صفحه 22 از 448
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۹:۲۸ ق.ظ
توسط PARSA2001
ترا كه هر چه مرادست در جهان داري
چه غم ز حال ضعيفان ناتوان داري
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۰:۲۷ ق.ظ
توسط mjavadl
سلام
armin جان اين قانوني که گفتي شامل همه مي شه؟
يعني من هم در يک روز فقط بايد يک بار شعر بنويسم؟
يـکي بي زيـان مـرد آهنـگرم
ز شاه آتش آيد همي بر سرم
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۱۷ ق.ظ
توسط Mahdi1944
mjavadl بله، اين قانون شامل همه ميشه

ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۳:۱۸ ب.ظ
توسط Leila
مرا كه منظر حورست مسكن و ماوي
چرا به كوي خراباتيان بود وطنم
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۹:۳۲ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
mjavadl جان, همانطور که آقا مهدي گفتند. قانون براي تاپيک هست و همه حتي خود من هم بايد رعايت کنم.
مرده را بهر چه ميپوشند چشم؟ آگاه باش
خاك، خلوتگاه اسرار است و ما نامحرميم
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۰۰ ب.ظ
توسط M0H@mM@d
مستم ازجام تهي حيرانيم باده نوشيده شده بنهاني
ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۶:۰۴ ق.ظ
توسط zareh12
يک لحظه در غم ميکشي يکدم به باغم ميکشي
پيش چراغم ميکشي تا وا شود چشمان من
چشم
ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۸:۳۴ ق.ظ
توسط PARSA2001
نيست در كس كرم و وقت طرب ميگذرد
چاره آنست كه سجاده به مي بفروشيم
ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۱۶ ق.ظ
توسط ARMIN
موج خجالت سر و پيداست از لب جو
كز شرم قامت او گرديده آب نيمي
ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۱۷ ب.ظ
توسط Leila
يا رب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم
رخساره به كس ننمود ان شاهد هر جايي
ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۲:۱۲ ب.ظ
توسط M0H@mM@d
يه مسجدوسط دوتامثلث اسيره يه کودک زيرچکمه ي سياهي ميميره

ارسال شده: جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵, ۲:۵۴ ب.ظ
توسط PARSA2001
هركه شد ديوانه زنجيري به پايش مي نهند
عشق را نازم كه بي زنجير مي دارد مرا