شخصیت‌شناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قرآن

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 464
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
محل اقامت: ایران، از خلیج همیشه فارس تا دریای خزر
سپاس‌های ارسالی: 3381 بار
سپاس‌های دریافتی: 1794 بار

Re: شخصیت‌شناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر

پست توسط hermes_PERSIAN »

alavi66 نوشته شده:
فالکون نوشته شده:
milatave نوشته شده:کسی نگفته اسکندر ذوالقرنینه. ولی کوروش هم نیست. ذوالقرنین پیامبر نبوده مانند خضر. ولی از پیامبری مانند موسی بالامقام تر بوده.
لطفا به بحث های حاشیه ای نپردازید...لپ کلام رو بفرمایید....


خیلی مهم نیست که پیامبر بوده یا نه ، مهم اینه که در عین قدرت ،اعتقاداتش رو به زور شمشیر به خورد کسی نداد


در تکمیل حرف شما هر چند اعتقاداتش رو به مردم بابل تحمیل نکرد اما بر اساس همان منابعی که می گویند کورش اعتقاداتش رو به زور تحمیل نکرد،کورش مردم برخی از نواحی را با عرض پوزش و عذر خواهی شدید و معذرت و تاسف و تالم و رنج و اجازه حضرات مورد قتل و کشتار قرارداد.
در تایید این جسارت بنده به ساحت مقدس کورش متون زیر را در مورد لیدی و بابل بخوانید امیدوارم مورد ناسزا قرار نگیریم:

یکی ز تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد.
کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.


سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیایی‌ها می‌زند و رهبر آنان را به اسارت می‌گیرد. شهرهای پری‌ین و مگنزی غارت می‌شوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانه‌های خود را رها کرده و راه فرار در پیش می‌گیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده می‌شوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار می‌زنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح می‌دهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند و پس از اینکه تاراج می‌گردند، پادگان‌های نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر می‌شوند.
[BLOCKQUOTE]
برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا

۱۱۷٫
[/BLOCKQUOTE]در مورد شهر نینوا:
، یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند.
گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند.
آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».


پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.
کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.
کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.
[BLOCKQUOTE]
برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶٫
دوستان عزیز من از این دو کتاب نقل کرده ام همان کتابهایی که در مدح کورش نوشته اند پس مرا مذمت نکنید به ندانستن تاریخ و جهل

[/BLOCKQUOTE]

فرمایشات بسیاری از دوستان بنده را به یاد ملانصرالدین می اندازد. میگویند روزی شخصی بیمار شد و طبیب برای او سرکه هفت ساله تجویز نمود. گفتند فقط در این شهر ملا این سرکه را دارد شخص به خانه ملانصرالدین رفت و از او سرکه طلب کرد ملا گفت اگر من میخواستم از سرکه به مردم بدهم که هفت ساله نمیشد. یک روز داریوش بزرگ را شماتت میکنید که چرا شورشها را سرکوب کرد غافل از اینکه اگر داریوش به این شورشها گردن می نهاد دیگر ایران آن ابعاد را نداشت. ما هنوز هم ناراحتیم که چرا بخشهایی از ایران چه با رفراندم و چه با جنگ جدا شد حال خودمان میگوییم چرا شورشها در آنزمان سرکوب شد از نامش پیداست شورش بوده. و اگر نبود آن گستره فرهنگی که در طول زمان بارها و بارها با هم متحد شود برای حاتم بخشی پادشاهان بعدی خاکی باقی نمی ماند و احتمالا ایران فعلی کوچکتر از بحرین بود.
آیا به نظر شما باید کورش یا داریوش به شورشیان می گفتند"ببخشید که ما شهری که شما در آن زندگی می کنید را گرفتیم ها بفرمایید ما رفتیم. در کجای تاریخ چنین اتفاقی افتاده؟
روز دیگر می گوییم اصلا وجود نداشتند و زاده مورخین مواجب بگیر بوده اند. خوب دوستان عزیز اگر وجود نداشتند چرا به آنها جنایت نسبت می دهید؟ کسی که نبوده جنایت کرده؟ خودتان با حرفهای خودتان نقض دلایل قبلیتان را می آورید. یک کمی تو را به خدا به جای پست دادن کور بنشینید با خودتان خلوت کنید اول بفرمایید اصلا وجود داشته اند یا خیر؟ تا بعد بنشینیم با هم بحث کنیم. اگر شما گزنفون را قبول دارید پس بنشینیم باهم بحث کنیم. اگر قبول ندارید دلیل آوردن از آن!!!!!!!!!!!!!
اول شما بفرمایید چه چیزی را قبول دارید؟
نوشتید "او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند. کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند." البته در تاریخ ایران باستان من برده داری ندیدم ولی بر فرض هم در این جنگ اتفاق افتاده چرا پادشاهان بعدی را به خاطر به کنیزی بردن زنان و غلام گرفتن مردان شماتت نمی کنید؟ این رسم تا همین چند سده پیش هم در ایران رایج بود.
در ضمن شما پرداخت غرامت را با باج و خراج یکسان نکنید. ملتی که آغازگر جنگ است در صورت مغلوب شدن باید هزینه های تحمیل شده را بپردازد. این رسم هنوز هم پابرجاست.
در مورد بخش دیگر "کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند " پ نه پ شما انتظار داشتید دستور بدهد بروند از هرکی دوست دارند اطاعت کنند؟ مطمئنا باید از حاکم ایرانی تبعیت می کردند و گرنه اگر قرار بود از هرکی دوست دارند تبعیت کنند که با اونا نمی جنگید.
خليج فارس = الخليج الفارسي = Persian Gulf = Persischer Golf = golfe Persique = Περσικός κόλπος = Перси́дский зали́в = الخلیج الفارسی الی الابد
جمال عبدالناصر: کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

Re: شخصیت‌شناسی کوروش؛ از شاه چهار گوشه جهان تا ذوالقرنین قر

پست توسط رونین »

ضمن تشکر از دوست گرامی hermes_PERSIAN تصویر تصویر


با توجه به مطالب ارسال شده ادامه مطلب ضرورتی ندارد

با احترام تاپیک قفل می شود

ضمنا از دوستان خواهش میکنم تاپیک جداگانه ای ایجاد نکنند

با تشکر

رونین تصویر
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
قفل شده

بازگشت به “تاريخ ايران”