صفحه 209 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۳۱ ق.ظ
توسط naatamam
یـه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
یـه نـفـر یـه لـقـمـه نـون بـرای فـردا نـداره
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۱۰ ب.ظ
توسط mfd69
هر نيمه شب آسمان ستوه آيد-----------از گريه ي سخت و ناله ي زارم
بنديست گران به دست و پايم در-----------ششايد كه بس ابله و سبكبارم
محبوس چرا شدم نميدانم -----------دانم كه نه دزد و نه عيارم
بسيار اميد بود بر طبعم ------------اي واي اميد هاي بسيارم
قصه چه كنم دراز بس باشد------------چون نيست گشايشي از كارم
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط AHMN
من شاهد شهر آشنايم من شاهم و عاشق گدايم*** فرمانده جمع عاشقانم فرمان بر يار بي وفايم
مست از قدح شراب نابم*** دور از بر يار دلربايم
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۵۵ ب.ظ
توسط milad1378
مسلمانان مرا وقتي دلي بود******كه با وي گفتمي هر مشكلي بود

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط vesta200
درتيره شب هجر تو جانم به لب آمد******وقت است که همچون مه تابان به در آيي

ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۱۲ ق.ظ
توسط mfd69
يكي را پسر گم شد از راحله****شبانگه بگرديد در قافله
ز هر خيمه پرسيد و هر سو شتافت****به تاريكي آن روشنايي بيافت
چو آمد بر مردم كاروان****شنيدم كه ميگفت با ساروان
نداني كه چون راه بردم به دوست****هر آنكه پيش آمدم بگفتم اوست
از آن اهل دل در پي هر كسند****كه باشد كه روزي به مردي رسند
برند از براي دلي بارها****خورند از براي گلي خارها!
بوستان -سعدي
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۸ ق.ظ
توسط AHMN
اورا به شرابخانه آورد *** تا توبه کند به دست پيري
درويش صفت اگر نباشي*** از دوري دلبرت بميري
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۴۵ ب.ظ
توسط milad1378
يارب اين بوي خوش از روضه جان مي آيد********يا نسيمي است كز آن سوي جهان مي آيد

ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۵۱ ب.ظ
توسط hamrazm
دست در حلقه ي آن زلف دو تا نتوان کرد . . . . . . . . تکيه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۵۷ ق.ظ
توسط fereshteh blue
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۳۳ ق.ظ
توسط AHMN
مخمور جام عشقم ساقي بده شرابي*** پرکن قدح که بي مي مجلس ندارد آبي
عشق رخ چو ماهش در پرده راست نايد*** مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۴۴ ق.ظ
توسط milad1378
يكشب آتش در نيستاني فتاد******سوخت چون اشكي كه در جاني فتاد
