صفحه 212 از 448
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۱۳ ق.ظ
توسط naatamam
يكي بين و يكي گوي و يكي دان
بدين ختم آمد اصل و فرع ايمـان
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۲۷ ق.ظ
توسط M.Schumacher
نرگس مست نوازش کن مردم دارش
خون عاشق بقدح گر بخورد نوشش باد
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۰۶ ق.ظ
توسط AHMN
در هيچ دلي نيست بجز تو هوسي *** مارا نبود بغير تو دادرسي
کس نيست که عشق تو ندارد در دل *** باشد که بفرياد دل ما برسي
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۳ ب.ظ
توسط sky_blue
یاد تو شب و روز قرین دل ماست ***** سودای دلت گوشه نشین دل ماست
از حلقه ی بندگیت بیرون نرود ***** تا نقش حیاه در نگین دل ماست
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۳۲ ب.ظ
توسط AHMN
تا زهره و مه در آسمان گشت پديد *** بهتر ز مي ناب کسي هيچ نديد
من در عجبم ز ميفروشان کايشان *** به زانکه فروشند چه خواهند خريد
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۳ ب.ظ
توسط sky_blue
در کشور عشق جای آسایش نیست **** آنجا همه کاهشت افزایش نیست
بی درد و الم توقع درمان نیست**** بی جرم و گنه امید بخشایش نیست
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۲۵ ب.ظ
توسط M.Schumacher
تو را درزیر باران دوست دارم
تو را اندازه جان دوست دارم
تو را درخلـوت شب هـای انـدوه
تو را ای ماه تابان دوست دارم
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۰۷ ب.ظ
توسط elham-H
من ز شرم شکوفه لبريزم.......................................يار من کيست،اي بهار سپيد؟
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۰۹ ب.ظ
توسط elham-H
من ز شرم شکوفه لبريزم....................................... يار من کيست،اي بهار سپيد؟
گر نبوسد در اين بهار مرا........................................ يار من نيست،اي بهار سپيد
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷, ۵:۱۲ ب.ظ
توسط hamrazm
ديريست که سوداي بتان دين من است . . . . . . . . . غم اين کار نشاط دل غمگين من است
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۳۹ ب.ظ
توسط naatamam
تو از عالم همين لفظي شنيدي
بيا برگـو كـه از عـالـــم چه ديدي
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۰۳ ب.ظ
توسط AHMN
يک جرعه مي ،زملک کاووس به است *** از تخت قباد و ملکت طوس به است
هر ناله که رندي به سحر گاه زند *** از طاعت زاهدان سالوس به است