صفحه 434 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۰۱ ب.ظ
توسط mohammad area51
یک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را
من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را
(لاهیجی)
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۱:۵۱ ق.ظ
توسط نجف47
بسمه تعالی
با سلام
از حُسن روی یوسف دستی بریده باشد
وز روی دلبر ما سرها به نیزه بینی......
یا علی مدد.
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۳:۴۶ ق.ظ
توسط Nika
يوسف گم گشده باز ابد به كنعان غم مخور
كلبه احزان روزي شود گلستان غم مخور
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۵۴ ق.ظ
توسط Mehrab373
روده تنگ بیک نان تهی پر گردد // نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۱۴ ق.ظ
توسط Goebbels
گر به دولت برسی مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی پست نگردی مردی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۲۸ ق.ظ
توسط نجف47
بسمه تعالی
با سلام
یا علی(ع) گفتیم و عشق آغاز شد...
این همه گفتیم و پایانی نداشت....
یا علی مدد.
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۵:۴۹ ب.ظ
توسط mohammad area51
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
اینقدر دانم که از شعر ترش خون می چکید
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۶:۲۸ ب.ظ
توسط masieh
دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خموشان بی گنه روی بر اسمان مکن
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۸:۳۷ ب.ظ
توسط Nika
نكرد آن همدم ديرين مدارا
مسلمانان مسلمانان خدا را
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲, ۱۰:۲۶ ب.ظ
توسط mohammad area51
آن یار که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت: دگر باره به خوابیم بینی
پنداشت که بعد او مرا خوابی هست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲, ۲:۳۹ ق.ظ
توسط Nika
تو را من چشم در راهم
كه ميگيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي
تو را من چشم در راهم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲, ۲:۴۸ ق.ظ
توسط Goebbels
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود