صفحه 216 از 448

ارسال شده: شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۷, ۳:۳۶ ب.ظ
توسط naatamam
دگر زور و شمشير نايد بکار
دگر کوه نور و طلا را چه کار
فقط اينترنت پر سرعت و فيبر نوري و پهناي باند
کند ايران زمين را سرافراز در کار زار

ارسال شده: شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۷, ۴:۰۹ ب.ظ
توسط babak81
با سلام
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد

حضرت حافظ

ارسال شده: شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۷, ۵:۱۴ ب.ظ
توسط hamrazm
دستم بگرفت و پا به پا برد . . . . . . . . . . . . . تا شيوه راه رفتن آموخت

(مادر) :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷, ۲:۱۴ ب.ظ
توسط naatamam
تا زميجانه و مي نام و نشان خواهد بود
سـر ما خاک ره پــيـر مـغــان خواهد بود

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷, ۱:۳۰ ق.ظ
توسط SAMAN
در طلب دیدن تو نور نماند از دیده ام ****** یعقوب را یوسفش دید اما تو کی آیی

شعر: سامان

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷, ۳:۵۶ ب.ظ
توسط hamrazm
ياري اندر کس نمي بينم ياران را چه شد؟ * * * * * * * * * * دوستي کي آخر آمد دوست داران را چه شد؟

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷, ۵:۳۹ ب.ظ
توسط naatamam
در آدم شد پديد اين عقل و تمييز
كه تا دانست از آن اصل همه چيز

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷, ۶:۵۳ ب.ظ
توسط hamrazm
زان يار دلنوازم شکريست با شکايت . . . . . . . . . . گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت

ارسال شده: شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۷, ۱:۲۹ ب.ظ
توسط hamrazm
از اونجايي که کسي شرکت نکرد:

ترسانم از بدي خود يک روز و يک زمان . . . . . . . . . . . مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

ارسال شده: شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۷, ۱:۵۴ ب.ظ
توسط babak81
با سلام
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد
وانکو ترانه نه این ترانه سراید خطا کند
حضرت حافظ

ارسال شده: شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۷, ۷:۲۸ ب.ظ
توسط hamrazm
دست از طلب ندارم تا کام من برآيد
يا جان رسد به جانان يا جان ز تن در آيد

ارسال شده: شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۲۸ ب.ظ
توسط babak81
با سلام
دوای تو دوای تست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش