صفحه 5 از 6

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۱۲:۲۱ ب.ظ
توسط رونین
ASHKAN95 نوشته شده:1-

سلام تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر
میثم میتونی معلول هارو درک کنی؟اگر خودتو برای یک لحظه بذاری جای اونا و یا بهت بگن (خدایی نکرده) تا اهر عمر باید رو صندلی بشینی چه حسی بهت دست میده؟

خیلی سخته، من یه بار که یکی از چشم های خودمو عمل کرده بودم و 1هفته بسته بود اعصابم خورد شدف خدا به این بنده های خدا صبر و استقامت بده،
میدونی از خدا میخوام که هیچ وقت زمین گیرم نکنه همشه در موقع نماز میخوام که به من عمر باعزت بده و اینکه ناتوان نمیرم، دوست ندارم زمین گیر بشم برای همه هم همین دعا رو میکنم چه خداپرست چه کافر تصویر

2-به نظرت شیطان رو چه کسایی تسلط داره؟

افراد ضعیف و افرادی که اصلا دوست ندارن یه کم هم شده تلاش بکنندو میخوان راه صدساله رو یک شبه برن تصویر

3-میثم تهه دلش از خدا چی میخواد؟

مفید باشم برای همه تصویر
4-لینک تحقیقت رو که اول شد چرا به ما نمیدی؟در حد ما نیست؟ تصویر

اختیار دارید، من گفتم که SID ، دوست دارم شما نتایج تمام تحقیقات بچه های کشاورزی رو ببینی نه من ،، من قطره کوچک از دریا هستم تصویر

5-به نظرت این اقا میلاد کجاست؟نگرانش شدم.قرار بود بیاد سوال بپرسه.

نمیدونم والا، میترسم یه حرف بزنم گناه ایشونو بشوریم تصویر تصویر

6-من یه سوال دیگه هم دارم.قول میدم از این به بعد کمتر سوال بپرسم.اصلا دیگه نمیپرسم ولی این یکی رو دیگه بپرسم.اخه ذهنمو مشغول کرده.

هرچی دوست داری بپرس، هرچقدر هم دوست داشتی بپرس، تصویر

چجوری حلقه اردواج دکتر رو در آورد؟ تصویر

گاهی شده که یکی به شما گیر بده و مثلا از خودکار شما خوشش بیاد؟؟ اخرش کم بیاری میگی بیا ....بیا ....بیا ....بگیر ....دست از سرم بردار ... برو تصویر

حلقه این بنده خدا براق بود و این پسر عموی ما مثل کلاغ از موارد براق خوشش میاد، دیدم اولش داره بدجور با انگشت دکتر کشتی میگیره اما بیخیال بودم که یک دفعه دکتر گفت بیا بیا کچلم کردی انگشتم شکست بچه ... این بچه نیست که تصویر تصویر

چند وقت پیش مهمان بودیم متاسفانه بد تموم شد این بچه با چاقوی میوه خوری فرو کرده بود از پشت به پای پسر عمه کوچک ما که خیلی ماهه متاسفانه الان بعد چند عمل هنوز هم نمیتونه درست راه بره و میلنگه

فقط نکته جالب اینکه وقتی میزنیش اصلا گریه نمیکنه و با اخم به شما نگاه میکنه تصویر

موفق باشید و درخدمتیم تصویر تصویر تصویر


Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۲:۲۳ ب.ظ
توسط ASHKAN95
اقا فکر نکنم من دیگه سوالی داشته باشم.حدود110-120 تا پرسیدم دیگه. ::ns :ch:
خب فقط یه کمک.میثم جان من میرم SID.org ولی خب پیدا کردن تحقیقت مشکله.یه نشونی چیزی ...
جسارتا نظرت رو راجع به این تاپیک هم بگو
از استاد عزیز،دکتر میثم هم ممنونم که اینقدر با حوصله به تمامی سوال ها پاسخ دادند.
دوستان دیگه سوالی ندارند؟اقا رامین فقط 5 تا؟اقا سامان کم لطفی کردیا.
دوستان دیگه به بزرگی خودتون صفحه 5 رو هم تا اخر ببرید.
ممنون از همگی عزیزان :razz:

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۲:۴۰ ب.ظ
توسط typhoon
سلام
میثم جان ،زیبا مردن یعنی چه؟

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۳:۱۸ ب.ظ
توسط masieh
سلام سید جان خوبی که ؟
1: تا حالا شده به مدت طولانی با کسی حرف نزنی؟
2: غذای سلف دانشگاه بهتره یا سربازخونه؟
3: ای شعر از کیست
خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود . . . من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود
4: کدامیکی از روزنامه های کشور را مطالعه میکنی؟
5: چرا نشریات تخصصی درباره منابع طبیعی و کشاورزی کم هستند؟
6: نظرت را درباره شخصیت های زیر بگو :
دکتر شریعتی
دکترمصدق
مارتین اسکورسیزی
فرانسیس فورد کاپولا
رابرت دنیرو
ال پاچینو
مارلون براندو
حسین پناهی
خسرو شکیبایی
. . .

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۳:۳۱ ب.ظ
توسط m-249
سلام

مخصوصا به میثم خان که فکر کنم اینقدر تایپ کردن انگشت هاشون کبود شده

من هم به دستور برادر ASHKAN95 چند سوال مطرح می کنم که صفحه ی پنجم هم پر شه !

1_از دوران بچگی بگو ؟

2_دبستان چطور بود ؟

3_راهنمایی ؟

4_میثم و دبیرستان ؟

5-اینقدر به پسر عمئت گیر میدی خودت شیطون بودی یا نه ؟

6_بهترین لحظه ی زندگی ؟ بدترینش چی ؟

7_زیبا ترین منظره ای که تاحالا دیدی ؟

8_چقدر اهل سفری ؟

9_اهل بگو بخندی یا جدی ؟

10_چند تا دوست داری ؟

11- تا حالا چند بار کتک خوردی ؟چند بار زدی ؟

12-بهترین دفع حمله اس ؟

13_بین کوه دریا دشت و جنگل کدوم رو انتخاب می کنی ؟

14-اولین راه برای ساکت کردن پسر عمو ؟

15_چرا گیاه شناسی ؟

16_تا حالا به کسی رشوه دادی ؟

17_ نظرت درمورد امضا ی من چیه ؟

20 _ خسته شدی ؟تمامش کنم ؟

21_اگه پول نداشته باشی حاضری کارگری کنی ؟

22-کدوم شاعر رو از همه بیشتر دوست داری ؟

23_شعر نو یا سنتی ؟

24_اهل مطالعه ی داستان و رومان هستی؟

25_بستنی چه طعمی؟
تصویر

ببخشید که زیاد شد . امیدوارم خسته نشده باشید . خیلی تاپیک جالبی شده .منم مقداری از سوال ها رو که الان به ذهنم رسید نوشتم

براتون ارزوی موفقیت و سربلندی دارم .تصویرتصویرتصویر

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۵:۰۶ ب.ظ
توسط X.Nima
typhoon نوشته شده:سلام
میثم جان ،زیبا مردن یعنی چه؟



آقا مجتبی سلام.تصویر

جسارتا، طبق دستور آقا میلاد، پست با کمتر از 5 سوال، حکمش اعدام با اره برقی هست تصویر

گفتم که حواست باشه، الان که نیست خودش، اما جلو میلاد مواظب باش تصویر

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۵:۱۱ ب.ظ
توسط typhoon
X.Nima نوشته شده:
typhoon نوشته شده:سلام
میثم جان ،زیبا مردن یعنی چه؟



آقا مجتبی سلام.تصویر

جسارتا، طبق دستور آقا میلاد، پست با کمتر از 5 سوال، حکمش اعدام با اره برقی هست تصویر

گفتم که حواست باشه، الان که نیست خودش، اما جلو میلاد مواظب باش تصویر


سلام
زیاد جدی نگیر،بچه های آبادان و لاف و....
خیلی هم مشکلی پیش بیاد،رفتم از خود برادر مدودف یک سوخوی 30 گرفتم روی موتورهاشم بردار رانش بستم،اوضاع زیاد خراب بشه:مانور کبری!!!!تصویرتصویرتصویر

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۵:۱۶ ب.ظ
توسط رونین
ASHKAN95 نوشته شده:اقا فکر نکنم من دیگه سوالی داشته باشم.حدود110-120 تا پرسیدم دیگه. ::ns :ch:

سلام، هرچي دوست داري بپرس تصویر تصویر تصویر

خب فقط یه کمک.میثم جان من میرم SID.org ولی خب پیدا کردن تحقیقت مشکله.یه نشونی چیزی ...

www.sid.ir، خب جوينده يابنده هست دوست من، تصویر

معمولا دانشجوهاي دكتر خيلي به دنبال تحقيق و مقاله نوشتن هستند، يادمه يه بار در كلاس استاد درمورد مشكل در برداشت پنبه سخن گفت فقط يه اشاره كرد به قول معروف، من هم رفتم تحقيق و جستوج ديدم كه بله درزمان برداشت پنبه معمولا از اتفون براي ريزش برگ استفاده ميشه چون برگ ها بي استفاده هستند اما اين ماده در زمان برداشت كه معمولا در اواخر تابستان هست كارايي نداره به دليل سرما و غيره ماهم رفتيم چند ماده ازمايش كرديم و نتيجه چندين مقاله خارجي شد نتيجه اخلاقي:   پيدا ميكني،  تصویر

جسارتا نظرت رو راجع به این تاپیک هم بگو

خب من با اين بنده خدا روبه رو نشدم اما براي هر ورزش كاري احترام قائل هستم، ميدوني گاهي دشمنان در ميدان جنگ به هم احترام ميذارن ما كه ديگه همه مسلمان و.... البته من يه اخلاق خاصي هم دارم كه هميشه اعتماد به نفس بالايي دارم و به هيچ عنوان خودمو نمي بازم، معمولا فلسفه يك رونين جنگيدن و كشتن هست، نحوه جنگيدن ما در موارد بالاتر بسيار خشن اما در عين حال جوانمردانه است تصویر

از استاد عزیز،دکتر میثم هم ممنونم که اینقدر با حوصله به تمامی سوال ها پاسخ دادند.

خب قرار شد اسم كوچك ما صدابشه ديگه، هيچ كس استاد نيست، همه ما علم ناقص و محدودي داريم من خيلي شده از اشخاصي در اين سايت مواردي ياد بگيرم كه از من كوچكتر هم هستند مثل همين دوست جوان ما تصویرRAHVAR تصویر

دوستان دیگه سوالی ندارند؟اقا رامین فقط 5 تا؟اقا سامان کم لطفی کردیا.
دوستان دیگه به بزرگی خودتون صفحه 5 رو هم تا اخر ببرید.

موفق باشيد تصویر

 بنده وظيفه خودم ميدونم كه تشكر ويژه اي داشته باشم از دوست عزيز و گرانقدر خودم   اشكان به دليل اين همه محبتي كه نسبت به ما داشتند، بنده هيچ گاه  محبت و دوستي دوستان خودمو از ياد نميبرم حتي اگه به اندازه يك سلام باشد تصویر 
ممنون از همگی عزیزان :razz:

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۵:۳۰ ب.ظ
توسط رونین
typhoon نوشته شده:سلام

درود بر شما تصویر تصویر

میثم جان ،زیبا مردن یعنی چه؟

خب در زمان قديم براي يك رونين نحوه مردن بسيار مهم بود، معمولا رونين ها اسير نبايد ميشدن چون براي خانواده طرف نوعي شرم و ننگ بود، ضمن اينكه رونين ها درصورت به اسارت گرفته شدن بسيار شرم اور كشته ميشدن براي يك رونين مهم بود كه در ميدان جنگ و به وسيله يك شمشير كشته بشه، درصورت اسارت معمولا گوش هاي اونها رو بريده و در دروازه هاي شهر يا معبر هاي عمومي اويخته ميشدن كه اين نوعي ننگ بود، ازطرفي رونين ها اطلاعات خاصي درمورد اربابان خود داشتند كه نبايد لو ميرفت يا افشا ميشد، ميدوني براي يك جنگجو بالاترين لذتي كه وجود داره كشته شدن در زمان مبارزه و جنگ هست مخصوصا اينه رونين ها هرگز بر خلاف سامورايي ها خود كشي نميكردند،

 رونين ها دوست داشتند در راه هدف بميرند و با مرگشون جاودانه بشن

اسارت يك رونين به معناي شكست بود و درواقع كسي كه اسير ميشد اعتقاد داشت كه در راه هدفش خالصانه مبارزه نكرده و دچار يك گناه نابخشودني شده كه نتيجه اون عذاب براي هميشه بود 
  من خودم دوست ندارم در ناتواني بميرم، دوست ندارم به جايي برسم كه حتي يك ليوان آب هم نتونم بردارم، دوست دارم در زمان مردن و دنيا رو ترك كردن هنوز قدرت داشته باشم و زحمتم بر دوش كسي نباشد 
اما در اين زمانه: ميبيني بعضي ها زمان مرگ چه راحت از دنيا ميرن بدون هيچ زحمتي براي كسي بدون هيچ زجري، اما بعضي ها دور از جون همه جسدشون هم قابل شناسايي نيست و به موارد بسيار بدي از بين ميرن نميدونم منظورمو خوب بيان ميكنم يا نه به هرجهت دعايي كه پدربزرگم هميشه در وقت نماز ميگفت من هم ميگم

 خدايا در زمان زندگي، در نوع زندگي، و در نوع مردن و عاقبت ما به من عزت بده 
موفق باشيد تصویر تصویر


Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۶:۱۶ ب.ظ
توسط shapooor
سلام دوست من

این چه گیاهی هست؟
[External Link Removed for Guests]

در مورد قاصدک هم توضیح بدید :grin:

[External Link Removed for Guests]

نظرتون در مورد شعر های مولا نا چیه بهترین شعری که از مولانا خوندید چی بوده

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰, ۸:۲۲ ب.ظ
توسط HORLIKAN
باز سلام باز عرض ادب

خدا قوتي به دكتر عرض مينماييم ميريم برا رفتن رو رينگ

1: اقا ميثم تا به ح ا ل شده سره خيابونتون واسي؟
2: وقتي وايمسي بيشتر در حال چه كاري هستي ؟
3:وقتي شمشيرتون رو تميز ميكنيد ياد گردن ما نيز ميفتيد؟
4:كلا اگر خواستيد ادم بكشيد اول از كدوم ناحيه نسخ طرف رو ميكشيد؟
5:اگر يه روز بفهميد شمشيرتون رو يكي از اشنايان به سرقت برده باهاش چيكار ميكنيد؟
6:اگر 118 اشغال باشه چيكار ميكنيد؟
7: تا به حال شده يكي رو سر كار بزاريد؟
8: وقتي گذاشتيد كي برداشتيد؟
9:وقتي بداشتيد كجا كذاشتيدش؟
10:اگر يه زماني بفهميد انگولا به امريكا حمله كرده چيكار ميكنيد؟
11: و در اخر:

اصولا و وصولا شما دوست داريد با چه شركت هواپيمايي سقوط كنيد (زبونش لال)

Re: صندلی داغ با حضور "رونین"...!

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۰, ۱:۰۲ ق.ظ
توسط SAMAN
دوستان دیگه سوالی ندارند؟اقا رامین فقط 5 تا؟اقا سامان کم لطفی کردیا.


بابا اشکان جان این مهمون ما بنده خدا داره با شمشیرش دارت های سوالات رو میزنه رد میکنه! بزار ببینم چی میشه تصویر سوالات الا ماشالله فراوون تصویر تصویر

اما چشم حالا باشه بعد تصویر