صفحه 204 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۳۷ ق.ظ
توسط naatamam
در آدم شد پديد اين عقل و تـمـيز
كه تا دانست از آن اصل همه چيز
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۴۱ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت * * * * * * شير خدا و رستم دستانم آرزوست
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۲۷ ب.ظ
توسط AHMN
توکه کيميا فروشي نظري بقلب ماکن***که بضاعتي نداريم و فکنده ايم دامي
بکجا برم شکايت بکه گويم اين حکايت***که لبت حيات ما بود و نداشتي دوامي
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۲۰ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر * * * * کز آب هفت بحر به يک موي تر شوي
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۳۳ ب.ظ
توسط mahbodghaffari
یکی روبهی دید بی دست و پا ****** فرو ماند در لطف و صنع خدا
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۰۵ ب.ظ
توسط MORVARID GHAFOURY
از هر كرانه تير دعاكرده ام روان ××××××××××××××××××××××× باشدكز آن ميانه يكي كارگر شود

ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۱۸ ب.ظ
توسط vesta200
دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمانست********که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد

ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۲۱ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر * * * * * کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۴۹ ق.ظ
توسط AHMN
ترکيب پياله اي که در هم پيوست ***بشکستن آن روا نمي دارد مست
چندين سرو پاي نازنين از سر و دست*** از مهر که پيوست و به کين که شکست
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۱۴ ق.ظ
توسط fereshteh blue
تو درياي من بودي آغوش وا کن
که مي خواهد اين قوي ، زيبا بميرد
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۰۸ ق.ظ
توسط AHMN
درياب که از روح جدا خواهي رفت***در پرده اسرار فنا خواهي رفت
مي نوش نداني از کجا آمده اي*** خوش باش نداني به کجا خواهي رفت
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۰۱ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
تو زر نئي اي غافل نادان که تو را * * * * در خاک نهند و باز بيرون آرند