قول ديگر اين كه متعه در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) حلال بود و سپس عمر از آن نهى كرد، چنان كه در صحيح مسلم كه از معتبرترين كتب حديث نزد برادران اهل سنّت است، مى خوانيم:
ابن ابى نضرة» مى گويد:
نزد جابر بن عبدالله انصارى بودم، گفت :
ابن عبّاس و ابن زبير با هم در مسأله متعه زنان و متعه حج،
حج تمتّع كه ميان عمره و حج فاصله باشد ،
اختلاف دارند (تو چه مى گويى؟) گفت :
ما هر دو را در زمان رسول خدا انجام داديم تا عمر از آن دو نهى كرد، و ما خوددارى كرديم!.
با وجود اين نصّ صريح آن هم در صحيح مسلم، باز هم مى توان گفت متعه در عصر رسول الله(صلى الله عليه وآله) تحريم شده است.
مجمع البيان، جلد 3، صفحه 60.
تفسير قرطبى، جلد 5، صفحه 120 و فتح الغدير، جلد 1، صفحه 449 .
شرح صحيح مسلم، جلد 9، صفحه 191.
شرح صحيح مسلم، جلد 9، صفحه 191 .
المغنى ابن قدامه، جلد 7، صفحه 572.
فتح البارى، جلد 9، صفحه 138 .
صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 59، حديث 3307، دارالفكر بيروت
ازدواج موقت
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: ازدواج موقت
با نهايت تأسّف بعضى از هوسبازان، ازدواج موقّت را كه در اصل براى گشودن گره ضرورت ها و حلّ معضلات مهمّ اجتماعى، تشريع شده ملعبه خود ساخته و چهره آن را در نظر بى خبران دگرگون ساخته و بهانه اى به دست مخالفان داده كه اين حكم حكيمانه را به باد انتقاد بگيرند.
ولى سؤال اين جاست، كدام حكم است كه روزى از آن سوء استفاده نشده و كدام سرمايه نفيس است كه نااهلان از آن بهره گيرى نادرست نكردند؟!
اگر روزى قرآن ها را به دروغ و نيرنگ بر سر نيزه كردند تا حكومت ظالمان و خودكامگان را توجيه كنند، مفهومش اين است كه قرآن را كنار بگذاريم؟!
يا اگر روزى گروهى از منافقان مسجد ضرار را ساختند و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) دستور ويران كردن يا سوزاندن آن را صادر كرد، معنايش اين است كه از مسجد به كلّى كناره گيرى كنيم؟
به هر حال ما اعتراف مى كنيم كه بعضى، از اين حكم حساب شده اسلامى سوء استفاده كرده اند، ولى هرگز نمى توان به خاطر جمعى بى نماز، درِ مسجد را بست يا به خاطر دستمالى قيصريّه اى را آتش زد.
بايد راه را بر هوسبازان ببنديم و براى ازدواج موقّت برنامه ريزى صحيحى كنيم.
ولى سؤال اين جاست، كدام حكم است كه روزى از آن سوء استفاده نشده و كدام سرمايه نفيس است كه نااهلان از آن بهره گيرى نادرست نكردند؟!
اگر روزى قرآن ها را به دروغ و نيرنگ بر سر نيزه كردند تا حكومت ظالمان و خودكامگان را توجيه كنند، مفهومش اين است كه قرآن را كنار بگذاريم؟!
يا اگر روزى گروهى از منافقان مسجد ضرار را ساختند و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) دستور ويران كردن يا سوزاندن آن را صادر كرد، معنايش اين است كه از مسجد به كلّى كناره گيرى كنيم؟
به هر حال ما اعتراف مى كنيم كه بعضى، از اين حكم حساب شده اسلامى سوء استفاده كرده اند، ولى هرگز نمى توان به خاطر جمعى بى نماز، درِ مسجد را بست يا به خاطر دستمالى قيصريّه اى را آتش زد.
بايد راه را بر هوسبازان ببنديم و براى ازدواج موقّت برنامه ريزى صحيحى كنيم.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

- پست: 4681
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۴۴ ب.ظ
- محل اقامت: زمین پهناور خدا ( أرضُ الله الواسعة)
- سپاسهای ارسالی: 4743 بار
- سپاسهای دریافتی: 8769 بار
Re: ازدواج موقت
سلام .1- ازدواج موقت برای کسی هست که نه میتونه ازدواج دائم داشته باشه نه قادر هست از زنا جلوگیری کنه .برای این شخص ازدواج موقت درست شده . 2- همه چیز توی این دنیا مورد سوء استفاده قرار گرفته و میگیره حتی اسم خدای متعال و قرآن کریم و دین و مذهب و نماز و روزه و زکات و حج و غیره . اونوقت توقع دارید صیغه مورد سوء استفاده قرار نگیره ؟3 - هیچکسی حق نداره ازدواج موقت رو محکوم کنه به خاطر اینکه عده ازش سوء استفاده میکنند .ازدواج موقت یک موضوع هست , سوء استفاده از ازدواج موقت یک موضوع دیگه . توی گفتگوها مراقب باشین این دو تا با هم قاطی نشه .
صرفهجویی دهها میلیونیِ هزینههای خودرو
صرفهجویی دهها میلیونیِ هزینههای زندگی
برنامههای کاربردی اندروید و اطلاعات مهمِ تنظیمات اندروید
جسارتاً آموزشتوبه به زبان ساده
توصیههای بسیار مهم امنیتی
توصیههای بسیار مهم سلامتی
سرویس و تعمیر آبگرمکن و پکیج
سیستم آبرسانی ساختمان (پمپ،مخزن،روشهاینصب،عیبیابی،تعمیر،هشدارها،توصیهها)
دوستِ عزیز،چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد
همه ما آسمونی هستیم و شمارش معکوس برای بازگشتمون از همون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده
و حسابرسیِ بسیار دقیقی هم در انتظارمون هست.
یه آسمونیِ فعال باش که امتحانِ دنیا تکرار شدنی نیست که نیست
اگه باور نمیکنی، برو همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و نفوذت رو به کار بگیر
تا مانعِ پرواز بشی.
باز هم قبول نداری ؟!
این شما و این هم دنیا
صرفهجویی دهها میلیونیِ هزینههای زندگی
برنامههای کاربردی اندروید و اطلاعات مهمِ تنظیمات اندروید
جسارتاً آموزشتوبه به زبان ساده
توصیههای بسیار مهم امنیتی
توصیههای بسیار مهم سلامتی
سرویس و تعمیر آبگرمکن و پکیج
سیستم آبرسانی ساختمان (پمپ،مخزن،روشهاینصب،عیبیابی،تعمیر،هشدارها،توصیهها)
دوستِ عزیز،چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد
همه ما آسمونی هستیم و شمارش معکوس برای بازگشتمون از همون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده
و حسابرسیِ بسیار دقیقی هم در انتظارمون هست.
یه آسمونیِ فعال باش که امتحانِ دنیا تکرار شدنی نیست که نیست
اگه باور نمیکنی، برو همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و نفوذت رو به کار بگیر
تا مانعِ پرواز بشی.
باز هم قبول نداری ؟!
این شما و این هم دنیا

- پست: 426
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱, ۲:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1374 بار
- سپاسهای دریافتی: 2546 بار
Re: ازدواج موقت
این بحث بیهود است چون اساسا وقتی چیزی در جامعه ای پذیرفته نیست در مورد خوب وبد ان حرف زدن یک کار عبث و پوچ به نظر می رسد اینکه ازدواج موقت خوب است و بد من به ان کاری ندارم اما مهم ان است این نوع ازدواج در بین خانواده های ایرانی جا نیافتاده و انجام این امر مشکلات عدیده ای را هم برای مرد وهم برای زن بوجود خواهد اورد مخصوصا اگر مرد متاهل باشد
امید به رهایی نیست وقتی همه دیوارند

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: ازدواج موقت
با تشکر از نظر شما ولی به نظر من دانستن یک مسئله حتی اگر مورد بی مهری هم واقع باشد بهتر از بی اطلاعی از ان است.
چه كسى متعه را تحريم كرد؟
بسيارى از محدّثان و مفسّران و فقيهان اهل سنّت در كتاب هاى خود از خليفه دوّم نقل كرده اندکه:
دو نوع متعه در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مشروع و جايز بود ولى من از آنها نهى مى كنم: حج به صورت تمتّع و ازدواج موقّت .
و در بعضى از طرق حديث آمده است: «و اعاقب عليهما; و مجازات بر آن مى كنم .
منظور از متعه حج آن است كه نخست عمره را بجا آورده و از احرام خارج شوند و بعد از مدّتى كوتاه يا طولانى مجدّداً احرام به حج ببندند.
اين حديث از احاديث مشهور است كه با مختصر تفاوتى از عمر نقل شده كه در بالاى منبر در حضور مردم بيان كرد كه ذيلا به هفت منبع از منابع حديث، فقه و تفسير اهل سنّت اشاره مى كنيم:
1ـ مسند احمد، جلد 3، صفحه 325.
2ـ سنن بيهقى، جلد 7، صفحه 206.
3ـ المبسوط سرخسى، جلد 4، صفحه 27.
4ـ المغنى ابن قدامه، جلد 7، صفحه 571.
5ـ محلى ابن حزم، جلد 7، صفحه 107.
6ـ كنزالعمّال، جلد 16، صفحه 521.
7ـ تفسير كبير فخر رازى، جلد 10، صفحه 52.
اين حديث پرده از روى مسائل متعدّدى بر مى دارد.
چه كسى متعه را تحريم كرد؟
بسيارى از محدّثان و مفسّران و فقيهان اهل سنّت در كتاب هاى خود از خليفه دوّم نقل كرده اندکه:
دو نوع متعه در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مشروع و جايز بود ولى من از آنها نهى مى كنم: حج به صورت تمتّع و ازدواج موقّت .
و در بعضى از طرق حديث آمده است: «و اعاقب عليهما; و مجازات بر آن مى كنم .
منظور از متعه حج آن است كه نخست عمره را بجا آورده و از احرام خارج شوند و بعد از مدّتى كوتاه يا طولانى مجدّداً احرام به حج ببندند.
اين حديث از احاديث مشهور است كه با مختصر تفاوتى از عمر نقل شده كه در بالاى منبر در حضور مردم بيان كرد كه ذيلا به هفت منبع از منابع حديث، فقه و تفسير اهل سنّت اشاره مى كنيم:
1ـ مسند احمد، جلد 3، صفحه 325.
2ـ سنن بيهقى، جلد 7، صفحه 206.
3ـ المبسوط سرخسى، جلد 4، صفحه 27.
4ـ المغنى ابن قدامه، جلد 7، صفحه 571.
5ـ محلى ابن حزم، جلد 7، صفحه 107.
6ـ كنزالعمّال، جلد 16، صفحه 521.
7ـ تفسير كبير فخر رازى، جلد 10، صفحه 52.
اين حديث پرده از روى مسائل متعدّدى بر مى دارد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: ازدواج موقت
حليّت متعه در دوران خليفه اوّل
متعه (ازدواج موقّت) در تمام دوران حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) حتّى در دوران خليفه اوّل مباح بوده و خيلفه دوّم از آن نهى كرده است!
اجتهاد در مقابل نصّ
خليفه به خود اجازه مى داد كه در برابر نصّ صريح پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)قانونگزارى كند، حال آن كه قرآن مى گويد:
آنچه را پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى شما آورده بگيريد و آنچه را نهى كرده خوددارى كنيد.
آيا كسى جز پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) حقّ تصرّف در احكام الهى را دارد؟
آيا كسى مى تواند بگويد رسول خدا چنين كرد و من چنين مى كنم؟
آيا اجتهاد مقابل نصّ صريح پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه برگرفته از كلام خدا است، جايز است؟
حقيقت اين است كه كنار گذاشتن دستور رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با اين صراحت واقعاً حيرت انگيز است.
اضافه بر اين اگر راه براى اجتهاد در مقابل نصّ گشوده شود، چه دليلى دارد كه ديگران دست به چنين كارى نزنند؟
آيا اجتهاد مخصوص يك نفر بوده و ديگران مجتهد نيستند؟
اين مسأله بسيار مهمّى است، زيرا با گشوده شدن باب اجتهاد در برابر نص، چيزى از احكام الهى مصونيّت پيدا نمى كند، و هرج و مرج غريبى در احكام جاودانه اسلام پديد مى آيد و در واقع كلّ احكام اسلام به خطر مى افتد.
سوره حشر، آيه 7.
علت مخالفت عمر
چرا عمر با اين دو دستور به مخالفت برخاست؟
در مورد حجّ تمتّع تصوّرش اين بود، مسلمانانى كه به حج مى آيند بايد حج و عمره را تمام كنند و از احرام به درآيند، و بعد مثلا با همسران خود آميزش كنند، و اين كه عمره تمتع را بجا آورند و چند روزى از احرام به درآيند و آزاد باشند، اين كار خوبى نيست و با روح حج نمى سازد!
در حالى كه اين پندار نادرستى است، چون حجّ و عمره دو برنامه جداگانه است كه ممكن است حتّى بيش از يك ماه ميان آنها فاصله شود، مسلمانان در شوّال يا ذى القعده به مكّه مشرّف مى شوند و عمره را بجا مى آورند و تا روز هشتم ذى الحجّه آزاد مى باشند و سپس براى مراسم حج محرم مى شوند و به عرفات مى روند. اين چه ايرادى دارد كه او نسبت به آن از خود حسّاسيّت نشان داد.
و امّا در مورد متعه و ازدواج موقّت، به پندار بعضى تصوّر او بر اين بود كه اگر عقد موقّت جايز شود، شناختن نكاح از زنا مشكل مى شود، چرا كه هر مردى را با زنى ديديم، ممكن است ادّعا كنند كه ما ازدواج موقّت داريم! و زنا گسترش پيدا مى كند!
اين پندار از پندار اوّل سست تر است، چرا كه به عكس، ممنوع كردن عقد متعه موجب گسترش زنا و بى عفّتى است، زيرا همان گونه كه پيش از اين هم اشاره شد، بسيارند جوانانى كه قادر بر ازدواج دائم نيستند يا كسانى كه از همسران خود دورند و بر سر دوراهى ازدواج موقّت و زنا قرار دارند. بديهى است جلوگيرى از ازدواج موقّتى كه با برنامه ريزى صحيحى انجام مى شود، آنها را در وادى پرگناه و آلوده زنا و بى عفّتى مى افكند.
و به همين جهت در حديث معروفى از على(عليه السلام) نقل شده است كه اگر عمر از متعه نهى نكرده بود، هيچ فردى جز بى بند و باران آلوده زنا نمى شد.
1. تفسير كبير فخر رازى، جلد 10، صفحه 50.
متعه (ازدواج موقّت) در تمام دوران حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) حتّى در دوران خليفه اوّل مباح بوده و خيلفه دوّم از آن نهى كرده است!
اجتهاد در مقابل نصّ
خليفه به خود اجازه مى داد كه در برابر نصّ صريح پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)قانونگزارى كند، حال آن كه قرآن مى گويد:
آنچه را پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى شما آورده بگيريد و آنچه را نهى كرده خوددارى كنيد.
آيا كسى جز پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) حقّ تصرّف در احكام الهى را دارد؟
آيا كسى مى تواند بگويد رسول خدا چنين كرد و من چنين مى كنم؟
آيا اجتهاد مقابل نصّ صريح پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه برگرفته از كلام خدا است، جايز است؟
حقيقت اين است كه كنار گذاشتن دستور رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با اين صراحت واقعاً حيرت انگيز است.
اضافه بر اين اگر راه براى اجتهاد در مقابل نصّ گشوده شود، چه دليلى دارد كه ديگران دست به چنين كارى نزنند؟
آيا اجتهاد مخصوص يك نفر بوده و ديگران مجتهد نيستند؟
اين مسأله بسيار مهمّى است، زيرا با گشوده شدن باب اجتهاد در برابر نص، چيزى از احكام الهى مصونيّت پيدا نمى كند، و هرج و مرج غريبى در احكام جاودانه اسلام پديد مى آيد و در واقع كلّ احكام اسلام به خطر مى افتد.
سوره حشر، آيه 7.
علت مخالفت عمر
چرا عمر با اين دو دستور به مخالفت برخاست؟
در مورد حجّ تمتّع تصوّرش اين بود، مسلمانانى كه به حج مى آيند بايد حج و عمره را تمام كنند و از احرام به درآيند، و بعد مثلا با همسران خود آميزش كنند، و اين كه عمره تمتع را بجا آورند و چند روزى از احرام به درآيند و آزاد باشند، اين كار خوبى نيست و با روح حج نمى سازد!
در حالى كه اين پندار نادرستى است، چون حجّ و عمره دو برنامه جداگانه است كه ممكن است حتّى بيش از يك ماه ميان آنها فاصله شود، مسلمانان در شوّال يا ذى القعده به مكّه مشرّف مى شوند و عمره را بجا مى آورند و تا روز هشتم ذى الحجّه آزاد مى باشند و سپس براى مراسم حج محرم مى شوند و به عرفات مى روند. اين چه ايرادى دارد كه او نسبت به آن از خود حسّاسيّت نشان داد.
و امّا در مورد متعه و ازدواج موقّت، به پندار بعضى تصوّر او بر اين بود كه اگر عقد موقّت جايز شود، شناختن نكاح از زنا مشكل مى شود، چرا كه هر مردى را با زنى ديديم، ممكن است ادّعا كنند كه ما ازدواج موقّت داريم! و زنا گسترش پيدا مى كند!
اين پندار از پندار اوّل سست تر است، چرا كه به عكس، ممنوع كردن عقد متعه موجب گسترش زنا و بى عفّتى است، زيرا همان گونه كه پيش از اين هم اشاره شد، بسيارند جوانانى كه قادر بر ازدواج دائم نيستند يا كسانى كه از همسران خود دورند و بر سر دوراهى ازدواج موقّت و زنا قرار دارند. بديهى است جلوگيرى از ازدواج موقّتى كه با برنامه ريزى صحيحى انجام مى شود، آنها را در وادى پرگناه و آلوده زنا و بى عفّتى مى افكند.
و به همين جهت در حديث معروفى از على(عليه السلام) نقل شده است كه اگر عمر از متعه نهى نكرده بود، هيچ فردى جز بى بند و باران آلوده زنا نمى شد.
1. تفسير كبير فخر رازى، جلد 10، صفحه 50.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: ازدواج موقت
غوغاى عجيب در مورد زمان تحريم متعه.
از روايت فوق كه گروه عظيمى از محدّثان و مفسّران و فقيهان اهل سنّت آن را نقل كرده اند، به خوبى استفاده مى شود كه تحريم متعه در زمان عمر بود نه در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و روايات متعدّد ديگرى كه در همان منابع نقل شده نيز آن را تأييد مى كند، به عنوان نمونه:
ـ ترمذى محدّث معروف نقل مى كند كه مردى از اهل شام از عبدالله بن عمر از متعه زنان سؤال كرد، گفت: حلال است.
سؤال كننده گفت: پدرت عمر از آن نهى كرده،
عبدالله گفت: آيا اگر پدرم از آن نهى كند ولى رسول خدا آن را سنّت قرار داده باشد، ما سنّت آن حضرت را ترك كنيم و از سخن پدرم پيروى كنيم؟
ـ در حديث ديگر (در صحيح مسلم) از جابر بن عبدالله مى خوانيم كه مى گويد ما در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) با مهريّه مختصرى از خرما و آرد براى چند روز متعه مى كرديم و در عصر ابوبكر نيز ادامه داشت تا آن كه عمر آن را به خاطر جريان
عمروبن حريث ، نهى كرد.
ـ در حديث ديگرى در همان كتاب آمده است كه ابن عباس و ابن زبير در مورد متعه زنان و متعه حج اختلاف كردند
و از جابر بن عبدالله داورى خواستند ، جابر گفت: ما، هر دو را در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله)انجام داديم، سپس عمر ما را نهى كرد و ما خوددارى كرديم!
ـ ابن عبّاس كه او را عالم و دانشمند امّت اسلام ناميده اند نيز، از طرفداران عدم نسخ حكم متعه در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود، شاهد آن مشاجره اى است كه ميان او و عبدالله بن زبير رخ داد، كه در صحيح مسلم آمده است:
عبدالله بن زبير در مكّه اقامت كرده بود. روزى در ميان جمعى از مردم كه ابن عبّاس هم در ميان آنها بود، گفت :
بعضى از كسانى كه خداوند چشم و دل آنها را، مانند چشم سر آنها كور كرده، فتوا به جواز متعه مى دهند ـ
منظور او ابن عبّاس بود كه در آن زمان نابينا شده بود ـ
ابن عبّاس كه اين سخن را شنيد، گفت :
تو آدم جلف نادانى هستى،به جانم سوگند در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ما اين كار را مى كرديم.
ابن زبير بى اعتنا به نام رسول خدا گفت:
تو آزمايش كن، به خدا سوگند اگر انجام دهى تو را سنگسار مى كنم! يعنى منطق را با زور و تهديد پاسخ گفت!
احتمالا اين سخن در زمانى بود كه عبدالله بن زبير قدرت را در مكّه به دست گرفته بود، و به خود اجازه مى داد كه در برابر مرد دانشمندى همچون ابن عبّاس، چنين جسورانه سخن بگويد، در حالى كه ابن عبّاس از نظر سن، پدر او محسوب مى شد و از نظر علم قابل مقايسه با او نبود، و به فرض كه توان علمى او را مى داشت، حق نداشت چنين سخنى بگويد، زيرا اگر كسى به فتواى خود در اين گونه احكام عمل كند به فرض كه اشتباه باشد «وطى به شبهه» محسوب مى شود و مى دانيم كه وطى به شبهه حد ندارد و تهديد به سنگسار كردن يك سخن بى معنا و جاهلانه است.
البتّه چنين موضع گيرى زشتى، از سوى جوان نادان و جسورى مثل عبدالله بن زبير بعيد نيست!
جالب اين كه راغب در كتاب محاضرات... نقل مى كند كه فرزند عبدالله بن زبير با لحنى آميخته به سرزنش به ابن عباس گفت:
چرا «متعه» را حلال مى شمرى.
ابن عباس گفت از مادرت بپرس! به سراغ مادر آمد مادرش گفت:
تولد تو در زمانى بود كه من متعه پدرت بودم!.
از روايت فوق كه گروه عظيمى از محدّثان و مفسّران و فقيهان اهل سنّت آن را نقل كرده اند، به خوبى استفاده مى شود كه تحريم متعه در زمان عمر بود نه در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و روايات متعدّد ديگرى كه در همان منابع نقل شده نيز آن را تأييد مى كند، به عنوان نمونه:
ـ ترمذى محدّث معروف نقل مى كند كه مردى از اهل شام از عبدالله بن عمر از متعه زنان سؤال كرد، گفت: حلال است.
سؤال كننده گفت: پدرت عمر از آن نهى كرده،
عبدالله گفت: آيا اگر پدرم از آن نهى كند ولى رسول خدا آن را سنّت قرار داده باشد، ما سنّت آن حضرت را ترك كنيم و از سخن پدرم پيروى كنيم؟
ـ در حديث ديگر (در صحيح مسلم) از جابر بن عبدالله مى خوانيم كه مى گويد ما در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) با مهريّه مختصرى از خرما و آرد براى چند روز متعه مى كرديم و در عصر ابوبكر نيز ادامه داشت تا آن كه عمر آن را به خاطر جريان
عمروبن حريث ، نهى كرد.
ـ در حديث ديگرى در همان كتاب آمده است كه ابن عباس و ابن زبير در مورد متعه زنان و متعه حج اختلاف كردند
و از جابر بن عبدالله داورى خواستند ، جابر گفت: ما، هر دو را در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله)انجام داديم، سپس عمر ما را نهى كرد و ما خوددارى كرديم!
ـ ابن عبّاس كه او را عالم و دانشمند امّت اسلام ناميده اند نيز، از طرفداران عدم نسخ حكم متعه در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود، شاهد آن مشاجره اى است كه ميان او و عبدالله بن زبير رخ داد، كه در صحيح مسلم آمده است:
عبدالله بن زبير در مكّه اقامت كرده بود. روزى در ميان جمعى از مردم كه ابن عبّاس هم در ميان آنها بود، گفت :
بعضى از كسانى كه خداوند چشم و دل آنها را، مانند چشم سر آنها كور كرده، فتوا به جواز متعه مى دهند ـ
منظور او ابن عبّاس بود كه در آن زمان نابينا شده بود ـ
ابن عبّاس كه اين سخن را شنيد، گفت :
تو آدم جلف نادانى هستى،به جانم سوگند در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ما اين كار را مى كرديم.
ابن زبير بى اعتنا به نام رسول خدا گفت:
تو آزمايش كن، به خدا سوگند اگر انجام دهى تو را سنگسار مى كنم! يعنى منطق را با زور و تهديد پاسخ گفت!
احتمالا اين سخن در زمانى بود كه عبدالله بن زبير قدرت را در مكّه به دست گرفته بود، و به خود اجازه مى داد كه در برابر مرد دانشمندى همچون ابن عبّاس، چنين جسورانه سخن بگويد، در حالى كه ابن عبّاس از نظر سن، پدر او محسوب مى شد و از نظر علم قابل مقايسه با او نبود، و به فرض كه توان علمى او را مى داشت، حق نداشت چنين سخنى بگويد، زيرا اگر كسى به فتواى خود در اين گونه احكام عمل كند به فرض كه اشتباه باشد «وطى به شبهه» محسوب مى شود و مى دانيم كه وطى به شبهه حد ندارد و تهديد به سنگسار كردن يك سخن بى معنا و جاهلانه است.
البتّه چنين موضع گيرى زشتى، از سوى جوان نادان و جسورى مثل عبدالله بن زبير بعيد نيست!
جالب اين كه راغب در كتاب محاضرات... نقل مى كند كه فرزند عبدالله بن زبير با لحنى آميخته به سرزنش به ابن عباس گفت:
چرا «متعه» را حلال مى شمرى.
ابن عباس گفت از مادرت بپرس! به سراغ مادر آمد مادرش گفت:
تولد تو در زمانى بود كه من متعه پدرت بودم!.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

-
- پست: 458
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۸:۵۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 118 بار
- سپاسهای دریافتی: 1090 بار
Re: ازدواج موقت
در مسند احمد مى خوانيم كه «ابن حصين» مى گويد: آيه متعه در كتاب خدا نازل شد و ما به آن عمل كرديم و آيه اى كه آن را نسخ كند، نازل نشد تا پيامبر(صلى الله عليه وآله) چشم از دنيا فروبست.
اينها نمونه رواياتى است كه با صراحت عدم نسخ حكم متعه را بيان مى كند.
اينها نمونه رواياتى است كه با صراحت عدم نسخ حكم متعه را بيان مى كند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.