صفحه 219 از 448

ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷, ۲:۱۲ ق.ظ
توسط aziz110
از اب وباد و خال زمین شعله بر گرفت
از سوز و ساز عشق فلک نیز در گرفت

ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷, ۱۰:۰۶ ق.ظ
توسط babak81
با سلام

تو به تقصیر خود افتادی ازین در محروم
از که می نالی و فریاد چرا میداری

حضرت حافظ

ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷, ۲:۰۹ ب.ظ
توسط hamrazm
يا رب اين نو گل خندان که سپردي به منش
مي سپارم به تو از دست حسود چمنش

ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط babak81
با سلام

شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

حضرت حافظ
:o

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۷, ۱۰:۰۲ ب.ظ
توسط M.Schumacher
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد

ارسال شده: جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷, ۱:۲۶ ق.ظ
توسط DARK.EMPIRE
در اين حريم شبانه ستم گرفته
در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته
رفيق روزان روشن رهايي من
ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته

ارسال شده: جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷, ۱۱:۵۲ ق.ظ
توسط babak81
با سلام
هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی می زم
--------------------------------------------
حضرت حافظ :razz:

ارسال شده: جمعه ۱۲ مهر ۱۳۸۷, ۷:۰۲ ب.ظ
توسط hamrazm
مردي نه به قوت است و شمشيرزني
آن است که جوري که تواني نکني

ارسال شده: شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۷, ۱۲:۱۸ ب.ظ
توسط babak81
با سلام

یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

------------------------------------------------
حضرت حافظ :razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط aziz110
  برزیگرک نالان درین دشت بخون دیدگان آلاله می‌کشت
همی کشت و همی گفت ای دریغا بباید کشت و هشت و رفت ازین  

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷, ۱۰:۵۳ ق.ظ
توسط babak81
با سلام

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
-----------------------------

جناب سعدی :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۷, ۱:۳۷ ق.ظ
توسط aziz110
دل در سر زلفش شد ، از طره طلب کردم
گفتا که : لب او خوش ، اینک سر ما پیوست