صفحه 425 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۳:۱۶ ب.ظ
توسط mojtabba
ای دل شیدایی ما گرم تمنای تو
کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو
گرچه نهانی ز چشم ، دل نبود نا امید
میرسد آخر به هم چشم من و پای تو
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۷:۴۸ ب.ظ
توسط Freedom Fighter
ور امروز اندر این منزل تو را جانی زیان آمد
زهی سرمایه و سودا که فردا زان زیان بینی
سنایی

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
یا رب این شمعِ دل افروز زِ کاشانه کیست؟ / جان ما سوخت, بپرسید که جانانه کیست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۸:۱۶ ب.ظ
توسط Freedom Fighter
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۸:۴۸ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت/یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت
"محتشم کاشانی"

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۱۱:۱۴ ب.ظ
توسط رونین
تا در ه پیری به چه آیین روی ای دل
باری به غلط صرف شد ایام شبابت
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۱۱:۱۹ ب.ظ
توسط SAMAN
تا نقش خیال دوست با ماست دلامــا را هم عمر خود تماشاست دلاوانـــجا که مراد دل برآرید ای دلیک خار به از هزار خرماست دلا...مولانا رومي

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱, ۱۱:۴۴ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
از هر چه میرود سخن دوست خوشترست / پیغام آشنا نفس روح پرورست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱, ۲:۱۸ ب.ظ
توسط hasan_21
تمام روز های هفته را در انتظار جمعه ام ............دوباره صبح ظهر غروب شد نیامدی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱, ۵:۴۹ ب.ظ
توسط رونین
یک عمر زیر پا لگد کردند او را
اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱, ۸:۲۲ ب.ظ
توسط Soroosh-Bsl
تا کی حرکات کودکانه ؟ در باغ و چمن چمیدن آموز
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱, ۱۱:۵۵ ب.ظ
توسط airplane
زان میخوردم که روح پیمانهٔ اوست زان مست شدم که عقل دیوانهٔ اوست
دودی به من آمد آتشی با من زد زان شمع که آفتاب پروانهٔ اوست