قهرمانان نيروي هوايي

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

 سرلشگر خلبان شهيد علي رضا ياسيني ، معاونت هماهنگ كننده نيروي هوايي 

 تصویر 


سيد عليرضا يا سيني در فروردين ماه سال 1330 در شهرستان آبادان به دنيا آمد و چهل و سه سال بعد در حالي كه مسئوليت معاونت هماهنگ کننده نيروی هوايی ارتش جمهوري اسلامي ايران بر عهده داشت در مورخه 73,10,15 در يك سانحه هوايي در نزديكي اصفهان , به همراه فرمانده نيروي هوايي ; سرلشكر شهيد منصور ستاري و تني چند از فرماندهان عاليرتبه نيروي هوايي . به درجه رفيع شهادت نايل آمد. وي در سال 1348 به نيروي هوايي وارد شد . همانند ديگر خلبانان پس از طي مقدمات پرواز در ايران به آمريكا اعزام شد و بعد از گذراندن موفقيت آميز دوره هاي پرواز با سربلندي به ايران بازگشت و به عنوان خلبان شكاري اف 4 مشغول به خدمت شد. با شروع جنگ به عنوان يك خلبان شجاع و با تجربه وارد جرگه مدافعان آسمان ايران شد . وي بارها و بارها با به پرواز در آوردن پرنده آهنين بال خود سايه امنيت را بر آسمان ايران بر قرار نمود. با اينكه 3مرتبه اقدام به Eject كرده بود و از تبار جانبازان به حساب مي آمد ولي به پرواز هاي جنگي خويش ادامه مي داد. ايشان از خلباناني بودند كه به همراه بزرگاني چون سرهنگ خلبان شهيد خلعتبري, سرگرد خلبان شهيد طالب مهر, سرگرد خلبان شهيد اكرادي ,سرهنگ خلبان شهيد دوران در هفتم آذر59 نيروي دريايي عراق را نابود كردند. كسي كه استاد خلبان بود و با هواپيماهاي ديگر مثل , MIG 29 وF 5 هم پرواز مي كرد ولي هواپيماي محبوبش فانتوم بود. از مسوليت هاي ايشان مي توان به موارد زير اشاره نمود :

1. افسر خلبان كابين جلو هواپيماي اف چهار در پايگاه ششم شكاري بوشهر

2. افسر هماهنگ كننده آموزش خلبانان ايراني در پاكستان

3. فرمانده عمليات پايگاه سوم شكاري همدان

4. فرمانده پايگاه سوم شكاري همدان

5. فرمانده پايگاه دهم شكاري چاه بهار

6. فرمانده پايگاه هفتم شكاري شيراز

7. معاونت هماهنگ كننده نيروي هوايي

لازم به ذكر است كه ايشان پس از تيمسار محققي بيشترين ساعت پرواز را با فانتوم دارند. همچنين پايگاه ششم شكاري بوشهر به نام اين بزرگوار مزين شده است. در ادامه توجه شما را به خاطراتي از اين بزرگوار كه توسط يكي از خلبانان هم پروازش نقل شده است جلب مي نمايم.

يك هفته از حمله عراق به ميهن اسلاميمان مي گذشت . در آن يك هفته , ما با انجام چندين ماموريت موفقيت آميز , آنچه در دوران آموزشي ياد گرفته بوديم , به صورت عملي تجربه مي كرديم , ولي خيلي چيزها كه زمان آموزشي آموخته بوديم , در جنگ قابل پياده كردن نبود. بر عكس , در شرايط مختلف , مواردي را تجربه كرده بوديم كه در آموزش به آن اشاره اي نشده بود.
روز ششم مهر ماه 59 , ماموريتي به ما محول شد . در اين ماموريت چهار هواپيماي « اف ـ 4 » براي بمباران پل « الكوت » در برنامه قرار گرفته بودند. اين بار نيز من كابين عقب هواپيماي جناب سروان ياسيني بودم و شش تن ديگر از خلبانان با ما هم پرواز بودند.
طبق اطلاعات رسيده , اين پل براي دشمن جنبه حياتي داشت و انهدام آن موجب قطع پشتيباني نيروهاي دشمن در منطقه جنوب مي شد. در حقيقت , پل در شهر الكوت واقع شده بود كه جنوب عراق را با شمال آن مرتبط مي كرد. به هر حال بعد از انجام توجيه با هواپيماهايي كه به انواع بمب مجهز شده بودند , به پرواز در آمديم . در حالي كه يكي يكي شهرهاي كوچك و بزرگ خود را پشت سر مي گذاشتيم از بالاي اروند رود هم گذشتيم و ارتفاع خود را كم كرديم تا از ديد رادارهاي دشمن پنهان باشيم . وقتي كه نزديك جزيره مجنون رسيديم آرايش خود را تغيير داده , به سوي هدف پيش مي رفتيم كه ناگهان تعداد سي چهل دستگاه لودر و بولدوز را در حال ساختن خاكريز مشاهده كرديم . جناب ياسيني را صدا زدم و گفتم :
آقا رضا! اينها را مورد هدف قرار بدهيم
نه آقا مسعود! البته اهميت انهدام اينها كمتر از پل نيست , ولي الان بايد سر وقت پل بريم !
در جوابش گفتم :
براي فردا هم هدف جديدي پيدا كرديم !
چون بيشتر پروازهاي برون مرزي داوطلبانه انجام مي شد. اگر هدف مهمي را در طول مسير مشاهده مي كرديم مي زديم . لذا نه تنها از مركز مورد بازخواست قرار نمي گرفتيم كه چرا طبق برنامه عمل نكرديم ; بلكه خوشحال هم مي شدند.
ما با سرعت مافوق صوت در خاك عراق به سوي هدف به پيش مي تاختيم , با نزديك شدن به شهر الكوت يك بار ديگر زمان پرواز و سرعت را محاسبه كردم و گفتم :
آقا رضا! دو ثانيه ديگر بالاي هدف هستيم .
الان اوج مي گيرم .
هنوز ثانيه اي نگذشته بود كه پل الكوت نمايان شد و جناب ياسيني در حال افزايش ارتفاع بود كه بتواند با شيرجه اي مناسب بمبها را روي پل رها سازد , كه يك باره صدا زد :
مسعود! تعدادي از مردم غيرنظامي در حال عبور از روي پل هستند , يك گردشي انجام مي دهيم تا روي پل خلوت شود.
با اين حرف او , بقيه هواپيماها هم گردشي بيضي شكل روي الكوت انجام دادند و دوباره روي پل قرار گرفتيم . هنوز روي پل مملو از جمعيت بود كه رضا دوباره ادامه داد و گفت :
معطل شدن در اينجا خطرناك است , برويم هدفي را كه در سر راه ديديم بزنيم .
بقيه خلبانها هم موافقتشان را از پشت راديو اعلام كردند و هر چهار فروند بال در بال هم به سوي جزيره مجنون تغير مسير داديم . چند لحظه بعد , همگي بالاي سر لودر و بلدوزرهايي كه براي توپخانه عراق خاكريز احداث مي كردند , قرار گرفتيم . بمب هايمان را روي سر آنها رها كرده و به پايگاه برگشتيم , در حالي كه همگي از ته دل خوشحال بوديم كه انسان بي گناهي را مورد هدف قرار نداده ايم .

ماموريتي ديگر
در يك صبح پاييزي سال اول جنگ , عقربه هاي ساعت , حدود 7 را نشان مي داد . هنوز دقايقي از ورودم به گردان نگذشته بود كه برنامه پروازي , اعلا م شد . چهار فروند هواپيماي « اف ـ 4 » در يك دسته پروازي به رهبري جناب محققي در برنامه قرار گرفته بودند.
در اين ماموريت , من ناوبر و خلبان كابين عقب هواپيماي شماره 2 , (هواپيماي جناب ياسيني ) بودم . ساعت 8 صبح به اتاق توجيه رفتيم , در آنجا مسير رفت و برگشت و ارتفاع پرواز در طول مسير تعيين شد و توسط ليدر دسته گفته شد كه هدف , تانكرهاي سوخت رسان وسايل موتوري دشمن است كه از طريق مرز كويت آورده و در منطقه اي به نام « صفان » نزديك يك قهوه خانه در زير نخلها استتار كرده اند كه براحتي هم قابل شناسايي نيست , بايد نزديك هدف ارتفاع را كم كنيم تا به وضوح قابل شناسايي باشد. ما بعد از توجيه , اتاق را ترك كرده و به سوي پرنده هاي آهنين خود حركت كرديم . در مسير با رضا صحبت مي كردم كه در بين صحبت گفت :
آقا مسعود! ناراحت كه نيستي , با من هم پرواز مي شوي !
راستش را بخواهي از خدا مه كه هميشه با شما هم پرواز شوم .
شما مي دانيد , اگر هواپيما عيب بياورد , من پرواز را لغو نمي كنم .
به همين دليل است كه دوست دارم با شما پرواز كنم .
شهيد ياسيني از جمله كساني بود كه اگر هواپيما عيبي به غير از موتور و هيدروليك مي آورد پرواز را لغو نمي كرد.
هنوز به سر باند پروازي نرسيده بوديم كه دو فروند از چهار فروند عيب آوردند و به آشيانه برگشتند.
فقط هواپيماي شماره يك (جناب محققي ) و شماره دو (جناب ياسيني ) به هوا برخاستند. در آسمان گردشي كرده و از روي خليج فارس پرواز را ادامه داديم و آنگاه از نزديك مرز كويت (جزيره بوبيان ) حركت كرده و از غرب فاو به هدف نزديك مي شديم .
نزديك ظهور بود و لكه هاي ابر پراكنده در هوا به چشم مي خورد. خورشيد از پس اين لكه هاي ابر حالت زيبايي پيدا كرده بود و ما غرق تماشاي اين طبيعت زيبا بوديم . چون اطلاع داده بودند كه در آن منطقه پدافند ضدهوايي نيست , ما زياد دقت نمي كرديم كه يك لحظه شليك ضدهوايي به طرفمان شروع شد. ليدر دسته (جناب محققي ) خيلي حساس بود. با ديدن اين صحنه خيلي ناراحت شد و گفت :
شماره 2 من دور مي زنم . با اين ضد هوايي كار دارم .
رضا هم در جوابش گفت :
من هم يك گردشي انجام مي دهم تا بال در بال هم بريم .
جناب محققي برگشت و يك رگبار با مسلسل هواپيما به سوي اين ضد هوايي خالي كرد , به طوري كه خدمه و تكه هايي از توپ ضدهوايي به هوا پرتاب شدند. سپس برگشتيم و راهمان را ادامه داديم . وقتي كه به نزديك هدف رسيديم , ارتفاع را كم كرديم تا لاي نخلها را جست و جو كنيم . دو ثانيه نگذشته بود كه شماره يك گفت :
شماره 2 هدف زير اين نخلهاست .
ما هم به دقت نگاه كرديم , ديديم حدود 40 دستگاه كاميون حامل سوخت , نزديك قهوه خانه به رديف قرار گرفته اند. بعد از شماره يك , ارتفاع مناسب را گرفته و به سوي هدف شيرجه زديم و بمبها را رها كرديم . در چشم به هم زدني آنجا را به جهنمي تبديل كرديم . پس از بمباران آنچنان حجم دود و آتش منطقه را فرا گرفته بود كه مجبور شديم سريع گردش كرده و از آنجا دور شويم تا دود ناشي از سوختن تانكرها ما را با مشكل مواجه نكند. پس از انجام يك ماموريت موفق ديگر سالم به پايگاه برگشتيم , وقتي از هواپيما پياده شديم , گفتم :
آقا رضا! من مي دانستم كه اگر با شما باشم دست خالي بر نمي گردم .
با خنده گفت :
مسعود! هندوانه زير بغلم نگذار , همه كارها دست خداست , ما چه كاره هستيم .
اين در حالي بود كه دو روز بعد رسانه ها اعلام كردند هنوز عراق با كمك كويت نتوانسته است آتش آن منطقه را مهار كند.


تصویر

تصویر
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 125
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶, ۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 6153 بار
سپاس‌های دریافتی: 953 بار

پست توسط Persian Cat »

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

دیدار آیت الله خامنه ای از دست آورد های نیروی هوایی در صنایع دفاع
شهید سرلشگر ستاری هم همراه ایشان هست.


 [External Link Removed for Guests] 

 [External Link Removed for Guests] 

 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

به یاد سرتیپ خلبان شهید بیژن حاجی
ایشان در تاریخ 12 مهر 59 از پایگاه ششم شکاری به همراه سرتیپ خلبان قدرت ا... کیان جو به قصد عملیات برون مرزی به پرواز درآمدند و در هنگام برگشت در جاده کوت عبدا... هواپیمایشان مورد اصابت موشک سام قرار گرفت و هر دو به شهادت رسیدند


تصویر
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

دلاورمردان نیروی هوایی ارتش


 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 1189
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۵۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16928 بار
سپاس‌های دریافتی: 4259 بار

پست توسط Fariborz »

 به بهانه سالگرد شهادت شهيد ستاري و 12 شهيد ديگر نيروي هوايي 


 تصویر 




امروز سالگرد شهادت سرلشكر ستاري فرمانده نيروي هوايي ارتش و تعدادي از همقطارانش است. به همين مناسبت سردار داوود غياثي‌راد،معاون تبليغات و روابط عمومي بنياد حفظ آثار و نشر ارز‌شهاي دفاع مقدس مطلبي دراختيار سرويس «فرهنگ وحماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا قرار داده است كه در ذيل مي‌آيد. اين مطلب شامل خاطرات چند نفر از شهيد ستاري است.


عمليات آزادسازي خرمشهر، دشمن در غرب اهواز، طلائيه و كوشك نيروهايش را مستقر كرده بود و قصد پيش‌روي به طرف خرمشهر را داشت.


سرگرد ذوالفقاري و توانگريان با دو فروند هواپيماي فانتوم مأمور بمباران ستون نظامي دشمن در جاده طلائيه و كوشك شدند.

بعد از عمليات در راه برگشت هواپيماي ذوالفقاري در آتش پدافند دشمن‌گير افتاد و سقوط كرد.


توانگريان كه جلوتر بود توانست كاروان را رد كند كه متوجه شد هواپيمايي با فاصله خيلي كم تعقيبش مي‌كند. فاصله كم بود و سرعت زياد، امكان بررسي هواپيماي پشت سر نبود. با رادار دزفول تماس گرفت، چيزي نمي‌دانستند فاصله هواپيما هر لحظه با او كم‌تر مي‌شد. اشهدش را خواند. حتما الآن با مسلسل او را مي‌زد. در فكر راه فرار بود كه صداي ستاري در راديو هواپيما پيچيد: اكبرجان نگران نباش! هواپيماي تعقيب‌كننده، "اف.14" خودي است دنبالت فرستادم تا كسي دنبالت نكند.


چيزي از جنگ نگذشته بود. تازه از سفر پاكستان برگشته بود. كتابي را داد دستم: "فرمانده نيروي هوايي پاكستان اين كتاب را به من هديه كرد و با غرور گفت: نيروي هوايي كشور ما در طول هفده روز جنگ با هندوستان اين عمليات را انجام داده است."


نگاه ستاري ميخ شده بود به قاب عكس شهيد بابايي: "مي‌خواهم بنويسي خلبانان ما چه حماسه‌ها آفريدند! چه‌طور از كنار مرز سوريه پايگاه "H3" عراق را در سه نقطه در مرز اردن بمباران كردند؛ چه‌طور سرزمين‌هاي اشغالي را پس گرفتند و نيروهاي رزمي دشمن را با بمباران‌هاي متمركز زمين‌گير كردند.


جنگ تمام شد. ولي از رشادت‌ها و دلاوري‌هاي خلبانان ما كم گفته شده است. تاريخ چه‌طور قضاوت مي‌كند؟ فردا به فرزندان شهدا بگوييم پدرانشان با چه هدفي رفتند و چه‌طور شهيد شدند؟


ما مسؤوليم. امروز بايد فرهنگ جبهه و جنگ را زنده نگه‌ داريم. از همان روز يك گروه تحقيقاتي تشكيل داديم و يك مجموعه 6 جلدي با نام "پاكبازان عرصه عشق" تهيه كرديم. جلد اولش با همت تيمسار ستاري تحت عنوان خاطرات خلبانان چاپ شد.


من خلبان "بونانزا" او بودم. وقتي اشتياقش را ديدم. قرار گذاشتيم كلاس پرواز داشته باشيم. هنوز در آموزش كلاس‌هاي زميني بوديم كه ديدم خيلي از مسايل را قبل از گفتن من مي‌داند. فهميدم چند تا آموزش فيلم پرواز گرفته و شب‌ها در دفتر كارش نگاه مي‌كند. بعد از معاينات فني، پرواز را شروع كرديم. روزهاي تعطيل تمرين مي‌كرديم. تا نوروز دوبار پرواز آموزشي داشتيم. در تعطيلات عيد هر روز حدود دو ساعت پرواز مي‌كرديم. تا روز سوم فروردين 7 بار پرواز آموزشي انجام داديم.


از منطقه كوشك نصرت برمي‌گشتيم به فرودگاه كه رسيديم چند بار "Touch & go" را خوب و سريع انجام داد.

گفتم: تيمسار! اين‌بار كه مي‌نشينيد تا انتهاي باند برويد و ديگر بلند نشويد.

انتهاي باند كه رسيديم به افسر كاروان گفتم: هواپيما سلوبند مي‌شود. تيمسار هواپيما را برد ابتداي باند، پياده شدم، دست دادم و در را بستم. هواپيما را بلند كرد. دور ترافيك را خوب انجام داد و با يك فرود عالي هواپيما را نشاند روي باند.


حالا بچه‌ها با سطل آب منتظر بودند. جرأت مي‌خواست خيس‌كردن جناب تيمسار اما تيمسار حتا وقتي خيس شد محجوب بود.

تيمسار خواسته بود رنگ استتار هواپيماهاي رهگير "اف.14" را كه خاكي است با توجه به مأموريت هوا به هوا، تغيير دهيم.

چند ماكت هواپيما را رنگ استتار زديم تا رنگ مورد نظرشان را انتخاب كنند.


بعد از چند روز، سراغ نتيجه را كه گرفتم، گفتند: در نور معمولي اتاق نمي‌شود به نتيجه مطلوب رسيد. آن‌ها را بردم خانه. در ساعات مختلف روز و شرايط جوي متفاوت روي پشت‌بام رنگ‌ها را بررسي مي‌كنم.


نتيجه اين بررسي‌ها، رنگي بود كه كم‌ترين انعكاس نور را داشت و روز آب و آسمان به راحتي قابل ديدن نبود.


فرمانده نيروي هوايي پاكستان ژنرال حكيم‌الله به نخست‌وزير بي‌نظير بوتو گفت:فرماندهان نيروي هوايي زيادي را ملاقات كرده‌ام ولي تا اين لحظه فرماندهي را به دانايي، دانشمندي و باهوش تيمسار ستاري نديده‌ام كه در مسايل غير از تخصص خود هم تا اين حد تبحر داشته باشند.


براي شركت در مراسم سال روز استقلال پاكستان رفته بوديم. قرار بود از مراكز نظامي آن‌جا هم بازديد كنيم. رفتيم به مركز سيستم ارتباطات راداري. اين سيستم را آمريكا با بيش از سه ميليارد دلار برايشان راه‌اندازي كرده بود؛ سيستم اين‌طور بود كه اطلاعات همه رادارهاي موجود در كشور در يك اتاق اصلي دريافت مي‌شد.


انگار پاكستان مي‌خواست مراكز نظامي مجهزش را به رخ ما بكشد. ستاري چند سؤال فني درباره سيستم پرسيد، فرمانده نيروي هوايي پاسكتان در پاسخ واماند و از فرمانده ايستگاه خواست جواب تيمسار را بدهد. او هم در برابر سؤال‌هاي ستاري بي‌جواب ماند. مهندسين فني هم همين‌طور. پرسش‌هاي تيمسار به عنوان يك متخصص رادار درباره مسايل فني هواپيما، همه را متعجب كرده بود.


روز بعد براي ديدار غلام اسحاق خان رييس جمهور وقت پاكستان رفتيم. مراسمي را براي تجليل از تيمسار ستاري تدارك ديده بودند كه طي آن بالاترين نشان نظامي پاكستان توسط رييس جمهور آن كشور به تيمسار اعطا شد.


تسلط كامل به انگليسي داشت و براي متخصصان چيني صحبت مي‌كرد: "يادتان باشد كه شما نيامده‌ايد متخصصان ما را آموزش بدهيد. شما آمده‌ايد از اين‌ها ياد بگيريد و اگر كشور شما اين سيستم را به ما داده است اولا به اين علت است كه هواپيمايي كه بتواند اين سيستم را حمل كند در چين وجود ندارد. ثانيا خلباناني مثل خلبانان با جرأت ما نداشتيد. ثالثا پرسنل فني شما مثل پرسنل ما باتجربه و كاركشته نيستند.


يادتان باشد آمريكا دشمن مشترك ايران و چين است. ما و شما يك طرف ديوار هستيم و آمريكا طرف ديگر آن. پس بياييد اطلاعاتمان را درست مبادله كنيم تا دشمن سود نبرد."


متخصصان چيني كه براي راه‌اندازي و بهره‌برداري از سيستم جديدي نيروي هوايي آمده بودند با تعجب گفتند: ايشان فرمانده بودند يا پروفسور؟


چند روز بعد از اين مراسم. تيمسار ستاري شهيد شد و همين گروه چيني در مراسم تشييع پيكرش شركت كردند. حتا چند تا از خانم‌هاي چنيني باحجاب و دسته‌گل در مراسم حاضر بودند و اشك مي‌ريختند.


براي بازديد از پايگاه اصفهان رفته بود. او رفت نگهداري و "اورهال" كردن يكي از هواپيماها را كه ديد لبخند زد. "تلاش‌هايتان دارد نتيجه مي‌دهد". سه ساعت طول كشيد تا از انبارهاي تداركاتي ديدن كرد. بعد از پذيرايي و كمي صحبت و شوخي با كادر پايگاه رفت به انبار قطعات هواپيما، از اين‌كه براي اورهال‌كردن هواپيما، كمبود قطعه نداشتيم آن‌قدر خوشحال شد كه گفت: همه اين قطعات طلا هستند قدر اين‌ها را بدانيد كه براي ما افتخار مي‌آفرينند.


برق انبار آخر رفته بود ولي با چراغ قوه رفت بازديد و قطعات موجود را به دقت بررسي كرد. بعد از آخرين بازديد‌ها گفت: به بچه‌هاي سازنده اتومبيل تهران هم قول داده‌ام، سري به آنها بزنم. و همراه معاونين در هواپيما نشستند تا به تهران بروند.

فرمانده پايگاه اصفهان تازه وارد ترمينال شده بود كه دژبان در ورودي احترام نظامي گذاشت و اعلام كرد براي هواپيماي تيمسار ستاري حالت اضطراري پيش آمده و در جاده نايين – يزد سانحه ديده است.


منصور ستاري با سقوط هواپيما تا آسمان اوج گرفت.



[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

Major General Mansour Satari
Iranian Air Force Commandor

 [External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests] 

منصور ستاري با سقوط هواپيما تا آسمان اوج گرفت

 تصویر 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

پست توسط Reza 313 »

مراسم سيزدهمين سالگرد شهادت شهيد ستاري و همراهانشان ...

تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

 خلبانان تیز پرواز گردان ۳۱ شکاری همدان در سال ۱۳۶۳ 

 تصویر 

ایستاده از راست :

۱- نفر فنی ۲- اکبر بو ترابی ۳- نوید ادهم ۴- شهید مهدی ذوقی ۵-علی رضا فرخی ۶- داوود مقدمی ۷- نفر فنی ۸- خسرو غفاری ( آزاده) ۹- احمد شیرچی ۱۰- پیروان ۱۱- لنگری زاده ۱۲- جوراب دوز ۱۳- شهید خسرو عبد الکریمی ۱۴- ؟ ۱۵- محمدی شلمانی

نشسته از راست :

۱- ابوالقاسم عبیری ( آزاده - کابین عقب تیمسار غفاری ) ۲- علی احمدی ۳-اشکان ۴- ملک نیا ۵- جمشید فرقدان ۶- جمشید حسینی ۷- محمود اقبال خواه ۸- شهید مصطفی قاسمی ۹- سعید محنتی ۱۰-پناهی
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

 به یاد تیزپروازانی که پیکر پاکشان هنوز پیدا نشده ....  

 تصویر 


ردیف بالا از راست :

۱- سرلشکر خلبان داوود اکرادی که در تاریخ ۸ آبان سال ۱۳۶۰ به هنگام بازگشت از کرکوک هواپیمایش مورد اصابت قرار گرفت و اقدام به ایجکت نمود .بر اساس شواهد موجود وی به همراه کمک خلبان سالم به زمین رسیدند ولی متاسفانه ایشان به دست مردم به شهادت رسید. کمک خلبان ناصر افضلی پس طی دوران اسارت به آغوش میهن بازگشت .

۲- سرلشکر خلبان محمد میر که در تاریخ ۲۵ مهر سال ۱۳۵۹ به همراه سرلشکر خلبان علی رنجبر طره ای در نزدیکی آبادان دچار سانحه شدند و از آن تاریخ به بعد اثری از آنها به دست نیامد.


ردیف پایین از راست :

۱- سرلشکر خلبان محمد علی سلیمانی که در تاریخ ۶ بهمن سال ۱۳۶۶ به همراه سرلشکر خلبان حسین دلحامد در نزدیکی جزیره خارگ به شهادت رسیدند و اثری از پیکر پاکشان به دست نیامد .

۲- سرلشکر خلبان نعمت ا.. اکبری سامانی که به همراه سرلشکر خلبان هوشنگ کیان آرا در تاریخ ۲۳ آبان سال ۱۳۵۹ در منطقه عملیاتی غرب دزفول دچار سانحه شدند .
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

سرتیپ خلبان محمد امینی,همرزم شهیدان خلعتبری و بابایی

 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 125
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶, ۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 6153 بار
سپاس‌های دریافتی: 953 بار

پست توسط Persian Cat »

آلبوم تصاویر سرتیپ خلبان شهید جواد فکوری

در کنار فرزندان :

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

آموزش و خدمت در نیروی هوایی :


[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

شهادت :

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”