صفحه 21 از 448

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۱:۱۰ ق.ظ
توسط essi10
يارب ، در كربلا آب روان تشنه ي جان شد
حنجر اصغر هدف تير و كمان شد

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۸:۴۰ ق.ظ
توسط PARSA2001
دامني گر چاك شد در عالم رندي چه باك

جامه اي در نيكنامي نيز مي بايد دريد

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
توسط mjavadl
دلا! تا کي در اين زندان، فريب ايـن و آن بـيني؟
يکي زين چاه ظلماني برون شو، تا جهان بيني

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۲:۰۷ ب.ظ
توسط mjavadl
يک شبي پروانگان جمع آمدند
در مضيفي طالب شمع آمدند
-------------------------------
حيفم اومد بقيشو ننويسم
جمله مي گفتند: ميبايد يکي
کاو خبر آرد ز مطلوب اندکي

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۴:۱۱ ب.ظ
توسط zareh12
دم پير مغان کرد آگهم از رمز هشياري

پس از عمري که خون اندر دل جام و سبو کردم[/]

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۴:۱۵ ب.ظ
توسط mjavadl
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تـو مانـده ايم

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۴:۴۸ ب.ظ
توسط zareh12
ماييم و تني سوده که اسودگيش نيست

ماييم و دلي خسته که دلدار ندارد

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۸:۰۶ ب.ظ
توسط mjavadl
دل مي رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پـنهان خواهـد شـد آشـکارا

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۸:۱۲ ب.ظ
توسط Kingman_62
اگه عشق مني چرا با ديگروني
مي خواي بري برو چرا دل مي سوزوني

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۸:۲۱ ب.ظ
توسط mjavadl
يــار بــي پــرده از در و ديــوار
در تجلي است يا اولي الابصار :smile:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۹:۳۰ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
zareh12, ورودت را به سايت تبريک مي گويم.طبق قوانين اين تاپيک شما در هر روز تنها يکبار مي توانيد شعر قرار دهيدو ممنون مي شم رعايت کنيد.

روزها گر رفت، گو: رو باك نيست
تو بمان، اي آنكه جز تو پاك نيست

ارسال شده: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۰۹ ب.ظ
توسط Farhad3614
تمناي وصالم نيست عشق من مگير ازمن
به دردت خو گرفتم نيستم در بند درمانت