بسمه تعالی
با سلام
مــا ز دلـبستگی حیله گران بی خبریم
از پریشانی صاحب نظران بی خبریم
یا علی مدد.
مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 82
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹, ۱:۱۷ ب.ظ
- محل اقامت: ایران
- سپاسهای ارسالی: 336 بار
- سپاسهای دریافتی: 583 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
عشق و معرفت حسین(ع) و مهدی فاطمه(عج) ضامن پیروزی و قوام و بقای ماست.
به کاوش مژه از گور تا نجف بروم...........اگر به هند خاکم کنی یا به تتار
به کاوش مژه از گور تا نجف بروم...........اگر به هند خاکم کنی یا به تتار

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ما گذشتیم و گذشت هر انچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
تو بمان و دگران وای به حال دگران
اول علی اخر علی

- پست: 97
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۷ آذر ۱۳۹۱, ۶:۵۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 188 بار
- سپاسهای دریافتی: 487 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
نوميد نيم كه چشم لطفي
بر من افكند,وگر نينداخت
بر من افكند,وگر نينداخت
مي خواهم برگردم به روز هاي كودكي آن زمانها كه:
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....

- پست: 560
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2278 بار
- سپاسهای دریافتی: 1686 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی، من بخدا رسیده ام
تا تو به داد من رسی، من بخدا رسیده ام
اول علی اخر علی

- پست: 985
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۶:۰۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4905 بار
- سپاسهای دریافتی: 6798 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مرحبا ای پیک مشتاقان، بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
«حافظ»
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
«حافظ»

- پست: 97
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۷ آذر ۱۳۹۱, ۶:۵۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 188 بار
- سپاسهای دریافتی: 487 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو از اين چه سود داري كه نمي كني مدارا
همه اين شب در اين اميدم نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
حافظ
همه اين شب در اين اميدم نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
حافظ
مي خواهم برگردم به روز هاي كودكي آن زمانها كه:
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت/ آیا چه خـــــــطا دیـــد کــه از راه خـطا رفت
تا رفت مـرا از نظـــر آن چشم جهـــانبین/کـس واقف مانیست که از دیده چهها رفت
"حضرت حافظ"
تا رفت مـرا از نظـــر آن چشم جهـــانبین/کـس واقف مانیست که از دیده چهها رفت
"حضرت حافظ"

- پست: 97
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۷ آذر ۱۳۹۱, ۶:۵۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 188 بار
- سپاسهای دریافتی: 487 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
تو را كه هرچه مراد است در جهان داري
چه غم ز حال ضعيفان ناتوان داني
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
كه حكم بر سر آزادگان روان داري
حافظ
چه غم ز حال ضعيفان ناتوان داني
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
كه حكم بر سر آزادگان روان داري
حافظ
مي خواهم برگردم به روز هاي كودكي آن زمانها كه:
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....
پدر تنها قهرمان بود.
عشق,تنها در آغوش مادر بود.
بالاترين نقطه زمين,شانه هاي پدر بود.
بدترين دشمنانم,خواهران و برادران خودم بودند.
بدترين دردم,زانوهاي زخمي ام بودند.
تنها چيزي كه ميشكست,اسباب بازي هايم بودند.
و
معناي خداخافظ, تا فردا بود....

- پست: 985
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۶:۰۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4905 بار
- سپاسهای دریافتی: 6798 بار

-
- پست: 863
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ب.ظ
- محل اقامت: البرز
- سپاسهای ارسالی: 5392 بار
- سپاسهای دریافتی: 4116 بار
- تماس:
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
یکی مطرب همیخواهم در این دم/که نشناســد ز مستی زیر از بم
حریفی نــــــیز خواهــم غمگساری/ز بیخویشی نداند شادی از غم
"مولانا"
حریفی نــــــیز خواهــم غمگساری/ز بیخویشی نداند شادی از غم
"مولانا"

- پست: 985
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۶:۰۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4905 بار
- سپاسهای دریافتی: 6798 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
قیصر امین پور
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
قیصر امین پور

-
- پست: 167
- تاریخ عضویت: شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹, ۴:۲۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 5628 بار
- سپاسهای دریافتی: 782 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را // به خال هندوش بخشم سمرقند و بخارا را
[FONT=Palatino Linotype]دوستی خود را به دوست ظاهر کن تا رشته محبت محکمتر شود.
پیامبر اکرم(ص)
پیامبر اکرم(ص)