صفحه 210 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۱۵ ب.ظ
توسط nodet
دي کوزه گري بديدم اندر بازار
بر پاره گلي لگد همي زد بسيار

ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۰۵ ب.ظ
توسط AHMN
رازي است درون آستينم *** رمزي است برون زعقل و دينم
در زمره عاشقان سرمست *** بي قيد ز عار صلح و کينم
----------------------------------------------------------------
از دوستان محترم خواهشمند است جهت استفاده هر چه بهتر از اشعار ارسالي حدالامکان از تکرار ابيات پرهيز فرمايند(شعر بالا در صفحه 207 تکرار شده است) با عرض پوزش و احترام
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۵:۲۶ ب.ظ
توسط naatamam
مكن بر نعمتِ حق ناسپاسي
كه تو حق ر ا به نور حق شناسي
ارسال شده: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۵:۰۰ ق.ظ
توسط Solver
ياران ره عشق منزل ندارد *** اين بحر مواج ساحل ندارد
ارسال شده: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۲۸ ق.ظ
توسط fereshteh blue
ديدي اي دل که غم عشق دگر باره چه کرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
ارسال شده: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۱۲ ب.ظ
توسط AHMN
در محفل دوست نيست جز دود و دمي*** در حلقه صوفيان نه لا نه نعمي
گر شادي و غم مي طلبي بيرون شو*** اينجا نتوان يافت نه شادي نه غمي
ارسال شده: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط milad1378
ياد باد آن كو به قصد خون ما********عهد را بشكست وپيمان نيز هم

ارسال شده: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۵۵ ب.ظ
توسط naatamam
موانع تا نگرداني ز خود دور
درونِ خانة دل نايدت نور
ارسال شده: یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۱۸ ق.ظ
توسط Solver
رسم جوانمردي به جا نياورد کس با ما *** جز اين غم که نگذاشت دل شود تنها

ارسال شده: یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۱۲ ق.ظ
توسط AHMN
آنانکه محيط فضل آداب شدند*** در جمع کمال،شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريک نبردند برون*** گفتند فسانه اي و در خواب شدند
ارسال شده: یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۰۸ ق.ظ
توسط mfd69
درشتي و نرمي به هم در بهست***چوقاصد كه جراح و مرهم نهست
درشتي نگيرد خردمند پيش***نه سستي كه ناقص كند قدر خويش
نه مر خويشتن را فزوني نهد***نه يكباره تن در مذلت نهد
ارسال شده: یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۳۷ ب.ظ
توسط vesta200
ديده درياکنم وصبر به صحرافکنم**********وندرين کار دل خويش به دريا فکنم
