صفحه 322 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۹, ۱۱:۴۸ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
من خود از عشق لبت فهم سخن مىنكنم
هرچ از آن تلخترم گر تو بگويى شكر است
سعدی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۳۴ ق.ظ
توسط امیر جمالی
ت
تو بدل هستی و این قوم به گِل میجویند
تو بجان هستی و این جمع جهانگردانند
عاشقانراست قضا هر چه جهانراست بلا
نازم این قوم بلاکش که بلا گردانند
استاد شهریار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۱۱ ق.ظ
توسط jb.mohsen
دل مو بی ته دایم بی قراره
بجز آزار مو کاری نداره
غریبی سخت مرا دلگیر داره
فلک بر گردنم زنجیر داره
بابا طاهر
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۴۴ ق.ظ
توسط امیر جمالی
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری؟
یعنی که نموده اند در آیینه صبح
از عمر شبی گذشت و تو بی خبری
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۹, ۷:۰۱ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
يار زيبا گر هزارت وحشت از وى در دل است
بامدادان روى او ديدن صباح مقبل است
سعدی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱:۱۲ ق.ظ
توسط امیر جمالی
تن بیدرد دل جز آب و گل نیست
دل فارغ زدرد عشق دل نیست
ز عالم رویت آور در غم عشق
که باشد عالمی خوش عالم عشق
غم عشق از دل کس کم مبادا
دلی بی عشق در عالم مبادا
اسیر عشق شو کاندیشه این است
همه صاحبدلان را پیشه این است
اسیر عشق شو کازاد باشی
غمش در سینه نه تا شاد باشی
زیاد عشق عاشق تازگی یافت
ز ذکر او بلند آوازگی یافت
اگر مجنون نه می زین جام خوردی
که او را در دو عالم نام بردی؟
هزاران عاقل و فرزانه رفتند
ولی از عاشقی بیگانه رفتند
نه نامی ماند زیشان نی نشانی
نه در دست زمانه داستانی
متاب از عشق رو گر چه مجازیست
که آن بهر حقیقت کارسازیست
گزیده ای از (یوسف و زلیخا)
عبدالرحمن جامی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹, ۱:۰۲ ب.ظ
توسط ستاره شب تار
تنم از واسطة دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
حافظ
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۲:۳۷ ب.ظ
توسط امیر جمالی
تا طریق عشق تو من جان فشان شدم
بیجان شدم و لیک جهان در جهان شدم
زاندم که باختم دل و جان در قمار عشق
از هر چه عقل فرض کند بیش از آن شدم
تا در فنا ء هستی خود نیست آمدم
در عالم بقا بخدا جاودان شدم
گلشن راز....
( شیخ محمود شبستری )
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۸:۰۹ ب.ظ
توسط ali1371
من ازدست تودرعالم نهم رو ی ولیکن چو تو در عالم نباشد
من اول رو ز دانستم که این عهد که با من می کنی محکم نباشد
که دانستم هرگز سازگاری پری را با بنی آدم نباشد
تورا نادیدن ما غم نباشد که درخیلت به از
ما کم نباشد
سعدی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۵۱ ب.ظ
توسط امیر جمالی
در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
خرقه جائی گرو و باده و دفتر جائی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا می طلبم صحبت روشن رائی
...
....
...
...
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
آه اگر از پی امروز بود فردایی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۳۲ ب.ظ
توسط red_Civil
هر آن زمان که ببینم در آرزوی تو باشم به یاد آن سر زلفت به سوی کوی تو باشم
البته نفر قبل زنجیر شعرارو برید اما ادامه دادم

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰, ۹:۱۳ ق.ظ
توسط masieh
من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید
قفس را برده به باغی و دلم شاد کنید