مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمت است/ کاین همه زخم نهان است و مجال اه نیست
اول علی اخر علی

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو را که بد خواهد تو را که بد گوید؟ / که هرگز مباد از بد او را رهایی

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت / یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
اول علی اخر علی

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دلبر که جان فرسود از او,کام دلم نگشود از او / نومید نتوان بود از او,باشد که دلداری کند

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در آرزوی نان , جگر کودک یتیم گردد مدام خون و ز چشمش برون شود
این قطره های اشک چو پیوسته شد به هم بر روی هم بغلتد و دریای خون شود
از سیل اشک چشم یتیمان خون جگر کاخ ستمگران جهان واژگون شود
(مرحوم استاد علی مظاهری)
{آزیتا(دریا)}
این قطره های اشک چو پیوسته شد به هم بر روی هم بغلتد و دریای خون شود
از سیل اشک چشم یتیمان خون جگر کاخ ستمگران جهان واژگون شود
(مرحوم استاد علی مظاهری)
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن / سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دیوان شعر دور زمان را قصیده ای
کباده ی قصیده ی دوران کشیده ای
طبعت بلند و شعر بلندو نظر بلند
نامت بلند باد , که شیوا قصیده ای
{آزیتا(دریا)}
کباده ی قصیده ی دوران کشیده ای
طبعت بلند و شعر بلندو نظر بلند
نامت بلند باد , که شیوا قصیده ای
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان / بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در بحر ییکرانه ی مرموز آسمان موج خیال من به نشیب و فراز بود
در جستجوی گوهر رمز ستارگان غواص فکر , غرق به دریای راز بود
{آزیتا(دریا)}
در جستجوی گوهر رمز ستارگان غواص فکر , غرق به دریای راز بود
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند,ناز آرند / که با این درد اگر در بند درمان اند,درمانند

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دست و رو شسته تر از آبی تو پاک تر از گل مهتابی تو
عندلیبان غمت بیدارند ای گل باغ سحر خوابی تو
{آزیتا(دریا)}
عندلیبان غمت بیدارند ای گل باغ سحر خوابی تو
{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
وقت است که در بر آشنایی بزنیم / تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم
زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ / آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم
زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ / آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم