در زمان ما یک قانون در خصوص انصراف افراد قبولی در کنکور سراسری بود (نمیدانم هنوز باشد). که از شرکت در کنکور برای سالهای آینده محروم می شدند.
به نظر من مناسب است مشابه این قانون را در انتخابات ما برقرار کنند و هر کس که انصراف داد را به کل از کاندید شدن در هر رقابت انتخاباتی دیگر و حتی شاید کمی بیش از آن محروم کنند.
اینطور به عدالت نزدیک تر است.
--- شاید خیلی از دوستان ندانند، این داستان خیلی قدیمی تر از این حرف هاست که فکر می کنید.
این یک راهکار غربی است که خوب پیرو دنباله روی شدید اصلاح طلبان در کشور ما از اصول سیاسی غرب، در اکثر دوره های انتخاباتی ایشان شاهدش بودیم.
اتفاقا تحلیل این مسائل کمک می کند تا برخی بفهمند که چقدر به اشتباه ظهور خاتمی را تولد اصلاحات در ایران میدانند. باورهای توهمی در خصوص پیروزی مطلق در انتخابات از همان دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در ایران شروع شده بود:
علی لاریجانی دربارهٔ نگاه هاشمی به رقیبش (توکلی) در این انتخابات در خاطرات خود از روز ۲۹ دی ماه ۱۳۷۲ مینویسد: «یادم هست وقتی بحث ریاست جمهوری در ماهها پیش مطرح بود، روزی قبل از این که دولت تشکیل شود، با آقای هاشمی صحبت کردم که امروز آقای توکلی پیش من آمده و مصمم شده که در انتخابات شرکت کند. به آقای هاشمی گفتم ورود احمد توکلی رأی شما را کم خواهد کرد. آقای هاشمی پرسیدند مثلاً چقدر رأی میآورد. گفتم ۲ یا ۳ میلیون رأی دارد، خندیدند و گفتند ۲۰۰، ۳۰۰ هزار رأی هم ندارد! بعد معلوم شد چنین نیست… قبل از انتخابات ریاست جمهوری که طرحی در مورد ساماندهی افکار عمومی در مورد انتخابات را در دولت به عنوان وزیر فرهنگ مطرح کردم، نقد و بررسی زیادی شد. سخن آقای غرضی (وزیر پست، تلگراف و تلفن) از همه جالبتر بود که گفتند آقای هاشمی احتیاج به طرح ندارد، همین الآن حدود ۱۸ میلیون رأی مربوط به شماست، یک قدری کار کنیم، ۲۰ میلیون رأی میشود!"
حالا اینجا کار به توهم پیروز میدان بودن نداریم و این نقل قول صرفا جهت اشاره به اسامی حامیان جناب هاشمی در سال 1372 است.
سال 1372 > در این دوره شاهد حضور آقای جاسبی هستیم در کنار آقای هاشمی رفسنجانی. (کارکرد شتاب دهندگی) مرور کنید تاریخ را متوجه مفهوش خواهید شد.
سال 1376 > فریب بزرگ رقابت خاتمی با ناطق نوری .... البته به قول دوست عزیزمان حافظه مردم ایران کوتاه مدت است. گذر زمان خوب روشن کرد مواضع جناب ناصق نوری و روابط ایشان را با اصلاحات (هاشمی، خاتمی و همین الان روحانی) شاید بهتره به این دوره بگیم کارکرد ارتجاعی. (تندروی یک سمته جهت کوچ دادن آرا به سمت مخالف). در حالی که بعدها مشخص شد جناب ناطق نوری اصلا آن تندروی اصولگرا نبودند و اتفاقا در همان مقطع هم رابطه عمیق با جناب هاشمی رفسنجانی و جبهه اصلاحات داشتند. در اصل با بدگویی از خودشان رای جمع آوری شد.
سال 1380 > حضور شمعخانی جهت شکستن آرای رقیب که البته مفصل دوستان شرحش دادن. (هر چند ضرورت نداشت و انصافا خاتمی پیروزی قدرتمندانه ای داشت).
سال 1384 > خطر احمدی نژاد اونقدر بزرگ بود که ترکیب راهکارهای گذشته اتخاذ شد
لاریجانی در نقش یک اصولگرا ظاهر میشود (!) (باز گذر زمان خلافش را اثبات کرد - هر چند اگر کسانی گذشته هم مرور میکردند میفهمدند لاریجانی با هاشمی چه روابط همسویی دارد). اما ابزار ارتجاعی (تندروی جهت دادن میدان عمل به هاشمی)
کروبی در همان نقش شمعخانی در راستای انحراف آرای اقشار ضعیف در حمایت احمدی نزاد.
سال 1388 > فکر نکنم تشریحش نیاز باشد، مسائل کاملا روشن بود از نقش رضایی گرفته تا دیگران (تقریبا تو مناظره با میرحسین احمدی نژاد نقش همگی را به درستی تشریح کرد).
سال 1392 > رضایی در همان نقش دوره قبلش. غرضی در نقش جدیدی که شرحش مفصل هست (نقشی که الان هاشمی طبا داره بازی می کنه در انتخابات).
سال 1394 > جهانگیری و باز هاشمی طبا ...
این وسط اصلا رابطه شغلی این افراد معیار و ملاک نیست، بحث بر سر همسویی اندیشه ها و کاملا هدفمند و فریب کارانه بودن رقابت هست بیشتر. به هر حال این کار فعلا قانونی است و مادامی که در کشور فکری به حال این متدها نشود استفاده از اون خلاف قانونی نیست صرفا بهش میشه گفت رفتارهای ناپسند اخلاقی در انتخابات که خوب خیلی اهمیت نمیدهند بهش افراد.
یعنی در اصل بازی با قانون انتخابات جهت پیشی گرفتن از رقبا.
اشاره به این موضوع بد نیست که اصولگرایان از آنجا که قصد ندارند متدهای غربی را دنبال کنند مدل بومی این راهکارها رو اتخاذ کرده اند اما معمولا شکست خوردند (منظور در اجرای این متدها هست).
در اصل خیلی اوقتا اصلاح طلبان اصلاح طلبان را می برند و ما فکر می کنیم اصولگرایان را برده اند و اصولگرایان فکر می کنند باخته اند.

اگر سرمان به باد نرود کلا به خروجی های "جامعه روحانیت مبارز" خیلی در خصوص اصولگرا بودن اعتماد نکنید معمولا چند وجهی هستند و بعد از نقش آفرینی در یک مقطع حساس به جمع یاران اصلاح طلب خود خواهند پیوست. ( اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی و یکی از کاندیدانهای به ظاهر خیلی اصولگرای این دوره :| که به زودی شاهد تحول عمیق فکری ایشان و اصلاح طلب شدنش خواهیم بود)

فکر کنم با توجه به نام مجمع (روحانیون) نیاز به اشاره نیست کدوم کاندید اصولگرا بعد از شکستن پوسته اش یک اصلاح طلب ازش خارج می شود...