صفحه 238 از 448

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۰۹ ب.ظ
توسط spart
در عشق تو گه مست و گهي پست شوم بر ياد تو گه نيست گهي هست شوم


در پستي و در نيستيم گر نگري يكبارگي اي نگارا از دست شدم

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۱۴ ب.ظ
توسط gurkha
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار****ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند
حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۰۱ ب.ظ
توسط noora
دگر به منزل جانان سفر مکن درویش که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس

حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۳۴ ب.ظ
توسط L.H
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۴:۴۲ ب.ظ
توسط Mil@d
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد....چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت.....آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۴:۴۶ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
 دارم از بي سرو پايي گله چندان كه مپرس
شده بي‌رخت چنانم من عريان كه مپرس
 

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۶:۰۳ ب.ظ
توسط noora
سیر ، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین ، چقدر بدبوئی

گفت ، از عیب خویش بی خبری زان ره از خلق ، عیب می جوئی ::ns


پروین اعتصامی :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸, ۷:۳۳ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
يكدم از عشق تو بي‌غم نتوانيم نشست
بي‌غم عشق تو يك دم نتوانيم نشست
تصویرتصویر

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۳۶ ق.ظ
توسط absdostan
تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۱۶ ق.ظ
توسط nodet
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش* * * * * بیچاره ندانست که یارش سفری بود :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸, ۲:۰۱ ب.ظ
توسط absdostan
دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرح ببرد و طاقت و هوش :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ب.ظ
توسط Mil@d
شب دراز به امید صبح بیدارم....مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم

عجب که بیخ محبت نمی​دهد بارم.....که بر وی این همه باران شوق می​بارم

سعدی :razz: