز تحویل گردید اما بدون لوازم جاسوسی. سفارت شوروی، یادداشتی به وزارت خارجه ارسال کرد و طی آن اعلام کرد که مقداری «لوازم شخصی» موجود در اتومبیل، هنوز بازگشت داده نشده است.

زیرکی تیمسار نصیری
وزارت خارجه به تیمسار نصیری تلفن زد و درخواست آنها را مطرح کرد و تیمسار جواب داد که به آنها بگویند اگر ممکن است لطف نموده لیست آن اقلام را به طور مجزا، دقیق و کاربردشان برای ما ارسال کنند و ما بسیار خوشحال خواهیم شد که این لوازم را از انبار پلیس (ساواک) یافته و خواستهء روسها را پیگیری نمائیم!
اما سازمان CIA بسیار خوشحال بود که یک جاسوس ارشد KGB گیر افتاده است. هرچند که قبل از دستگیری مقربی، هیچ اطلاعیه ای دال بر وجود چنان ماموری در ایران از طرف ساواک دریافت نکرده بود و در واقع ساواک به دور از چشمان CIA این عملیات موفقیت آمیز را به انجام رسانده بود.
اما پس از اطلاع از دستگیری مقربی، ماموران ارشد CIA از ساواک دو خواهش کردند:
1) از ساواک خواستند قبل از افشای اطلاعات ذی قیمت وی، مقربی اعدام نشود و با وی مصاحبه ای انجام دهند.
2) درخواست نمودند ابزارهای بسیار پیشرفتهء الکترونیکی ضبط شده در اتومبیل سفارت شوروی، توسط CIA مورد بررسی قرار گیرد.

کمی بعد از آن، دریادار Stanfield Turner (ریاست وقت سیا) تیمسار نصیری را برای صرف ناهار در دفتر مرکزی CIA در واشینگتن دعوت کرد. من (رفیع زاده) نیز برای ناهار دعوت شده بودم. CIA توضیح داد که سفیر ایران که قاعدتن در این گونه ملاقاتهای رسمی می بایستی گروه ایرانی را همراهی می کرد، دارای مجوز امنیتی لازم جهت حضور در دفتر مرکزی CIA نمی باشد! لذا از اینکه نتوانسته بودند سفیر ایران را دعوت کنند، عذرخواهی کردند.
دریادار «ترنر» از نصیری در مورد نشانه ای که ساواک را از فعالیتهای مقربی مطلع نموده بود، سوال کرد و در واقع می خواست بداند چگونه ساواک در این زمینه، بسیار موفق تر از CIA عمل کرده است!

به امید خدا ادامه دارد.
قفل شده

بازگشت به “متفرقه درباره نیروی هوایی”