صفحه 25 از 448

ارسال شده: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
توسط mjavadl
دستم نـداد قـوت رفـتن بـه پـيش دوست
چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم

ارسال شده: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۱:۴۴ ب.ظ
توسط Leila
مكن عتاب ازين بيش و جور بر دل ما
مكن هر انچه تواني كه جاي ان داري

ارسال شده: سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۵, ۷:۰۱ ب.ظ
توسط ARMIN
يا تغافل از عالم، يا ز خود نظر بستن
زين دو پرده بيرون نيست ساز عيب پوشيها

ارسال شده: سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۵, ۹:۵۴ ب.ظ
توسط mjavadl
از در درآمدي و من از خود به در شدم
گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم

ارسال شده: سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۲۵ ب.ظ
توسط Leila
ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم
با ما به جام باده ي صافي خطاب كن

ارسال شده: چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۳۵ ق.ظ
توسط mjavadl
نابـرده رنـج گنج ميسر نمي شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

ارسال شده: چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۵, ۱:۴۵ ب.ظ
توسط Leila
در ده به ياد حاتم طي جام يك مني
تا نامه ي سياه بخيلان كنيم طي

ارسال شده: چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۵, ۷:۱۹ ب.ظ
توسط ARMIN
يك لغزش پا جاده توفيق طلب كن
از زحمت چندين ره و فرسنگ برون آ

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۴:۰۳ ب.ظ
توسط mjavadl
آرزوهــاي دو عــالـم دستــگــاه
از کف خاکم غباري بيش نيست

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۶ ب.ظ
توسط ARMIN
تاب و تب قيامت هستي كشيده‌ايم
از مرگ نيست آن همه تشويش و باك ما

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۳۰ ب.ظ
توسط Leila
اي بي خبر بكوش كه صاحب خبر شوي
تا راهرو نباشي كي راهبر شوي

ارسال شده: جمعه ۶ مرداد ۱۳۸۵, ۷:۲۲ ق.ظ
توسط taha
ياد باد انکه نهانت نظري با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ي ما پيدا بود :razz: