صفحه 367 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۲:۵۶ ب.ظ
توسط آزیتا
ما عطر گریزای گل باغ بهشتیم
با باد سبک سیر صبا پا به رکابیم
با گوش دل از غنچه شنیدیم که می گفت
فرداست که در شیشه ی سر بسته گلابیم
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط masieh
مردم چشمم به خون اغشته شد / در کجا این ظلم به انسان میکنند
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۰۳ ب.ظ
توسط آزیتا
در بند غم افتادم از ناله و فریادم
هر دانه ی زنجیری یک سلسله شیون شد
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۰۵ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۰۶ ب.ظ
توسط masieh
دل از من برد و روی نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۰۸ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
دلم را جز تو کس دلبر نباشد / به جز شور تو ام در سر نباشد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۱۱ ب.ظ
توسط آزیتا
در بر من می شود خم سرو آزاد چمن
تا که یاد آن قد رعنای دلجو می کنم
شعر من سحر است و من ساحر , مرا شاعر مخوان
چشم او می بینم و صد گونه جادو می کنم
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۱۳ ب.ظ
توسط masieh
منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند ارم / زره مویی که مژگانش ره خنجرگزاران زد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۱۷ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد / که چو سرو پای بند است و چو لاله داغ دارد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۱۹ ب.ظ
توسط آزیتا
دم به دم گل بگو و گل بشنو
واژه ها را چو گل معطر کن
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۲۱ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
نفسی بیا و بنشین,سخنی بگو و بشنو / که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰, ۳:۲۵ ب.ظ
توسط آزیتا
یک مرغک خوش آهنگ بر بام خانه می خواند
در آن سپیده ی صبح تنها ترانه می خواند
{آزیتا(دریا)}