18 فروردين: سالروز عمليات متهورانه H3

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث هوانوردي و هوافضا به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: CAPTAIN PILOT, شوراي نظارت, مديران هوافضا

اخراج شده
پست: 299
تاریخ عضویت: دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۲۵ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 8 بار

پست توسط tall »

به قول امام حسين (ع) :
اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد

خوب: من دين ندارم و دوست دارم آزاده باشم اگر همسايه شما يهودي باشه بايد ازشون بترسيد و يا باهاش مدارا کنيد ويا اگرجنگ

من فقط در جستجوي حقيقتي هستم که 28 سال پيش گم شد و اگر نخواهيم دست در دست همديگر دهيم همين آش و همين کاسه البته در بين يوزر ها کساني هستند که واقعا خواهان آزادي ايران هستند و کساني هم هستند که نان را به نرخ روز مي خورند و به اين کار عادت کرده اند
آتش انسان را در لباس ابراهيم نمي سوزاند

شما پست حذف مي کنيد پس هستيد
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 309
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۵, ۹:۳۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12 بار
سپاس‌های دریافتی: 70 بار

پست توسط Galadriel »

tall عزيز
اگه دين نداري پس گفته امام حسين(ع) هم نبايد برات معني و مفهومي داشته باشه، پس دين داري ولي مي خواي وانمود کني که نداري...
من فقط در جستجوي حقيقتي هستم که 28 سال پيش گم شد

براي ديدن حقيقت بايد چشم حقيقت بين داشته باشي، حقيقت هيچگاه گم نميشه و غبار زمان روي اون نميشينه، اين شما هستي که چشمت قادر به ديدن حقيقت نيست...
همه ما خواهان آزادي هستيم، اما تعاريفمون از آزادي متفاوته...
وقتی هنوز خورشید نبود، زمین و آسمون نبود وقتی اثر از خلقت و نشونی از کهکشون نبود، نفس نبود، صدا نبود، هوا نبود
خدا خودش تنها نشست، قصه عالم رو نوشت، از جنس عشق شهرکی ساخت، اسم اونو گذاشت بهشت، از آب و خاک و گل اون، پیکر آدم رو سرشت
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

از بحثهاي بيهوده بگذريم. اميدوارم که دوستمون هم از حالت اسپيني خارج شود و حقيقت را در يابد.

برسيم به موضوع تاپيک يعني حمله به اچ-3 :

طبق تاييد اکثر کارشناسان آمريکايي و ناتو و شوروي و ... در سال 1981 يعني زمان بعد از انجام موفقيت آميز عمليات ، اين عمليات از ديد کلي و ميزان تلفات به دشمن بعد از حمله بزرگ اسرائيل در سال 1967 که باعث نابودي نيروي هوايي مصر و سوريه و اردن شد ، بزرگترين عمليات هوايي بعد از جنگ جهاني دوم مي باشد.

البته اگر موشکافانه به قضيه نگاه کنيم خواهيم ديد که اين عمليات بزرگترين و موفقترين عمليات تاريخ جنگهاي هوايي هست. چرا؟
براي درک اين موضوع به بررسي اين عمليات با عمليات 1967 اسرائيل بپردازيم :

نيروي هوايي اسرائيل تنها 350 فروند جنگنده داشت و اعراب (مصر و سوريه و اردن) 800 فروند جنگنده در اختيار داشتند.
اسرائيل چون در شرايط حياتي قرار گرفته بود با پيشنهاد غيرممکن فرمانده مشهور ژنرال يک چشم (اسمشو دلم نميخاد بگم چون ازش متنفرم) بصورت همزمان 346 فروند از جنگنده هاي خود را براي حمله ناگهاني به دشمن به پرواز درآورد.
تعداد 16 فروند تلفات نصيب اسرائيل شد ولي در عوض تقريبا 300 فروند جنگنده اعراب منهدم شده و تقريبا همين تعداد به شدت آسيب ديدند و باقي مانده جنگنده ها به دليل نبود باند سالم نتوانستند پرواز کنند!

اما در برابر عمليات فوق ، حمله به اچ-3 کاملا خودنمايي مي کند.
اولين برتري عمليات حمله به مجموعه پايگاههاي موسوم به اچ-3 بعد مسافت و نيز نقشه متحورانه عمليات است.
تاکنون در تاريخ هيچ عمليات هوايي با چنين مسافت طولاني و طرح فوق العاده و آسيب شديد به دشمن و البته بدون تلفات خودي انجام نشده است.

ايران با 8 فروند فانتوم که احتمالا هر کدام مسلح به 6 بمب خوشه اي بودند توانست با طي مسافتي چند هزار کيلومتري و رسيدن به مرزهاي اردن تعداد 48 فروند هواگرد عراقي را کاملا نابود کند. و همچنين سه تا پايگاه مورد نظر نيز متحمل سنگينترين خسارات شدند.

ارزش اين عمليات خيلي زياد بود چون علاوه بر از بين بردن اکثر جنگنده بمب افکنهاي تاکتيکي عراق ، راه براي عمليات نيروي زميني و در نهايت آزادي خرمشهر هموار شد.

براي درک ميزان تلفات عراق بايد بگم که در شروع جنگ اين کشور تقريبا 350 جنگنده در اختيار داشت و دهها فروند از آنها تا زمان عمليات مذکور در نبرد هوايي توسط تيزپروازان ايران منهدم شده بودند و اين نيرو در زمان حمله بسيار زمينگير شده بود.
بطوري که شايد با عمليات مذکور 10 الي 30 درصد توان هوايي خود را از دست داد! 8)

جالب هست که تنها خسارت وارده به ايران ، فقط اصابت چند گلوله ضدهوايي به يکي از فنتومها بود.
بعد از حمله نيز دهها فروند ميگ-21و23 عراقي به سرعت جنگنده هاي ايران رو تعقيب مي کردند ولي هرگز به آنها نرسيدند!

شايد توانايي نيروي هوايي ايران زماني بهتر آشکار شود که بدانيد آمريکا در سال 1991 و در زمان حمله به مجموعه پايگاههاي اچ-3 متحمل تلفات شد و تعداد 3 فروند F-14D خود را از دست داد!

:D
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1236
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۲ ب.ظ
محل اقامت: جايي درست وسط غربت شهر...انطرف تر از اب...در کنار خورشيد...
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

پست توسط ghalamman »

از بحثهاي بيهوده بگذريم. اميدوارم که دوستمون هم از حالت اسپيني خارج شود و حقيقت را در يابد.

انشاالله..
راستي عکس بسيار نابي ديدم مدتي قبل که خلبانان عمليات اچ 3 پس از انجام عمليات در حضور حضرت امام (ره)انداختند...
به گفته مرحوم حاج احمد (فرزند امام(ره))ايشان پس از اطلا از عمليات نسيار شاد و خوشحال شدند...
پاسگاه مرزي گدار... سراوان
جاده زابل به زاهدان ...تاسوکي
تقاطع بلوار بزرگمهر و معلم... زاهدان
بلوار ثارلله مجتمع نسترن ...زاهدان
پاسگاه مرزي ناجا... سراوان
تاريخ هيچ کدام را از ياد نخواهد برد...
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Saeid12345,
بطوري که شايد با عمليات مذکور 10 الي 30 درصد توان هوايي خود را از دست داد

سعيد جان، سالها پيش دوست و همکاري داشتم به نام سرهنگ مهندس معتمدي از کارشناسان ارشد نيروي هوايي در زمينهء اورهال F-4 که 4 سال فقط در آمريکا دوره ديده بود. اين دوست عزيز در مورد عمليات H3 مي گفت که حدود 35 تا 40 درصد توان مفيد نيروي هوايي عراق در اين عمليات از بين رفت. چيزي که مسجل شده، نابودي سه فروند Tu-22 و تعداد زيادي MiG-23 و Su-20/22 بوده. :-D
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

منظور من از 10 الي 30 درصد يعني نابودي همين مقدار از کل هواپيماهاي جنگي عراق در سال 1360 .
ولي اگر بخواهيم تنها جنگنده هاي عملياتي عراق را در نظر بگيريم بله تقريبا يک سوم الي نصف توان هوايي عراق نابود شد.
با توجه به اينکه نيروي هوايي توان ايجاد آتش بسيار سنگين بر روي نيروهاي حمله برنده به سوي خرمشهر را داشت بايد حتما توان اين نيرو کاهش مي يافت تا بتوان خرمشهر را آزاد کرد.
اگر اين عمليات شکست مي خورد شايد خرمشهر الان مال عراق بود!

راستي نيروي هوايي عراق در 2 سال آخر جنگ آنقدر قوي شده بود که در يک گزارش تهيه شده در ارتش ايران به اين مورد اشاره جدي شده بود و در اون ذکر شده بود که نيروي هوايي عراق توانايي يک ماه بمباران سنگين مواضع ايران را دارد!
شايد روزي چند هزار تن بمب!
فکر کنم شما از جزئيات عمليات بدر اطلاعتي داشته باشيد؟ در زمان اين عمليات نيروي هوايي آنقدر فعال بود که روزي نبود نيروهاي ايراني زير بمباران شديد قرار نگيرند.

:D
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

پست توسط Reza 313 »

ممنون از دوستاني كه تلاش دارند تا اين واقعه بزرگ را ثبت و ظبط نمايند ... :)
اما در اين تاپيك دو روايت از عمليات حمله به اچ 3 نوشته شده كه يكي كار دوستمون Reza6662 و ديگري كار يكي ديگر از دوستان عزيز هست . اما نكته اي كه وجود داره اينه كه در روايت دوم مشكلات كوچكي وجود دارند كه بهتره اصلاح بشند تا اين افتخار ملي دچار خدشه نشود . :shock:

اما براي مرور موضوع بار ديگر اين روايت دوم را درج مي كنم :

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 ( فروردین 1360 ) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی ( میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22 ) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید. می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حملهی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانهی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطهی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حملهی جنگندههای ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه میبایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامهی عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن میساختند. عبور جنگندههای ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئلهای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حملهی غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته میشد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژهی همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند. تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلیها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگهای بیست روزه ( که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند ) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند ( که البته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می­شد. در طراحی عملیات به گونهای عمل شد که در وهلهی اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می­کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه ( که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است ) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سر هواپیماهای عراقی میبایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمیگشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام میشد و فانتومها تا لحظهای که بر فراز اچ 3 ظاهر می شدند نباید هیچ نشانهای از یک حملهی هوایی را آشکار میکردند. در راه بازگشت مسلما عراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها می فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ میکردند. در تمام طول مسیر هواپیماها میبایست در ارتفاع پایین ( 20 تا 30 متری ) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقهای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن میماند که تنها از عهدهی خلبانانی بر میآید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. ( تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهدهی مانعی در مقابل خود به سختی می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می شود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قلهای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما میکند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد ). عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازهی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئلهی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه میشد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار میگرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطهای که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار میگرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر میکرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت ( که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند ) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعهی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بیدفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانهای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامهریزیهای دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقهی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده می­شد تا بدون مسافر به تهران باز گردد. قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که میشنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامهی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان مییافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشتسازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامهریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ میباید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات میکرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطهی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند. این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را می­کشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمی­کردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا بهتصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیهی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمی­توانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانه­های هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله میکشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورمهایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپهای فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبندهای شلیک میکردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابهها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنهی عملیات را ترک کردند. پشت سر آنها تلی از خاکستر بجا مانده بود که تا چند دقیقهی پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد. بر روی باند فرودگاه و در آشیانههایی که آتش از آنها زبانه می­کشید تکه پارههایی از آهن و فولاد بچشم میخورد که زمانی بر صحنهی آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در میآمدند و بمب هایشان را فرو می­ریختند. تمامی آن پرنده های پر غرور که دیرزمانی باعث افتخار ارتش عراق بودند اکنون درمانده و متلاشی شده در میان شعله های آتش به دور شدن فانتومهایی نظاره میکردند که بسوی پایگاههایشان باز میگشتند. در بازگشت، فانتومها باز به همان شیوهی پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطهی موعود پس از سوختگیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. قبل از عبور فانتومها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونهای که دیگر نمی توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس بعنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جادهای اتوموبیلرو در آذربایجان غربی به زمین نشست. بقیهی هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند. در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقیها از فانتومهایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند. هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاریهای دشمن را بدنبال خود می­کشیدند و سپس به سمت ایران می گریختند. در ابتدا عراقیها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته است. با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و اینکه در سال 1967 نیز اسرائیلیها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال اینکه حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته باشد بسیار محتملتر بنظر می رسید تا اینکه هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و علیرغم وجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند. اما پس از مدتی عراقیها دریافتند که هدف یکی از جسورانهترین عملیاتهای هوایی تاریخ جهان قرار گرفتهاند. حمله به اچ 3 در نوع خود بینظیر بود. پیش از این همانگونه که اشاره شد اسرائیلی ها در جنگهای 1967 و 1973 توانسته بودند عملیاتهای شگفت انگیزی انجام دهند اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیاتها بسیار کوتاهتر از عملیات اچ 3 بود بگونهای که اسرائیلیها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند. در مورد حمایتهای اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگهای 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکاییها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را بسوی اسرائیل سرازیر کردند بطوری که در همین هنگام زمانی که شش فانتوم اسرائیلی توسط موشکهای سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکاییها بیدرنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود. اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکاییها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمیدادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطع­ترین نبردهای هوایی جهان بدانیم.


متاسفانه مطلب با لحن جالبي نگارش نشده و در پاره اي موارد فاقد شواهد علمي و مستند مي باشد . اما در زير فقط به چند مورد كه به نظرم با اهميت تر مي رسيدند اشاره كرده ام :

فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند

تا جايي كه بنده اطلاع دارم پايگاه هوايي مهمي در اطراف ارويمه وجود ندارد ، گرچه ممكن است كه يك پايگاه براي فرودهاي اضطراري ايجاد شده باشد اما بعيد است كه چنين پايگاهي توانايي پشتيباني از 10 فروند فانتوم (2 فروند ذخيره ) را داشته باشد . چيزي كه محتمل تر به نظر مي رسد پرواز فانتوم ها از پايگاه نوژه و سپس پرواز به سوي شمال غرب كشور مي باشد . (همچنين احتمال دارد فانتومها از پايگاه تبريز به پرواز در آمده باشند ).

در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده می­شد تا بدون مسافر به تهران باز گردد. قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که میشنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامهی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان مییافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت.

يكي از عجيب غريب ترين داستان هايي كه شنيده ام 8) .
مساله اي كه مورد تاييد نيروي هوايي و اشخاصي چون تام كوپر نيز مي باشد ، وجود دو فروند تانكر 707 در فرودگاه بين الملي استانبول بوده كه جهت پشتيباني فانتوم ها ساعاتي قبل از پرواز فانتوم ها تيك آف كرده بودند و از مسير هوايي غير نظامي ، خارج شده بودند و با حفظ سكوت راديويي به سمت فانتوم ها در حركت بودند . اين تانكرها با گذر از مناطق جنوبي تركيه و مناطق شرقي سوريه ، توانستند تا در كوير غربي عراق با فانتوم ها ملاقات كرده و به آنها سوخت رساني نمايند . سپس تا بازگشت فانتوم ها در همان منطقه باقي ماندند و پس از سوخت رساني مجدد به مسير پروازي عادي خود بازگشتند

ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمی­کردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا بهتصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیهی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمی­توانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانه­های هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله میکشید بدام افتاده بودند.

مي دانيم كه مجموعه پايگاههاي الوليد شامل 3 پايگاه مجزا ولي نزديك به هم بود نه يك پايگاه . قبل از رسيدن به نزديكي پايگاهها فانتوم ها به 2 گروه 3 فروندي و يك گروه 2 فروندي تقسيم شدند و هر گروه به يكي از پايگاهها حمله كرده بود . كار حمله به پايگاه اصلي بر عهده ليدر عمليات ( سرتيپ فرج الله براتپور) بود كه با گروه 3 فروندي خويش به اين پايگاه حمله كرده بود .

همچنين مساله ديگري كه وجود دارد تسليحات حمل شده توسط فانتو ها در جريان حمله مي باشد :
بعضي از دوستان گفته بودند كه فانتوم ها هر كدام حامل 6 بمب خوشه اي بوده اند اما 4 فروند از فانتوم ها هر كدام حامل 4 بمب Bl.775 و چهار فروند ديگر نيز هر كدام حامل 6 بمب MK-82 بوده اند . همچين هر فانتوم يك پاد جنگ الكترونيك و يك موشك اسپارو نيز حمل مي كرده بود . در ضمن 2 فروند از فانتوم ها از نوع F-4D و 6 فروند ديگر از نوع F-4E بوده اند .

در ضمن تاريخ انجام عمليات 15 فروردين 1360 بوده نه 18 فروردين ...

نكات ديگري نيز وجود دارند اما به علت اهميت كم از ذكر آنها صرف نظر مي كنم .
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 125
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶, ۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 6153 بار
سپاس‌های دریافتی: 953 بار

پست توسط Persian Cat »

با تشکر از مطالب خوب دوستان چند نکته درباره این عملیات عرض کنم :

به نقل مصاحبه عقیدتی سیاسی نهاجا با سرهنگ "ابراهیم پوردان" از خلبانان حاضر در این عملیات :

...دلیل این حمله خارج از ارزش و اهمیت نظامی دلیل دیگری هم داشت و آن پاسخی به سخنرانی صدام حسین در تلویزیون عراق و گفتن :"من دیوار آتش دارم و ایران به هیچ وجه نمیتواند به خاک ما نفوذ کند" بود . این جمله از محدود دفعاتی بودند که امام خمینی شخصا فرمان انجام آن را به هر طریق ممکن به فرماندهان نظامی داده بودند (مانند فرمان شکست حصر آبادان و ...) . در ملاقات فرمانده وقت نیروی هوایی با امام و فرمان امام بر انجام این عملیات به درخواست فرمانده نیروی هوایی برای روحیه پرسنل مشارکت کننده امام خمینی اجازه دیدار پرسنل مجری این عملیات با ایشان بعد از پایان این عملیات را دادند .

من (بهرام پوردان) در آن زمان ستوان یکم بودم ...

... در ابتدا قرار بر این بود این عملیات از پایگاه دوم شکاری تبریز انجام شود ولی دو بار این عملیات به دلایلی لغو شود (خیانت عوامل نفوذی و اطلاع عراق) . با فرمان امام خمینی برای انجام این عملیات , نیروی هوایی مصمم به انجام این عملیات هر طریق ممکن میشود و انجام این عملیات برای بار سوم در طرحی "بکلی سری " پی گیری میشد و محل شروع عملیات به پایگاه همدان (نوژه) در نظر گرفته شد .

چند روز قبل از انجام عملیات با حکم فرماندهی با هلیکوپتر به همدان منتقل شدم ...

برای این عملیات 20 خلبان و 10 فروند هواپیما فانتوم (4 خلبان و 2 هواپیما ذخیره) در نظر گرفته شده بود و سرهنگ (سرتیپ) فرهاد پور به عنوان لیدر پیش از عملیات پرسنل را "بریف" کردند و بر طبق نقشه ما باید دو تا سه بار در مسیر رفت و برگشت سوختگیری میکردیم ( در مجموع 4 بار سوختگیری در مسیر رفت و برگشت انجام شد) و احتمال شهادت ما 80% اعلام شد و سرهنگ فرهاد پور گفتند اگر کسی تمایل به حضور ندارد و یا به دلیل بیماری آمادگی ندارد اعلام کند تا خلبان جایگزین در لیست اصلی قرار گیرد اما همه اعلام حضور و آمادگی کردند . در گروه ما شهید "خلعتبری" و شهید "خضرایی" هم حضور داشتند . بعد از بریف شدن و خارج شدن از اطاق قرار بر این شد که حتی با یکدیگر در مورد این عملیات صحبت نکنیم ...

قرار بود بعد از عملیات ما را به دیدار امام می بردند و همه ما سر از پا نمیشناختیم ...

شروع عملیات :

بعد از برخاستن از باند تا بازگشت باید سکوت رادیویی رعایت میشد , تنها دوبار ارتباط رادیوی میان هواپیماها برقرار بار اول بعد از برخواستن که با گفتن شماره 1 تا 10 که 10 تا خلبان برای بررسی هایی که لیدر انجام میداد گفتند و بار دوم بعد از سوختگیری با گفتن کد تعیین شده اگر هواپیمای سوخت رسان " امین " میگفت یعنی عملیات خود را ادامه دهید اگر " امین" نمی گفت یعنی عملیات لغو شده است و به پایگاه باز گردید . با گفتن "آمین " از سوی" هواپیمای سوخت رسان . بر فراز دریاچه ارومیه در حالی که هوا ابری بود مرحله اول سوختگیری در مسیر رفت را از هواپیماهای سوخت رسان (بوئیگ747) در ارتفاع پایی سوخت گیری انجام دادیم که 20 دقیقه طول کشید . بعد از سوخت گیری به دو دسته چهارتایی تقسیم شدیم . یکدسته با هدایت سرهنگ(سرتیپ) "فرهاد یور" و دسته دیگر با هدایت سرهنگ (سرتیپ) برات پور به سمت کوه های شمال غرب ایران حرکت کردیم . در لب مرز چندین فروند هواپیما اف 5 از تبریز برای عملیات ایذایی و اف 14 از اصفهان برای پشتیبانی از هواپیماهای اف5 آمده بودند منتظر بودند تا یک عملیات ایذایی را انجام دهند تا ما بتوانیم از مرز عبور کنیم

...با حمله هواپیماهای اف5 به موصل و کرکوک و سلیمانیه و غافگیری دشمن , ما با استفاده از غفلت آنها به داخل عراق نفوذ کردیم . البته آنها برای لحظه ای متوجه ما میشوند و به فرماندهی اطلاع میدهند اما فرماندهی اظهار میکند هواپیماهای متعلق به ترکیه هستند ( بعد از عملیات فرمانده شبکه پدافندی عراق به فرمان صدام اعدام شد) .

مرحله دوم سوختگیری در مسیر رفت باید در عراق انجام شد . هر دو دسته 4 فروندی هر کدام از یک هواپیمای سوخت رسان در ارتفاع زیر 2000 پایی سوختگیری کردند . در مجموع مرحله دوم سوختگیری 20 دقیقه طول کشید .

بعد از سوخت گیری در نقطه AD به سه گروه که شامل دو گروه 3 فروندی و یک گروه 2 فروندی بود تقسیم شدیم و هر کدام به سمت یک پایگاه حرکت کردیم

... در مسیر رفت سرهنگ "برات پور" که لیدر یکی از گروه های چهار تایی بودند با کامیونی حامل مهمات که از اردن به سمت یکی از پایگاها در حرکت بود برخورد میکنند و کامیون را به رگبار میبندند و کامیون را به آتش میکشند .

... در مسیر رفت یکی از خلبانان یک موضع پدافندی پیشبینی نشده عراق را برای اینکه در مسیر برگشت مزاحم ما نشود مورد تهاجم میدهند و کامل نابود میکنند

بمباران اهداف :

... به هدف رسیدیم و بمبهای خود را رها کردیم و پایگاه ها به جهنمی از آتش تبدیل شدند که گاهی زبانه آتش از ارتفاع هواپیما ها هم بیشتر میشد . شهید خضرایی مورد اصابت گلوله قرار گرفت اما توانستیم او را از منطقه خطر دور کنیم . بلافاصله مرحله اول سوختگیری مسیر برگشت را انجام دادیم و بعد از بازگشت به ایران برای آخرین بار روی دریاچه ارومیه سوختگیری انجام شد و همه هواپیما ها به سلامت بازگشتند .

روز بعد , بدون هیچ نشریفت خاص به دیدار امام رفتیم ...

خلبان حاضر در این عملیات :

"خلعتبری" و "خضرایی" شهید شدند .
"رضایی" و "خسروی" در 22 بهمن 1362 در بندر عباس به شهادت رسیدند.
"پور سرابی "در مهرآباد به شهادت رسید .
"جوانمردی" سه بار مورد اصابت قرار گرفت وهر سه بار اجکت کرد.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

با تشکر ویژه از دوست خوبم Persian Cat :smile: :razz:

Iranian Generals

 [External Link Removed for Guests] 

General Khazraei
 [External Link Removed for Guests] 

General Khalatbari
 [External Link Removed for Guests] 
General Sarabi
 [External Link Removed for Guests] 
B.General Baratpour

 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

General khosravi

تصویر
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
پست: 198
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۳:۳۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط f20 »

گفته شده هواپيمايي كه از قبرس به سمت تهران در حركت بود و با تغيير مسير اقدام به سوخت رساني نمود متعلق به هواپيمايي ملي ايران بوده . مگر هواپيمايي ملي ايران هواپيماي تانكري كه قادر به سوخت رساني هوايي باشد را دارد ؟
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 243
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۰۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران- پلاک637
سپاس‌های ارسالی: 99 بار
سپاس‌های دریافتی: 399 بار

پست توسط haditomcat14 »

Saeid12345 نوشته شده:از
.....


شايد توانايي نيروي هوايي ايران زماني بهتر آشکار شود که بدانيد آمريکا در سال 1991 و در زمان حمله به مجموعه پايگاههاي اچ-3 متحمل تلفات شد و تعداد 3 فروند F-14D خود را از دست داد!

:D


ببخشید میتونید بگید منبع تون چیه؟ این مطلب رو کجا خوندید؟راستش من برای اولین بار این حرف رو می شنوم؟چون اصولا تامکت در عملیات طوفان صحرا فعال نبود.
تنها تلفات F-14 نیروی دریایی آمریکا در جریان عملیات سال 1991 طوفان صحرا فقط یک تامکت اون هم از سریF-14A ارتقاء یافته به+ F-14A از اسکادران VF-103 در تاریخ 21 January 1991 بود که به علت شلیک موشک سام-2 از پایگاه السعد اتفاق افتاد.هر دو خدمه هواپیما اجکت کردند که خلبان توسط نیروهای ویژه نجات پیدا می کند در حالیکه rio اسیر می شود.تا انتهای جنگ در اسارت باقی می ماند.
پایگاه السعد
[External Link Removed for Guests]

FT-7A در پایگاه السعد
[External Link Removed for Guests]

این هم منبع:
Baugher, Joe. US Navy and US Marine Corps BuNos, 30 September 2006. Retrieved: 7 January 2007.
آینده در دست شما کاربران گرامی می باشد موفق باشی
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد هوا فضا”