صفحه 5 از 5
ارسال شده: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۹:۴۰ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
g, منظور من واضح است. منظور من اين است که سعي کنيد خودتون تصميم بگيريد و از کسي راهنمايي نخواهيد چون در اين مسائل چون با روحيات يک فرد سرو کار داريد بهتر است خودتان تصميم بگيريد.
ارسال شده: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۴۴ ب.ظ
توسط Leila
شايد ادم چيزي به ذهنش نرسه
و اينكه بايد از ديگران راهنمايي بخواد
وقتي دختر خوبي نيست و به درد هم نمي خورن
و اينكه بعد ها دچار پشيموني و ناراحتي بشن
حالا سختي و ناراحتي بكشه بهتر از بعدهاست

ارسال شده: سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
توسط g
حالا شما دوستان یه راه حل برای نزدیک شدن و ریختن مخ و انجام عملیات تغییر رفتار به من پشیشنهاد دهید
راستی آفا آرمین منظور شما از تهدید یا فرصت چیست
دختر خوبی هست اما گول رشتش و محیط این فضا رو خرده
اما توجه کردین این رفتارها از یه چیز نشات میگیره
که من تا حالا سه مو رد رو مشاهده کرئدم
1 کسی این وضع رو داره کمبودی تو زندگیش داره که بیشتر مثلا یکی شون بجه طلاق بوده ولی از نظر مالی کاملا در رفاهآخه یه رفسنجونی پسته دار بود
2 یکی شون پدرش راننده هست مادرش پادری اما خودش ...ولی تحقیق کردم دیدم خانوادش این مدلی ان
3 یکی دیگه که مادرش این وضعی میپوشه
میخوام بگم که اینها همه از یه چیزنشات میگیره
ارسال شده: سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
g, در زندگي فرصت ها و شانس هايي به انسان رو مي آورد که بعضي از آنها تهديد است و بعضي فرصت استسنايي. شايد فرد مورد نظر واقعا کمبودي دارد که اين چنين است و شما بتوانيد اين کمبود او را بر طرف کنيد و يک رابطه عالي داشته باشيد. ممکن هم است به طور کل فرد پاک و سالمي نباشدو با ايجاد رابطه شما را هم به تباهي بکشاند. من خودم حدود 6 سال پيش عاشق دختري بودم که تيپ و وضع بسيار بدي داشت. هر روز با يه ماشين مي يومدن دنبالش و مي بردنش. باورتون نمي شه ولي با وجود تمام کار هايي که ازش ديدم نمي تونستم بي خيالش شم. حتي به خودش هم نگفته بودم يعني من رو نمي شناخت و از دور حواسم بهش بود. بلاخره يکي از دوستانم به من گفت اگر تو قصد نداري بري جلو من مي خوام برم چون مطمئينم . اولا دختري به زيبايي اون پيدا نمي کنم و دوما م مي تونم اون رو درست کنم و ديگه نمي زارم از اين کار ها بکنه.
از نظر اون اين دختر يک فرصت بود و ار نظر من يک تهديد در زندگي.
مطمئين هم بودم هيچ کس نمي تونه به من کمک کنه چون خودم بايد تصميم مي گرفتم. کسي از خصوصيات شخصي فرد اطلاع نداره که آيا اصلاح پذير است يا نه.
خلاصه دوستم رفت جلو و به تمام معنا بدبخت شد. چون اون دختر نبود و پاش گير افتاد. اي کاش حداقل مي تونست باهاش ازدواج کنه فقط تا مي تونست دختره تيغيدش.
احتمال هم داشت دوستم بتونه اون رو درست کنه و با هم يک رابطه خوب داشته باشند.
منظور اصلي من اين است که اين يک ريسک است. بايد ببيني فرد چقدر ارزش داره. مطمئين باش نمي توني تشخيص بدي اين يک فرصت است يا يک تهديد.
بايد خودت تصميم بگيري. ببين ارزش ريسک رو داره يا نه.
ارسال شده: سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۴ ب.ظ
توسط Farhad3614
g بنده اصلا با شما موفق نيستم. چون به اين موضوع ايمان دارم که هر شخصي فقط چوب و پاداش عمل خودش را ميخوره که اين دو از چيزي نشات نميگيره به جز شخصيت دروني خود فرد که فقط به خود فرد بستگي داره. خدا کنه آدم خودش نخواد کاري بکنه
راستي اينجا رو elahe خانم با اين هدف زدند ( چرا دختر و پسرها با هم دوست می شن؟ ).. اما به نظر ميرسه که اينجا داره از موضوع اصليش خارج ميشه.. بهتر نيست هر بحثي در جاي مشخص خودش پيگيري بشه ؟
ارسال شده: سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۴۲ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
آقا فرهاد اگر لطف کنيد تاپيک هاي مربوط به اين بحث رو به قسمت هرچه مي خواهد دل تنگت بگو در انجمن شعر،ادبيات و فرهنگ انتقال دهيد ممنون مي شم.
