Re: آخرين تحولات سوريه
ارسال شده: سهشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷, ۱:۴۰ ب.ظ
برنده کیست؟
سلام مجدد خدمت کلیه دوستان گرامی . در این چند سال گذشته بطور جدی پیگیر اخبار جنگ در سوریه بوده ایم و حالا همه می دانند که از بعد نظامی کم کم در حال نزدیک شدن به آغاز پایان این جنگ هستیم!!! حالا بتدریج سئوالی که بطور جدی ذهن ها را مشغول خود کرده این است که برنده واقعی این جنگ ، بویژه بعد از تحولات ماه های اخیر ، کدام طرف می باشد؟
حکومت بشار اسد ؛ حزب بعث حاکم بر سوریه به رهبری بشار اسد ، در طول جنگ 7 ساله ، چندین بار تا آستانه سقوط کامل پیش رفت ، اما حالا به نظر می رسد پایه های قدرت حکومت فعلی حتی از پیش از آغاز جنگ هم مستحکم تر شده و فقط یک نبرد بین المللی فراگیر می تواند این حکومت را سرنگون نماید . ضمن اینکه خاندان اسد و اغلب ارکان حکومت سوریه با اینکه از نظر مذهبی علوی هستند و به حکومت شیعه و انقلابی ایران نزدیک می باشند ، برای حکومت بر یک کشور با اکثریت سنی مجبور به اتخاذ سیاست های لائیک بوده اند اما حالا که موقعیت علویان و شیعیان در سوریه با روحیه مقاومت تقویت شده ، سوریه بعد از جنگ هرچه بیشتر ظاهری اسلامی خواهد گرفت .
ایران و جریان مقاومت ؛ ایران توانست از سقوط بزرگترین متحد منطقه ایی خود جلوگیری کند و مانع از تسلط افراطی گرایی وهابی بر بیشتر مناطق سوریه شود . ضمن اینکه جریان های شیعه منطقه هم با مشارکت در جنگ سوریه از نظر سیاسی و لجستیکی تقویت شدند و می توانند در کشورهای خود از آن انفعال سیاسی سابق خارج شده و روند رشد سیاسی مشابه حزب الله لبنان را طی نمایند . خود حزب الله لبنان هم با حضور در سوریه و بخصوص مناطق نزدیک به مرزهای فلسطین و جولان اشغالی ، توانسته تهدید بیشتری را متوجه رژیم غاصب اسرائیل نماید .
آمریکا و اسرائیل : آمریکا و بویژه اسرائیل بعد از شکست در جنگ های 2006 لبنان و 2009 غزه ، احساس تهدید فراوانی می کردند و در شروع جریان بیداری اسلامی (یا به قول غربی ها بهار عربی) هم شدیداً غافلگیر شدند ، اما آنها استاد به انحراف کشاندن جریان ها و انقلاب ها هستند و با به دست گرفتن مدیریت دورادور جنگ سوریه عملاً موج بیداری اسلامی را به نفع خود تغییر و تبدیل به تهدید برای منطقه کردند . هرچند آنها نتوانستند حکومت اسد را سرنگون و ارتباط ایران با مقاومت ضد اسرائیل را قطع نمایند ، اما تا حدودی موفق به تضعیف این جریان و درگیر نمودن آن با برخی جریان های افراطی رقیب شده و با حمایت نیم بند از کردها و برخی گروه های معارض ضمینه را برای تجزیه سوریه و عملی نمودن نقشه " خاورمیانه بزرگ " خود فراهم آورده اند .
ترکیه : ترکیه در ابتدا حامی تمام قد همه جریان های تروریستی در داخل سوریه (حتی داعش) بود اما با احساس تهدید از سوی جریان کردهای مورد حمایت آمریکا ، خود را به روسیه و ایران نزدیک کرد و سعی نمود بجای گزینه حذف رژیم اسد در سوریه ، امتیازات دیگری بگیرد . هرچند ایران و خود حکومت سوریه مخالف امتیازاتی هستند که روسیه به ترکیه می دهد ، اما نیاز به پشتیبانی سیاسی و نظامی از سوی روسیه از یک سو ، و عدم هماهنگی بین مقامات سیاسی و نظامی از سوی دیگر ، باعث شده تا دست ترکیه برای کسب امتیازات مورد نظر خود باز بماند . ترکیه از یک سو به دنبال تضعیف کردها و جلوگیری از تشکیل یک کردستان مستقل در مجاورت مرزهای خود است و از سوی دیگر قصد دارد در مناطق تحت کنترل گروه های مورد حمایت خود در ادلب و حلب منطقه خودمختاری ایجاد نماید که از نظر سیاسی کاملاً وابسته به ترکیه باشد .
روسیه : روسیه از یک سو خواهان حفظ بشار اسد در سوریه است و از سوی دیگر می خواهد برای جریان مقاومت نقش یک قیم و بزرگتر را بازی کند تا جلوی این جریان را برای ضربه زدن به رژیم صهیونیستی بگیرد! از طرف دیگر روسیه بزرگترین کشور طرفدار تجزیه طلبی در جهان است! آنها شبه جزیره کریمه را از اوکراین جدا کرده و از استقلال استان های شرقی این کشور و برخی مناطق گرجستان حمایت کرده و تنها کشوری هستند که این کشورهای خودخوانده جدید را به رسمیت شناخته اند و تازه اگر برخی ملاحظات سیاسی نبود ، استقلال قره باغ و ترانسنیستریا و برخی جاهای دیگر را هم به رسمیت می شناختند! تقریباً همه کشورهای دنیا بخصوص آنهایی که خودشان با جریان های داخلی تجزیه طلب مواجه هستند ، مخالف چنین روندی می باشند ، اما از یک سو اگر ترکیه بتواند در مناطق شمال سوریه یک نیمچه کشور مثلاً مستقل وابسته به خود ایجاد کند ، برای جلب حمایت روسیه احتمالاً استقلال برخی نواحی مورد نظر روسها را به رسمیت خواهد شناخت ، و از سوی دیگر جامعه جهانی را بر سر دوراهی قرار می دهد که آیا باید بر سیاست مخالفت با تجزیه طلبی بمانند و دست از حمایت از مخالفان اسد بر دارند یا با به رسمیت شناختن این کشور قلابی جدید ، عملاً دست روسیه را برای رسمیت بخشیدن به نواحی جدایی طلب مورد حمایت خود باز بگذارند؟ پوتین یک بار در اوایل به قدرت رسیدن سر حمایت از صربستان و مخالفت با تجزیه کوزوو از غرب شکست خورد و حالا مشابه همان بازی را خودش مدیریت می کند!
سلام مجدد خدمت کلیه دوستان گرامی . در این چند سال گذشته بطور جدی پیگیر اخبار جنگ در سوریه بوده ایم و حالا همه می دانند که از بعد نظامی کم کم در حال نزدیک شدن به آغاز پایان این جنگ هستیم!!! حالا بتدریج سئوالی که بطور جدی ذهن ها را مشغول خود کرده این است که برنده واقعی این جنگ ، بویژه بعد از تحولات ماه های اخیر ، کدام طرف می باشد؟
حکومت بشار اسد ؛ حزب بعث حاکم بر سوریه به رهبری بشار اسد ، در طول جنگ 7 ساله ، چندین بار تا آستانه سقوط کامل پیش رفت ، اما حالا به نظر می رسد پایه های قدرت حکومت فعلی حتی از پیش از آغاز جنگ هم مستحکم تر شده و فقط یک نبرد بین المللی فراگیر می تواند این حکومت را سرنگون نماید . ضمن اینکه خاندان اسد و اغلب ارکان حکومت سوریه با اینکه از نظر مذهبی علوی هستند و به حکومت شیعه و انقلابی ایران نزدیک می باشند ، برای حکومت بر یک کشور با اکثریت سنی مجبور به اتخاذ سیاست های لائیک بوده اند اما حالا که موقعیت علویان و شیعیان در سوریه با روحیه مقاومت تقویت شده ، سوریه بعد از جنگ هرچه بیشتر ظاهری اسلامی خواهد گرفت .
ایران و جریان مقاومت ؛ ایران توانست از سقوط بزرگترین متحد منطقه ایی خود جلوگیری کند و مانع از تسلط افراطی گرایی وهابی بر بیشتر مناطق سوریه شود . ضمن اینکه جریان های شیعه منطقه هم با مشارکت در جنگ سوریه از نظر سیاسی و لجستیکی تقویت شدند و می توانند در کشورهای خود از آن انفعال سیاسی سابق خارج شده و روند رشد سیاسی مشابه حزب الله لبنان را طی نمایند . خود حزب الله لبنان هم با حضور در سوریه و بخصوص مناطق نزدیک به مرزهای فلسطین و جولان اشغالی ، توانسته تهدید بیشتری را متوجه رژیم غاصب اسرائیل نماید .
آمریکا و اسرائیل : آمریکا و بویژه اسرائیل بعد از شکست در جنگ های 2006 لبنان و 2009 غزه ، احساس تهدید فراوانی می کردند و در شروع جریان بیداری اسلامی (یا به قول غربی ها بهار عربی) هم شدیداً غافلگیر شدند ، اما آنها استاد به انحراف کشاندن جریان ها و انقلاب ها هستند و با به دست گرفتن مدیریت دورادور جنگ سوریه عملاً موج بیداری اسلامی را به نفع خود تغییر و تبدیل به تهدید برای منطقه کردند . هرچند آنها نتوانستند حکومت اسد را سرنگون و ارتباط ایران با مقاومت ضد اسرائیل را قطع نمایند ، اما تا حدودی موفق به تضعیف این جریان و درگیر نمودن آن با برخی جریان های افراطی رقیب شده و با حمایت نیم بند از کردها و برخی گروه های معارض ضمینه را برای تجزیه سوریه و عملی نمودن نقشه " خاورمیانه بزرگ " خود فراهم آورده اند .
ترکیه : ترکیه در ابتدا حامی تمام قد همه جریان های تروریستی در داخل سوریه (حتی داعش) بود اما با احساس تهدید از سوی جریان کردهای مورد حمایت آمریکا ، خود را به روسیه و ایران نزدیک کرد و سعی نمود بجای گزینه حذف رژیم اسد در سوریه ، امتیازات دیگری بگیرد . هرچند ایران و خود حکومت سوریه مخالف امتیازاتی هستند که روسیه به ترکیه می دهد ، اما نیاز به پشتیبانی سیاسی و نظامی از سوی روسیه از یک سو ، و عدم هماهنگی بین مقامات سیاسی و نظامی از سوی دیگر ، باعث شده تا دست ترکیه برای کسب امتیازات مورد نظر خود باز بماند . ترکیه از یک سو به دنبال تضعیف کردها و جلوگیری از تشکیل یک کردستان مستقل در مجاورت مرزهای خود است و از سوی دیگر قصد دارد در مناطق تحت کنترل گروه های مورد حمایت خود در ادلب و حلب منطقه خودمختاری ایجاد نماید که از نظر سیاسی کاملاً وابسته به ترکیه باشد .
روسیه : روسیه از یک سو خواهان حفظ بشار اسد در سوریه است و از سوی دیگر می خواهد برای جریان مقاومت نقش یک قیم و بزرگتر را بازی کند تا جلوی این جریان را برای ضربه زدن به رژیم صهیونیستی بگیرد! از طرف دیگر روسیه بزرگترین کشور طرفدار تجزیه طلبی در جهان است! آنها شبه جزیره کریمه را از اوکراین جدا کرده و از استقلال استان های شرقی این کشور و برخی مناطق گرجستان حمایت کرده و تنها کشوری هستند که این کشورهای خودخوانده جدید را به رسمیت شناخته اند و تازه اگر برخی ملاحظات سیاسی نبود ، استقلال قره باغ و ترانسنیستریا و برخی جاهای دیگر را هم به رسمیت می شناختند! تقریباً همه کشورهای دنیا بخصوص آنهایی که خودشان با جریان های داخلی تجزیه طلب مواجه هستند ، مخالف چنین روندی می باشند ، اما از یک سو اگر ترکیه بتواند در مناطق شمال سوریه یک نیمچه کشور مثلاً مستقل وابسته به خود ایجاد کند ، برای جلب حمایت روسیه احتمالاً استقلال برخی نواحی مورد نظر روسها را به رسمیت خواهد شناخت ، و از سوی دیگر جامعه جهانی را بر سر دوراهی قرار می دهد که آیا باید بر سیاست مخالفت با تجزیه طلبی بمانند و دست از حمایت از مخالفان اسد بر دارند یا با به رسمیت شناختن این کشور قلابی جدید ، عملاً دست روسیه را برای رسمیت بخشیدن به نواحی جدایی طلب مورد حمایت خود باز بگذارند؟ پوتین یک بار در اوایل به قدرت رسیدن سر حمایت از صربستان و مخالفت با تجزیه کوزوو از غرب شکست خورد و حالا مشابه همان بازی را خودش مدیریت می کند!

