صفحه 5 از 7

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۷, ۶:۴۸ ب.ظ
توسط Mardaviz
اشرف نوشته شده:پاسختان مبهم است شاید د یکته کلمان غلط است از جوابتان چیزی متوجه نشدم
خواهش میکنم اشتباه ننویسید

با تشکر

درود
دوست گرامی شما متوجه سخنان بنده نشدید[البته تقصیری هم ندارید]شما بهتر است به کتاب های ابن سیرین و دانیال رجوع کنید.
دوما:کلمان من غلط نیست،کلمان شما غلطه ::ns
سوما:بهتراست کسان دیگری تعبیر خواب شما را انجام دهند.
زیرا شما اصلا نفهمیده اید من چه گفته ام.

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۷:۲۲ ق.ظ
توسط اشرف
با سلام و خسته نباشید
عصبانی نشوید من متوجه این جمله شما نشدم ( تصویر سازی خشنتان است ) یعنی چه ؟

.با تشکر

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۷, ۲:۱۸ ق.ظ
توسط Mardaviz
اشرف نوشته شده:با سلام و خسته نباشید
عصبانی نشوید من متوجه این جمله شما نشدم ( تصویر سازی خشنتان است ) یعنی چه ؟

.با تشکر

سلام
بنده نگفتم تصویر سازی خشنتان است،گفتم تصویرسازی ذهنتان است.[دوست من مثل اینکه پست درج کردن رو باsms زدن اشتباه گرفتی.]
خیلی عجول و متلون المزاج هستید،امیدوارم درزندگی اینگونه نباشید.
پاسخ تعبیر خوابتان را با پیام خصوصیpm خدمتان عرض خواهم نمود.

لطفا" راهنمائي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸, ۳:۴۸ ب.ظ
توسط bahmann
با سلام
من 2 تا خواب داشتم ولي اولش بزارين يک توضيح کچولو بدم
من دختر خاله ام رو از وقتي خودم رو شناختم دوست داشتم ولي نه چيزي بهش گفتم و نه مي تونستم بگم چون خانواده مذهبي هستيم تمام عمرم بغير از سلام - خوبين - خداحافظ چيزي بين ما در و بدل نشده. سال 86 به مادرم گفتم با خاله صحبت کن بريم خواستگاري بعد از صحبت گفت قبول نکردن ( يا شايد اصلا" صحبت نکرد ) منم بيخيال شدم البته دلم بيخيال نميشه . حالا لطفا" اين دوتا خواب من رو تعبير کنيد
1- من توي خونه خالم بودم اونايي که اطرافم بودن چادر داشتن ولي دختر خاله ام رو ديدم بي چادر گفت اينجا چکار مي کني. يک دفعه هوا گرم شد از خواب پريدم.

سه يا چهار ماه بعد

2- از کار برگشتم يک جايي نمي دونم کجا خالم با دختر خاله ام هم بودند , خالم گفت با هم برين خونه منم ميام ما رفتيم توي ايستگاه اتوبوس اولي آمد رفت دومي آمد بالاتر نگه داشت من رفتم مقصد رو پرسيدم ولي رفت برگشتم ديدم دختر خاله ام هم اومده عصباني توي چند قدم برگشتن به ايستگاه يکدفعه حس کردم دختر خاله ام به من چسبيد اينور و اونورم رو نگه کردم ببينم چرا يکدفعه اين مسير ما تنگ شد دستش رو گذاشت رو کتفم گفت بيا بريم مسئولش رو ببينيم باز هوا يکدفعه گرم شد از خواب پريدم.
لطفا" خواب هاي من را هم تعبير کنيد.
خداحافظ

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸, ۸:۱۱ ب.ظ
توسط samanrossonero
تو خوابت اتفاق خاصی واسه تعبیر نیفتاده اما من فکر میکنم دخترخالتون هم به شما علاقه مند هست.
فکر میکنم اون گرما حرارت عشقی باشه که بین شما هست...
شجاع باش،برو خودت باهاش صحبت کن...

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۸۸, ۱:۳۸ ق.ظ
توسط Mardaviz
درود
بنده خیلی مایل بودم خواب شما را تعبیر کنم،ولی نمیدانم چرا هر زمان که خواب کسی را تعبیر مینمایم،برایم بدشگونی به همراه دارد،و یا به زبانی دیگر بد می آورم.
خودتان را خسته نکنید،کسی در این سایت تعبیر خواب بلد نیست.
هیچ گاه فراموش نکنید ،بهترین معبر خودتان هستید.(البته با تمرین)
به همین دلیل بنده مقدماتی را برایتان توضیح میدهم.
به دقت گوش کنید:
«تعبیر خواب مثل یاد گرفتن یک زبان جدید است.بااین تفاوت که زبان برای ماشناخته شده است وفقط باید آنرا دوباره یاد بگیریم»
نخست باید وضعیت ،یا محیطی که بیننده خواب خودرا درآن می یابد ،تفسیر کرد .بااین کار مضمون خواب روشن میشود.مثلا خواب در مدرسه بودن که خود بنده بارها در خواب آنرا تجربه کرده ام،نشان دهنده محیطی آموزشی است و بیننده خواب میتواند آنرا به شرایط موجود خود ربط بدهد.سپس به آنچه احساس میکرده ،یاتاثیراتی که به او دست داده است توجه میکند تا متوجه سناریوی خواب شود.سپس باید معنای نمادین تصاویر گوناگون را استخراج کرد و به صورت پیشنهاد ،تمثیل،کنایه،یا حتابازی با واژه ها ،تشخیص داد.به این ترتیب اشخاص حاضر درخواب درچارچوب نمایش به وجود آمده معنا پیدامیکنند و درنهایت بابازی شرکت کنندگان مختلف ،اجزای مختلف خواب به هم پیوند داده میشود.
حوادثی که درخواب به نمایش درمی آید اغلب توالی ندارد؛صحنه هابه ظاهر بدون نظم و بی دلیل از پی هم می آیند .اگر بپذیریم که ذهن به صورتی درونی برآنچه باید آشکار شود تاکید میکند ،پس باید نظمی وجود داشته باشد .وقتی مضمون خواب آشکار شد ،میتوان جنبه های گوناگون آنرا شناسایی و نمادهارا تعبیر کرد.
دوست گرامی
بهتر است بعد ازخواب دیدن ،هرچه زودتر خوابها را ثبت کنیم،این کاررا میتوان باکمک یک ضبط صوت یا یادداشت کردن انجام داد.
به این ترتیب که در خواب چه پیش آمد ،چه کسی یا چه چیزی در خواب حضور داشت ،چه گفته شد یا چه انجام شد و شما بعنوان بیننده خواب چه احساسی درباره اش داشتید.چه احساس هایی وجود داشت و چگونه همه چیز به هم مربوط میشد.برای آسان شدن تعبیر بهتر است شخص ،نمادها ،اشیا،احساسات و تاثرات به یادآمده را بصورت الفبایی یادداشت کند.
و همچنین شخص خود را به ثبت خوابهایش در دفتری عادت دهد.
نخست باید از دید بینده خواب بررسی شود و میتواند از زبان اول شخص باشد،مثلا:من داشتم،ماداشتیم،به نظرم می آمد...سپس میتوان به صورت واقع گرایانه ،روایت را ادامه داد ،مثلا:اتاق در خانه ای بزرگ بود،درخت ها خیلی عجیب بودند،-این مهم است ،زیرا دیدگاه بیننده خواب عوض میشود و او بیشتر حالت یک ناظر را پیدا میکند.
سخن بسیار است و بنده خسته ،به امید خدا در مبحثی دیگر.ادامه میدهیم
بنده علیرغم میل ام یکی از نمادهای خوابتان را تعبیر میکنم:
آن چادری که در خواب دیدی نشانه ای است که احساس میکنیم در حرکتیم و نمیتوانیم سروسامان بگیریم و ریشه بدوانیم .هرکجا بمانیم موقتی است.
دوست گرامی خودکفا بودن و عدم وابستگی به دیگران ،محاسن زیادی دارد.شاید لازم است مدتی از مسوولیت های روزانه دور شوی و ارتباط رو با نیروهای طبیعی از سر بگیری.

مرداویز

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
توسط مهناز1981
با سلام
من عضو جدید این سایتم.
دو خواب دیدم که ذن من رو خیلی به خودش مشغول کرده
اگه لطف کنید و خوابم رو تعبیر کنید یک دنیا ممنون می شم.

خواب اول:
خواب دیدم خونه قدیمی عزیز جونم(که الان به رحمت خدا رفتن) هستم.من تو اطاق پذیرایی نشسته بودم که یکدفعه زنی چادری و میانسال که اصلا نمی شناختمش وارد اطاق شد.من بهش گفتم که من مهره مار می خواهم که به آرزوم برسم گفت باشه من الان می رم برات میارم.همون موقع یک پیرمرد با موهای بلند و ریش بلند و کاملا سفید که شبیه درویش ها بود وارد شد و به اون زنه گفت از کجا معلوم که اصلش رو بیاری؟برو و خود مار رو برای من بیار.اون زن رفت و یک مار خیلی بزرگ و وحشتناک آورد داخل اطاق.
اون مار اومد سمت من و من از ترس اون به یک سمت دیگه رفتم.بعد رفت سمت پدرم و نیشش رو درآورد اما بابام به ماره گفت من از تو نمی ترسم.یکدفعه ماره نیشش رو غلاف کرد و رو زمین نشست.همون موقع پیرمرده ماره رو گرفت و سرش رو با دهنش کند و 6 - 7 تا مهره گرد از توش در آورد و داد به من و گفت این مهره مارها پیشت باشه تا به آرزوت برسی.

خواب دوم:
خواب دیدم تو اطاق خودم هستم و خواهرم و دوست صمیمیم و ح (پسری رو که دوست دارم ) با من داخل اطاق هستند.من دارم به آیینه نگاه می کنم و ح هم داره به من نگاه می کنه.
همون موقع من یک چادر که تا حالا تو خونه مون ندیده بودم(آبی نفتی با گلهای سفید) سرم کردم و روی خودم رو گرفتم به ح گفتم بهم میاد؟ اون هم گفت آره خیلی و خوشحال بود.

می شه این خواب ها را برام تعبیر کنید؟از لطفتون ممنون.

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۱۴ ب.ظ
توسط مهناز1981
سلام
انگار هیچکس نمی خواد خواب منو تعبیر کن تصویر
ok ممنون

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸, ۶:۲۷ ب.ظ
توسط Mardaviz
درود
به کتابها رجوع کنید

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۷:۰۰ ب.ظ
توسط ganjineh
خدمت دوستان عزیز برای چندمین بار اعلام کنم که لطفا تعبیر خوابهای خود را در دنیای مجازی جستجو نکنید :x
اول اینکه :تعبیری که ممکنه شما اون را بپذیرید از کجا می توانید مطمئن باشید که طرف از روی بار علمی و صحیح تعبیر خواب را انجام داده که بعدش شما بخواهید باورهایتان را بر پایه های ان تعبیر بگذارید؟؟؟؟؟ :-(
دوم اینکه :بعضی خوابها را نبایستی مستقیم نقل کرد و یا نبایستی به هر کسی گفت در حالیکه با ارایه خواب خود در محیط مجازی که بینندگان زیاد و ناشناس دارد ممکن است تا مرز دگرگون شدن تعبیر اصلی خواب شما پیش رود :-(
برای مثال در مورد خواب دیدن در باره مرغ و ماهی چنین شعری نزد معبران است :
اگر در خواب بینی مرغ و ماهی اگر بر کس نگویی پادشاهی

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸, ۸:۵۹ ب.ظ
توسط bill.goldberg
بعضي تعابير است كه در كتاب ها ننوشته
يا اون مورد كه خواب ديديم ننوشته

لطفا راهنمايي كنيد

Re: درخواست تعبير خواب - براي اعضاي سايت-

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸, ۹:۴۳ ب.ظ
توسط vesta200
با عرض سلام و خسته نباشید.راستش اونقدر خوابی که دیدم نزدیک به واقعیت بود که از ترس ادامه خواب بیدار شدم.شخصی ناشناس روزنامه ای که تنها 4برگ داشت ب من داد تا دقیق بخوانم.تاجایی که درخاطرم مانده بود،رونامه تمام صفحات سفید بود . درحالیکه آن ناشناس تاکید کرد بدقت بخوانم ، فقط سرتیتر روزنامه در کادر سبز رنگی نوشته بود،ثار للله.تعبیرش رو میخواستم ممنونم