صفحه 213 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۰۹ ب.ظ
توسط hamrazm
ترسانم از بدي خود يک روز و يک زمان . . . . . . . . . . . . مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط Solver
مست در اين شهر هر آنکه هست *** نيست هر که به گمان خود هست

ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۳۹ ق.ظ
توسط fereshteh blue
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۱۹ ق.ظ
توسط AHMN
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا *** بر منتهاي مطلب خود کامران شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسيد *** ايمن ز شر فتنه آخر زمان شدم
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۰۵ ق.ظ
توسط TOPGUN
دوستان عزيز
من شعر بلد نيستم و تا ها لا نگفتم ، ولی امشب اهساس به من قلبه کرد، داشتم در يکی از فورومها
با چند تا خارجی بهس ميکردم که يک هو
never seen anyone who is eating the LION's meat ....
never seen anyone who is wearing the LION's fur ....
never seen anyone who is hanging the LION's on the wall .....
never seen anyone who is fighting the LION ....
never seen anyone who is threathening the LION ....
never seen anyone who is playing with the LION ....
there is a reason for that .... there is a reason ....
there is a reason for the LION on the flag .... there is a reason ....
it is been a while since the LION has gone and left his weapon on the flag ...
maybe to hide maybe to plot maybe to kill maybe to hunt maybe to decieve....
there is a reason for that ...
once again, when the time is right again, the LION will come again to the flag ....
it is just, the way the LION is ............
با پوزش
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۵۷ ق.ظ
توسط hamrazm
سلام
خب حالا ما بايد با چه حرفي ادامه بديم
فکر مي کنم با س خوب باشه
............................................
سحر بلبل حکايت با صبا کرد . . . . . که عشق گل به ما ديدي چها کرد؟
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۴۷ ب.ظ
توسط AHMN
در آستان جانان از آسمان مينديش *** کز اوج سربلندي افتي به خاک پستي
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن نخواهد *** سهل است تلخي مي در جنب ذوق مستي
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۴۶ ب.ظ
توسط hamrazm
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا . . . . . . . . . . يار تويي غار تويي خواجه نگهدار مرا
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۱۵ ق.ظ
توسط naatamam
از آن جانـب بـود ايـجـاد و تكميل
وز اين جانب بود هر لحظه تبديل
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۰۵ ق.ظ
توسط AHMN
لنگر حلم تو اي کشتي توفيق کجاست *** که در اين بحر کرم غرق گناه آمده ايم
آبرو مي رود اي ابر خطا شوي ببار *** که بديوان عمل نامه سياه آمده ايم
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۵۷ ب.ظ
توسط hamrazm
bebakhshid inja farsi nadare
mohtaseb masti be rah dido garibanash gereft
mast goft ey doost in pirahan ast afsar nist
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۱۴ ب.ظ
توسط ae
تا عشق ترانه خوان چشمان غم است
راه من و تو هميشه پر پيچ و خم است
اي حسرت روزهاي بي برگشتم
صدبار که عاشقت شوم باز کم است