صفحه 5 از 5

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۰۰ ب.ظ
توسط کفير
به نظر من در جنگ ايران و آمريکا کشوري برنده مي شود که حمله اول را انجام دهد

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۳:۳۳ ب.ظ
توسط torabi89
دوستان عزيز در کل هيج کشوري در کره زمين وجود نداره که بتواند در مقابل حمله همه جانبه نيروي هوايي امريکا (احتمال همراهي اسرائيل و انگلستان هم در نظر بگيريد) مقاومت کنه

arash_slayer ويتنام تو کره زمين هستش :-) :)
ولي در جنگ زميني کمتر رخ داده که کشورهاي جهان اولي توانسته باشند حريف خود را به راحتي از ميدان بدر کنند.جنگ دوم خليج فارس-جنگ اول خليج فارس-جنگهاي اسرائيل و لبنان-جنگ ويتنام -و......

با اين حرفت موافقم شايد بهتر باشه اينطوري بگيم که کشور هايي مثل امريکا و امثال اون توان تحمل جنگهاي فرسايشي رو ندارند يعني هميشه سعي ميکنن با ضربات اول (که اکثرا هم هوايي هست) حريف رو از ميدون به در کنن اما اگه قرار باشه جنگ طولاني بشه چه در حين اشغال مثل ويتنام و چه بعد از اشغال مثل عراق کم يارن مخصوصا اگه تلفات زياد بشه و از طرفي کشور هاي ضعيف در مقام دفاع براشون تلفات اونقدر مهم نيست (نه اينکه مهم نيست به اندازه ملت امريکا مهم نيست)
به نظر من در جنگ ايران و آمريکا کشوري برنده مي شود که حمله اول را انجام دهد

کفير جان اين چه حرفيه اگه ما بزنيم اونا جلوي ملتشون شير ميشن و بهانه خوبي براي ورود به جنگ دستشون ميديم و از طرفي اگه ايران قبل از اينکه امريکا بهش ضربه بزنه به امريکا حمله کنه جواب مردمش رو چي ميده مردم ما جنگ ايران-عراق که دفاع محض بود هنوز سرش حرف دارن ميگن چرا طولاني شده :? حالا اگه ما شروع کننده جنگ باشيم که .......

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۳:۴۵ ب.ظ
توسط کفير
اگر ما اول حمله کنيم پايگاهها ما سالم هستند و مي توانيم از آنها بهترين استفاده را بکنيم اما اگر آمريکا اول حمله کند بخش عمده توان ما از بين ميرود
اما بايد در صورتي حمله کنيم که احتمال در گيري 100%باشد

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۴:۴۳ ب.ظ
توسط torabi89
کفير جان من نفهميدم بعني چي احتمال حنله 100% باشه ، شايد منظور شما اينه که نيروي هاي ما هميشه بايد در حال اماده باش باشن تا در صورت حمله قبل از وارد امدن خسارت هاي سنگين دست به مقابله بزنن

من هرطور که موضوع رو نگاه ميکنم نميشه يعني به هر دليلي اگه ما جنگ رو شروع کنيم حتي چند ثانيه قبل از شليک اولين گلوله از طرف اونا اونوقت ما متجاوز و شروع کننده جنگ خواهيم بود (اين نظر من هستش اگه اشتباه دوستان بفرمايند چرا؟)

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۳۰ ب.ظ
توسط کفير
torabi89, جان
شما جنگ اول عراق و امريکا را در نظر بگيريد چند ماه طول کشيد تا نيروهاي بين المللي در عربستان و ديگر کشورها جمع شدندو عراق دست روي دست مي گذاشت

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۵۹ ب.ظ
توسط torabi89
اولا کفير جان اونجا عراق خودش متجاوز بود
دوما شما فرض کن امريکا از الان شروع کنه به تمرکز نيرو در کشر هاي اطراف ما ايا ميشه ما با اين حجت که : شما داريد در اطراف ما نيرو جمع ميکنيد و مي خواهيد به ما حمله کنيد اولين موشک رو ما شليک کنيم خوب اون وقت اونا ميگن که ما از طرف ايران مورد حمله قرارگرفتيم و حمله همه جانبه خودشون رو به ما توجيه ميکنن

اما اگه وقتي اونا شروع ميکنن به تجمع نيرو ما نيرو هاي خودمون رو در حالت اماده باش قرار بديم و تک تک تحرکاتشون رو زير نظر داشته باشيم اونوقت ميتونيم هم از خسارت زياد جلوگيري کينم و هم در سياست حرفي براي گقتن داشته باشيم
دوست من اگه اول ما به امريکا حمله کنيم اونقت امريکا در موقعيت مدافع قرار ميگيره و به راحتي افکار عمومي جهان و خصوصا مردم امريکا رو براي حمله به ايران توجيه ميکنه و در اين حالت کسي هم نميتونه اعتراض کنه چون اونوقت هست که امريکا ميگه ما که به ايران حمله نکرد اونا به ما حمله کردن و ما داريم از خودمون و امنيت جهاني دفاع ميکنيم

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۸:۰۰ ب.ظ
توسط Reza6662
torabi89 نوشته شده:
دوستان عزيز در کل هيج کشوري در کره زمين وجود نداره که بتواند در مقابل حمله همه جانبه نيروي هوايي امريکا (احتمال همراهي اسرائيل و انگلستان هم در نظر بگيريد) مقاومت کنه

arash_slayer ويتنام تو کره زمين هستش :-) :)

دوست عزیز، ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی، دو لقمهء چرب برای ابرقدرت شرق و غرب بودند. شمالی ها به وسیلهء سلاح های بسیار پیشرفتهء ارسالی از طرف خرس شوروی و ژنرال مائو تغذیه می شدند. جالب است برای قیاس در نظر بگیریم که در سال 1965، ویتنام شمالی، به هواپیماهای MiG-21 و موشکهای AA-2 مجهز بودند، پدافند زمینی آنها به موشکهای بسیار پیشرفتهء Sa-2 (نسبت به زمان خود) مجهز بود. برای سال 2007 این بدین معنی است که امروزه کشوری مجهز به هواپیماهای MiG-31 و Su-27 و پدافند S-400 باشد.
چنین تغذیهء سلاحی، تنها از جانب روسها در زمان جنگ سرد امکان پذیر می بود. برای مثال، سوریه و مصر پس از جنگ 1967، توسط شوروی تجهیز شدند تا بتوانند جنگ یام کیپور (1973 رمضان) را به راه بیندازند. رژیم صدام، بارها در طول جنگ با ایران، بر خلاف عرف و اصول انسانی، توسط روسها تجهیز شد. نیروی هوایی عراق در طول جنگ صدها هواپیمای به روز خود را از دست داد، اما دیدیم که در پایان جنگ چیزی در حدود 700 هواپیمای جنگی در اختیار داشت که از این تعداد، بیش از 600 فروند روسی و مابقی فرانسوی بودند.
اما روسها، امروزه فقط حرف می زنند و هیچگاه با فروش تسلیحات، خود را در مقابل قدرت اول جهان، یعنی ایالات متحده قرار نمی دهند. تا جایی که من می دانم طی سفر سال 1368 آیت الله هاشمی رفسنجانی (ریاست وقت مجلس) به مسکو، روسها قول دادند نیروی هوایی ایران را با فروش میگ29، سوخوی27 و میگ31 تجهیز نمایند. ولی تنها 24 فروند میگ29 به ایران فروختند. (بنابر اقوالی، قرار بوده 150 فروند میگ29 خریداری شود و کلیهء هواپیماهای اف5 از رده خارج شوند) با فروپاشی شوروی، روسها هیچ سلاح قابل توجه و درخوری به ایران تحویل ندادند و تا امروز، تنها سلاح قابل قبول ارسالی آنها، موشکهای سام کوتاه برد TOR-M1 بوده است که آن را هم با قیمتی گزاف و با تاخیرهای پیاپی تحویل دادند.

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۱۱ ب.ظ
توسط کفير
torabi89, جان :razz:
:-) تسليم حق با شماست ^:)^

محاسبه ابعاد هجوم احتمالی نظامی به ایران

ارسال شده: شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵, ۷:۱۵ ب.ظ
توسط Reza6662
محاسبه ابعاد هجوم احتمالی نظامی به ایران

در آستانه روز ۲۱ فوریه و پایان مهلت شصت روزه مندرج در قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت علیه ایران، دایر بر در خواست تعلیق غنی سازی اورانیوم، نگرانی نسبت به احتمال برخورد نظامی تازه ای در منطقه خلیج فارس رو به افزایش نهاده است. آنچه در عین حال توجه محافل بین المللی و رسانه ها را به خود جلب کرده، نوع حمله احتمالی است که گروهی از ناظران بر محدود بودن و طبیعت تنبیهی آن تأکید می کنند و گروهی دیگر، نسبت به خطر هجوم وسیع علیه ایران هشدار می دهند.

نقل و انتقالات نظامی نسبتاً گسترده آمریکا در منطقه، ازجمله اعزام ناو هواپیمابر جان سی استنیس به خلیج فارس و پیوستن آن به ناو هواپیمابر آیزنهاور که از پیش در آبهای سومالی قرار داشته، اقدامی در جهت افزایش توان هجومی آمریکا تلقی شده است.

استقرار موشکهای ضد موشک پاتریوت آمریکا در عراق و سایر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز به نظر می رسد با این انگیزه انجام گرفته باشد که در صورت حمله تلافی جویانه احتمالی ایران علیه مواضع آمریکا و همپیمانانش در منطقه، قابلیتهای دفاعی آنها را از این طریق افزایش دهد. مشابه این اقدام، پیش از این در آستانه دو جنگ خلیج فارس (در سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۳) صورت گرفته بود.


عمل در برابر حرف

اجرای سه مانور نظامی مختلف در کمتر از دو ماه در ایران، با هدف افزایش قابلیتهای دفاعی و تمرینهای مکرر هجوم متقابل و تلافی جویانه که تازه ترین آن هم اکنون در چهارده استان ایران در جریان است نیز نشانه جدی گرفتن تهدید هجوم خارجی از سوی دولت ایران تلقی می شود.

هرچند هم مسئولان دولت آمریکا قصد چنين حمله ای را انکار می کنند و هم مقامات دولت ایران امکان آن را بسیار ضعیف معرفی می کنند.

علی رغم اظهارات سیاسی دوطرف پیرامون قصد یا داشتن قابلیت درگیری نظامی با ایران، اقداماتی که در دو سوی منازعه در جهت افزایش توان هجومی یا فراهم آوردن ظرفیتهای بازدارنده و دفاعی صورت می گیرد حاکی از آن است که کفه آمادگی نظامی از کفه انکار سیاسی سنگینتر شده و در نتیجه خطر برخورد نظامی تازه ای در منطقه افزایش یافته است.


کافی نبودن تحریم

نرسیدن به توافق با ایران از راه اعمال قطعنامه شورای امنیت و انتشار اظهارات اخير رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی دایر بر نزدیکتر شدن ایران به غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی، قبل از تسلیم گزارش رسمی او به شورای حکام، حاکی از رنگ باختن امیدهايی است پیش از این در جهت حل مسالمت آمیز بحران شکل گرفته بود.


اندازه های کمی هجوم نظامی

برخورد نظامی با ایران، در صورت وقوع، می تواند هجوم محدود و هشدار دهنده ای باشد علیه معدودی از مواضع و تأسیسات در داخل ایران، نظیر آنچه کمی پيش از پایان جنگ ایران با عراق صورت گرفت و طی آن هواپیماهای امریکا چاههای نفتی سروش و نوروز را در آبهای ايران در خلیج فارس هدف قرار دادند.

گزینه دوم، هجومی گسترده ای خواهد بود علیه تمامی تأسیسات هسته ای، واحدهای موشکی، پایگاههای هوايی و دریايی، پالایشگاههای نفت و واحدهای تولید برق با هدف از میان بردن ظرفیتهای تلافی جویانه نظامی و انهدام قسمتهای مهمی از تأسیسات اتمی ایران.

با توجه به اینکه قابلیتهای لازم برای تدارک هجوم زمینی آمریکا و متحدان احتمالی اش به ایران در شرایط جاری فراهم نیست و ایران با برخورداری از امتیاز وسعت خاک و در اختيار داشتن ظرفیتهای قابل ملاحظه موشکی قادر به اقدامات تلافی جویانه مؤثر علیه نیروهای مهاجم و متحدانش خواهد بود، به نظر می رسد در صورت قصد هجوم نظامی از راه هوا و دریا به ایران، این هجوم از محدوده حملات موضعی و هشدار دهنده بسیار فراتر برود.

دلیل عمده این نگرش این است که ایران علاوه بر در اختیار داشتن ظرفیت مینگذاری دریايی در آبهای نزدیک به تنگه هرمز، نیروی موشکی مؤثری در اختیار دارد که با استفاده از آن قادر خواهد بود کشتيهای نظامی و نفتکشهای در حال گذر از محدوده تنگه را هدف قرار دهد.

این قابلیتها در عین حال می تواند علیه پایگاهها و نیروهای متخاصم مستقر در کشورهای همسایه ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد.

سه زیردریايی ایران در کنار واحدهای آبی کوچک و سریع که در آبهای خلیج فارس مستقرند قادرخواهند بود دامنه اقدامات تلافی جویانه ایران را بخصوص در منطقه آبهای هرمز گسترش دهند.

ایران با در اختیار داشتن موشکهای بالستیک با برد کوتاه و متوسط می تواند تمامی پایگاههای نظامی و مراکز استقرار نیرو در فاصله صدها کیلومتر از مرزهای خود را هدف قرار دهد.

برای خنثی کردن این ظرفیتها، از دید بسیاری از ناظران، حملات محدود هوايی به ایران ناکافی است و فقط به انسجام بیشتر سیاسی در داخل ایران می انجامد.

بر پایه این استدلال، در صورت اتخاذ گزینه نظامی برای حل مسئله ایران، هدفهای متعددی در سراسر ایران مورد هجوم قرار خواهد گرفت و این هجوم هوايی و موشکی دست کم تا یک هفته طول خواهد کشید.

به این منظور بالغ بر یکهزار پرواز هواپیماهای جنگنده و استفاده از صدها فروند موشک کروز مورد نیاز نیروهای مهاجم خواهد بود که به این ترتیب، در صورت عملی شدن تهدید هجوم نظامی به ایران، منطقه شاهد جنگ تمام عیار تازه ای می شود.

از نظر بسیاری از ناظران، هجوم نظامی تمام عیار به ایران نمی تواند محدود به ایران بماند.

ناظران امنیت منطقه نیز بر این اعتقادند که فقدان راهی برای جمع کردن دامنه نزاع و پایان دادن به بحران بعد از هجومهای گسترده هوايی، خطرناکتر از اقدام اولیه برای آغاز نبرد خواهد بود.

Please Login or Register to see this code