صفحه 303 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۸:۲۷ ب.ظ
توسط SAMAN
مـــالرا دجال دان و عشــــق را عیسی شمار *** چون شـدی از خیل عیسی گردن دجال زنهر که را درد سـرست از دست قیفالش زنند *** گـــر تو را درد دل است از دیـــدگان قیفال زنحکیم سنایی

قیفال= رگ , رگ بازو
در قدیم برای بهبود سردرد ها بازدن رگ دست نوعی حجامت را انجام میدادند.
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱:۵۴ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
نظير دوست نديدم اگرچه از مه و مهر
نهادم آينهها در مقابل رخ دوست
حافظ
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۴:۵۸ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری
حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۰۲ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت
باز آيد و برهاندم از بند ملامت
حافظ
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۶:۲۴ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
ور نه هر فتنه که بینی همه از خود بینی
به خدایی که تویی بنده بگزیده او
که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی
حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱:۱۸ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
يا رب تو آشنا را، مهلت ده و سلامت
چندان كه باز بيند، ديدار آشنا را
سعدي
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۲:۳۵ ب.ظ
توسط DTN
امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
خيام

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۲:۴۹ ب.ظ
توسط @lirez@
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند
بس فتنه که از خاک بر انگیخته اند
من بهتر از این نمیتوانم بودن
که از بوته مرا چنین برون ریخته اند..
خیام

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۰:۵۶ ب.ظ
توسط SAMAN
در دل ز طرب شکفته باغیست مـرا *** بـــر جـان ز عدم نهاده داغیست مراخـــــالی ز خـــیالها دماغیـــست مرا *** از هستی و نیستی فراغیـست مرارباعیات حکیم سنایی

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹, ۷:۳۶ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
مثنوی معنوی

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹, ۴:۵۷ ب.ظ
توسط Mil@d
دست افشان، پای کوبان میروم...بر در سلطان خوبان میروم...میروم بار دگر مستم کند...بی پر و بی پا و بی دستم کند...میروم کز خویشتن بیرون شوم...پردهی لیلا رخی مجنون شوم...
با همهی لحن خوش آواییام...در به در کوچه تنهاییام...ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر...نغمهی تو از همه پر شورتر...کاش که...این فاصله را کم کنی...مهنت این قافله را کم کنی...
کاش که همسایهی ما میشدی...مایهی آسایهی ما میشدی...هر که به دیدار تو نایل شود...یک شبه حلاّل مسائل شود...
دوش مرا حال خوشی دست داد...سینه ما را عطشی دست داد...نام تو بردم لبم آتش گرفت...شعله به دامان سیاوش گرفت...نام تو آرامهی جان من است...نامهی تو خط امان من است...
ای نگهت خاستگه آفتاب...بر من ظلمتزده یک شب بتاب...پرده برانداز ز چشم تَرم...تا بتوانم به رخت بنگرم...ای نفست یار و مدد کار ما...کـی و کجا وعدهی دیدار ما...دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد...
ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش.
زنده یاد آغاسی

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱:۲۷ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
شود شود که شود چشم من مقام ترا.....شود شود که بینم صباح و شام ترا
شود شود که شوم غرق بحر نور شهود.....بدیده تو به بینم مگر بکام ترا
شود شود که نهم روی مسکنت بر خاک....بدرگه تو و خوانم علی الدوام ترا
شود شود که دل و جان و تن کنم تسلیم...برای خویش نباشم شوم تمام ترا
شود شود که سراپا چو دام چشم شوم....بدین وسیله مگر آورم بدام ترا
شود شود که نهم دل بجست جوی وصال....بدیده پویم و جویم علی الدوام ترا
شود شود کو سرفیض در ره تو رود....که تا بکام رسد هم شود بکام ترا
فیض کاشانی
