صفحه 6 از 54
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۴۱ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
کنداليني, منظورت رو درک مي کنم. ولي در هر صورت اين فروم قوانيني دارد که بايد رعايت شود. سکوت را من هم قبول دارم خودتان هم مي بينيد در برابر تمام اين جملات زيبا سکوت مي کنم. پس از شما دوست گرامي هم تقاضا دارم بدون فرستادن پست هاي خالي سکوت را نشان دهيد.

ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۴:۵۰ ب.ظ
توسط sara
کنداليني,
انسان از خود شناسی که به خدا شناسی می رسه
انسان از طریق تفکر و تعمق در حکمت و آثار و بر کات و نعمات عینی وجود خودش به اهمیت آنها در زندگی فردی و اجتماعی پی میبره و از این طریق هنر و خلاقیت خالق خودش را می شناسه
آیا در وجود خودتان نمی اندیشید و در وجود خودتان با چشم بصیرت نمی نگرید ؟؟؟
اگر انسان نتونه به درون خودش پی ببره و خودشو نشناسه که نمی تونه خدا رو بشناسه باید خودشناسی باشه تا انسان خدا رو بشناسه
راستی احتجاج و استدلال خداوند چقدر زیباست و چقدر مدبرانه که با بیان بخشی از آیات محسوس قوای نهفته در وجود انسان از قبیل عقل و فکر و فطرت را به فعلیت می کشاند و انسان رو از نعمتها و رحمتهای خود آگاه میکنه تا انسان
با تعمق در وجود خودش و دیگر موجودات پی به خالق جهان ببره
ارسال شده: پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۵۳ ق.ظ
توسط sara
الهی!
بی مدد و عنایتت هیچم،از هیچ هم کمتر.نخواه که هیچ بمانم.می خواهم برای خودم که نه برای تو کسی باشم.
مولای!
از خویش بر خویش می لرزم،از وسوسه ی نفس در هراسم،آنچنان از خود به تنگ آمده ام که بر تو پناه آورده ام.چنینم مپسند راهی نشانم ده و پناهم باش.
یا رب!
از خویش می گریزم چرا که توان ستیز با خود ندارم.
الهی!
عمری در بزم غفلت بودم و دربند تن،غلام نفس بودم و عبد من،هم از تن به تنگ آمدم هم از من،گاه آن رسیده است که به عزم رزم برخیزم.
******************************************************
خدايا!، زنده کن شوق دعا را
شبي سرشار کن از خويش ما را
ببين! چشم انتظاران بهاريم
پر از آدينه کن تقويم ها را
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۵, ۹:۲۸ ق.ظ
توسط essi10
به كمك همه بچه هاي سايت احتياج دارم
من عاشق دختري هستم و فوق العاده دوستش دارم طوري كه بدون اون نمي تونم زندگي كنم
اما اخيرا اين دختر نسبت به من بي اعتنا شده و كم محلي مي كنه البته اينم بگم كه اونم مثل من منو خيلي دوست داره
طوريكه ميگه من تمام زندگيشم اما نميدونم چرا اين چند وقته تقريبا از بعد از تعطيلات تا حالا به من كم محلي ميكنه و هيچ توجهي بهم نداره البته اينم بگم كه اگر كسي فكر كرد كه شايد پپاي كس ديگري باشه بايد بگم كه مطمئنم كه پاي هيچكسي در ميون نيست
مي خواستم يه تاپيك جداگانه براش باز كنم ديدم الكي شلوغش مي كنم بعد چشم به متن اين تاپيك افتاد گفتم يا حق مي رم و ميگم شايد فرجي شد و من تونستم اونو به طرف خودم بكشم
واز همگي هم معذرت مي خوام كه تاپيك رو خراب مي كنم ولي چه كنم شما خودتون رو بزاريد جاي من دو سال با كسي باشيد كه هم شما وهم اون همديگه رو دوست داشته باشيد و يكباره همه چيز عوض بشه
خ.اهشا بشتابيد براي كمك به من كه دارم ميميرم
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۲۶ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
esmail1, مشکل ساده اي نيست . کم محلي معشوقه با دانستن اين موضوع که پاي کس ديگري در ميان نيست.
نمي دونم شايد فکر مي کني پاي کس ديگري وسط نیست ولي اگه مطمئيني پاي کسي در ميون نيست احتمالا ازت خسته شده بايداخلاق و رفتارت رو عوض کني . شايد در اين دوسال زياد يکنواخت بوديد و از يکنواحتي خسته شده. گاه گداري تغيير در رفتار و اخلاق و بيرون آمدن از يکنواختي کمک موثري مي کند.

ارسال شده: سهشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۱۷ ق.ظ
توسط essi10
خدا شاهده من هر كاري كه از دستم بر ميومد انجام دادم خودمو تغيير دادم حرف زدنم رو تغيير دادم بيشتر بهش ابراز علاقه كردم اما نشد كه نشد اما من مطمئنم كه پاي كس ديگه اي در ميون نيست ولي نميدونم چرا اينطوري شده من هر كاري كه بهش بگم نكن ميره همون كار رو ميگنه و بالعكس خواهشاً هر كي ميدونه كه ميتونه بهم كمك كنه برام يه چيزي بنويسه من دست تك تك بچه ها رو مي بوسم واز تو آرمين جان متشكرم
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۵۳ ق.ظ
توسط Mahdi1944
esmail1 اسماعيل جان من اطلاعي از اتفاق و رويدادهايي كه بين شما گذشته ندارم، اما معمولا ثبات باعث علاقه ميشه؛ به نظر من خستگي از اخلاق نيست، از نوع رفتار فرد هست، هر انساني بعضي اوقات متفاوت ميشه و مثلا بيحوصله و .... (بعضيها زندگي خودشون رو ارزيابي ميكنند و ....) ميشه كه زودگذر هست و نبايد اون رو به حساب بيعلاقگي فرد گذاشت، من پيشنهاد ميكنم رفتار خودتون رو با اون هماهنگ كنيد، اما اخلاق در صورتي كه تغيير كنه تبعاتي ممكنه به همراه داشته باشه
اميدوارم مشكل شما هر چه كه هست و بوده به زودي حل بشه

ارسال شده: سهشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۲ ب.ظ
توسط Leila
esmail1,
شايد از طرف شما پاي كسي در ميون نباشه
ولي از طرف اون دختر خانوم نه
و اينكه كسي كه تنوع طلب باشه نمي تونه اخلاقشو عوض كنه
شايد يكي رو ديده و از اون خوشش اومده .
و لي نظرم اينه كه شما هم يه مقدار بش بي محلي كنين ببينين چي پيش مياد چون دخترا از اين كار خيلي بدشون مياد اگه اومد طرفتون مي فهمين كه داره خودشو براتون لوس مي كنه

ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۰۴ ق.ظ
توسط essi10
اگر جواب ميده حتما اين كار رو مي كنم ولي صد در صد مطمئنم كه پاي كس ديگري در ميون نيست
واز شماها تشكر ميكنم امشب كه بهش زنگ بزنم اين كار هم با اينكه دلم نمياد انجام ميدم
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۰۴ ب.ظ
توسط Leila
حالا انجام دادنش ضرر نداره
به امتحانش مي ارزه در غير اين صورت يه راه ديگري رو در نظر بگير

ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۵۵ ق.ظ
توسط essi10
ليلا خانم از راهنماييتون ممنوه من اين كار رو ديشب انجام دادم يعني بي محلي كردم و اونوقت اون زد زير گريه جاتون خالي ما هم دل نازكيم باهاش گريه كرديم تا اينكه گفت مي خواسته امتحانم بينه من واقعا براي دوست داشتن دوستش ئارم يا نه
و گفت يعنبي قول داد كه هيچ وقت با من اين رفتار رو نكنه من هم پذيرفتم بعدش هم تا دمدماي صبح با هم حرف ميزديمو مي خنديديم و من از همين دست ليلا خانم رو مي بوسم كه اين كمك بزرگ رو در حق من كرد مرسي از همتون
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۴ ب.ظ
توسط Leila
خواهش مي كنم جناب
اميدوارم هميشه با هم خوب و خوش باشين
منم خوشحال كردين پس مواظب باشين ديگه به هم ديگه كم محلي نكنين و قدر همديگرو بدونين
