صفحه 22 از 22
Re: اگه غم داري بيا تو
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۱, ۶:۰۸ ب.ظ
توسط AGeNiS1
چشم هایم را به بیمارستان میبرم
نمیدانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس میکنند!
تنهایی یعنی اینکه ایرانسلت رو به جای 144 با 140 شارژ کنی
Re: اگه غم داري بيا تو
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ۵:۴۷ ب.ظ
توسط RAHVAR
با پیرمردی هم صحبت شدم ، صحبت از عشق اول شد ، چشمانش پر از اشک شد ،
با پشت دستان چروکیده اش اشکی که از گوشه ی چشمش آمده بود را پاک کرد و
ادمه داد .... عشق اول فراموش نمی شود ... حتی روز
تولد فرزندت ، با خود می گویی ای کاش او پدرش بود ....! حتی زمانی که نوه هایت
کنارت نشسته اند تا برایشان قصه بگویی ..! حتی زمانی که در یک اتاقک تنگ با یک
لباس سفید می روی ، آن روز فقط جسمت زیر خاک به آرزویش نمی رسد !!! روحت
ولی ......... با پشت دستانم اشک هایم را پاک کردم ، گوشی ام را برداشتم و تماس
گرفتم ... انتظار ، انتظار ، انتظار .... جوابی نشنیدم ...!! پیر گفت : عشق اول من هم
"یک طرفه " بود !! این را گفت و عصایش را برداشت و رفت ، صدای تق تق عصایش
آزارم می داد... انگار انتظار مرگ می کشید تا روحش ....
نویسنده farzan B
Re: اگه غم داري بيا تو
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
غمی دارم که جان کوچکم را هر ساعت به سویی می برد دلربایی این غم مرا شیفته خود کرده است .غم فراق ،چه سخت است معشوقی داشته باشی که هر چه توان داری به کار می بندی ولی حتی لایق این نباشی که خاک پایش را سورمه چشمانت کنی و هر ساعتی که می گذرد دل دنیاییت تو را از او دور و دورتر می کند وخود نیک می دانی که این غم روزی ترا از پای در می اورد.