صفحه 336 از 448

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰, ۷:۵۳ ب.ظ
توسط e121410
یارب ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش آشنایی ها نبود
یا که او با من نمی شد آشنا یا که او از من نمی کردی جدا؟

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط Fakkeh
هنگام که گریه می‌‌دهد ساز
این دود سرشت ابر بّر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به‌‌ روی میزند مشت ...
نیما یوشیج

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۱۸ ب.ظ
توسط masieh
تویی ان گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۵۷ ق.ظ
توسط Ph.Sepehr
كه چون حاصل شود در دل تصور
نخستين نام وي باشد تذكر تصویرتصویرتصویر

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۱۲:۲۳ ب.ظ
توسط masieh
رهرو منزل عشقیم وز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه امده ایم

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط Ph.Sepehr
مقدم چون پدر تالي چو مادر
نتيجه هست فرزند اي برادر

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۵:۱۶ ب.ظ
توسط masieh
رواست در بر اگر می تپد کبوتر دل
که دیده در ره خود تاب و پیچ دام و نشد
بدان هوس که به مستی ببوسم ان لب لعل
چه خون که در دلم افتاد و همچو جام نشد

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۹:۲۷ ب.ظ
توسط Ph.Sepehr
درآدر وادي ايمن زماني
شنو((اني انا الله))بي گماني
تصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویر

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۹:۳۱ ب.ظ
توسط masieh
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت ان مونس جان ما را بس

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۱۰:۰۵ ب.ظ
توسط e121410
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۰۸ ب.ظ
توسط masieh
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۴۴ ق.ظ
توسط Ph.Sepehr
دل ما دارد از زلفش نشاني
كه خود ساكن نمي گردد زماني