هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 43
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 16 بار

- پست: 356
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: Victoria, Australia
- سپاسهای ارسالی: 6778 بار
- سپاسهای دریافتی: 2887 بار
خدای مهربانم
درخت تنها نیسبت او انبوهی از برگها دارد که سایه سارش طبیعت را نوازش می کند و وسوسه ایست برای لحظه ای خواب . آسمان تنها نیست شبانگاه ستارگانش در دل سیاه شب رقص و پایکوبی دارد وماه همچون دلبری چموش چشمها را به خود خیره می کند .حتی قطره آب هم تنها نیست او همانند خون در جریان است
دریا چه خوشبخت است آری. مورچگان هم تنها نیستند خدایا تو همه را جوری آفریدی که حتی اگر هم بخواهند نمی توانند تنها باشند پس چرا انسان را تنها افریدی او تنها به دنیا می آید وتنها هم از دنیا می رود
چرا؟ خدای این غم تنهایی درد ی است که هیچ درمانی ندارد کاش ما را هم همانند اینان می افریدی .کاش............
درخت تنها نیسبت او انبوهی از برگها دارد که سایه سارش طبیعت را نوازش می کند و وسوسه ایست برای لحظه ای خواب . آسمان تنها نیست شبانگاه ستارگانش در دل سیاه شب رقص و پایکوبی دارد وماه همچون دلبری چموش چشمها را به خود خیره می کند .حتی قطره آب هم تنها نیست او همانند خون در جریان است
دریا چه خوشبخت است آری. مورچگان هم تنها نیستند خدایا تو همه را جوری آفریدی که حتی اگر هم بخواهند نمی توانند تنها باشند پس چرا انسان را تنها افریدی او تنها به دنیا می آید وتنها هم از دنیا می رود
چرا؟ خدای این غم تنهایی درد ی است که هیچ درمانی ندارد کاش ما را هم همانند اینان می افریدی .کاش............
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

- پست: 486
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 4873 بار
- سپاسهای دریافتی: 2877 بار
درود
noora, جان
دوست عزيزم
تو اين مدت فکر کردم تو رو شناختم اما انگار اشتباه کردم
چون من تا به امروز روح لطيف و شاعرانه تو رو کشف نکرده بودم
با اين حال فکر ميکنم که هنوزم تو رو نشناختم
چون تنهايي تو رو متوجه نشدم

noora, جان
دوست عزيزم
تو اين مدت فکر کردم تو رو شناختم اما انگار اشتباه کردم
چون من تا به امروز روح لطيف و شاعرانه تو رو کشف نکرده بودم
خدای این غم تنهایی درد ی است که هیچ درمانی ندارد کاش ما را هم همانند اینان می افریدی .کاش............
با اين حال فکر ميکنم که هنوزم تو رو نشناختم
چون تنهايي تو رو متوجه نشدم

آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

- پست: 234
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
- محل اقامت: ايران
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 40 بار
- تماس:
تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه
فریدون مشیری
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه
فریدون مشیری
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
عاشقان را دوست دارم عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه معنی عشق را می دانند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه به زندگی امید والایی دارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه به جزء یک نفر به کسی دیگر علاقه ی والایی ندارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه هرروز از روز قبل عاشق تر هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه همیشه در رویای قدم زدن با عشقشان هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عزیزی در زندگی دارند و همیشه به یادش هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه هیچ گاه عشقشان را فراموش نمی کنند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه روزها منتظر می مانند که برای یک لحظه عشقشان را ببینند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عشق ورزیدن را دوست دارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه یک لحظه در کنار عشق ماندن را با هیچ چیز تعویض نمی کنند
و آخر از همه عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عاشقند
به خاطر اینکه معنی عشق را می دانند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه به زندگی امید والایی دارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه به جزء یک نفر به کسی دیگر علاقه ی والایی ندارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه هرروز از روز قبل عاشق تر هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه همیشه در رویای قدم زدن با عشقشان هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عزیزی در زندگی دارند و همیشه به یادش هستند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه هیچ گاه عشقشان را فراموش نمی کنند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه روزها منتظر می مانند که برای یک لحظه عشقشان را ببینند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عشق ورزیدن را دوست دارند
عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه یک لحظه در کنار عشق ماندن را با هیچ چیز تعویض نمی کنند
و آخر از همه عاشقان را دوست دارم
به خاطر اینکه عاشقند
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 234
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
- محل اقامت: ايران
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 40 بار
- تماس:
جمله من عاشقم این روزا تکراری شده
یک بهونه واسیه گذار بیکاری شده
عاشقی گمشده و عشق دیگه اون هویت قدیمو نداره
فکر نکن که عاشقی یک لحظه خیره شدنه , روز و شب نالیدنه , زود یا دیر خوابیدنه
رنگ و زیبایی که عشق نیست , عشقی که از رنگ و زیبایی بیاد اون عشق نیست
یک نسیم گذرونه , عاشقی سوزه درونه
عشق مثل پره پروانه لطیفه , مثل شبنم پره پاکی , مثل دریا بی نسیمه سر بزیر و بی دریغه
خیلی ها فکر می کنن که عاشقی گفتن جمله ( دوستت دارمه ) ,
هر کی رو دیدن که آب و رنگ داره زود می گن اون خودشه اون یارمه , دل دارمه , اون نگاه تارمه
یک بهونه واسیه گذار بیکاری شده
عاشقی گمشده و عشق دیگه اون هویت قدیمو نداره
فکر نکن که عاشقی یک لحظه خیره شدنه , روز و شب نالیدنه , زود یا دیر خوابیدنه
رنگ و زیبایی که عشق نیست , عشقی که از رنگ و زیبایی بیاد اون عشق نیست
یک نسیم گذرونه , عاشقی سوزه درونه
عشق مثل پره پروانه لطیفه , مثل شبنم پره پاکی , مثل دریا بی نسیمه سر بزیر و بی دریغه
خیلی ها فکر می کنن که عاشقی گفتن جمله ( دوستت دارمه ) ,
هر کی رو دیدن که آب و رنگ داره زود می گن اون خودشه اون یارمه , دل دارمه , اون نگاه تارمه
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
اينك موج سنگين گذرزمان است كه در من مي گذرد
اينك موج سنگين زمان است كه چون جوبار آهن در من مي گذرد
اينك موج سنگين زمان است كه چو نان دريائي از پولاد و سنگ در من مي گذرد
***
در گذر گاه نسيم سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
در گذرگاه باران سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
در گذر گاه سايه سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
نيلوفر و باران در تو بود
خنجر و فريادي در من
فواره و رؤيا در تو بود
تالاب و سياهي در من
در گذرگاهت سرودي دگر گونه آغاز كردم
***
من برگ را سرودي كردم
سر سبز تر ز بيشه
من موج را سرودي كردم
پرنبض تر ز انسان
من عشق را سرودي كردم
پر طبل تر زمرگ
سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودي كردم
پرتپش تر از دل دريا
من موج را سرودي كردم
پر طبل تر از حيات
من مرگ را
سرودي كردم
اينك موج سنگين زمان است كه چون جوبار آهن در من مي گذرد
اينك موج سنگين زمان است كه چو نان دريائي از پولاد و سنگ در من مي گذرد
***
در گذر گاه نسيم سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
در گذرگاه باران سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
در گذر گاه سايه سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام
نيلوفر و باران در تو بود
خنجر و فريادي در من
فواره و رؤيا در تو بود
تالاب و سياهي در من
در گذرگاهت سرودي دگر گونه آغاز كردم
***
من برگ را سرودي كردم
سر سبز تر ز بيشه
من موج را سرودي كردم
پرنبض تر ز انسان
من عشق را سرودي كردم
پر طبل تر زمرگ
سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودي كردم
پرتپش تر از دل دريا
من موج را سرودي كردم
پر طبل تر از حيات
من مرگ را
سرودي كردم
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 854
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 361 بار
- سپاسهای دریافتی: 834 بار
باز هم قلبي به پايم اوفتاد
باز هم چشمي به رويم خيره شد
باز هم در گير و دار يک نبرد
عشق من بر قلب سردي چيره شد
باز هم از چشمه لبهاي من
تشنه اي سيراب شد،سيراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروي در خواب شد در خواب شد
بر دو چشمش ديده ميدوزم به ناز
خود نميدانم چه ميجويم در او
عاشقي ديوانه خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو
او شراب بوسه ميخواهد زمن
من چه گويم قلب پر اميد را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاويد را
من صفاي عشق ميخواهم از او
تا فدا سازم وجود خويش را
او تني ميخواهد از من آتشين
تا بسوزاند در او تشويش را
او به من گويد اي آغوش گرم
مست نازم کن، که من ديوانه ام
من به او گويم که اي نا آشنا
بگذر از من، من ترا بيگانه ام
آه از اين دل، آه از اين جام اميد
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بيگانه اي
اي دريغا، کس به او ارزش نخواند
فروغ فرحزاد
باز هم چشمي به رويم خيره شد
باز هم در گير و دار يک نبرد
عشق من بر قلب سردي چيره شد
باز هم از چشمه لبهاي من
تشنه اي سيراب شد،سيراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروي در خواب شد در خواب شد
بر دو چشمش ديده ميدوزم به ناز
خود نميدانم چه ميجويم در او
عاشقي ديوانه خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو
او شراب بوسه ميخواهد زمن
من چه گويم قلب پر اميد را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاويد را
من صفاي عشق ميخواهم از او
تا فدا سازم وجود خويش را
او تني ميخواهد از من آتشين
تا بسوزاند در او تشويش را
او به من گويد اي آغوش گرم
مست نازم کن، که من ديوانه ام
من به او گويم که اي نا آشنا
بگذر از من، من ترا بيگانه ام
آه از اين دل، آه از اين جام اميد
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بيگانه اي
اي دريغا، کس به او ارزش نخواند
فروغ فرحزاد

- پست: 854
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 361 بار
- سپاسهای دریافتی: 834 بار
نمي دانم...
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد
گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پي در پي دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد
گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پي در پي دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
امشب در سر شوري دارم
امشب در دل نـــــوري دارم
باز امشب در اوج آسمانــم
رازي باشد با ستارگانـــــم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويـــــــــي دورم
از شادي پر گيرم که رســــــم به فلک
سرود هستي خوانم در بر حور و ملک
بر آسمانها غوغـــا فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويــــــــــي دورم
با ماه و پروين سخنــــي گويم
وز روي مه خود اثـــــري جويم
جان يابم زين شبها
ماه و زهره را به طـــــــرب آرم
از خود بي خبرم، ز شعف دارم
نغمـــــه اي بر لبه
اين براي renger كه واقعا امشب يكسره شور و شوقه
امشب در دل نـــــوري دارم
باز امشب در اوج آسمانــم
رازي باشد با ستارگانـــــم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويـــــــــي دورم
از شادي پر گيرم که رســــــم به فلک
سرود هستي خوانم در بر حور و ملک
بر آسمانها غوغـــا فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويــــــــــي دورم
با ماه و پروين سخنــــي گويم
وز روي مه خود اثـــــري جويم
جان يابم زين شبها
ماه و زهره را به طـــــــرب آرم
از خود بي خبرم، ز شعف دارم
نغمـــــه اي بر لبه
اين براي renger كه واقعا امشب يكسره شور و شوقه
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
دلم مي خواد بهار بياد شكوفه ها به بار بياد
تو اين ديار غم نباشه مهر و صفا تو هيچ دلي كم نباشه
دلم مي خواد با هم باشيم مثل گذشته هاي دور يكي باشيم رها باشيم
دلم مي خواد كينه ها از دلم بره عشق بياد به ديدنم ظلم بره ستم بره
تو اين ديار غم نباشه مهر و صفا تو هيچ دلي كم نباشه
دلم مي خواد با هم باشيم مثل گذشته هاي دور يكي باشيم رها باشيم
دلم مي خواد كينه ها از دلم بره عشق بياد به ديدنم ظلم بره ستم بره
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه


