صفحه 432 از 448

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۸:۲۲ ب.ظ
توسط Goebbels
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود

وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

سعدی!

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۹:۳۵ ب.ظ
توسط mohammad area51
دلفریبان نباتی همه زیور بستند

دلبرماست که باحسن خدا داد آمد

حافظ

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۹:۳۶ ب.ظ
توسط mohammad area51
در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۹:۳۸ ب.ظ
توسط mohammad area51
تو نبودی دل به دل راهی نداشت

از خیال عشق آگاهی نداشت

تو نباشی تا قیامت بی کسم

در تمام زندگی دلواپسم

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۵۰ ب.ظ
توسط Mehrab373
متاب ای پارسا روی از گنهکار // ببخشایندگی در وی نظر کن

اگر من ناجوانمردم بکردار // تو برمن چون جوانمردان گذر کن

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۵۵ ب.ظ
توسط Goebbels
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۱:۱۱ ق.ظ
توسط ortega68
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند****گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۱:۴۴ ق.ظ
توسط Alpha4
! در چنین شبهای بی فریاد رس

روز خوش در خواب باید دید و بس

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۱:۵۲ ق.ظ
توسط Goebbels
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

ما را ز سر بریده می ترسانی؟

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۲:۰۰ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم/ نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمی‌دارم

"جناب مولانا"

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۲:۱۹ ق.ظ
توسط masieh
من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲, ۲:۳۹ ق.ظ
توسط Goebbels
دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

ز کدام باده ساقی به من خراب دادی